
صنعت لاستیک ایران زیر فشار هزینه؛ تایر از دستمزد جلو زد
صنعت لاستیک ایران در سال ۱۴۰۵ در شرایطی فعالیت میکند که از یک سو ظرفیت تولید داخلی بخش مهمی از نیاز بازار را پوشش میدهد و از سوی دیگر، افزایش هزینه مواد اولیه، وابستگی بخشی از نهادهها به واردات و افت قدرت خرید مصرفکنندگان معادله این صنعت را پیچیده کرده است.
به گزارش نماد اقتصاد، صنعت لاستیک ایران در سال ۱۴۰۵ در شرایطی فعالیت میکند که از یک سو ظرفیت تولید داخلی بخش مهمی از نیاز بازار را پوشش میدهد و از سوی دیگر، افزایش هزینه مواد اولیه، وابستگی بخشی از نهادهها به واردات و افت قدرت خرید مصرفکنندگان، معادله این صنعت را پیچیده کرده است.
در چنین شرایطی، تایر دیگر صرفا یک قطعه مصرفی خودرو نیست؛ برای خانوار، به یکی از هزینههای سنگین نگهداری خودرو تبدیل شده و برای تولیدکننده نیز فاصله میان هزینه تولید و توان پرداخت بازار به یک چالش جدی تبدیل شده است.
آخرین برآوردهای اعلامشده نشان میدهد صنعت تایر کشور سالانه حدود ۳۰۰ هزار تن انواع تایر تولید میکند و حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد مواد اولیه مورد نیاز این صنعت از طریق واردات تامین میشود. ارزش ارزی این مواد اولیه نیز بیش از ۳۰۰ میلیون یورو در سال اعلام شده است.
بنابراین بخشی از قیمت نهایی تایر مستقیما یا غیرمستقیم از نرخ ارز، هزینه واردات و شرایط زنجیره تامین اثر میگیرد.
صنعتی که تولید میکند اما هزینههایش هم بالا میرود
تصویر صنعت تایر در ایران، تصویر یک صنعت صرفا وارداتمحور نیست. شرکتهای داخلی بخش قابلتوجهی از نیاز بازار را تامین میکنند و طی سالهای اخیر نیز سرمایهگذاری برای افزایش ظرفیت ادامه داشته است.
اما مسئله صنعت تایر تنها ظرفیت اسمی نیست. زمانی که ۳۵ تا ۴۰ درصد مواد اولیه از خارج تامین میشود، افزایش هزینه حمل، تامین ارز و واردات میتواند بهای تمامشده تولید را بالا ببرد. مدیرعامل یکی از شرکتهای مطرح تایرساز کشور در شهریورماه امسال از تاخیر بیش از دوماهه در ورود مواد اولیه و افزایش هزینه و ریسک تولید خبر داده و هزینه حمل هر کیلو مواد اولیه تایر را حدود یک دلار عنوان کرده است.
در نتیجه، حتی اگر کارخانه داخلی باشد، تمام اجزای قیمت تایر الزاماً داخلی نیست.
مهر ۱۴۰۰ تا مهر ۱۴۰۵؛ لاستیک پراید چند برابر شد؟
برای سنجش فشار هزینهای تایر بر مصرفکننده، میتوان یک کالای کاملا اقتصادی یعنی لاستیک پراید را معیار قرار داد.
سایز استاندارد پراید ۱۶۵/۶۵R۱۳ است. آرشیو قیمتهای بازار در سال ۱۴۰۰ نشان میدهد لاستیکهای ایرانی این سایز در ابتدای آن سال در محدوده حدود ۵۰۰ هزار تومان برای هر حلقه قرار داشتند. از سوی دیگر، در مهر ماه ۱۴۰۰ انجمن صنعت تایر افزایش قیمت ۳۰ درصدی را در دستور کار قرار داد و مرحله نخست افزایش قیمت از ۲۶ مهر اعمال شد.
بنابراین برای یک مقایسه محافظهکارانه، قیمت هر حلقه لاستیک پراید در مهر ۱۴۰۰ را میتوان حدود ۶۵۰ هزار تومان در نظر گرفت؛ یعنی هزینه چهار حلقه حدود ۲.۶ میلیون تومان.
در سال ۱۴۰۵، فاصله کاملا تغییر کرده است. بررسی قیمتهای بازار طی روزهای ابتدایی مهر ماه نشان میدهد یک جفت لاستیک بارز مناسب پراید در سایز ۱۶۵/۶۵R۱۳ حدود ۸.۲ میلیون تومان قیمت دارد؛ یعنی برای چهار حلقه باید حدود ۱۶.۴ میلیون تومان پرداخت کرد؛ البته قیمت براساس برند، مدل، تاریخ تولید و محل فروش متفاوت است.
به این ترتیب، هزینه خرید چهار حلقه لاستیک پراید طی این پنج سال بیش از ۶ برابر شده است.
دستمزد بالا رفت اما تایر همچنان سنگینتر شد
حداقل دستمزد ماهانه در سال ۱۴۰۰ حدود دو میلیون و ۶۵۵ هزار تومان بود و با احتساب بن کارگری و حق مسکن، دریافتی یک کارگر حداقلبگیر بدون فرزند و بدون سابقه به حدود سه میلیون و ۷۰۵ هزار تومان میرسید.
در سال ۱۴۰۵، حداقل مزد روزانه به ۵۵۴ هزار و ۱۸۵ تومان رسیده و پایه حقوق ماهانه حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان است. با احتساب بن و حق مسکن، دریافتی یک کارگر مجرد بدون سابقه حدود ۲۱ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان اعلام شده است.
