هزینه قطعی برق در تابستان بر صنایع بورسی چه قدر بود؟

هزینه قطعی برق در تابستان بر صنایع بورسی چه قدر بود؟

۳۱ شهریور ۱۴۰۵

گزارش‌های شهریور کدال، آثار محدودیت برق بر تولید صنایع فولادی، سیمانی و معدنی را آشکار می‌کند؛ بررسی افت تولید، افزایش بهای تمام‌شده و کاهش احتمالی حاشیه سود شرکت‌های بورسی.

به گزارش نماد اقتصاد، تابستان برای بسیاری از کارخانه‌های بزرگ ایران فقط فصل خاموش‌شدن دستگاه‌ها نبود؛ هزینه حقوق کارکنان، استهلاک تجهیزات، تعهدات مالی و بخش بزرگی از مخارج ثابت شرکت‌ها حتی در روزهایی که خطوط تولید متوقف بودند، ادامه پیدا کرد.

اکنون با انتشار گزارش‌های تولید و فروش شهریور در سامانه کدال، صورت‌حساب واقعی محدودیت برق آرام‌آرام روی میز سهام‌داران قرار می‌گیرد؛ صورت‌حسابی که دیگر فقط با «کاهش تناژ تولید» سنجیده نمی‌شود، بلکه آثار آن در افزایش بهای تمام‌شده، کاهش حاشیه سود و افت توان صادراتی صنایع نمایان خواهد شد.

پردازش اولیه گزارش‌های ماهانه نشان می‌دهد تولید برخی خطوط آسیب‌دیده در صنایع انرژی‌بر طی تابستان، در مقاطعی حدود ۱۵ تا ۳۰ درصد کمتر از ظرفیت یا متوسط ماه‌های بهار بوده است. بااین‌حال، این بازه را نباید به همه شرکت‌های بورسی تعمیم داد؛ شدت محدودیت برق، موجودی مواد اولیه، تعمیرات دوره‌ای، نوع محصول و دسترسی شرکت‌ها به نیروگاه اختصاصی، نتایج متفاوتی برای هر نماد ایجاد کرده است.

پایان شهریور؛ زمان صدور کارنامه خاموشی‌ها

شرکت‌های بورسی موظف‌اند گزارش فعالیت ماهانه خود را در سامانه کدال منتشر کنند. گزارش شهریور از این جهت اهمیت بیشتری دارد که آخرین تصویر از عملکرد شرکت‌ها در تابستان و جمع‌بندی اثر محدودیت‌های برق بر مقدار تولید و فروش است.

البته انتشار گزارش‌های ماهانه تا پایان شهریور و روزهای ابتدایی مهر ادامه دارد؛ بنابراین ارائه حکم قطعی درباره همه صنایع پیش از تکمیل اطلاعیه‌ها دقیق نیست. آنچه اکنون دیده می‌شود، نشانه‌های اولیه از افت تولید در بخشی از صنایع فولادی، سیمانی، معدنی و فلزی است.

مقایسه عملکرد شهریور با متوسط بهار می‌تواند شدت کاهش تولید را نشان دهد، اما برای رسیدن به نتیجه دقیق‌تر باید هم‌زمان چهار متغیر بررسی شود:

مقدار تولید محصول اصلی
مقدار و نرخ فروش داخلی
حجم و نرخ فروش صادراتی
موجودی کالای آماده فروش

ممکن است تولید یک شرکت کاهش یافته باشد، اما فروش آن به‌دلیل استفاده از موجودی انبار افت نکند. در این حالت، اثر خاموشی فعلاً در درآمد ماهانه پنهان می‌ماند و بعدا در کاهش موجودی و افزایش بهای تمام‌شده آشکار می‌شود.

خاموشی چگونه تولید را گران می‌کند؟

در نگاه نخست، قطع برق به معنای تولید کمتر است؛ اما زیان اصلی زمانی آشکار می‌شود که هزینه‌های کارخانه میان تعداد کمتری محصول تقسیم شود.

فرض کنیم یک کارخانه در شرایط عادی ماهانه ۱۰۰ هزار تن محصول تولید می‌کند و مجموع هزینه‌های ثابت آن هزار میلیارد تومان است. سهم هزینه ثابت در هر تن محصول، ۱۰ میلیون تومان خواهد بود. اگر تولید بر اثر محدودیت برق به ۷۵ هزار تن کاهش یابد، بدون آنکه هزینه‌های ثابت تغییر محسوسی کند، سهم هزینه ثابت هر تن به بیش از ۱۳ میلیون تومان می‌رسد.

یعنی افت ۲۵ درصدی تولید، می‌تواند هزینه ثابت سرشکن‌شده روی هر واحد محصول را بیش از ۳۳ درصد افزایش دهد. این همان نقطه‌ای است که خاموشی از یک «توقف فیزیکی» به یک «شوک حسابداری و سودآوری» تبدیل می‌شود.

jadval asar ghat bargh sanaye boursi

چرا کاهش تولید فقط نیمی از ماجراست؟

خاموشی صنعتی به‌ندرت با خاموش‌کردن ساده یک کلید و روشن‌کردن دوباره آن پایان می‌یابد. کوره‌های قوس الکتریکی، خطوط احیا، آسیاب‌های سیمان، تجهیزات ریخته‌گری و ماشین‌آلات پیوسته برای فعالیت پایدار طراحی شده‌اند.

توقف ناگهانی یا محدودشدن برق می‌تواند باعث افزایش ضایعات، آسیب مواد در حال فرایند، بالا رفتن هزینه تعمیرات و طولانی‌شدن زمان راه‌اندازی مجدد شود. در بعضی خطوط، حتی پس از وصل برق نیز کارخانه بلافاصله به ظرفیت عادی بازنمی‌گردد.

به همین دلیل، اثر واقعی خاموشی ممکن است بیش از درصد افت تناژ تولید باشد. شرکتی که تولید آن ۲۰ درصد کاهش یافته، الزاماً فقط ۲۰ درصد زیان ندیده است؛ زیرا هم‌زمان هزینه تعمیرات، دستمزد، استهلاک و انرژی جایگزین را نیز پرداخته است.

فولاد؛ خاموشی کوره‌ها و کاهش بهره‌وری سرمایه

صنعت فولاد یکی از اصلی‌ترین قربانیان ناترازی برق است. کوره‌های قوس الکتریکی برای تولید شمش به برق مستمر و پرقدرت نیاز دارند و کاهش شدید دیماند، عملاً امکان تولید را از کارخانه می‌گیرد.

در مرداد ۱۴۰۵ گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد بعضی کارخانه‌های فولاد آلیاژی تنها ۶ تا ۱۵ درصد برق موردنیاز خود را دریافت کرده‌اند؛ میزانی که عمدتاً برای روشنایی و مصارف اداری کافی است، نه ادامه فعالیت کوره‌های ذوب.

در شرکت‌های فولادی باید میان واحدهای مختلف تفکیک قائل شد. ممکن است محدودیت برق باعث توقف فولادسازی شود، اما فروش محصول از محل موجودی انبار ادامه پیدا کند. همچنین شرکت‌هایی که نیروگاه اختصاصی، قرارداد خرید برق یا امکان جابه‌جایی زمان تولید داشته‌اند، احتمالاً آسیب کمتری دیده‌اند.

برای تحلیل نمادهای فولادی، کاهش تولید شمش و محصولات نهایی، تغییر موجودی انبار، مقدار صادرات و رشد سربار تولید اهمیت بیشتری از مبلغ فروش یک ماه دارد.

سیمان؛ برق کمتر، کلینکر کمتر و قیمت بالاتر

در صنعت سیمان، برق برای آسیاب مواد اولیه، تولید کلینکر و آسیاب نهایی محصول ضروری است. محدودیت برق می‌تواند فعالیت بعضی بخش‌ها را متوقف کند، درحالی‌که هزینه نیروی انسانی و نگهداری کارخانه ادامه دارد.

اگر شرکت موجودی کلینکر مناسبی داشته باشد، ممکن است برای مدتی تولید سیمان را حفظ کند؛ اما با کاهش ذخایر، اثر محدودیت برق با تأخیر در مقدار تولید و فروش ظاهر خواهد شد.

گزارش‌های تابستان همچنین از جهش هزینه خرید برق در بورس انرژی حکایت داشت. براساس گزارش اقتصادنیوز، قیمت برق مورد معامله برای صنایع از متوسط حدود پنج هزار تومان در خرداد به حدود ۱۵ هزار تومان در ۲۰ تیر رسیده بود؛ یعنی افزایشی نزدیک به ۳۰۰ درصد.

بنابراین، حتی شرکتی که توانسته با خرید برق از بورس انرژی از توقف تولید جلوگیری کند، ممکن است در فصل تابستان با رشد محسوس هزینه انرژی مواجه شده باشد. تفاوت میان شرکت‌ها فقط در «میزان تولید از دست‌رفته» نیست؛ بلکه باید دید هر شرکت برق موردنیاز خود را با چه قیمتی تأمین کرده است.

معدن و فلزات؛ اختلال در حلقه‌های متصل زنجیره

محدودیت برق یک کارخانه لزوماً در همان شرکت متوقف نمی‌شود. کاهش تولید سنگ‌آهن، کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی یا شمش می‌تواند حلقه بعدی زنجیره را با کمبود خوراک مواجه کند.

این وضعیت برای شرکت‌های بورسی دو پیامد هم‌زمان دارد: تولیدکننده بالادستی ممکن است فروش خود را از دست بدهد و تولیدکننده پایین‌دستی مجبور شود مواد اولیه را گران‌تر تهیه کند. در نهایت، بخشی از فشار ناترازی انرژی در طول زنجیره منتقل می‌شود.

شرکت‌های یکپارچه که معدن، گندله‌سازی، احیا و فولادسازی را در اختیار دارند، انعطاف بیشتری دارند؛ اما توقف یک حلقه می‌تواند توازن کل زنجیره داخلی آنها را برهم بزند.

آیا افزایش قیمت محصولات، زیان خاموشی را جبران می‌کند؟

کاهش عرضه گاهی قیمت سیمان، فولاد و محصولات فلزی را افزایش می‌دهد. این افزایش قیمت ممکن است بخشی از افت تولید را جبران کند، اما الزاماً به معنای حفظ سود نیست.

برای مثال، اگر مقدار فروش یک شرکت ۲۰ درصد کاهش یابد و نرخ فروش آن ۱۵ درصد افزایش پیدا کند، مبلغ درآمد همچنان حدود ۸ درصد کمتر خواهد بود. اگر هم‌زمان بهای تمام‌شده هر واحد محصول افزایش یافته باشد، افت سود ناخالص می‌تواند شدیدتر از کاهش درآمد باشد.

سه حالت ممکن است رخ دهد:

کاهش تولید و ثبات قیمت: بدترین وضعیت برای درآمد و حاشیه سود.
کاهش تولید و افزایش محدود قیمت: جبران بخشی از افت فروش، همراه با فشار بر حاشیه سود.
کاهش تولید و جهش قیمت محصول: احتمال حفظ مبلغ فروش، اما با ریسک کاهش تقاضا و رکود بازار.

بنابراین، رشد نرخ فروش در گزارش کدال نباید به‌تنهایی نشانه عملکرد مثبت تلقی شود.

سودی که در گزارش ماهانه دیده نمی‌شود

گزارش فعالیت ماهانه، اطلاعاتی درباره مقدار تولید، فروش و نرخ محصولات ارائه می‌کند؛ اما حاشیه سود و بهای تمام‌شده در گزارش‌های دوره‌ای سه‌ماهه و شش‌ماهه مشخص می‌شود.

در نتیجه، گزارش شهریور نخستین نشانه افت تولید را نشان می‌دهد، اما صورت‌حساب کامل خاموشی‌ها احتمالاً در گزارش شش‌ماهه شرکت‌ها نمایان خواهد شد. در آن زمان می‌توان رشد هزینه انرژی، سربار جذب‌نشده، تعمیرات، استهلاک و کاهش سود عملیاتی را دقیق‌تر بررسی کرد.

ممکن است شرکتی در شهریور فروش ریالی مناسبی ثبت کرده باشد، اما در گزارش شش‌ماهه با کاهش حاشیه سود ناخالص روبه‌رو شود؛ زیرا افزایش نرخ محصول از رشد هزینه تولید عقب مانده است.

کدام شرکت‌ها آسیب‌پذیرترند؟

شدت آسیب خاموشی در همه شرکت‌ها یکسان نیست. شرکت‌های زیر معمولاً آسیب‌پذیری بیشتری دارند:

شرکت‌های دارای خطوط تولید کاملاً برق‌محور
کارخانه‌های فاقد نیروگاه اختصاصی
شرکت‌هایی با حاشیه سود پایین‌تر
بنگاه‌های دارای بدهی و هزینه مالی بالا
شرکت‌های فاقد موجودی قابل‌فروش
صادرکنندگانی که تعهد تحویل مشخص دارند
کارخانه‌هایی که برق جایگزین را با قیمت بالا خریده‌اند

در مقابل، شرکت‌های دارای نیروگاه خودتأمین، ذخیره محصول، قراردادهای فروش منعطف و سبد متنوع محصولات می‌توانند بخشی از شوک را کنترل کنند.

فشار خاموشی بر بورس چگونه منتقل می‌شود؟

اثر ناترازی برق بر بازار سهام فقط از مسیر افت سود شرکت‌ها نیست. تکرار محدودیت‌های انرژی، قابلیت پیش‌بینی سودآوری را کاهش می‌دهد. سرمایه‌گذار نمی‌داند کارخانه در تابستان چه میزان برق و در زمستان چه مقدار گاز دریافت خواهد کرد.

افزایش این عدم‌قطعیت موجب می‌شود بازار برای سود شرکت‌های انرژی‌بر ضریب ارزش‌گذاری پایین‌تری در نظر بگیرد. به بیان ساده، حتی اگر سود یک شرکت هنوز کاهش جدی پیدا نکرده باشد، نگرانی از تکرار خاموشی می‌تواند قیمت سهم را تحت فشار قرار دهد.

اثر دیگر نیز به صندوق‌های بازنشستگی و سهام عدالت مربوط است. بسیاری از شرکت‌های بزرگ فولادی، معدنی، پتروشیمی و سیمانی در سبد این نهادها قرار دارند؛ بنابراین، افت سودآوری صنایع بزرگ در نهایت می‌تواند منابع قابل‌تقسیم میان میلیون‌ها سهام‌دار را کاهش دهد.

زیان ملی؛ کاهش تولید، صادرات و درآمد ارزی

صنایع فولادی، پتروشیمی، معدنی و سیمانی سهم مهمی در صادرات غیرنفتی ایران دارند. هر تن تولید ازدست‌رفته فقط کاهش درآمد یک شرکت نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای کاهش صادرات، درآمد ارزی، مالیات و سود سهام‌داران باشد.

در سوی دیگر، توقف تولید داخلی ممکن است قیمت مواد اولیه صنایع پایین‌دستی را افزایش دهد. به‌این‌ترتیب، هزینه ناترازی برق از کارخانه‌های بزرگ به ساختمان‌سازی، خودروسازی، لوازم‌خانگی و سایر بخش‌های اقتصاد منتقل می‌شود.

صورت‌حساب نهایی هنوز در راه است

گزارش‌های ماهانه شهریور نخستین برآورد نسبتاً روشن از تولید ازدست‌رفته صنایع بورسی ارائه می‌کنند، اما رقم قطعی خسارت را باید پس از انتشار کامل اطلاعیه‌های کدال و صورت‌های مالی شش‌ماهه محاسبه کرد.

کاهش ۱۵ تا ۳۰ درصدی تولید در برخی خطوط آسیب‌دیده، اگر در اطلاعیه شرکت‌های مشخص تأیید شود، تنها نقطه آغاز محاسبه است. باید بررسی شود چند روز توقف تولید رخ داده، چه میزان محصول از دست رفته، برق جایگزین با چه قیمتی خریداری شده و هزینه ثابت میان چه حجم کمتری از محصول تقسیم شده است.

واقعیت اصلی این است که بحران برق از مرحله «خاموشی موقت کارخانه‌ها» عبور کرده و به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده سودآوری صنایع بورسی تبدیل شده است. قبض واقعی خاموشی فقط به وزارت نیرو پرداخت نمی‌شود؛ بخشی از آن در کاهش سود شرکت، بخشی در افت صادرات، بخشی در افزایش قیمت کالا و بخش دیگر در کاهش بازدهی سرمایه سهام‌داران ظاهر خواهد شد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73763
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه