انتخابات آمریکا سرنوشت جنگ با ایران را تغییر میدهد؟

با وجود خسارتهای سنگین جنگ ۴۰روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اهداف راهبردی واشنگتن و تلآویو همچنان محقق نشده است؛ چراکه ترامپ در پی دستیابی به توافقی هستهای است که حداقل از برجام بهتر باشد، درحالیکه اسرائیل اهداف گستردهتری را در تضعیف موقعیت سیاسی و منطقهای ایران دنبال میکند. کوروش احمدی، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با نماد اقتصاد با اشاره به تفاوت راهبردهای آمریکا و اسرائیل معتقد است، انتخابات میاندورهای آمریکا، با وجود تأثیر بر موقعیت داخلی ترامپ، بعید است بتواند بهتنهایی منشاء تغییری تعیینکننده در سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال ایران شود.
به گزارش نماد اقتصاد، جنگ ۴۰روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با وجود خسارتهای سنگینی که وارد کرد، نتوانست اهداف راهبردی مورد نظر واشنگتن و تلآویو را محقق کند. کوروش احمدی، کارشناس مسائل بینالملل، معتقد است، آمریکا و اسرائیل از ابتدا اهداف متفاوتی را دنبال میکردند؛ درحالیکه دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، به دنبال دستیابی به توافقی هستهای با ایران بود که بتواند آن را در داخل بهتر از برجام معرفی کند؛ اسرائیل اهداف گستردهتری را در تضعیف ساختار سیاسی و ژئوپلیتیکی ایران دنبال میکرد. به گفته او، انتخابات میاندورهای آمریکا نیز، با وجود اهمیت سیاسی بالایی که برای ترامپ دارد، بعید است بهتنهایی تغییری تعیینکننده در سیاست خارجی واشنگتن و رویکرد آن در قبال ایران ایجاد کند.
اهداف متفاوت واشنگتن و تلآویو از جنگ با ایران
کوروش احمدی، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با «نماد اقتصاد» با اشاره به محققنشدن اهداف آمریکا و اسرائیل از جنگ با ایران گفت: به نظر میرسد ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که میتواند در مدت کوتاهی به یکی از دو نتیجه دست یابد؛ یا ساختار سیاسی ایران را با فروپاشی مواجه کند یا تهران را به پذیرش خواستههای واشنگتن، بهویژه در زمینه برنامه هستهای، وادار سازد. بااینحال، هیچیک از این اهداف محقق نشد.
او با تأکید بر تفاوت اهداف آمریکا و اسرائیل توضیح داد: هدف اصلی ترامپ، دستیابی به توافقی هستهای با ایران است که از نظر او بهتر از برجام باشد. ترامپ از ابتدا برجام را توافقی نامطلوب توصیف کرده و آن را یکی از بدترین توافقهای تاریخ دانسته است. از این منظر، دستیابی به توافقی جدید که بتواند آن را بهعنوان دستاوردی برتر از برجام معرفی کند، برای او اهمیت ویژهای دارد.
به گفته احمدی، چنین توافقی علاوه بر تحقق بخشی از خواسته های ترامپ در ارتباط با سیاست داخلی و جمهوریخواهان، میتواند به او امکان دهد ادعا کند که در مقایسه با دولت اوباما، به توافقی بهتر با ایران دست یافته است. بنابراین، دستیابی به توافق هستهای با شرایطی که ترامپ بتواند آن را یک موفقیت سیاسی معرفی کند، همچنان یکی از اهداف محوری او در قبال ایران به شمار میرود.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه به تفاوت رویکرد اسرائیل اشاره کرد و گفت: اهداف اسرائیل گستردهتر از اهداف ترامپ است. اسرائیل در پی تضعیف ساختار سیاسی و موقعیت منطقهای ایران است و در صورت برخورداری از توان لازم، ممکن است اهدافی فراتر از محدودکردن برنامه هستهای ایران را دنبال کند.
او با اشاره به موقعیت ژئوپلیتیکی اسرائیل افزود: اسرائیل کشوری کوچک در منطقه است که با محدودیتها و چالشهای ژئوپلیتیکی متعددی مواجه است. از این منظر، تضعیف قدرتهای بزرگ منطقه خاورمیانه همواره بخشی از اهداف راهبردی تلآویو بوده است. در مقابل، آمریکا بهعنوان یک قدرت جهانی، الزاماً همان اهداف گسترده اسرائیل را دنبال نمیکند و در سطح منطقه ای ممکن است تنها در پی ایجاد موازنهای جدید در منطقه و دستیابی به توافقی باشد که منافع او را تأمین کند.
احمدی با جمعبندی این تفاوتها تأکید کرد: تاکنون نه اهداف اسرائیل و نه اهداف آمریکا از جنگ محقق نشده است. از این رو، نمیتوان جنگ را از منظر تحقق اهداف اولیه دو طرف، موفقیتی راهبردی برای آنها ارزیابی کرد.
انتخابات میاندورهای آمریکا تغییر تعیینکنندهای در سیاست خارجی ایجاد نمیکند
