
ارزش کالابرگ ۶۷ درصد آب رفت
مرکز پژوهشهای مجلس میگوید هزینه سبد غذایی مورد بررسی در چند ماه ۶۷ درصد بالا رفته و سهم کالابرگ در تأمین همان سبد از ۴۴ درصد به ۲۶ درصد رسیده است. دو نوبت افزایش اعتبار هم در فروردین و تیرماه ۱۴۰۵ انجام نشده است. برای ادامه طرح تا پایان سال، بیش از ۶۰۰ هزار میلیارد تومان منابع لازم است.
به گزارش نماد اقتصاد، خانواده کالابرگ را دریافت کردهاند. مادر خانواده قبل از رفتن به فروشگاه، فهرست خرید را دوباره نگاه میکند. برنج هست، روغن هست، شیر و ماست و تخممرغ هم باید خریداری شود. مرغ هم از قلم نیفتاده، اما درباره گوشت قرمز از همان اول معلوم است که باید فکر دیگری کرد. چهار نفرند و برای هر نفر یک میلیون تومان کالابرگ دارند؛ در مجموع چهار میلیون تومان.
این چهار میلیون تومان چند ماه قبل، بخشی از خریدشان را پوشش میداد. حالا همان پول را دارند، اما قیمت خیلی از کالاهایی که قرار است با آن بخرند، بالا رفته است. بنابراین خرید ماهانه دیگر فقط به این بستگی ندارد که چه چیزی لازم دارند؛ به این هم بستگی دارد که از میان چیزهای لازم، کدام را میتوانند نخرند.
این قصه یک خانواده مشخص نیست. تصویری است از اتفاقی که افزایش قیمت مواد غذایی میتواند برای خانوادههای کمدرآمد ایجاد کند؛ خانوادههایی که بخش مهمی از درآمدشان صرف خورد و خوراک میشود.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره ادامه طرح کالابرگ، همین وضعیت را با اعداد و اطلاعات مختلف بررسی کرده است. یکی از مهمترین یافتههای گزارش این است که رقم کالابرگ در مرحله جدید به یک میلیون تومان برای هر نفر رسیده، اما با افزایش قیمت کالاها، قدرت خرید همین یک میلیون تومان در چند ماه به شکل محسوسی پایین آمده است.
بر اساس این گزارش، هزینه سبد ۱۱ قلم کالای غذایی از دیماه ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ حدود ۶۷ درصد افزایش داشته است. در دیماه، یک میلیون تومان کالابرگ میتوانست حدود ۴۴ درصد هزینه این سبد را پوشش دهد. این رقم در مردادماه به حدود ۲۶ درصد رسیده است.
یعنی خانواده هنوز همان یک میلیون تومان را میگیرد، اما با آن مقدار کمتری از کالاهای مورد نیازش را میتواند بخرد.
کالابرگ از سال ۱۴۰۱ تا امروز
کالابرگ الکترونیکی در ابتدا با موضوع حذف ارز ترجیحی و حمایت از مردم در برابر افزایش قیمت کالاهای اساسی شکل گرفت. آمادهسازی طرح از سال ۱۴۰۱ آغاز شد و بعد از چند مرحله، به شکل فعلی رسید.
طبق گزارش مرکز پژوهشها، اجرای طرح را میتوان در سه دوره دید. دوره نخست از اسفند ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۳ ادامه داشت. دوره دوم از اسفند ۱۴۰۳ آغاز شد و تا آذر ۱۴۰۴ ادامه پیدا کرد. از دیماه ۱۴۰۴ هم دوره سوم با عنوان «طرح تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم» شروع شد. هدف اصلی این بود که حمایت دولت به جای اینکه در ابتدای مسیر تولید و واردات کالا قرار بگیرد، در نهایت به مصرفکننده برسد؛ یعنی کمک به جایی برسد که مردم بتوانند کالاهای ضروری را خریداری کنند.
در طول اجرای طرح، شبکه بزرگی از فروشگاهها به آن متصل شدند. حدود ۳۳۰ هزار فروشگاه در این شبکه قرار دارند که نزدیک به ۱۳ هزار مورد آنها فروشگاههای زنجیرهای هستند و بقیه را فروشگاههای کوچک و محلی تشکیل میدهند. از طرف دیگر، حدود ۸۹۰۰ فروشگاه به دلیل تخلف از شبکه کنار گذاشته شدهاند. در مرحله جدید نیز تعداد افرادی که تحت پوشش قرار گرفتهاند به حدود ۸۶ میلیون نفر رسیده است؛ یعنی تقریباً ۹۴ درصد جمعیت کشور.
مرکز پژوهشهای مجلس همچنین نوشته است که تا پایان سال ۱۴۰۴، بیش از ۹۸ درصد افراد مشمول، دستکم یک بار در طرح مشارکت کردهاند. این اعداد نشان میدهد کالابرگ دیگر طرحی برای یک گروه کوچک از مردم نیست. بخش بسیار بزرگی از جمعیت کشور با آن سروکار دارند.
مردم با کالابرگ چه میخرند؟
سبد کالابرگ شامل ۱۱ قلم کالای اصلی است: برنج، روغن، ماست، پنیر، شیر، تخممرغ، گوشت قرمز، مرغ، حبوبات، ماکارونی و قند و شکر. این فهرست اتفاقی نیست. بیشتر آنها از کالاهایی هستند که در خرید روزمره خانوادهها جای مشخصی دارند. در نتیجه، وقتی قیمت همین کالاها بالا میرود، فشار آن خیلی سریع به زندگی مردم منتقل میشود.
مرکز پژوهشها برای بررسی این موضوع، هزینه سبد غذایی را با یک معیار مشخص اندازهگیری کرده است؛ سبدی که قرار است نیاز غذایی معینی را تأمین کند.
نتیجه این بررسی نشان میدهد هزینه این سبد از دیماه ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ حدود ۶۷ درصد بیشتر شده است. در همین مدت، رقم کالابرگ تغییر نکرده است. همین فاصله باعث شده سهم کالابرگ از هزینه سبد پایین بیاید؛ از ۴۴ درصد در دیماه به ۲۶ درصد در مردادماه.
برای فهم سادهتر ماجرا، اگر در دیماه یک میلیون تومان میتوانست تقریباً نزدیک به نصف هزینه این سبد را پوشش دهد، چند ماه بعد همان یک میلیون تومان فقط حدود یکچهارم هزینه آن را تأمین میکرد.
قبل از یک میلیون تومان چه خبر بود؟
پیش از اجرای مرحله سوم، رقم کالابرگ کمتر از یک میلیون تومان بود و پرداختها نیز منظم و ماهانه به شکل فعلی انجام نمیشد. در ۹ ماه اول سال ۱۴۰۴، فقط پنج مرحله پرداخت انجام شد؛ در فروردین، خرداد، شهریور، مهر و آذر. سه دهک اول در سه مرحله نخست ۵۰۰ هزار تومان دریافت کردند. این مبلغ در آذرماه به ۶۲۰ هزار تومان رسید. برای دهکهای چهارم تا هفتم نیز مبلغ ۳۵۰ هزار تومان در نظر گرفته شده بود. اجرای همین پنج مرحله حدود ۱۲۵ هزار میلیارد تومان هزینه داشت.
از دیماه ۱۴۰۴، شرایط تغییر کرد و اعتبار هر نفر به یک میلیون تومان در ماه رسید. برای سه دهک اول، این افزایش نسبت به رقم قبلی ۳۸۰ هزار تومان بود. برای دهکهای چهارم تا هفتم، افزایش ۶۵۰ هزار تومان شد. دهکهای هشتم تا دهم نیز برای نخستین بار وارد طرح شدند و آنها هم برای هر نفر یک میلیون تومان اعتبار گرفتند. بنابراین در مرحله جدید، هم مبلغ اعتبار بیشتر شد و هم تعداد افراد مشمول افزایش پیدا کرد.
چرا کالابرگ برای همه یکسان شد؟
در مرحله جدید، تقریباً تمام جمعیت کشور وارد طرح شدند. این تصمیم از یک طرف باعث شد افراد بیشتری از حمایت برخوردار شوند، اما از طرف دیگر هزینه طرح را بسیار بالا برد. وقتی قرار است برای ۸۶ میلیون نفر، هر ماه یک میلیون تومان اعتبار در نظر گرفته شود، هزینه یک ماه به رقم بسیار بزرگی میرسد.
چهار نفر یک خانواده را در نظر بگیریم؛ چهار میلیون تومان در ماه. حالا همین رقم را برای میلیونها خانواده در کشور تصور کنیم. به همین دلیل، هر تغییری در رقم کالابرگ، حتی اگر برای هر نفر چند صد هزار تومان باشد، در مجموع هزینه بسیار بزرگی ایجاد میکند. گزارش مرکز پژوهشها دقیقاً به همین موضوع پرداخته است.
پول پرداخت فعلی از کجا میآید؟
برای اجرای مرحله جدید، دولت ۲.۵ میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برداشت کرده است. در بودجه سال ۱۴۰۵ نیز حدود ۹۶۶ هزار میلیارد تومان برای ادامه طرح از محل هدفمندی یارانهها در نظر گرفته شد و منابع دیگری نیز از محل اختلاف تبدیل ارز و درآمدهای مربوط به آن مورد توجه قرار گرفت.
مرکز پژوهشها برای دوره دیماه ۱۴۰۴ تا تیرماه ۱۴۰۵ حدود ۶۰۸ هزار میلیارد تومان منابع در نظر گرفتهشده برای طرح را بررسی کرده است. هزینه هفت مرحله پرداخت در همین دوره حدود ۶۰۲ هزار میلیارد تومان بوده است. یعنی بخش بسیار بزرگی از منابع موجود، صرف پرداخت همان اعتبار یک میلیون تومانی شده است. برای چهار ماه اول سال ۱۴۰۵ نیز حدود ۳۵۸ هزار میلیارد تومان منابع پیشبینی شده بود. هزینه چهار مرحله پرداخت یک میلیون تومان برای ۸۶ میلیون نفر حدود ۳۴۴ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. بنابراین دولت برای ادامه پرداخت رقم فعلی، منابعی را پیشبینی کرده بود. مشکل از جایی جدیتر میشود که قرار باشد این رقم افزایش پیدا کند.
چرا مبلغی که قرار بود بیشتر شود، بیشتر نشد؟
طبق مقررات طرح، اگر قیمت کالاهای سبد افزایش پیدا کند، اعتبار کالابرگ باید در دورههای مشخص مورد بازبینی قرار گیرد. قرار بود این موضوع در فروردین و تیر ۱۴۰۵ بررسی شود و افزایش اعتبار متناسب با رشد قیمتها انجام شود. اما این دو افزایش اجرا نشد. در نتیجه، رقم کالابرگ همان یک میلیون تومان باقی ماند، در حالی که هزینه کالاهای داخل سبد بالا رفت.
در گفتوگوهایی که درباره ادامه طرح انجام شده نیز تأمین منابع مالی یکی از دلایل اصلی اجرا نشدن افزایش اعتبار عنوان شده است. از نگاه ساده مردم، ماجرا این است: پولی که قرار بود برای خرید کالا استفاده شود، همان مانده، اما کالا گرانتر شده است. از نگاه دولت، افزایش مبلغ برای ۸۶ میلیون نفر به منابع بسیار بیشتری نیاز دارد. برای مثال، افزایش ۱۰۰ هزار تومان برای هر نفر، وقتی در ۸۶ میلیون نفر ضرب شود، به ۸.۶ هزار میلیارد تومان هزینه در هر ماه میرسد.
افزایش ۵۰۰ هزار تومان برای هر نفر نیز در یک ماه حدود ۴۳ هزار میلیارد تومان هزینه اضافه ایجاد میکند. به همین دلیل، حتی افزایشهایی که برای یک فرد کوچک به نظر میرسند، وقتی برای کل جمعیت اجرا شوند، هزینه سنگینی دارند.
منابع دیگری هم وجود دارد
گزارش مرکز پژوهشها فقط از کمبود منابع صحبت نمیکند. در آن به منابعی اشاره شده که میتوانند بخشی از نیاز مالی طرح را تأمین کنند. یکی از این موارد حدود ۳۲۴ هزار میلیارد تومان طلب دولت از فروش گاز به صنایع است که در محاسبات منابع طرح لحاظ نشده است. اگر این مطالبات وصول شود، میتواند بخشی از فشار مالی طرح را کاهش دهد.
گزارش همچنین به منابع حاصل از تبدیل ارز نفتی اشاره کرده است. بر اساس بررسی مرکز پژوهشها، همه منابعی که میتوانست برای تقویت کالابرگ استفاده شود، به افزایش اعتبار آن اختصاص پیدا نکرده و بخشی از منابع برای جبران دیگر نیازهای بودجهای مورد استفاده قرار گرفته است.
در واقع، دولت همزمان با کالابرگ، هزینههای دیگری نیز دارد و باید بین این هزینهها منابع محدود خود را تقسیم کند. این موضوع یکی از بخشهای مهم گزارش است؛ اینکه افزایش کالابرگ فقط به پیدا کردن یک منبع پولی جدید خلاصه نمیشود و باید درباره اینکه چه کسانی، چه مقدار و برای چه مدتی مشمول حمایت باشند هم تصمیم گرفت.
کالابرگ در برابر گرانی مواد غذایی
برای خانوادههای کمدرآمد، قیمت مواد غذایی اهمیت زیادی دارد، چون بخش بزرگی از درآمد آنها صرف خرید خوراک میشود. وقتی قیمت کالاها بالا میرود، خانواده نمیتواند به همان راحتی هزینه غذا را حذف کند. ممکن است مقدار گوشت کمتر شود، خرید لبنیات کاهش پیدا کند، مرغ جای گوشت قرمز را بگیرد یا برنج ارزانتر انتخاب شود. کالابرگ قرار است بخشی از این فشار را کم کند. اما اگر مبلغ آن ثابت بماند و قیمتها بالا برود، کمک دولت هم به تدریج کوچکتر میشود.
گزارش مرکز پژوهشها با همان عدد ۴۴ درصد به ۲۶ درصد این اتفاق را نشان داده است. این شاید مهمترین عدد گزارش برای مردم باشد. چون به جای اینکه فقط بگوییم «قیمتها بالا رفته»، نشان میدهد این افزایش قیمت چه اثری بر خود کالابرگ گذاشته است.
آیا افزایش برای همه باید یکسان باشد؟
مرکز پژوهشها در پیشنهادهای خود، افزایش یکسان اعتبار برای همه را توصیه نکرده است. پیشنهاد این مرکز این است که ابتدا اعتبار دهکهای پایینتر و افراد تحت پوشش نهادهای حمایتی حدود ۶۰ درصد افزایش پیدا کند. بعد از آن، با توجه به منابعی که به دست میآید، حمایت از گروههای دیگر نیز به صورت مرحلهای افزایش پیدا کند. دلیلش این است که خانوادههای کمدرآمد معمولاً سهم بیشتری از پولشان را صرف غذا میکنند. اگر یک خانواده پردرآمد چند درصد از درآمدش را برای غذا خرج کند، خانواده کمدرآمد ممکن است بخش بسیار بزرگتری از درآمدش را برای خرید مواد غذایی کنار بگذارد. پس افزایش قیمت غذا برای این دو خانواده اثر یکسانی ندارد.
گزارش همچنین به مشکل شناسایی خانوارها اشاره دارد. اطلاعات اقتصادی مردم ممکن است تغییر کند و اگر اطلاعات بهروز نباشد، ممکن است فردی که امروز درآمد پایینی دارد، همچنان در گروه دیگری قرار گرفته باشد. به همین دلیل، مرکز پژوهشها پیشنهاد میکند اطلاعات مرتب بهروز شود و به جای حذف سریع افراد، حمایت به شکل تدریجی تنظیم شود.
یک پیشنهاد دیگر؛ خود کالا به جای اعتبار
مرکز پژوهشها یک راه دیگر را هم مطرح کرده است. در مقررات طرح، فقط پرداخت اعتبار خرید پیشبینی نشده و امکان حمایت به شکل خود کالا نیز وجود دارد. یعنی در کنار اعتبار فعلی، دولت میتواند در شرایطی که قیمتها به شدت بالا میرود، کالاهای ضروری را به صورت مستقیم در اختیار گروههای هدف قرار دهد. این شیوه میتواند کمک را دقیقتر به سمت مواد غذایی ضروری ببرد. البته برای اجرای آن، نیاز به مقررات و سازوکار مشخص وجود دارد و طبق گزارش، وزارتخانه مربوطه هنوز پیشنهادهای لازم را برای اجرای این بخش ارائه نکرده بود.
اجرای طرح در فروشگاهها
کالابرگ فقط یک عدد روی حساب خانوار نیست؛ پشت آن شبکه بزرگی از فروشگاهها قرار دارد. حدود ۳۳۰ هزار فروشگاه در طرح حضور دارند. در شش مرحله اول اجرای دوره جدید، تسویه حساب فروشگاهها حداکثر ظرف ۲۴ ساعت انجام شده بود. اما در مرحله هفتم، پرداختها با مشکل روبهرو شد و تسویه با تأخیر انجام گرفت. مطالبات فروشگاهها تا ۳۱ تیرماه تسویه شد و تا ۲۴ مردادماه حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان مطالبه از سوی فروشگاهها ثبت شده بود. این بخش از طرح برای مردم هم مهم است. اگر فروشگاه پول خود را به موقع نگیرد، ممکن است در ادامه نسبت به پذیرش کالابرگ دچار مشکل شود یا خرید با اعتبار برای مشتری سختتر شود.
