
نبض ضعیف بنگاههای زخمی
جنگ برای برخی بنگاهها با خاموش شدن برق تمام نشد. برق که وصل شد، دستگاهی نبود که روشن شود. دیوار که سرپا ماند، بخشی از خط تولید از بین رفته بود. واحدی که تا چند روز قبل سفارش میگرفت و حقوق میداد، حالا باید اول خودش را سرپا کند تا دوباره بتواند برای دیگران کاری انجام دهد.
به گزارش نماد اقتصاد، صبح، کارخانه و بنگاه زودتر از همیشه بیدار میشود؛ نه با صدای دستگاهها که با صدای جابهجا کردن آهنآلات و پاک کردن شیشههای شکسته. کارگرها آمدهاند اما همه برای کار روی خط تولید نیامدهاند. یکی مشغول جمع کردن قطعات است، یکی سراغ انبار میرود تا ببیند از مواد اولیه چه چیزی باقی مانده، دیگری پای دستگاهی ایستاده که دیگر روشن نمیشود. سالن تولید همان سالن چند ماه قبل است اما چیزی در آن کم است؛ صدای کار.
جنگ برای بعضی کارخانهها با خاموش شدن برق تمام نشد. برق که وصل شد، دستگاهی نبود که روشن شود. دیوار که سرپا ماند، بخشی از خط تولید از بین رفته بود. واحدی که تا چند روز قبل سفارش میگرفت و حقوق میداد، حالا باید اول خودش را سرپا کند تا دوباره بتواند برای دیگران کاری انجام دهد.
صاحب کارخانه حساب میکند. خسارت ساختمان یک طرف، ماشینآلات طرف دیگر. مواد اولیهای که از بین رفته، بدهیهایی که سر موعدشان رسیدهاند و حقوق کارگرانی که نمیشود به آنها گفت تا وقتی کارخانه دوباره راه بیفتد، صبر کنند.
بعد نوبت حساب دیگری میرسد: دولت چه کمکی قرار است بکند؟ جواب، در ماههای گذشته حرف و حدیث کم نبوده است. برای بنگاههای آسیبدیده بستههای مختلفی اعلام شده؛ تسهیلات، امهال، مهلتهای مالیاتی و بیمهای، حمایت از سرمایه در گردش، اولویت در تامین ارز و حتی برنامههایی برای خرید ماشینآلات و بازسازی اما بین این خبرها و سالن خاموش کارخانه، یک فاصله وجود دارد؛ فاصلهای که با هر روز توقف تولید بزرگتر میشود.
اولین کمکها برای خریدن زمان بود
دولت در نخستین ماههای پس از جنگ بیشتر سراغ اقداماتی رفت که میتوانست فشار را از روی بنگاه بردارد، بدون اینکه منتظر بازسازی کامل بماند. تمدید مهلتهای مالیاتی، امهال برخی تعهدات و تسهیلات بانکی و تسهیل بعضی فرآیندهای اداری، ازجمله اقداماتی بود که برای بنگاههای آسیبدیده و کسبوکارهای متاثر از جنگ در نظر گرفته شد. تا اوایل اردیبهشت، دستکم ۲۵ مصوبه و تصمیم حمایتی برای فعالیتهای اقتصادی در شرایط جنگی گزارش شده بود.
برای واحدی که فقط چند هفته با مشکل نقدینگی مواجه شده است، این تصمیمها میتوانست فرصت بخرد اما کارخانهای که ماشینآلاتش آسیب دیده، به چیزی بیشتر از فرصت نیاز دارد. دستگاه باید دوباره خریداری شود. خط تولید باید تعمیر شود. قطعهای که در داخل تولید نمیشود باید وارد شود و همه اینها پول میخواهد.
البته میزان اجرایی شدن همین تصمیمات نیز جای سوال دارد. به گفته فعالان اقتصادی این تصمیمات اجرایی نشده است.
پول برای اینکه کارگر بماند
در مرحله بعد، دولت سراغ اشتغال رفت. بسته تسهیلاتی برای بنگاههای کوچک و متوسط طراحی شد تا واحدهایی که در معرض از دست دادن نیروی کار قرار گرفتهاند، بتوانند حقوق و سرمایه در گردش خود را تامین کنند. نرخ پایه تسهیلات ۲۳ درصد تعیین شد و برای بنگاههایی که اشتغال خود را حفظ کنند، امکان کاهش نرخ تا ۱۸ درصد در نظر گرفته شد.
ثبت درخواستها از طریق سامانه «کات» شروع شد. تعداد متقاضیان بالا بود؛ بیش از ۵۰ هزار کسبوکار در روزهای نخست درخواست دادند. وزارت اقتصاد بعدتر اعلام کرد بیش از ۹۰ درصد پروندههای واجد شرایط و دارای مدارک کامل به بانکها معرفی شدهاند.
اینجا اما یک عبارت مهم وجود داشت؛ معرفی به بانک. برای بنگاه، معرفی شدن هنوز به معنای دریافت پول نیست. پرونده باید در بانک بررسی شود، اعتبارسنجی شود، وثیقه و شرایط پرداخت مشخص شود و در نهایت پول به حساب بنگاه برسد.
در استانها نمونههایی از پرداخت هم ثبت شد. در استان مرکزی، برای بنگاههای آسیبدیده ۹۱۴ میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شد و ۳۲۴ درخواست به بانکهای عامل رفت اما در گزارشی که در خرداد ماه منتشر شد، مجموع تسهیلات پرداختشده به ۹ طرح حدود ۳۸.۶ میلیارد ریال اعلام شد. این اعداد کنار هم، فاصله میان اعتبار اعلامشده و پول پرداختشده را به خوبی نشان میدهند.
کارخانهای که فقط پول حقوق نمیخواهد
برای کارخانهای که مستقیما آسیب دیده، مسئله اصلی کمی متفاوت است. ممکن است دولت حقوق چند ماه کارگر را تامین کند و اجازه دهد پرداخت بعضی بدهیها عقب بیفتد اما اگر دستگاه تولیدی از بین رفته باشد، تولید همچنان متوقف میماند. به همین دلیل، در ادامه بحث بازسازی جدیتر شد.
وزارت صمت از اولویت دادن به واحدهای آسیبدیده برای تامین ارز و خرید ماشینآلات گفت و تسهیل ثبت سفارش تجهیزات در دستور کار قرار گرفت. برای شهرکهای صنعتی نیز شرایطی برای واگذاری زمین به واحدهایی که امکان ادامه فعالیت در محل قبلی خود را ندارند مطرح شد؛ از جمله کاهش پیشپرداخت، دوره تنفس و بازپرداخت چندساله.
این تصمیمها از جنس دیگری بودند. دولت دیگر فقط نمیخواست کارخانه را زنده نگه دارد بلکه قرار بود دوباره آن را به خط تولید برگرداند.
اما بازسازی کندتر از پرداخت یک وام سرمایه در گردش است. در مرداد ماه، یکی از مقامهای وزارت صمت گفت که حدود سه هزار واحد مورد اصابت قرار گرفتهاند و سرعت پرداخت تسهیلات پایین بوده است. همان زمان گفته شد تعداد واحدهایی که توانستهاند از منابع موجود استفاده کنند، هنوز قابل توجه نیست.
در سوی دیگر، گزارشهای استانی از پرداختهایی حکایت داشتند؛ برای مثال در آذربایجان شرقی، ۵۳۶ میلیارد تومان تسهیلات اضطراری به بنگاههای متاثر از جنگ پرداخت شد و ۳۴۷ واحد آسیبدیده برای اقدامات بعدی شناسایی شدند. پس پول پرداخت شده است اما نه با سرعت و پوششی که بتوان آن را پایان ماجرا دانست.
۱۰۰ هزار میلیارد تومان؛ خبر تازهای که هنوز باید به بانک برسد
حالا دولت یک عدد بزرگتر روی میز گذاشته است؛ ۱۰۰ هزار میلیارد تومان خط اعتباری جدید برای بخش تولید. سخنگوی وزارت صمت گفته دولت این خط اعتباری را تصویب کرده و وزارت صمت در حال پیگیری است تا بانک مرکزی منابع را در اختیار بخش تولید قرار دهد. قرار است وزارت صمت درباره اولویت دریافتکنندگان تصمیم بگیرد و واحدهای تولیدی آسیبدیده نیز در این صف قرار بگیرند.
اما باز هم یک فاصله وجود دارد. ۱۰۰ هزار میلیارد تومان فعلا یک خط اعتباری مصوب است نه ۱۰۰ هزار میلیارد تومان پولی که به حساب کارخانههای آسیبدیده واریز شده باشد. این تفاوت در پرونده بازسازی مهم است زیرا تجربه ماههای گذشته نشان داده که میان تصویب یک بسته و رسیدن پول به بنگاه، چند ایستگاه وجود دارد.
وزارت اقتصاد نیز حالا از پرداخت بیش از هشت هزار میلیارد تومان تسهیلات برای حفظ اشتغال بنگاههای متاثر از جنگ خبر میدهد.
این رقم پرداخت شده است اما نباید آن را با هزینه بازسازی واحدهایی که مستقیما آسیب دیدهاند، یکی گرفت. ماموریت اصلی این تسهیلات، جلوگیری از ریزش اشتغال و کمک به ادامه فعالیت بنگاهها بوده است.
وزارت اقتصاد میگوید برای بنگاههای مستقیما آسیبدیده، مسئولیت اصلی بازسازی با دستگاههای تخصصی است و این وزارتخانه از مسیر نظام بانکی، بازار سرمایه و ابزارهای بیمهای و مالی برای تامین مالی بازسازی وارد شده است. جلسات با این بنگاهها هم ادامه دارد.
چهار صندوق وارد ماجرا شدهاند
خبر تازه وزارت صمت حاکی از آن است که چهار صندوق حمایتی قرار است منابع خود را به سمت واحدهای تولیدی و بهخصوص واحدهای آسیبدیده هدایت کنند. این صندوقها میتوانند بخشی از همان فاصلهای را پر کنند که بانکها به تنهایی نتوانستهاند پر کنند اما درباره میزان پولی که تاکنون از این مسیر به واحدهای جنگزده رسیده، آمار تجمیعی روشنی منتشر نشده است. این مسئله درباره یکی از مهمترین برنامههای بازسازی هم دیده میشود.
در مرداد ماه، مدیرعامل صندوق حمایت از صنایع پیشرفته از برنامهای با ظرفیت حداقل ۲۰۰ هزار میلیارد تومان برای تامین مالی بازسازی صنایع آسیبدیده خبر داد اما همان زمان گفته شد اجرای عملیات هنوز آغاز نشده و ابلاغ مصوبه سران قوا و آییننامه اجرایی لازم است.
حدود ۵۰۰ بنگاه نیز در آن مقطع مدارک خود را تقریبا تکمیل کرده و آماده معرفی بودند. یعنی باز هم همان مسیر تکرار شد: پرونده آماده است؛ منابع پیشبینی شده اما هنوز باید چند مرحله دیگر طی شود تا پول به کارخانه برسد.
مالیات؛ حمایتی که به بعد از تولید موکول میشود
دولت در حوزه مالیات هم تصمیم مشخصی گرفت. در شهریور ماه، تصویبنامه حمایت مالیاتی از واحدهای آسیبدیده ابلاغ شد و امکان کسر خسارت واردشده از درآمد مشمول مالیات، در چارچوب ماده ۱۶۵ قانون مالیاتهای مستقیم فراهم شد. برای بنگاهی که خسارت دیده است، این تصمیم میتواند بخشی از بار مالی آینده را کم کند اما باز هم مسئله زمان مطرح است.
کارخانهای که امروز تولید ندارد، پیش از آنکه به درآمد مشمول مالیات برسد، باید دوباره راه بیفتد. برای وی، مالیات مسئله بعدی است؛ ماشینآلات و سرمایه در گردش مسئله امروز است.
سه هزار کارخانه یا چند هزار پرونده؟
یکی از دشواریهای بررسی عملکرد دولت، حتی قبل از مرحله پرداخت، به عدد واحدهای آسیبدیده برمیگردد. در گزارشهای مختلف، اعداد متفاوتی درباره واحدهای آسیبدیده مطرح شده است. در یک مقطع، از حدود سه هزار واحد مورد اصابت سخن گفته شد. در گزارش دیگری، تعداد واحدهای آسیبدیده جنگ ۱۲ روزه و واحدهای آسیبدیده در دورههای دیگر جداگانه اعلام شد. بخشی از این اختلاف به تفاوت میان «واحد مستقیما آسیبدیده» و «بنگاه متاثر از جنگ» برمیگردد. این دو گروه نباید یکی گرفته شوند.
یک کارخانه ممکن است موشک نخورده باشد اما به دلیل قطعی برق، اختلال زنجیره تامین، کاهش سفارش یا تعطیلی بازار، با خطر از دست دادن اشتغال روبهرو شده باشد. واحد دیگری ممکن است مستقیما آسیب دیده و برای بازگشت به تولید نیازمند بازسازی ساختمان و ماشینآلات باشد. سیاست دولت برای این دو گروه متفاوت است؛ یکی بیشتر به سرمایه در گردش و حفظ اشتغال نیاز دارد و دیگری به پول بازسازی.
دولت چه کرده و به چه رسیده است؟
اگر تمام تصمیمها را کنار هم بگذاریم، تصویر نه کاملا سیاه است و نه شبیه فهرست وعدههایی که هیچکدام اجرا نشدهاند. بخشی از حمایتها اجرا شده است. تسهیلات حفظ اشتغال پرداخت شده. در برخی استانها منابع اضطراری به بنگاهها رسیده. مهلتهای مالیاتی و برخی تعهدات تمدید شدهاند. حمایت مالیاتی از خسارت واردشده ابلاغ شده و برای واردات ماشینآلات و واگذاری زمین نیز امتیازهایی در نظر گرفته شده است اما در بخش اصلی ماجرا، یعنی بازسازی واحدی که واقعا آسیب دیده و بازگرداندن آن به ظرفیت تولید، هنوز فاصله زیادی وجود دارد.
حتی در اظهارات خود مسئولان دولتی نیز این فاصله دیده میشود؛ از یک سو ارقام بزرگی برای تامین مالی اعلام میشود و از سوی دیگر، درباره کند بودن پرداختها و ادامه جلسات برای تعیین تکلیف بنگاهها صحبت میشود.
در واقع، دولت در این چند ماه بیشتر توانسته بخشی از فشار را از روی بنگاهها بردارد؛ اما تبدیل این حمایتها به بازسازی کامل، زمان بیشتری برده است.
کارخانه هنوز منتظر است
دوباره برگردیم به همان سالن. کارگرها رفتهاند. دستگاهها هنوز خاموشاند. بخشی از خسارت جمع شده، بخشی باقی مانده است. روی میز مدیر کارخانه، احتمالا چند نامه و چند پرونده وجود دارد؛ یکی مربوط به بانک، یکی مالیات، یکی بیمه و یکی تسهیلات بازسازی.
از بیرون که نگاه کنیم، برای این کارخانه اتفاقات زیادی افتاده است: دولت مصوبه داده، بسته حمایتی اعلام کرده، تسهیلات پرداخت کرده، خط اعتباری جدید تصویب کرده و صندوقها را وارد کار کرده است اما در داخل سالن، معیار سادهتر است.
آیا دستگاه روشن شده یا نه؟ اگر روشن شده، تولید به چه ظرفیتی برگشته؟ اگر هنوز روشن نشده، پول بازسازی کجاست و اگر قرار است ۱۰۰ هزار میلیارد تومان یا منابع بزرگتر صندوقها به تولید برسد، اولین کارخانه چه زمانی سهم خودش را دریافت میکند؟
پاسخ این سوالهاست که فاصله میان «حمایت از تولید» و «بازگشت تولید» را مشخص میکند. تا اینجا، دولت توانسته است بخشی از بنگاهها را از سقوط اشتغال و فشار فوری نقدینگی دور کند اما برای واحدهایی که جنگ مستقیما به ساختمان و ماشینآلاتشان رسیده، داستان هنوز تمام نشده است. برای آنها، جنگ وقتی واقعا تمام میشود که صدای دستگاهها دوباره جای صدای تعمیرات را بگیرد.
 copy.webp)




۰ دیدگاه