دلار ۲۳۰ هزار تومانی سبد معیشت را سبک‌تر کرد
جابه‌جایی خط فقر با نرخ جدید ارز؛

دلار ۲۳۰ هزار تومانی سبد معیشت را سبک‌تر کرد

۳۱ شهریور ۱۴۰۵

دلار 230 هزار تومانی در شهریور ۱۴۰۵ مسئله را از بازار ارز به هزینه واقعی زندگی مردم کشانده است. نرخ فروش دلار در ۹ سپتامبر تا حدود ۲۳۳ هزار تومان بالا رفت و در محدوده ۲۳۰ هزار تومان تثبیت شد. این نرخ با نرخ‌های رسمی و تجاری فاصله دارد و نمی‌توان افزایش همه کالاها را به یک نرخ واحد نسبت داد.

به گزارش نماد اقتصاد، دلار ۲۳۰ هزار تومانی بیشتر از آنکه یک ضریب افزایش قیمت باشد، یک متغیر اثرگذار بر هزینه جایگزینی، واردات و تصمیم‌گیری بنگاه‌هاست.

نرخ ارز در اقتصاد ایران از چند مسیر بر قیمت‌ها اثر می‌گذارد. نخست، کالاها و نهاده‌هایی هستند که مستقیما به کشور وارد می‌شوند؛ دوم، کالاهایی که تولید داخلی دارند اما بخشی از مواد اولیه، تجهیزات یا قطعات آن‌ها ارزی است و سوم، کالاها و خدماتی که حتی بدون وابستگی مستقیم به واردات، از تغییر انتظارات قیمتی و هزینه جایگزینی اثر می‌گیرند.

صندوق بین‌المللی پول نیز در چارچوب تحلیل انتقال نرخ ارز به تورم تاکید می‌کند که شدت این انتقال ثابت نبوده و می‌تواند در شرایطی که انتظارات تورمی شکننده است یا نرخ ارز دچار نوسان شدید می‌شود، افزایش پیدا کند. بنابراین نمی‌توان برای هر ۱۰ هزار تومان افزایش نرخ دلار، یک ضریب ثابت برای افزایش قیمت کالاها تعیین کرد.

دلار ۲۳۰ هزار تومانی؛ یک قیمت یا یک فشار هزینه؟

قیمت یک کالای وارداتی ممکن است تقریبا بلافاصله به نرخ ارز واکنش نشان دهد، اما قیمت خدمات داخلی یا اجاره‌بها الزاما با همان سرعت حرکت نمی‌کند. بنابراین اثر ارزی در اقتصاد، زمان‌بندی و شدت یکسانی ندارد.

کدام هزینه‌های زندگی سریع‌تر از نرخ ارز اثر می‌گیرند؟

در میان اقلام مصرفی، کالاهایی که واردات مستقیم یا وابستگی بیشتری به تجهیزات و نهاده‌های خارجی دارند، در معرض انتقال سریع‌تر تغییرات ارز قرار می‌گیرند. داده‌های تجاری منتشرشده درباره ترکیب واردات ایران در سال ۲۰۲۵ نیز سهم قابل‌توجه ماشین‌آلات، تجهیزات الکتریکی، خودرو و قطعات، دارو و تجهیزات پزشکی را نشان می‌دهد.

به همین دلیل، دلار ۲۳۰ هزار تومانی می‌تواند برای کالاهایی مانند تجهیزات الکترونیکی، برخی لوازم خانگی، خودروهای وابسته به قطعات خارجی و تجهیزات سرمایه‌ای اهمیت بیشتری داشته باشد. البته این به معنای افزایش هم‌اندازه قیمت تمام این کالاها نبوده و میزان بومی‌سازی، موجودی انبار، نوع ارز مورد استفاده و سیاست قیمت‌گذاری هر بنگاه در شدت انتقال اثر دارد.

در بخش مواد غذایی نیز رابطه پیچیده‌تر است. در همین راستا بخش‌هایی از تولید داخلی به نهاده‌ها، روغن‌ها، خوراک دام، مواد اولیه بسته‌بندی یا تجهیزات وارداتی وابسته‌اند. با این حال، ارزیابی داده‌های مرداد نشان می‌دهد فشار قیمتی خوراکی‌ها در ایران حتی از تورم عمومی نیز فاصله زیادی گرفته است. طبق آمار منتشر شده نرخ تورم نقطه‌ای گروه خوراکی‌ها در مرداد ۱۴۰۵ حدود ۱۲۸.۶ درصد گزارش شد و روغن‌ها و چربی‌ها با تورم نقطه‌ای ۲۵۸.۲ درصد در صدر گروه‌های خوراکی قرار گرفتند.

