چگونه سرمایه‌گذاری‌های چین در خلیج فارس به ثمر نشست؟
پکن؛ برنده خاموش جنگ ایران و آمریکا؛

چگونه سرمایه‌گذاری‌های چین در خلیج فارس به ثمر نشست؟

۳۱ خرداد ۱۴۰۵

در حالی که توجه بسیاری از تحلیلگران به پیامدهای سیاسی و امنیتی جنگ خاورمیانه و توافق حاصل‌شده میان تهران و واشنگتن معطوف شده است، تحولات اخیر از زاویه‌ای دیگر نیز قابل بررسی است؛ زاویه‌ای که در آن چین، بدون مشارکت مستقیم در درگیری‌ها و بدون ایفای نقش نظامی و به واسه سرمایه‌گذاری‌های گذشته در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند بیشترین منافع بلندمدت اقتصادی و ژئوپلیتیکی را از پایان بحران به دست آورد.

به گزارش نماد اقتصاد، پس از امضای تفاهم‌نامه میان ایران و ایالات متحده، لین جیان سخنگوی وزارت امور خارجه چین اعلام کرد که تمامی طرف‌های مرتبط با جنگ، باید در مسیر صلح و ثبات منطقه‌ای حرکت کنند. این موضع‌گیری در ظاهر یک واکنش دیپلماتیک متعارف بود، اما در واقع بازتاب‌دهنده نگاه راهبردی پکن به تحولات خاورمیانه و اهمیت ثبات در یکی از حیاتی‌ترین مناطق تامین انرژی جهان محسوب می‌شود.

هرمز؛ شریان حیاتی اقتصاد آسیا

بخش عمده مباحث مطرح‌شده پیرامون توافق ایران و آمریکا بر موضوعاتی همچون تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای ایران و پیامدهای سیاسی آن متمرکز بوده است. با این حال، اهمیت واقعی این توافق را باید در امنیت تنگه هرمز جست‌وجو کرد؛ گذرگاهی که یکی از مهم‌ترین شاهراه‌های انتقال انرژی جهان محسوب می‌شود.

براساس آمارهای بین‌المللی، در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت خام از تنگه هرمز عبور کرده که معادل بیش از یک‌سوم تجارت دریایی نفت جهان بوده است. علاوه بر این، حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) نیز از این مسیر انجام شده که بخش عمده آن از قطر به بازارهای آسیایی صادر می‌شود.

در عمل، حدود یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان به این آبراه وابسته است؛ موضوعی که تنگه هرمز را به یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل کرده است.

هزینه‌های اقتصادی بحران برای بازارهای جهانی

جنگ اخیر نشان داد که اختلال در این مسیر آبی تا چه اندازه می‌تواند بر اقتصاد جهانی تاثیرگذار باشد. کاهش تردد نفتکش‌ها، افزایش حق بیمه حمل‌ونقل دریایی و رشد هزینه‌های لجستیکی موجب شد بازارهای انرژی با نوسانات شدید مواجه شوند.

افزایش قیمت نفت و گاز نه تنها کشورهای مصرف‌کننده را تحت فشار گذاشت، بلکه خطر بازگشت موج جدیدی از تورم جهانی را نیز افزایش داد. این مسئله بانک‌های مرکزی جهان را که همچنان درگیر مهار تورم سال‌های اخیر بودند، با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرد.

در این میان، اقتصاد کشورهای آسیایی بیشترین آسیب‌پذیری را داشتند. چین، هند، ژاپن و کره‌جنوبی بخش قابل‌توجهی از نفت خام و گاز مورد نیاز خود را از کشورهای حوزه خلیج فارس تامین می‌کنند و هرگونه اختلال در تنگه هرمز می‌تواند مستقیما امنیت انرژی این کشورها را تهدید کند.

به‌طور خاص، حدود نیمی از واردات نفت خام چین در سال ۲۰۲۵ از مسیر تنگه هرمز انجام شده است؛ آماری که وابستگی قابل‌توجه دومین اقتصاد بزرگ جهان به این گذرگاه را نشان می‌دهد.

راهبرد بلندمدت چین برای امنیت انرژی

پکن طی سال‌های گذشته تلاش کرده است با تنوع‌بخشی به منابع تامین انرژی، بخشی از این ریسک را کاهش دهد. افزایش واردات نفت از روسیه و آسیای مرکزی، توسعه ذخایر راهبردی نفت و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی از جمله اقداماتی بوده که در همین چارچوب دنبال شده است.

با این حال، حتی توسعه گسترده‌ترین شبکه‌های خطوط انتقال نیز قابلیت جایگزینی حجم عظیم نفت و گاز عبوری از تنگه هرمز را ندارد. به همین دلیل، ثبات این آبراه همچنان یکی از ارکان اصلی امنیت انرژی چین محسوب می‌شود.

همین واقعیت مشخص می‌کند که چرا پکن همواره به تحولات خاورمیانه از منظر تجارت، انرژی و ثبات اقتصادی نگاه کرده و کمتر به دنبال حضور نظامی مستقیم در منطقه بوده است.

سرمایه‌گذاری برای نفوذ اقتصادی به جای قدرت نظامی

طی یک دهه گذشته، چین حضور اقتصادی خود را در خاورمیانه به شکل قابل‌توجهی گسترش داده است. سرمایه‌گذاری در بنادر، مناطق صنعتی، کریدورهای حمل‌ونقل و پروژه‌های زیرساختی در قالب ابتکار «کمربند و جاده» بخش مهمی از این راهبرد را تشکیل می‌دهد.

امضای توافق همکاری ۲۵ ساله با ایران، توسعه همکاری‌های انرژی با عربستان سعودی و امارات متحده عربی و همچنین نقش میانجی‌گرانه پکن در آشتی دیپلماتیک تهران و ریاض در سال ۲۰۲۳، همگی در راستای سیاستی قرار دارند که هدف آن تضمین امنیت عرضه انرژی و گسترش نفوذ اقتصادی چین در منطقه است.

برخلاف ایالات متحده که نفوذ خود را عمدتا از طریق ائتلاف‌های امنیتی و حضور نظامی دنبال کرده است، چین تلاش کرده با استفاده از ابزارهای اقتصادی و تجاری جایگاه خود را تثبیت کند.

فرصت‌های جدید در اقتصاد ایران

یکی از مهم‌ترین پیامدهای تفاهم‌نامه اخیر، احتمال بازگشت تدریجی نفت ایران به بازارهای جهانی است. کاهش محدودیت‌های صادراتی می‌تواند عرضه جهانی نفت را افزایش داده و بخشی از نوسانات بازار انرژی را کاهش دهد.

همزمان گزارش‌ها از برنامه‌ریزی برای تشکیل صندوق سرمایه‌گذاری خصوصی با ارزشی در حدود ۳۰۰ میلیارد دلار جهت تامین مالی پروژه‌های توسعه‌ای و بازسازی در ایران حکایت دارد. بخش قابل‌توجهی از سرمایه اولیه این صندوق قرار است توسط شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران فعال در کشورهای خلیج فارس، آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی تامین شود.

در صورت نهایی شدن توافق، این منابع مالی می‌توانند به سمت پروژه‌های انرژی، حمل‌ونقل، زیرساخت، لجستیک و صنایع تولیدی ایران هدایت شوند؛ حوزه‌هایی که شرکت‌های چینی طی سال‌های گذشته حضور قابل‌توجهی در آن‌ها داشته‌اند.

چرا چین بیشترین سود را می‌برد؟

برای چین، مزایای توافق تنها به دسترسی آسان‌تر به نفت ایران محدود نمی‌شود. کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی در خلیج فارس به معنای کاهش هزینه حمل‌ونقل، افت نرخ بیمه کشتیرانی و افزایش امنیت زنجیره‌های تامین در سراسر آسیا است.

همزمان، ثبات بیشتر منطقه شرایط مطلوب‌تری برای فعالیت شرکت‌های چینی در پروژه‌های انرژی، زیرساختی و صنعتی خاورمیانه فراهم می‌کند. این موضوع می‌تواند بازده سرمایه‌گذاری‌های گسترده پکن در منطقه را به طور محسوسی افزایش دهد.

در واقع، اگر امنیت تنگه هرمز به شکل پایدار حفظ شود، چین نه تنها از مزایای انرژی ارزان‌تر بهره‌مند خواهد شد، بلکه جایگاه خود را به عنوان شریک اقتصادی اصلی بسیاری از کشورهای منطقه بیش از پیش تقویت خواهد کرد.

خاورمیانه جدید و جایگاه چین

ناگفته نماند که هنوز نمی‌توان تفاهم فعلی میان آمریکا و ایران را یک صلح پایدار و نهایی دانست. اختلافات بر سر موضوع هسته‌ای، رقابت‌های منطقه‌ای و امکان بازگشت تحریم‌ها همچنان از جمله عوامل ریسک‌زا به شمار می‌روند.

با این حال، یک واقعیت در همین رابطه را نمی‌توان انکار کرد و آن اینکه رقابت در خلیج فارس تنها بر سر مسائل امنیتی یا هسته‌ای نبوده، بلکه بر سر کنترل و حفاظت از مهم‌ترین مسیر انتقال انرژی جهان نیز جریان داشته است.

در همین راستا آمریکا ممکن است تفاهم‌نامه را امضا کرده باشد و ایران نیز از مزایای اقتصادی کوتاه‌مدت آن بهره‌مند شود، اما در افق بلندمدت، بیشترین منفعت راهبردی احتمالا نصیب اقتصاد کشورهای آسیایی خواهد شد. در میان آن‌ها نیز چین بیش از هر کشور دیگری آماده بهره‌برداری از شرایط جدید به نظر می‌رسد.

در مجموع اگر تنگه هرمز بار دیگر به یک مسیر باثبات و قابل اتکا برای تجارت جهانی انرژی تبدیل شود، سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت چین در دیپلماسی انرژی، توسعه زیرساخت‌های منطقه‌ای و گسترش روابط اقتصادی با کشورهای خلیج فارس نه به عنوان یک سیاست محتاطانه، بلکه به عنوان راهبردی موفق و آینده‌نگرانه ارزیابی خواهد شد؛ راهبردی که سود آن بدون ورود مستقیم به میدان نبرد و بدون مشارکت در مذاکرات نهایی میان آمریکا و ایران نصیب پکن شده است.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=66474
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه