
اقتصاد مقاوم در زنجیره فولاد چگونه شکل میگیرد؟
نیمه دوم سال برای صنایع بالادست زنجیره فولاد با مجموعهای از متغیرهای برونزا، ناپایداری تامین خوراک، تغییر رفتار خریداران و نوسان قیمتها همراه است. در چنین محیطی، سودآوری یک بنگاه صنعتی صرفا تابع افزایش تولید یا رشد قیمت فروش نیست بلکه به توانایی بنگاه در مدیریت ریسک، کنترل بهای تمامشده، حفظ جریان نقد، تنوعبخشی به بازار و استفاده بهینه از سرمایه و ظرفیتهای تولیدی وابسته است.
به گزارش نماد اقتصاد، نیمه دوم سال برای صنایع بالادست زنجیره فولاد با مجموعهای از متغیرهای برونزا، ناپایداری تامین خوراک، تغییر رفتار خریداران و نوسان قیمتها همراه است. در چنین محیطی، سودآوری یک بنگاه صنعتی صرفا تابع افزایش تولید یا رشد قیمت فروش نیست بلکه به توانایی بنگاه در مدیریت ریسک، کنترل بهای تمامشده، حفظ جریان نقد، تنوعبخشی به بازار و استفاده بهینه از سرمایه و ظرفیتهای تولیدی وابسته است.
شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان نیز با تکیه بر همین رویکرد، مجموعهای از اقدامات مالی، اقتصادی و بازرگانی را برای حفظ تداوم تولید و پایداری تراز مالی دنبال کرده است.
حسین احمدزاده، معاون مالی و اقتصادی شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان اظهار داشت: در شرایطی که متغیرهای بیرونی با سرعت تغییر میکنند، نمیتوان سودآوری را فقط با دو متغیر حجم تولید و قیمت فروش توضیح داد. در یک بنگاه صنعتی سرمایهبر، مسئله اصلی حفظ همزمان تولید، نقدینگی، حاشیه اقتصادی و بازده سرمایه است. بنابراین تصمیمات ما بر مدیریت ریسک، کنترل هزینه، استمرار تولید و حفظ توازن میان درآمد، هزینه و جریان نقد متمرکز است.
وی افزود: از منظر اقتصاد بنگاه، هر تصمیم باید با توجه به هزینه فرصت منابع اتخاذ شود. اگر بخشی از ظرفیت تولید به دلیل کمبود خوراک یا اختلال در بازار بلااستفاده بماند، فقط درآمد بالقوه از دست نمیرود؛ سرمایهای که برای ایجاد آن ظرفیت صرف شده نیز بازده مورد انتظار خود را ایجاد نمیکند. بنابراین استمرار عملیات و کاهش زمانهای توقف، خود یک موضوع مالی و اقتصادی است.
معاون مالی و اقتصادی شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان ادامه داد: تمرکز بر یک مشتری یا یک بازار، ریسک مالی بنگاه را افزایش میدهد. حفظ ارتباط راهبردی با فولاد مبارکه برای ما اهمیت دارد اما همزمان تلاش کردهایم مقاصد فروش را متنوع و از ظرفیت بورس کالا و بازارهای جدید داخلی و خارجی استفاده کنیم.
به گفته احمدزاده، تنوع بازار از دید مدیریت ریسک، موجب کاهش ریسک تمرکز مشتری و افزایش انعطافپذیری جریان درآمد میشود. در شرایط رکود یک بخش از بازار، وجود بازارهای جایگزین کمک میکند موجودی محصول سریعتر به وجه نقد تبدیل شود و سرمایه در گردش کمتر تحت فشار قرار گیرد.
وی در خصوص همکاری با برخی شرکتها برای تبدیل گندله به آهن اسفنجی، مطرح کرد: این نوع همکاری را میتوان در چارچوب بهینهسازی زنجیره ارزش تحلیل کرد. زمانی که بخشی از گندله به آهن اسفنجی تبدیل و سپس برای مصرف خطوط احیا و نورد فولاد مبارکه تحویل میشود، امکان استفاده موثرتر از ظرفیتهای موجود زنجیره فراهم میشود.