هزینهای که فقط مربوط به کالابرگ نیست
گزارش مرکز پژوهشها برای بررسی هزینههای حمایت از مردم، به سالهای قبل هم برگشته است. در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۳.۴ میلیارد دلار ارز ترجیحی اختصاص داده شد. در سال ۱۴۰۴ نیز تا دیماه حدود ۱۱.۲ میلیارد دلار برای نهادههای کشاورزی و دارو و تجهیزات پزشکی هزینه شده بود؛ حدود ۸.۱ میلیارد دلار برای نهادههای کشاورزی و ۳.۱ میلیارد دلار برای دارو و تجهیزات پزشکی. ۱.۵ میلیارد دلار نیز برای ذخایر راهبردی اختصاص یافته بود. مرکز پژوهشها در این بخش تأکید میکند که هزینه حمایت از مردم را نمیتوان فقط به خود کالابرگ مربوط دانست. در همان سال، دولت برای ارز ترجیحی نیز با کمبود منابع روبهرو بوده است. سهم ارزی دولت حدود ۷.۵ میلیارد دلار در نظر گرفته شده بود، در حالی که تا دیماه حدود ۱۱.۲ میلیارد دلار هزینه شده بود. در کنار آن، ۲.۶ میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برای کالابرگ اختصاص پیدا کرد.
این سابقه نشان میدهد حمایت از قیمت و معیشت مردم، چه از مسیر ارز ترجیحی و چه از مسیر کالابرگ، به منابع بسیار بزرگی نیاز دارد.
شش ماه بعد چه میشود؟
مرکز پژوهشهای مجلس برای ادامه طرح تا پایان سال ۱۴۰۵، بیش از ۶۰۰ هزار میلیارد تومان منابع مورد نیاز برآورد کرده است. تأمین این پول قطعی و بدون نگرانی نیست. در گزارش، شرایطی مانند کاهش صادرات نفت، مشکل در فروش نفت، کاهش تولید و فروش گاز و حتی پیامدهای احتمالی جنگ و محدودیتهای دریایی به عنوان عواملی مطرح شدهاند که میتوانند درآمدهای دولت را تحت تأثیر قرار دهند. یعنی ممکن است دولت امروز بتواند مبلغ فعلی را پرداخت کند، اما برای چند ماه بعد به منابع تازهای نیاز داشته باشد. همین موضوع باعث شده مرکز پژوهشها بر منابع پایدار تأکید کند.
اگر مبلغ کالابرگ بالا برود، باید بتوان آن را ادامه داد. اگر مبلغ بالا برود و چند ماه بعد منابع تمام شود، طرح دوباره با مشکل روبهرو خواهد شد. آخر ماجرا دوباره به همان سفره برمیگردد
در تمام این گزارش، اعداد بزرگی دیده میشود؛ ۸۶ میلیون نفر، ۳۳۰ هزار فروشگاه، صدها هزار میلیارد تومان منابع، میلیاردها دلار ارز.اما نتیجه همه این اعداد در یک جای ساده دیده میشود: خانه مردم.
همان خانواده چهار نفره را در نظر بگیریم. چهار میلیون تومان اعتبار دارند. مادر دوباره فهرست خرید را نگاه میکند. برنج باید باشد. روغن باید باشد. شیر و تخممرغ هم لازم است. مرغ هم باید خریداری شود. چهار میلیون تومان هنوز در حسابشان هست. اما حالا باید بین کالاهایی که همه ضروری به نظر میرسند، انتخاب کنند.
مرکز پژوهشهای مجلس میگوید هزینه سبد غذایی مورد بررسی در چند ماه ۶۷ درصد بالا رفته و سهم کالابرگ در تأمین همان سبد از ۴۴ درصد به ۲۶ درصد رسیده است. دو نوبت افزایش اعتبار هم در فروردین و تیرماه ۱۴۰۵ انجام نشده است. برای ادامه طرح تا پایان سال، بیش از ۶۰۰ هزار میلیارد تومان منابع لازم است.
در نهایت، برای کسی که پشت قفسه فروشگاه ایستاده، همه این محاسبات یک سؤال ساده دارد: با پولی که در اختیارم گذاشتهاند، چند قلم از چیزهایی را که خانوادهام لازم دارد، میتوانم بخرم؟ اگر جواب این سؤال نسبت به چند ماه قبل کمتر شده باشد، حتی بدون اینکه رقم کالابرگ روی کاغذ تغییر کند، ارزش واقعی آن برای خانواده تغییر کرده است.
اخبار مرتبط

کالابرگ مهرماه فردا شارژ میشود؛ مشمولان بخوانند

چرا سیاستهای یارانهای به بهبود پایدار معیشت منجر نمیشوند؟

افزایش اعتبار کالابرگ در دو مرحله انجام میشود / کدام خانوارها در اولویت هستند؟

ثبت نام افزایش اعتبار کالابرگ نوبت بندی شد

مهلت ثبت اطلاعات برای افزایش رقم کالابرگ تمدید می شود؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه