
اعتبار چطور ساخته میشود و خرید اقساطی چه تغییری در بازار ایجاد کرده است؟
تا همین چند سال پیش، خرید اقساطی برای بسیاری از مردم با چک، ضامن، مراجعه به بانک و مذاکره با فروشنده گره خورده بود. حالا اما کافی است یک اپلیکیشن را باز کنیم تا با گزینههای مختلف خرید اعتباری و اقساطی روبهرو شویم؛ از کالاهای دیجیتال و لوازم خانگی گرفته تا خدمات و خریدهای روزمره.
به گزارش نماد اقتصاد، تا همین چند سال پیش، خرید اقساطی برای بسیاری از مردم با چک، ضامن، مراجعه به بانک و مذاکره با فروشنده گره خورده بود. حالا اما کافی است یک اپلیکیشن را باز کنیم تا با گزینههای مختلف خرید اعتباری و اقساطی روبهرو شویم؛ از کالاهای دیجیتال و لوازم خانگی گرفته تا خدمات و خریدهای روزمره.
در واقع، خرید اقساطی به یکی از روشهای مهم پرداخت در تجارت آنلاین و آفلاین تبدیل شده است. پلتفرمهای مختلف تلاش میکنند خرید را از یک پرداخت یکباره به مجموعهای از اقساط تبدیل کنند. به زبان ساده، امروز کالا را میخریم و هزینه آن را طی ماههای آینده میپردازیم.
مثلا فرض کنید یک لپتاپ ۶۰ میلیون تومان قیمت دارد و مشتری در لحظه ۲۰ میلیون تومان نقدینگی دارد. در یک مدل اعتباری، وی میتواند بخشی از مبلغ را پرداخت کند و باقیمانده را در چند قسط بپردازد. در مدلهای دیگر، ممکن است کل مبلغ خرید از طریق اعتبار تامین شود و مشتری بعدا اقساط آن را پرداخت کند.
همین اتفاق را میتوان در خرید یخچال، گوشی، لوازم خانگی یا حتی برخی خدمات و خریدهای کوچکتر دید. بنابراین فروش اقساطی دیگر محدود به کالاهای گرانقیمت نیست و به تدریج به بخشی از تجربه خرید در پلتفرمهای مختلف تبدیل شده است.
استقبال از روشهای اعتباری
گسترش پلتفرمهای ارائهدهنده اعتبار و اضافه شدن فروشگاههای بیشتر به این شبکهها، نشاندهنده افزایش استفاده از روشهای پرداخت اعتباری و اقساطی است. برای بخشی از مشتریان، مهمترین مزیت این روش، امکان خرید بدون پرداخت کل مبلغ در لحظه است؛ بهخصوص زمانی که پرداخت یکباره هزینه کالا برای خانوارها دشوار باشد.
البته «استقبال» را نباید فقط با تعداد کاربران یک پلتفرم سنجید. حجم تراکنشهای اعتباری، تعداد خریدهای اقساطی، نرخ استفاده مجدد مشتریان و سهم خرید اعتباری از کل معاملات، شاخصهای متفاوتی هستند و برای ارزیابی دقیق باید جداگانه بررسی شوند.
پول این اعتبار از کجا میآید؟
پلتفرم اعتباری صرفا یک واسطه ساده میان مشتری و فروشگاه نیست. در بسیاری از مدلها، بانک یا یک مجموعه مالی در تامین منابع نقش دارد و پلتفرم مسئولیتهایی مانند اعتبارسنجی، مدیریت اعتبار، فناوری و اتصال مشتری به فروشنده را بر عهده میگیرد.
فروشنده نیز از این مدل منتفع میشود. فرض کنید فروشگاهی یک یخچال ۸۰ میلیون تومانی دارد. مشتری اول ممکن است کل مبلغ را نقدا پرداخت کند اما مشتری دوم فقط ۳۰ میلیون تومان داشته باشد. اگر امکان خرید اقساطی وجود داشته باشد، مشتری دوم نیز میتواند خرید کند.
بنابراین خرید اعتباری برای فروشنده فقط یک روش پرداخت نیست بلکه میتواند راهی برای افزایش تعداد مشتریان و فروش نیز باشد.
البته حجم خرید با درآمد و درآمد با سود یکی نیست. بخش زیادی از مبلغ تراکنش متعلق به فروشنده یا تامینکننده مالی است و پلتفرم تنها بخشی از ارزش ایجادشده در این زنجیره را دریافت میکند.
اعتبار چگونه ساخته میشود؟
یکی از مهمترین بخشهای این کسبوکار، اعتبارسنجی مشتری است. پلتفرم باید تصمیم بگیرد چه میزان اعتبار به یک فرد بدهد و احتمال بازپرداخت آن چقدر است.
برای مثال، دو مشتری ممکن است هر دو در یک سال ۱۰۰ میلیون تومان خرید اعتباری داشته باشند اما یکی اقساط خود را همیشه بهموقع پرداخت کرده و دیگری چند بار تاخیر داشته باشد. حجم خرید این دو نفر یکسان اما سابقه اعتباری آنها متفاوت است.
به همین دلیل، صرفا زیاد خرید کردن الزاما به معنی دریافت اعتبار بیشتر نیست. کیفیت بازپرداخت، میزان تعهدات موجود و سابقه استفاده از اعتبار نیز میتواند در تصمیم اعتباردهنده موثر باشد.
اعتبار بیشتر، الزاما به معنی قدرت خرید بیشتر نیست
افزایش سقف اعتبار ممکن است جذاب به نظر برسد اما در نهایت به معنای افزایش تعهد مالی است.
فردی را تصور کنید که ابتدا ۳۰ میلیون تومان اعتبار داشته و پرداخت اقساط آن برایش آسان بوده است. اگر سقف اعتبار او به ۱۰۰ میلیون تومان برسد، قدرت خریدش افزایش پیدا میکند اما درآمدش لزوما تغییری نکرده است.
بنابراین سوال مهم این نیست که «چقدر اعتبار میتوانم بگیرم؟» بلکه این است که «چه مقدار از این اعتبار را میتوانم بدون فشار مالی بازپرداخت کنم؟»
همهچیز اقساطی شده اما هزینه نهایی مهمتر از مبلغ قسط است
یکی از تغییرات مهم بازار این است که فروش اقساطی دیگر فقط برای کالاهای خاص نیست. پلتفرمهای مختلف تلاش میکنند خرید انواع کالا و خدمات را به شکل اعتباری ارائه کنند اما در این میان، یک نکته مهم وجود دارد: مشتری نباید فقط به رقم قسط نگاه کند.
فرض کنید یک گوشی ۵۰ میلیون تومانی را میتوان در یک گزینه طی ۶ ماه و در گزینه دیگر طی ۱۲ ماه خرید. ممکن است قسط ماهانه در گزینه دوم کمتر باشد اما مجموع مبلغی که مشتری در پایان پرداخت میکند بیشتر شود.
بنابراین باید مبلغ اولیه، تعداد اقساط، هزینههای جانبی و مجموع بازپرداخت نهایی را با هم مقایسه کرد. عباراتی مانند «قسط کم»، «اعتبار فوری» یا «بدون بهره» بهتنهایی تصویر کاملی از هزینه خرید ارائه نمیکنند.
چه چیزی یک پلتفرم اعتباری را قابلاستفاده میکند؟
سقف اعتبار بالا بهتنهایی معیار مناسبی برای مقایسه نیست. مشتری باید ببیند: «اعتبار در فروشگاه موردنظرش قابل استفاده هست یا نه؛»، «مجموع مبلغ بازپرداخت چقدر است؛»، «تعداد و مبلغ اقساط با درآمد او تناسب دارد یا نه؛»، «چه نوع ضمانت یا اعتبارسنجی لازم است؛»، «در صورت تاخیر، چه هزینه یا محدودیتی ایجاد میشود؛» و «در صورت بروز مشکل، مسیر پشتیبانی چگونه است»
همچنین «بدون ضامن» لزوما به معنی «بدون هیچ نوع تضمین» نیست. ممکن است یک خدمت به جای ضامن سنتی، اعتبارسنجی، چک یا شکل دیگری از تضمین را طلب کند.
ریسک اصلی؛ خرید بیشتر از توان مالی
مشکل زمانی ایجاد میشود که مشتری به جای توان بازپرداخت، فقط به توان خرید نگاه کند. فرض کنید فردی ماهانه ۳۰ میلیون تومان درآمد دارد و در حال حاضر ۱۰ میلیون تومان قسط میدهد. اگر برای خرید جدید نیز ماهانه هشت میلیون تومان تعهد ایجاد کند، مجموع اقساط به ۱۸ میلیون تومان میرسد. هر قسط بهتنهایی شاید قابلپرداخت به نظر برسد اما مجموع تعهدات میتواند بخش بزرگی از درآمد را مصرف کند.
این موضوع زمانی جدیتر میشود که فرد همزمان از چند پلتفرم اعتبار گرفته باشد. در این حالت، چند قسط کوچک میتوانند در مجموع به یک تعهد سنگین تبدیل شوند.
در نهایت
خرید اعتباری در حال تبدیل شدن به بخش مهمی از تجربه خرید است و پلتفرمهای مختلف تلاش میکنند کالاها و خدمات بیشتری را به شکل اقساطی عرضه کنند. این روش برای مشتری امکان میدهد هزینه خرید را به آینده منتقل کند و برای فروشنده نیز میتواند به افزایش فروش کمک کند.
اما اعتبار در نهایت «پول رایگان» نیست بلکه قدرت خرید امروز در برابر تعهد پرداخت در آینده است.
بنابراین هنگام مقایسه گزینههای اعتباری، به جای تمرکز صرف بر سقف اعتبار یا مبلغ قسط، باید هزینه نهایی خرید، مدت بازپرداخت، شرایط ضمانت و میزان تعهدات ماهانه را در نظر گرفت.
سوال اصلی هم این نیست که «کدام پلتفرم بهترین است؟» بلکه این است که برای خرید مشخص موردنظر، کدام گزینه با هزینه و تعهد مالی قابلمدیریتتری همراه است.
 copy.webp)



۰ دیدگاه