معاون مالی و اقتصادی شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان تصریح کرد: در علم حسابداری صنعتی، باید توجه داشت که ارزش اقتصادی محصول فقط به قیمت فروش آن در یک نقطه از زنجیره محدود نیست. باید مجموع هزینههای تبدیل، حمل، انرژی، موجودی و هزینه فرصت سرمایه در گردش را در نظر گرفت و سپس درباره اقتصادیترین مسیر تصمیم گرفت. هدف، افزایش ارزش ایجادشده در کل زنجیره است، نه صرفا افزایش فروش یک حلقه.
ضرورت ایجاد اقتصاد مقاوم در زنجیره فولاد
احمدزاده بیان کرد: در صنایع معدنی و فولادی، خوراک حلقه نخست زنجیره، یک متغیر تعیینکننده برای اقتصاد تولید است. وقتی جریان سنگآهن پایدار نباشد، ظرفیت کنسانتره و گندلهسازی نیز تحت تاثیر قرار میگیرد و هزینه ثابت به ازای هر واحد محصول افزایش مییابد. این موضوع اهمیت زیادی دارد زیرا بخشی از هزینههای کارخانه در کوتاهمدت ثابت است و بنابراین کاهش تولید میتواند باعث افزایش سهم هزینه ثابت در بهای تمامشده هر تن محصول شود. در نتیجه، پایداری خوراک فقط یک مسئله تولیدی نیست بلکه مستقیما بر بهای تمامشده، حاشیه سود و بازده سرمایه اثر میگذارد.
وی در خصوص راهکارهای اقتصادی فولاد سنگان، خاطرنشان کرد: یکی از راهکارهای ما تنوعبخشی به مبادی تامین خوراک بوده است. تامین کنسانتره از مبادی تجاری و خرید سنگ پلاسری در مقاطع مورد نیاز کمک کرده است جریان خوراک کارخانه گندلهسازی متوقف نشود. از دید اقتصادی، این تصمیم نوعی بیمه عملیاتی در برابر ریسک تامین است؛ البته هر منبع جایگزین باید با محاسبه دقیق بهای تمامشده، هزینه حمل، کیفیت خوراک، آثار آن بر مصرف انرژی و بازده فرآیند ارزیابی شود. هدف صرفا خرید خوراک بیشتر نیست بلکه هدف تامین اقتصادی خوراک و حفظ تولید پایدار است.
معاون مالی و اقتصادی شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان در خصوص شرایطی که قیمت محصول به زیر سطح بهای تمامشده برسد، بیان کرد: این موضوع نیازمند تفکیک میان هزینههای ثابت و متغیر و همچنین تحلیل افق زمانی تصمیم است. در کوتاهمدت ممکن است ادامه تولید در برخی شرایط، با اتکا به پوشش هزینههای متغیر و بخشی از هزینههای ثابت نسبت به توقف کامل اقتصادیتر باشد اما این تصمیم باید براساس اطلاعات دقیق و موردی گرفته شود.
احمدزاده تاکید کرد: در افق بلندمدت، هیچ بنگاه صنعتی نمیتواند برای مدت طولانی به دلیل اقتصادی نبودن فرآیند تولید محصول، ادامه وضعیت دهد. بنابراین باید همزمان بر کاهش بهای تمامشده، بهبود بهرهوری، اصلاح ترکیب بازار و مدیریت قیمت و قراردادها تمرکز کرد؛ این همان جایی است که حسابداری مدیریت و تحلیل اقتصادی به تصمیم عملیاتی کمک میکند.