این یعنی درآمد ماهانه این گروه از کارگران طی این دوره حدود ۵.۹ برابر شده است؛ در حالی که هزینه چهار حلقه لاستیک پراید در مقایسه نمونههای مورد بررسی بیش از ۶ برابر افزایش پیدا کرده است.
اما اهمیت موضوع فقط در درصد رشد نیست بلکه سهم لاستیک از درآمد ماهانه نیز قابل توجه است. در مهر ماه ۱۴۰۰، خرید چهار حلقه لاستیک با فرض قیمت ۲.۶ میلیون تومانی، معادل حدود ۷۰ درصد دریافتی ماهانه یک کارگر حداقلبگیر بدون فرزند بود.
در مهر ماه ۱۴۰۵، همین هزینه ۱۶.۴ میلیون تومانی حدود ۷۵ درصد دریافتی ماهانه کارگر مجرد بدون سابقه را تشکیل میدهد.
یعنی حتی با وجود افزایش قابل توجه دستمزد اسمی، خرید یک مجموعه چهارحلقهای لاستیک پراید همچنان تقریبا معادل سهچهارم درآمد یک ماه کارگر است.
بازار تایر؛ کالا هست، مشتری نیست
شاید مهمترین نشانه وضعیت فعلی صنعت تایر همینجا دیده شود. بازار امروز الزاما با کمبود تایر مواجه نیست بلکه مسئله اصلی، کاهش قدرت خرید است.
گزارشهای بازار در ابتدای مهر ۱۴۰۵ نشان میدهد بسیاری از سایزهای پرمصرف در فروشگاهها موجود هستند اما فروشندگان با افت تقاضا مواجهاند. رئیس اتحادیه فروشندگان لاستیک تهران نیز از وضعیتی گفته که حتی تایر با قیمت مصوب مشتری کافی ندارد.
این وضعیت برای تولیدکننده یک تناقض ایجاد میکند؛ از یک سو هزینه تولید بالا میرود و از سوی دیگر امکان انتقال تمام این افزایش هزینه به مصرفکننده محدود است.
اگر تولیدکننده قیمت را افزایش ندهد، حاشیه سود او تحت فشار قرار میگیرد؛ اگر قیمت را افزایش دهد، ممکن است تقاضای مؤثر کاهش پیدا کند.
مواد اولیه؛ حلقهای که هنوز به ارز وابسته است
یکی از ریشههای این فشار به ساختار هزینه صنعت بازمیگردد. وقتی حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد مواد اولیه از خارج تامین میشود، نرخ ارز و هزینه واردات مستقیما در اقتصاد تولید اثر میگذارد.
از سوی دیگر، تاخیر در واردات تنها به معنای گرانتر شدن ماده اولیه نیست. خواب خط تولید، افزایش موجودی احتیاطی، هزینه تامین مالی و ریسک توقف تولید نیز به آن اضافه میشود.
بنابراین صنعت تایر برای رقابتی ماندن، صرفا به افزایش ظرفیت نیاز ندارد و کاهش هزینه تامین مواد اولیه و ثبات زنجیره تامین نیز اهمیت دارد.
تایر؛ یک کالای ضروری با تقاضای غیرقابلتعویق
برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی، مصرفکننده نمیتواند برای همیشه خرید لاستیک را کنار بگذارد. فرسودگی تایر در نهایت خودرو را ناایمن میکند اما خانواری که با کاهش قدرت خرید مواجه بوده، ممکن است زمان تعویض را تا حد ممکن عقب بیندازد.
نتیجه همین رفتار را اکنون در بازار میتوان دید. کالا در بازار وجود دارد اما بخشی از مصرفکنندگان خرید را به تعویق میاندازند.
این رفتار اگر ادامه پیدا کند، میتواند از یک سو به افزایش عمر استفاده از تایرهای فرسوده و از سوی دیگر به فشار بیشتر بر فروش تولیدکنندگان و شبکه توزیع منجر شود.
صنعت لاستیک در دو راهی هزینه و قدرت خرید
صنعت تایر ایران در سال ۱۴۰۵ از نظر ظرفیت تولید با یک صنعت کوچک و کماهمیت مواجه نیست؛ تولید سالانه حدود ۳۰۰ هزار تن و سهم بالای تولیدکنندگان داخلی از بازار، نشان میدهد این صنعت توان تامین بخش قابلتوجهی از نیاز کشور را دارد.
اما مسئله امروز در نقطه دیگری قرار دارد؛ قدرت خرید مصرفکننده با سرعت کافی برای همراهی با هزینههای تولید و قیمت تایر رشد نکرده است.
مقایسه یک کالای کاملا اقتصادی مانند لاستیک پراید با درآمد کارگر، این شکاف را ملموستر میکند. در فاصله مهر ۱۴۰۰ تا مهر ۱۴۰۵، هم دستمزد و هم قیمت تایر چند برابر شدهاند اما تایر در سبد هزینه خانوار همچنان سهم بسیار بالایی دارد.
در نتیجه، چالش صنعت لاستیک فقط تولید بیشتر نیست بلکه این صنعت برای عبور از شرایط فعلی به ثبات تامین مواد اولیه، کاهش هزینههای واردات، مدیریت ارزی، سرمایهگذاری برای افزایش بهرهوری و در نهایت بازاری نیاز دارد که قدرت خرید مصرفکننده امکان جذب محصول تولیدشده را داشته باشد.
اگر این زنجیره اصلاح نشود، ممکن است صنعت لاستیک از نظر ظرفیت تولید رشد کند اما بازار از نظر قدرت خرید عقب بماند. در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر کمبود لاستیک نیست بلکه گران شدن دسترسی به لاستیک برای مصرفکننده ایرانی است.
 copy.webp)


۰ دیدگاه