بخش دیگری از گفتوگو به تأثیر انتخابات میاندورهای آمریکا بر محاسبات دونالد ترامپ و احتمال تغییر سیاست واشنگتن در قبال ایران اختصاص داشت. احمدی معتقد است، نتیجه انتخابات میتواند بر فضای سیاسی داخلی آمریکا و موقعیت ترامپ اثر بگذارد و موجب تضعیف بسیار او شود، اما نباید از این رویداد انتظار تغییرات بنیادین و فوری در سیاست خارجی آن کشور را داشت.
او در اینباره گفت: اگر انتخابات به پیروزی قاطع دموکراتها در هر دو مجلس نمایندگان و سنا منجر شود، این نتیجه بر سیاست داخلی آمریکا تأثیر خواهد گذاشت؛ بااینحال، اثرگذاری آن بر سیاست خارجی، بهویژه در قبال ایران، محدود خواهد بود.
به گفته این کارشناس، بر اساس ساختار سیاسی و قانون اساسی آمریکا، رئیسجمهور اختیارات گستردهای در حوزه سیاست خارجی دارد و کنگره، با وجود برخورداری از ابزارهای نظارتی و بودجهای، لزوماً نمیتواند مانعی تعیینکننده در برابر تصمیمهای اجرایی رئیسجمهور ایجاد کند.
احمدی با اشاره به نقش کنگره در تصویب و کنترل بودجه، بهویژه بودجه نظامی و هزینههای عملیات خارجی، توضیح داد: کنترل منابع مالی یکی از ابزارهایی است که کنگره میتواند از طریق آن بر تصمیمهای دولت اثر بگذارد. بااینحال، سازوکارهای حقوقی و سیاسی متعددی در ساختار سیاسی آمریکا وجود دارد که میتواند دامنه این اثرگذاری را محدود کند. تجربه رؤسای جمهور آمریکا پس ازجنگ جهانی دوم نیز نشان میدهد که دولتها در بسیاری از موارد توانستهاند عملیات خارجی خود را تقریبا بیاعتنا به نظر کنگره پیش ببرند.
او در ادامه به اختیارات رئیسجمهوری در برابر مصوبات کنگره اشاره کرد و گفت: رئیسجمهوری آمریکا از حق وتو برخوردار است و بیاثرکردن این وتو مستلزم کسب آرای دوسوم اعضای هر دو مجلس است؛ شرطی که تحقق آن دشوار است. به همین دلیل، حتی در صورت در اختیار گرفتن کنگره از سوی دموکراتها، نمیتوان فرض کرد که این تغییر بهطور خودکار قدرت مانور ترامپ در سیاست خارجی را بهشدت محدود خواهد کرد.
این کارشناس مسائل بینالملل همچنین تاکید کرد که تغییر ترکیب کنگره بلافاصله پس از انتخابات به معنای تغییر فوری موازنه سیاسی در واشنگتن نیست. در فاصله نزدیک به سه ماه از زمان برگزاری انتخابات تا آغاز به کار کنگره جدید، ترکیب پیشین کنگره همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد و این مسئله میتواند بر امکان اثرگذاری فوری نتیجه انتخابات بر تصمیمهای دولت تأثیر بگذارد.
احمدی در عین حال تأکید کرد که محدودبودن اثر مستقیم کنگره بر سیاست خارجی به معنای کم اهمیتبودن انتخابات برای ترامپ نیست. به گفته او، شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای میتواند در سیاست داخلی برای ترامپ بسیار مشکل زا باشد و نیز از نظر سیاسی و حیثیتی برای شخص او نیز مشکلات جدی ایجاد کند و بر محاسبات او در حوزههای مختلف و نیز بر میراث او اثر بگذارد.
او با اشاره به ویژگیهای شخصیتی ترامپ و حساسیت او نسبت به ارزیابی عملکرد دولتش افزود: نتیجه انتخابات میتواند از این جهت اهمیت داشته باشد که ترامپ احتمالاً نسبت به پیامدهای سیاسی شکست جمهوریخواهان حساس خواهد بود. همچنین ممکن است در یک کنگره دمکرات کاخ سفید مجبور شود با کنگره بر سر موضوعات مختلف سیاست داخلی و خارجی، بدهبستانهایی داشته باشد.
بااینحال، احمدی معتقد است که نمیتوان از نتیجه انتخابات میاندورهای انتظار داشت که بهتنهایی مسیر سیاست آمریکا در قبال ایران را تغییر دهد. به گفته او، هرچند تغییر موازنه در کنگره ممکن است بر فضای سیاسی واشنگتن، مسائل داخلی آمریکا و هزینههای جنگ و محاسبات شخصی ترامپ اثر بگذارد، این عامل بهتنهایی برای پیشبینی تغییر اساسی در رویکرد آمریکا در قبال ایران کافی نیست.
بر این اساس، انتخابات میاندورهای بیش از آنکه مستقیماً تعیینکننده مسیر سیاست خارجی آمریکا باشد، میتواند بر موقعیت داخلی ترامپ و هزینههای سیاسی ادامه جنگ اثر بگذارد. از نگاه احمدی، برای ارزیابی آینده روابط تهران و واشنگتن باید علاوه بر تحولات انتخاباتی آمریکا، اهداف متفاوت دو طرف از جنگ و میزان آمادگی آنها برای دستیابی به توافقی سیاسی را نیز در نظر گرفت.
اخبار مرتبط

آیا معادلات صنعت پتروشیمی در نیمه دوم ۱۴۰۵ تغییر میکند؟

خرید نفت ایران توسط چین در آزمون تحریمها

جنگ ایران و آمریکا چگونه صنعت گردشگری خاورمیانه را زمینگیر کرد؟

شکستِ استراتژی انسداد/ تمام محورهای مواصلاتی کشور باز است

آیا تهران و واشنگتن علیرغم تنشهای اخیر به میز مذاکره برمیگردند؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه