
میلیگلد؛ پروندهای که زنگ خطر طلای آنلاین را به صدا درآورده است
بازار طلای آنلاین طی ماههای اخیر در حالی با استقبال گسترده مردم روبهرو شده است که حاشیههای اخیر میلیگلد، پرسشهای جدی درباره پشتوانه، دسترسی و امنیت طلای خریداریشده در پلتفرمها ایجاد کرده است. ماجرایی که نشان داد در بازار طلای آنلاین، فاصله میان طلای روی صفحه و طلای واقعی میتواند محل یک چالش بزرگ باشد.
به گزارش نماد اقتصاد، خرید طلای آبشده دیگر محدود به ویترین طلافروشیها و بازار سنتی نیست و حالا بخش قابلتوجهی از معاملات طلا به پلتفرمهای آنلاین منتقل شده است اما حاشیههای اخیر پیرامون «میلیگلد» و تاخیر در تسویه برخی کاربران، یک سوال اساسی را پیشروی این بازار قرار داده است و آن اینکه وقتی طلای خود را در یک پلتفرم اینترنتی میخریم، دقیقا چه دارایی در اختیار داریم و پشتوانه آن کجاست؟
طلای آنلاین چیست؟
برای درک بازار طلای آنلاین ابتدا باید یک تفاوت مهم را روشن کنیم. خرید طلای آنلاین الزاما به معنای خرید یک قطعه طلای فیزیکی و تحویل فوری آن به مشتری نیست. در بسیاری از پلتفرمها، کاربر پس از ثبتنام و احراز هویت، میتواند با مبالغ نسبتا کوچک، مقدار مشخصی طلا خریداری کند و آن طلا در حساب کاربری او ثبت شود.
به این ترتیب ممکن است فرد بهجای آنکه یک قطعه طلای یکگرمی یا پنجگرمی را در اختیار داشته باشد، مالک مقداری از طلای ذخیرهشده در زنجیره نگهداری پلتفرم شود و در صورت رسیدن به حداقل تعیینشده، امکان دریافت فیزیکی آن را داشته باشد.
این مدل در ظاهر ساده است. قیمت طلا روی پلتفرم نمایش داده میشود؛ کاربر مبلغ مورد نظر خود را پرداخت میکند؛ مقدار مشخصی طلا در حساب وی ثبت و در زمان فروش، طلای ثبتشده به ریال تبدیل میشود اما در پشت این فرآیند ساده، یک زنجیره پیچیده از تامین طلا، نگهداری، احراز هویت، ثبت مالکیت، تسویه ریالی، تحویل فیزیکی و نظارت قرار دارد.
در واقع، کاربر تنها به قیمت طلا وابسته نیست بلکه به توانایی پلتفرم برای اجرای تعهداتش نیز وابسته است.
چرا مردم به خرید طلای آنلاین روی آوردهاند؟
رشد این بازار را نمیتوان صرفا با تبلیغات پلتفرمها توضیح داد و تغییر رفتار مردم طی سالهای اخیر، افزایش قیمت طلا و کاهش قدرت خرید نیز در شکلگیری این بازار نقش داشته است.
طلای فیزیکی برای بسیاری از خانوارها همچنان یک دارایی سنتی برای حفظ ارزش پول به شمار میآید اما افزایش قیمت باعث شده است خرید قطعات بزرگ طلا برای همه امکانپذیر نباشد. پلتفرمهای آنلاین با ارائه امکان خرید مقادیر کوچکتر، این مانع را تا حدی کنار زدهاند.
از سوی دیگر، خرید زیورآلات با خرید طلا برای حفظ ارزش دارایی تفاوت دارد. در زیورآلات، مشتری علاوه بر ارزش خود طلا، هزینههایی مانند اجرت ساخت و سود فروشنده را نیز پرداخت میکند. طلای آبشده یا مدلهای آنلاین معامله طلا میتوانند برای افرادی که هدف آنها صرفا نگهداری ارزش طلاست، ساختار هزینه متفاوتی داشته باشند.
عامل دیگر، سهولت معامله است. فردی که پیش از این برای خرید طلا باید به بازار مراجعه، وزن و عیار را بررسی و درباره اصالت آن اطمینان حاصل میکرد، اکنون میتواند بخش زیادی از این فرآیند را از طریق تلفن همراه انجام دهد. همین سهولت، بازار را از یک فعالیت سنتی به یک خدمت دیجیتال تبدیل کرده است.
طلای آبشده چرا جذاب شد؟
طلای آبشده در بازار سنتی نیز سالهاست معامله میشود، اما ورود آن به فضای آنلاین، شکل دسترسی به این دارایی را تغییر داده است.
یکی از ویژگیهای مهم طلای آبشده این است که برخلاف زیورآلات، هدف اصلی خریدار معمولا خود فلز گرانبهاست، نه استفاده زینتی. همین مسئله باعث شده است در دورههایی که نگاه مردم بیشتر به سمت حفظ ارزش دارایی حرکت میکند، تقاضا برای طلای خام و آبشده افزایش پیدا کند.
طلای آبشده یک تفاوت اساسی با خرید طلای ساختهشده دارد و آنهم عیار و اصالت طلاست. در بازار فیزیکی، خریدار حرفهای معمولا به فاکتور، کد ریگیری، عیار و اعتبار فروشنده توجه میکند. در فضای آنلاین، بخشی از این فرآیند به پلتفرم و سازوکار نظارتی آن منتقل میشود.
بنابراین پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که قیمت طلا چقدر است؟ بلکه این است که طلایی که در حساب کاربر ثبت شده، واقعا به چه میزان و در کجا نگهداری میشود؟
مدل کسبوکار پلتفرمهای طلا چگونه است؟
پلتفرم آنلاین طلا در سادهترین تعریف، واسطهای دیجیتال میان کاربر و بازار فیزیکی طلاست اما بسته به مدل فعالیت هر شرکت، جزئیات میتواند متفاوت باشد.
پلتفرم باید ضن تامین طلا، آن را در محل مناسب نگهداری و معاملات کاربران را ثبت کند؛ ضمن اینکه باید امکان فروش یا تحویل فیزیکی را فراهم آورد.
در این میان، مسئله پشتوانه فیزیکی اهمیت ویژهای دارد. اگر یک پلتفرم به هزاران یا میلیونها کاربر امکان خرید طلا بدهد، باید مشخص باشد در برابر تعهدات ایجادشده چه میزان طلای فیزیکی وجود دارد و این طلا کجا نگهداری میشود.
همین موضوع یکی از مهمترین دغدغههای کاربران و فعالان بازار بوده است. بانک مرکزی در سال ۱۴۰۵ از راهاندازی سامانه نظارت بر معاملات آنلاین طلا و نقره خبر داد؛ سامانهای که هدف آن افزایش شفافیت معاملات و کمک به جلوگیری از تخلفاتی مانند خالیفروشی عنوان شده است.
بنابراین بازار طلای آنلاین ایران بهتدریج از مرحله رشد سریع و تبلیغات گسترده، به مرحلهای رسیده که نظارت، احراز موجودی و شفافیت پشتوانه به موضوع اصلی آن تبدیل شده است.
خالیفروشی؛ مهمترین ریسک بازار طلای آنلاین
یکی از اصطلاحاتی که در ماههای اخیر بیشتر درباره پلتفرمهای طلا شنیده میشود، «خالیفروشی» است. خالیفروشی در اینجا به زبان ساده یعنی پلتفرم، طلایی را به مشتری بفروشد که معادل فیزیکی آن را در اختیار ندارد یا پشتوانه کافی برای تعهدات خود فراهم نکرده است.
این موضوع اهمیت بالایی دارد زیرا در شرایط عادی ممکن است این ضعف پنهان بماند اما زمانی که تعداد زیادی از کاربران بهطور همزمان تصمیم بگیرند طلای خود را بفروشند یا طلای فیزیکی تحویل بگیرند، اهمیت موجودی واقعی مشخص میشود؛ به همین دلیل است که موضوع نظارت بر موجودی پلتفرمها طی ماههای اخیر جدیتر شده است.
اتحادیه طلا و جواهر تهران نیز در شهریور ماه ۱۴۰۵ درباره فروش آنلاین طلای آبشده موضع انتقادی گرفت و موضوع ریسک خالیفروشی را مطرح کرد. گزارشهای منتشرشده همچنین از تشکیل پروندههای شکایت علیه برخی پلتفرمهای این حوزه خبر دادهاند.
البته وجود نگرانی یا تشکیل پرونده بهتنهایی به معنای تخلف همه پلتفرمها نیست بلکه نشان میدهد این بازار هنوز در مرحلهای قرار دارد که اعتماد باید با سازوکارهای قابل راستیآزمایی ساخته شود، نه صرفا با تبلیغات.
ماجرای میلیگلد چه بود؟
در روزهای اخیر، تاخیر در تسویه برخی کاربران «میلیگلد» به عنوان یکی از معتبرترین پلتفرمهای خرید و فروش آنلاین طلا در کشور باعث شکلگیری شایعاتی درباره وضعیت این پلتفرم شد. حتی در فضای مجازی صحبت از بستهشدن مجموعه و احتمال خالیفروشی به میان آمد.
شرکت سرمایه زرین ماندگار، مالک برند میلی اعلام کرده بود که معادل ۹۶۵ کیلوگرم طلای مربوط به تعهدات کاربران بهصورت فیزیکی در خزانههای بانکی وجود دارد و محدودیت دسترسی به بخشی از این ذخایر باعث ایجاد تاخیر در برخی تسویهها شده است. این شرکت طی نامهای به دبیر شورای عالی امنیت ملی، خواستار رفع موانع دسترسی به طلای موجود در خزانهها شد.
در مقابل، بانک مرکزی ایران نیز درباره برخی روایتهای منتشرشده واکنش نشان داد و ادعاهای مطرحشده درباره نقش مستقیم این بانک در ماجرا را رد کرد. بنابراین در اینجا نمیتوان از ورشکستگی یا خالیفروشی اثباتشده میلیگلد سخن گفت.
مسئله حائز اهمیت اینکه کاربران در زمان نیاز به نقدینگی یا تحویل فیزیکی، باید بتوانند به دارایی خود دسترسی داشته باشند؛ حتی اگر اصل طلای فیزیکی وجود داشته باشد، اختلال در مسیر دسترسی به آن میتواند به یک ریسک مهم برای مدل کسبوکار تبدیل شود.
چرا ماجرای میلی مهمتر از خود میلی است؟
اهمیت اتفاق اخیر فقط به یک شرکت محدود نمیشود.
فرض کنیم یک کاربر هزاران یا حتی میلیونها تومان در یک پلتفرم طلا نگهداری کرده است. وی در ذهن خود تصور میکند طلا دارد اما این طلا در خانه و در گاوصندوق شخصیاش نیست و حتی ممکن است قطعه مشخصی از طلا نیز در اختیارش نباشد.
وی در واقع یک حق مالی مرتبط با طلای نگهداریشده در یک زنجیره مشخص دارد. در نتیجه، اعتماد شخص به چند حلقه وابسته است که ازجمله میتوان به مواردی همچون پلتفرم باید درست کار کند؛ طلای متناظر باید وجود داشته باشد؛ محل نگهداری باید مشخص باشد؛ نهاد نگهدارنده باید پاسخگو باشد؛ موجودی باید قابل راستیآزمایی باشد و مسیر فروش یا تحویل نیز باید در شرایط عادی و اضطراری قابل اجرا باشد، اشاره کرد.
اتفاق میلی نشان داد که حتی وجود ادعای پشتوانه فیزیکی نیز بهتنهایی کافی نیست و پشتوانه باید قابل دسترسی و قابل راستیآزمایی باشد.
آیا فعالیت در طلای آنلاین منطقی است؟
آنچه میتوان با اطمینان گفت این است که ورود به بازار طلای آنلاین باید مشروط به بررسی چند معیار باشد.
اول، مجوز و وضعیت قانونی پلتفرم باید روشن باشد. صرف داشتن یک اپلیکیشن، وبسایت یا تبلیغات گسترده به معنای برخورداری از پشتوانه قانونی کافی نیست.
دوم، کاربر باید بداند طلای وی دقیقا کجاست. پاسخ مبهم به این سوال، یک علامت هشدار است.
سوم، باید مشخص باشد که آیا موجودی فیزیکی به شکل مستقل قابل راستیآزمایی است یا صرفا خود پلتفرم درباره آن اطلاعرسانی میکند.
چهارم، شرایط تحویل فیزیکی باید شفاف باشد؛ از حداقل مقدار تحویل گرفته تا هزینه، زمان و محل تحویل.
پنجم، سازوکار تسویه ریالی باید روشن باشد. اتفاق اخیر میلی نشان داد که حتی زمانی که پلتفرم مدعی وجود طلای فیزیکی است، اختلال در دسترسی یا تسویه میتواند تجربه کاربر را با مشکل مواجه کند.
ششم، کاربر باید بداند در صورت بروز اختلاف، چه نهادی مسئول رسیدگی است.
این موارد از قیمت لحظهای طلا نیز برای سنجش ریسک پلتفرم اهمیت بیشتری دارند.
همه تخممرغها را در یک سبد نگذارید!
طلای آنلاین اگر بهعنوان ابزاری برای خرید و نگهداری طلا مورد استفاده قرار گیرد، نباید با حساب بانکی یا سپرده بانکی اشتباه گرفته شود.
موجودی طلای کاربر در یک پلتفرم، الزاما همان سطح از حمایت حقوقی و ساختار تضمینشده سپرده بانکی را ندارد. بنابراین کاربر باید ریسک پلتفرم، ریسک نقدشوندگی، ریسک دسترسی به پشتوانه و ریسکهای عملیاتی را نیز در نظر بگیرد.
از سوی دیگر، حتی طلای فیزیکی نیز بدون ریسک نیست. نگهداری طلا در خانه با خطر سرقت همراه است و خرید طلای آبشده از فروشنده نامعتبر میتواند ریسک عیار و اصالت ایجاد کند.
در نتیجه مسئله اصلی انتخاب میان طلای بدون ریسک و طلای پرریسک نیست بلکه انتخاب میان انواع مختلف ریسک است.
بازار طلای آنلاین در نقطه عطف قرار دارد
بازار طلای آنلاین ایران دیگر یک پدیده حاشیهای نیست. ورود نهادهای نظارتی، راهاندازی سامانههای نظارتی و افزایش حساسیت درباره پشتوانه و خالیفروشی نشان میدهد این بازار به مرحلهای رسیده که ادامه فعالیت آن بدون استانداردهای شفاف امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، ماجرای میلیگلد نشان داد که اعتماد در این بازار تنها با تعداد کاربران، تبلیغات یا حجم معاملات ساخته نمیشود بلکه اعتماد واقعی زمانی شکل میگیرد که کاربر بتواند پاسخ روشنی برای چهار سوال داشته باشد: طلای من چقدر است؟ کجاست؟ چه نهادی آن را نگهداری میکند و اگر همین امروز بخواهم پول یا طلای فیزیکی خود را دریافت کنم، چه سازوکاری برای آن وجود دارد؟
آخرین تحولات نیز نشان میدهد پرونده میلی وارد مرحله تازهای شده است؛ در حالی که این شرکت علت تاخیر را محدودیت دسترسی به ذخایر عنوان کرده است، گزارشهایی از صدور دستور آزادسازی طلاهای این مجموعه در بانک کارگشایی و بازگشت تسویه و تحویل فیزیکی به روال عادی از عصر روز چهارشنبه هشتم مهر ماه منتشر شده است.
واقعیت این است که آینده این بازار بیش از آنکه به تبلیغات وابسته باشد، به شفافیت وابسته است. اگر پلتفرمها بتوانند موجودی، محل نگهداری، عیار، سازوکار مالکیت، فرآیند تحویل، نحوه تسویه و نهاد ناظر را بهصورت شفاف و قابل راستیآزمایی ارائه کنند، طلای آنلاین میتواند بخشی از فرآیند دیجیتالی شدن بازار سنتی طلا باشد.
اما اگر فاصله میان طلای ثبتشده در حساب کاربر و طلای قابل دسترسی در دنیای واقعی شفاف نباشد، ریسک این بازار برای کاربر افزایش پیدا میکند.
به بیان ساده، مشکل اصلی طلای آنلاین، آنلاین بودن آن نیست؛ مشکل زمانی آغاز میشود که مالکیت دیجیتال از پشتوانه فیزیکی و امکان دسترسی واقعی به دارایی فاصله بگیرد.
 copy.webp)

۰ دیدگاه