وی نقش مدیریت هزینه و بهرهوری را در نیمه دوم سال این گونه ارزیابی کرد: در شرایط تورمی، کنترل هزینه به معنای کاهش کورکورانه مخارج نیست. مدیریت هزینه یعنی تشخیص هزینههای ارزشآفرین از هزینههایی که ارزش اقتصادی ایجاد نمیکنند و تخصیص منابع به فعالیتهایی که بیشترین بازده را دارند. برای شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان، افزایش بهرهوری تجهیزات، کاهش توقفات، مدیریت مصرف انرژی، بهینهسازی تامین خوراک و کاهش هزینههای لجستیکی همگی میتوانند مستقیما بر بهای تمامشده هر تن محصول اثر بگذارند. در یک بنگاه سرمایهبر، حتی یک بهبود کوچک در بهرهوری، وقتی روی میلیونها تن ظرفیت اعمال شود، اثر مالی قابلتوجهی خواهد داشت.
معاون مالی و اقتصادی شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان یادآور شد: عرضه سازمانیافته در بورس کالا علاوه بر ایجاد ساز وکار شفافتر برای معامله، میتواند به مدیریت بازار و کاهش ریسک فروش کمک کند. برای بنگاه صنعتی، سرعت تبدیل محصول به نقدینگی و پیشبینیپذیری جریان وجوه اهمیت بالایی دارد و هرچه فاصله زمانی میان تولید، فروش و وصول وجه کوتاهتر و قابلکنترلتر باشد، نیاز بنگاه به منابع مالی بیرونی کاهش مییابد و هزینه تامین مالی نیز میتواند مدیریت شود. بنابراین سیاست فروش بخشی از معماری مدیریت مالی بنگاه است.
احمدزاده در خصوص خودتامینی زیرساختی بر این نظر است که در پروژههای صنعتی باید میان سرمایهگذاری اولیه و منافع بلندمدت آن مقایسه انجام شود. اگر یک سرمایهگذاری زیرساختی باعث کاهش ریسک توقف، کاهش هزینه عملیاتی یا افزایش قابلیت اطمینان تولید شود، باید ارزش فعلی منافع آتی آن در کنار هزینه سرمایهگذاری بررسی شود. در شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان، چنین تصمیماتی باید با نگاه چرخه عمر دارایی، نرخ بازده سرمایه و هزینه فرصت منابع ارزیابی شود. صرف اینکه یک پروژه هزینهبر است، به معنای غیراقتصادی بودن آن نیست؛ همانطور که صرف ایجاد زیرساخت نیز به معنای اقتصادی بودن قطعی آن نیست. معیار اصلی، ارزش اقتصادی ایجادشده در طول عمر پروژه است.
وی خاطرنشان کرد: مسیر پیشروی شرکت بر چند محور استوار است؛ حفظ تداوم تولید، تنوعبخشی به بازار و منابع تامین، کنترل بهای تمامشده، ارتقای بهرهوری و مدیریت هوشمندانه سرمایه در گردش. در چنین شرایطی، مدیریت مالی دیگر صرفا ثبت و گزارش رویدادهای مالی نیست بلکه بخشی از فرآیند تصمیمسازی صنعتی است. اطلاعات مالی باید به مدیریت کمک کند بداند کجا سرمایهگذاری کند، کجا هزینه را کاهش دهد، کدام بازار را توسعه دهد و چگونه ریسک توقف یا کاهش تولید را کنترل کند.
به گفته معاون مالی و اقتصادی شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان، هدف نهایی، عبور مقطعی از نوسانات بازار نیست بلکه ایجاد یک مدل اقتصادی مقاوم است که بتواند در برابر تکانههای قیمت، خوراک، انرژی و بازار، تداوم فعالیت و خلق ارزش پایدار فولاد سنگان را تضمین کند.
اخبار مرتبط

فولاد سنگان به دنبال تبدیل پژوهشهای دانشگاهی به راهکارهای عملیاتی صنعت

پارک کودک و مادر؛ نماد تعهد فولاد سنگان به مسئولیتهای اجتماعی

بازدید شبانه مدیرعامل فولاد سنگان از خطوط تولید و واحد حملونقل

راهبرد فولاد سنگان برای توسعه پایدار و تقویت جایگاه تجاری چیست؟

چرا ورود فولاد سنگان به معدنکاری یک تصمیم راهبردی است؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه