
گردشگری سلامت ایران میان مزیت پزشکی، پولهای ارزی و سایه جنگ
در سال ۲۰۱۹ حدود ۱۲۹ هزار و ۹۱۶ گردشگر پزشکی در بیمارستانهای ایران ثبت شده بودند. این عدد نشان میدهد که میان آنچه در زبان سیاستگذاری «گردشگر سلامت» نامیده میشود و آنچه واقعاً در بیمارستان به عنوان بیمار خارجی ثبت میشود، فاصله قابل توجهی وجود دارد.
به گزارش نماد اقتصاد، صبح هنوز کامل روشن نشده که هواپیمای مسافربری در فرودگاه مینشیند. میان مسافرانی که چمدان به دست از گیت عبور میکنند، خانوادهای هم هست که برای تفریح نیامدهاند. مقصدشان هتل و بازار نیست؛ بیمارستان است. یکی از آنها بیمار است و دیگری همراه. چند روز، شاید چند هفته، قرار است در ایران بمانند؛ برای درمان، برای عمل، برای چیزی که نمیشود به تعویقش انداخت.
آنها با یک بلیت وارد ایران میشوند، اما با یک هزینه بسیار بزرگتر از قیمت بلیت از کشور خارج میشوند. هزینه پزشک و بیمارستان، اقامت، غذا، رفتوآمد، دارو، مترجم و گاهی اقامت طولانیتر برای دوره نقاهت. پولی که همراه بیمار وارد کشور میشود، فقط به حساب بیمارستان نمیرود؛ در هتل، تاکسی، رستوران، داروخانه و کسبوکارهای کوچک شهری هم پخش میشود. این همان نقطهای است که «گردشگری سلامت» از یک فعالیت درمانی فراتر میرود و به یک صنعت اقتصادی تبدیل میشود.
ایران سالهاست بخشی از این بازار را در اختیار دارد؛ بازاری که بر اساس اظهارات مسئولان، درآمد سالانه آن به حدود یک میلیارد دلار میرسد. برای سال ۲۰۲۴ نیز از حضور حدود یک تا ۱.۲ میلیون گردشگر سلامت در کشور سخن گفته شده است.
عدد بزرگی است، اما یک تبصره مهم دارد: این آمار لزوماً به معنای یک میلیون بیمار خارجی بستری یا تحت عمل نیست. تعریف «گردشگر سلامت» در ایران گستردهتر از «بیمار بینالمللی ثبتشده در بیمارستان» است و همین تفاوت، خواندن آمار این صنعت را دشوار میکند.
اگر به دادههای بیمارستانی برگردیم، تصویر کوچکتر اما دقیقتری میبینیم. در سال ۲۰۱۹ حدود ۱۲۹ هزار و ۹۱۶ گردشگر پزشکی در بیمارستانهای ایران ثبت شده بودند. این عدد نشان میدهد که میان آنچه در زبان سیاستگذاری «گردشگر سلامت» نامیده میشود و آنچه واقعاً در بیمارستان به عنوان بیمار خارجی ثبت میشود، فاصله قابل توجهی وجود دارد.با این حال، اصل ماجرا تغییر نمیکند: ایران در این بازار پول به دست میآورد.
پول البته تنها دلیل آمدن بیمار خارجی نیست. ایران برای بخشی از بیماران کشورهای اطراف، ترکیبی از قیمت، تخصص و فاصله جغرافیایی است. درمانی که ممکن است در یک کشور دیگر هزینه بسیار بیشتری داشته باشد، در ایران با هزینه پایینتری انجام میشود؛ در حالی که بیمار همچنان به پزشک متخصص و مراکز درمانی مجهز دسترسی دارد. فاصله هم کوتاه است. برای بیماری که از عراق، افغانستان یا جمهوری آذربایجان میآید، ایران مقصدی دوردست و ناشناخته نیست.
این نزدیکی فقط جغرافیایی نیست. در بسیاری از موارد، زبان و فرهنگ و روابط خانوادگی و اجتماعی نیز بیمار را به سمت ایران میکشاند. وقتی قرار است آدمی در سختترین روزهای زندگیاش وارد یک کشور خارجی شود، آشنایی فرهنگی به خودی خود بخشی از امنیت است.
به همین دلیل، داستان گردشگری سلامت ایران را باید از همسایگی شروع کرد.
افغانستان و عراق مهمترین مشتریان بازار درمان ایران بودهاند. در دادههای سال ۲۰۱۹، از حدود ۱۳۰ هزار بیمار خارجی ثبتشده در بیمارستانها، بیش از ۶۳ هزار نفر از افغانستان و بیش از ۵۰ هزار نفر از عراق بودند. بعد از این دو بازار، جمهوری آذربایجان و عمان قرار داشتند. همین اعداد نشان میدهد که ستون اصلی گردشگری پزشکی ایران هنوز در اطراف مرزهای کشور قرار دارد؛ در بازاری که بیمار میتواند با هزینه و ریسک کمتر خود را به پزشک ایرانی برساند.
اما این بیمار دقیقاً برای چه چیزی میآید؟
تصویر قدیمی که گردشگر سلامت را فقط با جراحی زیبایی میشناسد، کامل نیست. بخشی از این بازار به درمانهای تخصصی اختصاص دارد. در دادههای سال ۲۰۱۹، زنان و زایمان با ۱۸ درصد بیشترین سهم را داشت. جراحی چشم ۱۱ درصد بود و ارتوپدی، بیماریهای قلبی و عروقی و تروما هرکدام حدود ۷ درصد از مراجعات را تشکیل میدادند. اورولوژی و جراحی بینی نیز سهم قابل توجهی داشتند. در سالهای اخیر هم مسئولان از زیبایی و درمان ناباروری به عنوان دو حوزه مهم تقاضا نام بردهاند.
در واقع، بیمار خارجی به ایران میآید چون در برخی خدمات، معادله «قیمت به کیفیت» برایش جذاب است.
در عین حال اقتصاد گردشگری سلامت فقط از اتاق عمل عبور نمیکند. یک بیمار خارجی ممکن است با یک همراه وارد کشور شود. اگر درمانش نیازمند چند روز بستری باشد، همراه باید هتل بگیرد. بعد از ترخیص نیز ممکن است چند روزی برای کنترل وضعیت جسمی در مقصد بماند. غذا، حملونقل، مترجم، دارو و خدمات جانبی همه به این زنجیره اضافه میشوند. بنابراین ارزش اقتصادی هر بیمار را نمیتوان فقط با مبلغی که به بیمارستان پرداخت میکند اندازه گرفت.
به همین دلیل است که گردشگری سلامت میتواند برای شهرهایی که مقصد بیماران خارجی هستند، چیزی بیشتر از درآمد بیمارستان باشد. پول بیمار در سطح شهر حرکت میکند. اما همین صنعت که بر اعتماد بنا شده، در برابر ناامنی بسیار شکننده است.
یک گردشگر تفریحی شاید بتواند سفرش را چند ماه عقب بیندازد. بیمار هم ممکن است عملش را جابهجا کند، اما مسئله برای او پیچیدهتر است. او باید بداند پرواز برقرار است، مرز باز است، بیمارستان کار میکند، پزشک در دسترس است و بعد از عمل میتواند بدون دردسر به خانه برگردد.
در چنین شرایطی، جنگ فقط یک خبر سیاسی نیست؛ به بخشی از تصمیم اقتصادی بیمار تبدیل میشود.
در جنگ ۱۲روزه سال ۱۴۰۴، اثر این ناامنی بر ورود گردشگران خارجی بهسرعت دیده شد. رشد ورود گردشگر خارجی که در فروردین آن سال حدود ۴۸ درصد گزارش شده بود، در ماههای بعد بهشدت کاهش پیدا کرد و در خرداد و تیر به ترتیب به منفی ۲۲ و منفی ۵۲ درصد رسید. مقامهای گردشگری همچنین از تأثیر جنگ بر ورود بیماران خارجی سخن گفتند. این اتفاق از نظر اقتصادی یک پیام ساده دارد: بیمار خارجی وقتی احساس کند مقصد قابل پیشبینی نیست، فقط یک سفر را لغو نمیکند؛ ممکن است مقصد درمانی خود را عوض کند و بازار منتظر نمیماند.
رقیب گردشگری سلامت در منطقه
ترکیه در همین منطقه، یکی از رقبای جدی ایران است. این کشور در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۵ میلیون گردشگر سلامت و حدود سه میلیارد دلار درآمد از این بخش گزارش کرده است. البته تعریف آماری ترکیه با ایران یکسان نیست و مقایسه مستقیم این دو عدد علمی نیست، اما همین ارقام نشان میدهد که پول بزرگی در منطقه در گردش است و بیمار گزینههای دیگری هم دارد. در واقع رقیب منتظر نمیماند. بیمار خارجی فقط بین «ایران» و «درمان نکردن» انتخاب نمیکند. او میتواند ترکیه، هند، امارات، اردن، تایلند یا کشورهای دیگر را انتخاب کند. این مقایسه یک واقعیت اقتصادی را نشان میدهد: بازار گردشگری پزشکی در منطقه وجود دارد و بیمار خارجی مقصدهای جایگزین دارد.
هرچه نااطمینانی در ایران بیشتر شود، هزینه فرصت از دست دادن این بیماران نیز بالاتر میرود.
برای ایران، از دست دادن بیمار یعنی از دست رفتن درآمد پزشک و بیمارستان، اتاق هتل، سفر همراه، خرید دارو، حملونقل و تمام زنجیرهای که از حضور او در کشور تغذیه میکند. در دورهای که از آن به عنوان جنگ ۴۰روزه یاد شده نیز برآورد وزارت میراث فرهنگی از خسارت حدود ۲۸.۵ هزار میلیارد تومانی به صنعت گردشگری خبر میداد. این عدد مربوط به کل صنعت گردشگری است و نمیتوان آن را خسارت مستقیم گردشگری سلامت دانست؛ اما نشان میدهد که ناامنی چگونه میتواند گردش مالی یک صنعت وابسته به ورود مسافر خارجی را متوقف کند.
چالش اصلی صنعت گردشگری سلامت
با این حال، شاید جنگ تنها مشکل این صنعت نباشد. گردشگری سلامت ایران هنوز با مسئلهای قدیمیتر دستوپنجه نرم میکند: نبود تصویر دقیقی از اندازه واقعی بازار.
وقتی یک منبع از یک میلیون گردشگر سلامت سخن میگوید و داده بیمارستانی از حدود ۱۳۰ هزار بیمار خارجی حرف میزند، نخستین سؤال باید این باشد که هرکدام دقیقاً چه چیزی را شمردهاند. بدون پاسخ به این سؤال، محاسبه درآمد سرانه بیمار، رشد سالانه بازار و مقایسه ایران با رقبایش دشوار میشود. این ضعف آماری در صنعتی که قرار است درآمد ارزی تولید کند، مسئله کوچکی نیست.
چون اگر ندانیم بیمار خارجی دقیقاً از کجا آمده، برای چه درمانی آمده، چقدر پول خرج کرده و چند روز در کشور مانده، نمیتوانیم بفهمیم کدام بخش بازار سودآورتر است و سرمایهگذاری باید به کدام سمت برود.
با این حال، نشانههای اقتصادی بازار روشن است. اگر درآمد اعلامشده حدود یک میلیارد دلار را مبنا قرار دهیم، گردشگری سلامت همین حالا یک منبع قابل توجه درآمد ارزی برای ایران است. اگر زنجیره هزینههای خارج از بیمارستان را هم در نظر بگیریم، اثر اقتصادی آن گستردهتر میشود.
از سوی دیگر، مقامهای ایرانی از میانگین هزینه حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار برای هر گردشگر سلامت در بازار جهانی سخن گفتهاند. اگر این عدد را صرفاً به عنوان یک سناریوی محاسباتی روی یک تا ۱.۲ میلیون گردشگر سلامت ایران اعمال کنیم، ارزش نظری بازار به حدود ۲.۵ تا ۳.۶ میلیارد دلار میرسد. اما این رقم درآمد واقعی ایران نیست؛ تنها نشان میدهد که اگر تعداد گردشگران اعلامشده با الگوی هزینه جهانی همراه شود، چه اندازه بازاری میتواند شکل بگیرد.
گردشگری سلامت در ایران پایدار می ماند؟
اینجا شاید مهمترین سؤال درباره آینده گردشگری سلامت ایران مطرح شود: آیا ایران قرار است همچنان مقصدی باشد که بیمار همسایه، وقتی به درمان ارزانتر و متخصص نیاز دارد، به آن فکر کند؟ یا میتواند از این بازار منطقهای عبور کند و خود را به یک مقصد بینالمللی درمان تبدیل کند؟
پاسخ فقط در بیمارستان نیست. ایران پزشک دارد، تخصص دارد، هزینه رقابتی دارد و به یک بازار چندصد میلیونی در اطراف خود نزدیک است. اما بیمار خارجی پیش از آنکه کیفیت جراحی را بسنجد، امنیت سفر را میسنجد؛ پیش از آنکه درباره قیمت سؤال کند، درباره امکان بازگشت سؤال میکند؛ و پیش از آنکه پزشک را انتخاب کند، باید به مقصد اعتماد کند. شاید به همین دلیل، آینده این صنعت را نتوان فقط با تعداد پزشکان متخصص یا تعداد بیمارستانها سنجید.
گردشگری سلامت، صنعتی است که در آن اعتماد تبدیل به پول میشود و جنگ، درست در نقطه مقابل آن ایستاده است.
هر بیمار خارجی که وارد ایران میشود، فقط یک پرونده پزشکی نیست؛ یک جریان کوچک ارزی است که از مرز وارد میشود و در اقتصاد شهر پخش میشود. اگر این جریان به دلیل ناامنی متوقف شود، زیان آن فقط روی تابلوی بیمارستان دیده نمیشود؛ اتاق هتل خالی میماند، تاکسی مسافر ندارد، مترجم کاری ندارد و داروخانه یک مشتری خارجی را از دست میدهد.
در نهایت، مسئله گردشگری سلامت ایران شاید همین باشد: کشوری که توان درمان دارد، اما برای تبدیل توان درمان به درآمد پایدار، به چیزی فراتر از پزشکی نیاز دارد؛ به ثبات، اعتماد و تصویری قابل پیشبینی از مقصد.
 copy.webp)

۰ دیدگاه