بنابراین نمی‌توان تمام تورم خوراکی را به دلار ۲۳۰ هزار تومانی نسبت داد؛ اما نرخ ارز یکی از متغیرهایی است که از مسیر نهاده، واردات، هزینه حمل‌ونقل و انتظارات قیمت‌گذاری می‌تواند بر بخشی از این زنجیره اثر بگذارد.

چرا اثر دلار ۲۳۰ هزار تومانی برای همه خانوارها یکسان نیست؟

یک نرخ تورم واحد، تجربه یکسانی از هزینه زندگی ایجاد نمی‌کند. آمار مرداد ۱۴۰۵ نمونه روشنی از این تفاوت را نشان می‌دهد. در این آمار نرخ تورم سالانه خانوارهای کشور ۶۹.۹ درصد بود، اما تورم سالانه دهک‌های هزینه‌ای از ۶۷.۶ درصد برای دهک دهم تا ۷۸.۳ درصد برای دهک دوم تغییر کرد؛ یعنی فاصله میان بیشترین و کمترین نرخ به ۱۰.۷ واحد درصد رسید.

این اختلاف به ترکیب سبد مصرف مربوط است. خانواری که بخش بزرگ‌تری از درآمد خود را برای خوراک، مسکن و سایر نیازهای ضروری هزینه می‌کند، در برابر افزایش قیمت کالاهای ضروری امکان کمتری برای حذف یا تعویق خرید دارد.

در مقابل، خانوارهای پردرآمد سهم بیشتری از هزینه‌های خود را می‌توانند به کالاهای بادوام، خدمات اختیاری یا دارایی اختصاص دهند و در برخی موارد امکان بیشتری برای تغییر ترکیب هزینه‌هایشان دارند. بنابراین اثر دلار ۲۳۰ هزار تومانی را باید در قالب تورم تجربه‌شده خانوار و نه صرفا میانگین تورم کل اقتصاد بررسی کرد.

این موضوع در شهرها و مناطق مختلف نیز اهمیت دارد؛ زیرا سهم هزینه خوراک، مسکن و حمل‌ونقل در سبد خانوارها یکسان نبوده و تفاوت قیمت‌های منطقه‌ای می‌تواند تجربه افزایش هزینه را تغییر دهد.

دلار ۲۳۰ هزار تومانی چگونه سبد مصرفی را تغییر می‌دهد؟

وقتی تورم به سطح بالا می‌رسد، خانوار الزاما تمام هزینه‌های قبلی خود را با قیمت‌های جدید پرداخت نمی‌کند. بخشی از واکنش، تغییر در مقدار، کیفیت یا زمان خرید است.

در چنین شرایطی، افزایش دلار 230 هزار تومانی می‌تواند برای بخشی از خانوارها تصمیم به تعویق خرید کالاهای بادوام را جذاب‌تر کند؛ برای مثال تعویض لوازم خانگی یا تجهیزات دیجیتال ممکن است به زمانی دیگر موکول شود، در حالی که هزینه‌های ضروری مانند خوراک یا مسکن قابل حذف نیستند.

همین تفاوت میان هزینه‌های قابل حذف و غیرقابل حذف اهمیت دارد. وقتی قیمت خوراک افزایش شدیدی دارد، خانوار برای حفظ تعادل بودجه ناچار است از بخش‌هایی مانند تفریح، سفر، پوشاک، کالاهای بادوام یا برخی خدمات اختیاری بکاهد؛ اما میزان و شکل این واکنش به درآمد و ترکیب سبد هر خانوار بستگی دارد.

ارزیابی داده‌های مرداد نشان می‌دهد فشار اصلی در حال حاضر فقط از بازار ارز نمی‌آید؛ در عین حال نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه کل کالاها و خدمات ۸۹ درصد بوده، در حالی که تورم خوراکی‌ها به حدود ۱۲۸ درصد رسیده است.  در نتیجه، دلار ۲۳۰ هزار تومانی را باید بخشی از یک مسئله بزرگ‌تر که همان کاهش توان خانوار برای حفظ همان سطح مصرف قبلی دانست.

اختلاف درآمد خانوار با هزینه‌‌کردهای زندگی افزایش یافت

مسئله اصلی خانوار زمانی آشکارتر می‌شود که قیمت‌ها در کنار درآمد قرار گیرند. برای سال ۱۴۰۵، شورای عالی کار حداقل مزد روزانه را ۵۵۴,۱۸۵ هزار تومان تعیین کرد و سایر سطوح مزدی نیز ۴۵ درصد به علاوه رقم ثابت روزانه افزایش یافتند. در حال حاضر حداقل دستمزد ماهانه بر مبنای ۳۰ روز حدود ۱۶.۳ میلیون تومان است.

در عین حال مقایسه دستمزد با تورم نشان می‌دهد رشد اسمی درآمد الزاما به معنای حفظ قدرت خرید نیست. در مرداد، تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۹ درصد بود؛ بنابراین خانواری که درآمد آن با سرعتی کمتر از افزایش قیمت سبد مصرفی‌اش رشد کرده، حتی با افزایش حقوق نیز با کاهش درآمد واقعی مواجه می‌شود.

در آخرین گزارش سالانه هزینه و درآمد خانوار که ارقام سال ۱۴۰۳ را پوشش می‌دهد، متوسط هزینه سالانه یک خانوار شهری حدود ۲۶۹ میلیون تومان و خانوار روستایی حدود ۱۴۵ میلیون تومان اعلام شده بود؛ ارقامی که اکنون باید در برابر سطح بسیار بالاتر قیمت‌ها قرار گیرند و نمی‌توان آن‌ها را به‌عنوان هزینه جاری سال ۱۴۰۵ استفاده کرد.

بنابراین مسئله دلار ۲۳۰ هزار تومانی برای خانوار فقط افزایش قیمت یک کالای خاص نیست؛ مسئله اصلی کاهش فاصله میان درآمد قابل خرج و هزینه‌های ضروری است.

تغییر معیارهای خانوار

اثر دلار ۲۳۰ هزار تومانی را می‌توان در مفهوم بودجه‌بندی اجباری بهتر دید. خانوار زمانی که با افزایش هم‌زمان قیمت چند گروه مواجه می‌شود، دیگر فقط میان برندهای مختلف انتخاب نمی‌کند؛ بلکه میان خود هزینه‌کرد‌ها تصمیم می‌گیرد.

در چنین شرایطی، خرید یک کالا ممکن است لغو شود تا تهیه کالای ضروری دیگری حفظ شود. کالای بادوام ممکن است تعمیر شود، سفر به تعویق بیفتد و خرید پوشاک به زمان دیگری منتقل شود، در حالی که خوراک، دارو یا اجاره در اولویت باقی بمانند.

البته این فرآیند را نمی‌توان بدون داده‌های مستقیم رفتار مصرف‌کننده به همه خانوارهای ایران تعمیم داد، اما تفاوت شدید تورم دهک‌ها و فاصله نرخ تورم خوراکی با تورم عمومی نشان می‌دهد که فشار هزینه در میان خانوارها یکسان نبوده است.

از این زاویه، دلار ۲۳۰ هزار تومانی یک مرز روانی در بازار ارز نبوده و می‌تواند در صورت ماندگاری، مبنای جدیدی برای محاسبه هزینه جایگزینی و تصمیم خرید بنگاه‌ها و خانوارها ایجاد کند. شدت این اثر، به مدت ماندگاری نرخ، سیاست ارزی، دسترسی به ارز تجاری و رفتار قیمت‌گذاری بستگی دارد.

مسکن، درمان، آموزش و اشتغال؛ هزینه‌هایی با تاخیر متفاوت

اثر دلار ۲۳۰ هزار تومانی در بازار مسکن را نباید با این گزاره ساده توضیح داد که هر افزایش دلار بلافاصله اجاره‌بها را بالا می‌برد. آمار رسمی چنین رابطه خطی و فوری را تایید نمی‌کند..

طبق آخرین آمار منتشر شده در مرداد ۱۴۰۵، تورم نقطه‌به‌نقطه اجاره مسکن ۳۱.۸ درصد و تورم سالانه آن ۳۲.۳ درصد اعلام شد؛ ارقامی که به‌مراتب پایین‌تر از تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۹ درصدی کل مصرف‌کننده بود.

این اختلاف نشان می‌دهد که بازار مسکن با وقفه و سازوکار متفاوتی به شرایط کلان واکنش نشان می‌دهد. هزینه ساخت، قیمت زمین، درآمد خانوار، قدرت پرداخت مستاجر و شرایط بازار اجاره همگی در این فرآیند نقش دارند و نرخ ارز تنها یکی از عوامل است.

در بخش درمان نیز باید میان دارو، تجهیزات پزشکی، خدمات بیمارستانی و خدمات پزشکان تفاوت گذاشت. وابستگی ارزی برخی نهاده‌ها و تجهیزات می‌تواند هزینه را افزایش دهد، اما میزان انتقال آن به بیمار به سیاست‌های ارزی، قیمت‌گذاری و پوشش بیمه‌ای بستگی دارد.

در آموزش و اشتغال نیز اثر ارز بیشتر می‌تواند از مسیر تجهیزات، فناوری، هزینه فعالیت بنگاه‌ها و درآمد واقعی خانوار ظاهر شود. بنابراین نسبت دادن مستقیم هر افزایش قیمت خدمات به دلار ۲۳۰ هزار تومانی بدون داده بخشی، از نظر تحلیلی قابل دفاع نخواهد بود.

مرز تازه قدرت خرید کجاست؟

دلار ۲۳۰ هزار تومانی به خودی خود تعیین نمی‌کند که یک خانوار ایرانی چه مقدار از قدرت خریدش را از دست می‌دهد. این نتیجه به مجموعه‌ای از متغیرها مانند تورم عمومی، تورم خوراکی، رشد دستمزد، نرخ اجاره، قیمت کالاهای وارداتی، سیاست‌های ارزی و مدت ماندگاری نرخ جدید بستگی دارد.

آنچه داده‌های موجود با وضوح بیشتری نشان می‌دهد، فشار سنگین قیمت‌ها بر بودجه خانوار است. تورم سالانه ۶۹.۹ درصد، تورم نقطه‌ای ۸۹ درصد، تورم بسیار بالاتر خوراکی‌ها و تفاوت ۱۰.۷ واحد درصدی تورم میان دهک‌ها، نشان می‌دهد که میانگین تورم به‌تنهایی تصویر کاملی از زندگی خانوار ارائه نمی‌کند.

از سوی دیگر، نرخ دلار ۲۳۰ هزار تومانی در بازار آزاد فاصله قابل‌توجهی با نرخ‌های رسمی و تجاری دارد؛ بنابراین انتقال آن به قیمت کالاها به نوع کالا و مسیر تأمین ارز بستگی دارد.

آنچه اکنون اهمیت دارد

مسئله اصلی برای خانوار ایرانی، یک عدد روی تابلوی بازار ارز نبوده و فاصله میان درآمد قابل خرج و هزینه حفظ سطح زندگی قبلی حائز اهمیت است. اگر نرخ ارز بالا بماند، پرسش اقتصادی مهم‌تر از «دلار چند تومان شد؟» این خواهد بود که کدام هزینه‌ها زودتر رشد می‌کنند، کدام خریدها به تعویق می‌افتند و کدام بخش از سبد خانوار دیگر امکان تعدیل ندارد.

در این چارچوب، دلار ۲۳۰ هزار تومانی را باید نه به‌عنوان پیش‌بینی قیمت کالاها، بلکه به‌عنوان یکی از متغیرهای تعیین‌کننده در بازتنظیم بودجه خانوار، قیمت‌گذاری بنگاه‌ها و توزیع فشار تورمی میان گروه‌های مختلف درآمدی بررسی کرد. داده‌های موجود نشان می‌دهد این فشار پیش از هر چیز در جایی آشکار می‌شود که خانوار دیگر نمی‌تواند میان گران‌تر خریدن و کمتر خریدن یکی را انتخاب کند و ناچار می‌شود بخشی از مصارف کالایی را حذف یا خرید خود به تعویق بیندازد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73776
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه