قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی متزلزل شد
سهم ناچیز فرهنگ در بودجه ایرانی‌ها؛

قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی متزلزل شد

۲۹ شهریور ۱۴۰۵

طبق آخرین بررسی‌های انجام شده، سینمای کشور در هفته پایانی شهریور بیش از ۶۰۷ هزار مخاطب داشته و فروش هفتگی آن به ۷۵ میلیارد تومان رسیده است. از سوی دیگر، داده‌های بودجه خانوار نشان می‌دهد تفریح و امور فرهنگی همچنان سهم بسیار کوچکی از هزینه خانوار را به خود اختصاص می‌دهد. این دو داده در کنار هم نشان می‌دهند که برای فهم وضعیت فرهنگ، صرفا نباید به فروش اسمی بازار نگاه کرد؛ باید قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی را بررسی کرد.

به گزارش نماد اقتصاد، آنچه امروز در کانون توجه قرار دارد طرح این پرسش‌ها است که خانوار تحت فشار تورم و کاهش قدرت خرید، تا چه حد می‌تواند رفتار فرهنگی خود را حفظ کند؟ چند بار در ماه به سینما یا تئاتر می‌رود، چقدر کتاب می‌خرد یا چه سهمی از درآمد را به سفر و تفریح اختصاص می‌دهد. از این منظر، قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی به یکی از متغیرهای مهم برای سنجش کیفیت تقاضا در اقتصاد فرهنگ تبدیل می‌شود.

قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی کاهش یافته است

داده‌های مربوط به سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد تنها ۱.۳ درصد از هزینه خانوارهای شهری به تفریح و امور فرهنگی اختصاص داشته است. این رقم مربوط به سال ۱۴۰۲ است و نباید به‌عنوان سهم فعلی سال ۱۴۰۵ تلقی شود؛ اما نشان می‌دهد نقطه شروع مصرف محصولات فرهنگی در ساختار بودجه خانوار، از ابتدا محدود بوده است.

فرهنگ؛ بهایی که فقط با کاهش هزینه سنجیده نمی‌شود

وقتی درباره قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی صحبت می‌کنیم، منظور صرفا میزان پولی نبوده که یک خانواده در یک ماه برای فرهنگ خرج می‌کند. قدرت خرید محصولات فرهنگی، حاصل رابطه میان درآمد، قیمت خدمات فرهنگی، هزینه‌های جانبی و اولویت‌های مصرفی خانوار است.

خانواری که برای مسکن، خوراک، حمل‌ونقل و درمان سهم بیشتری از درآمد خود را پرداخت می‌کند، حتی اگر علاقه‌اش به کتاب، سینما یا سفر کاهش نیافته باشد، ممکن است دفعات مصرف محصولات فرهنگی خود را کم کند.

بنابراین کاهش مصرف محصولات فرهنگی الزاما نباید به معنای کاهش علاقه مردم به فرهنگ تلقی شود. ممکن است خانوار همچنان تمایل به سینما رفتن داشته باشد، اما تعداد دفعات مراجعه را کاهش دهد؛ کتاب بخرد، اما کمتر؛ یا سفر خود را کوتاه‌تر و کم‌هزینه‌تر انتخاب کند.

این تفاوت برای تحلیل قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی اهمیت اساسی دارد، چراکه رفتار مصرف‌کننده را نباید با علاقه او به محصول فرهنگی یکسان دانست.

بودجه فرهنگی؛ کوچک اما معنادار

آمار بودجه خانوار شهری در سال ۱۴۰۲ تصویر روشنی از جایگاه هزینه‌های فرهنگی ارائه می‌کند. بر اساس گزارش‌هایی که با استناد به آمار بانک مرکزی منتشر شده، متوسط هزینه ناخالص سالانه خانوار شهری در آن سال بیش از ۳۴۰ میلیون تومان بوده و سهم تفریح و امور فرهنگی حدود ۱.۳ درصد اعلام شده است.

در همین حال، گزارش‌های منتشرشده درباره داده‌های سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد هزینه این گروه نسبت به سال ۱۴۰۱ رشد اسمی قابل توجهی داشته است. بنابراین پایین بودن سهم هزینه فرهنگی نمی‌تواند به معنای ثابت ماندن یا کاهش اسمی این هزینه‌ها باشد. ممکن است مبلغ پرداختی خانوار افزایش پیدا کند، اما سهم آن از کل بودجه همچنان کوچک بماند. همین مسئله، تفاوت میان رشد هزینه و افزایش قدرت خرید را برجسته می‌کند.

اگر قیمت یک خدمت فرهنگی افزایش یابد و خانوار نیز مبلغ بیشتری برای آن پرداخت کند، نمی‌توان بدون بررسی تعداد دفعات مصرف و درآمد واقعی نتیجه گرفت که وضعیت فرهنگی خانوار بهتر شده است. به همین دلیل، قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی شاخصی تحلیلی‌تر از رقم اسمی هزینه فرهنگی است.

سینما؛ رونق گیشه یا افزایش قدرت خرید؟

آمار سینمای ایران در پایان شهریور ۱۴۰۵ نمونه مناسبی برای این تفکیک است. براساس گزارش‌های ارائه شده، در بازه زمانی ۲۱ تا ۲۷ شهریور، سینماهای کشور ۶۰۷ هزار و ۵۵۶ مخاطب داشتند و فروش به ۷۵ میلیارد تومان رسید. این گزارش همچنین از ششمین هفته متوالی افزایش مخاطبان سینما خبر می‌دهد.

این آمار نشان می‌دهد تقاضای سینما همچنان وجود دارد و نمی‌توان از حذف سینما از زندگی خانوار سخن گفت، اما فروش اسمی نیز به‌تنهایی معادل افزایش قدرت خرید فرهنگی خانوار نیست.

برای رسیدن به چنین نتیجه‌ای باید دست‌کم چند متغیر هم‌زمان مانند تعداد مخاطب، قیمت متوسط بلیت، تعداد دفعات مراجعه، درآمد خانوار و سهم سینما از کل هزینه‌های تفریحی بررسی شود. به بیان دیگر، فروش بالاتر می‌تواند از افزایش تعداد تماشاگران، افزایش قیمت بلیت یا ترکیبی از هر دو ناشی شود. بنابراین استفاده از رقم فروش برای نتیجه‌گیری درباره وضعیت رفاهی مخاطب، بدون تفکیک این عوامل، می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

مصرف محصولات فرهنگی چگونه تغییر می‌کند؟

کاهش قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی لزوما با یک رفتار واحد ظاهر نمی‌شود. خانوارها بسته به درآمد، محل زندگی، اندازه خانواده و دارایی‌های خود واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند.

یک خانواده ممکن است تعداد دفعات سینما رفتن را کاهش دهد. خانواده‌ای دیگر ممکن است تئاتر یا کنسرت را از برنامه ماهانه حذف کند و سینما را به‌عنوان گزینه ارزان‌تر نگه دارد. خانواده دیگری ممکن است خرید کتاب چاپی را کاهش دهد و به محتوای دیجیتال روی بیاورد.

در نتیجه، فشار اقتصادی می‌تواند بیش از آنکه مصرف فرهنگی را یکباره متوقف کند، ساختار آن را تغییر دهد. پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ درباره تابع هزینه تفریح خانوارهای شهری ایران منتشر شده نیز نشان می‌دهد ویژگی‌های اقتصادی و اجتماعی خانوار، از جمله برخی ویژگی‌های جمعیتی و مالکیت مسکن و خودرو، با میزان هزینه‌کرد برای اوقات فراغت ارتباط دارد. این یافته نشان می‌دهد تصمیم درباره تفریح، نباید جدا از وضعیت اقتصادی خانوار باشد. از این منظر، قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی نه یک متغیر صرفا فرهنگی، بلکه بخشی از رفتار اقتصادی خانوار است.

هزینه یک تجربه فرهنگی بیشتر از قیمت بلیت است

یکی از نکات کمتر دیده‌شده در اقتصاد فرهنگ، تفاوت میان قیمت محصول و هزینه تجربه است. قیمت بلیت سینما فقط بخشی از هزینه یک شب بیرون رفتن است. هزینه رفت‌وآمد، خوراک، پارکینگ و زمان نیز به آن اضافه می‌شود. در یک خانواده چندنفره، همین هزینه‌های جانبی می‌توانند فاصله میان تصمیم به تفریح و صرف‌نظر کردن از آن را تعیین کنند.

در تئاتر، کنسرت و سفر این مسئله حتی پررنگ‌تر است. بنابراین برای سنجش قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی نباید تنها قیمت بلیت یا قیمت کتاب را بررسی کرد؛ بلکه باید هزینه کامل تجربه فرهنگی را در نظر گرفت. این موضوع همچنین توضیح می‌دهد چرا ممکن است یک فعالیت فرهنگی همچنان مخاطب داشته باشد اما تعداد دفعات مراجعه کاهش پیدا کند.

طبقه متوسط و مسئله انتخاب‌های جایگزین

در مورد طبقه متوسط، مسئله می‌تواند پیچیده‌تر باشد. این گروه معمولا بخش‌هایی از درآمد خود را به آموزش، تفریح، سفر و کالاهای فرهنگی اختصاص می‌دهد؛ اما همین هزینه‌ها در شرایط فشار اقتصادی انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به هزینه‌های ضروری دارند. در نتیجه، کاهش قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی ممکن است ابتدا خود را در انتخاب‌های جایگزین نشان دهد.

خانوار به جای سفر چندروزه، سفر کوتاه‌تری انتخاب می‌کند. به جای حضور منظم در سالن نمایش، تعداد دفعات مراجعه را کم می‌کند. خرید کتاب را به چند عنوان محدود کرده یا سرگرمی‌هایی را ترجیح می‌دهد که هزینه مستقیم کمتری دارند. این تغییر الزاما به معنای بی‌توجهی به فرهنگ نیست؛ بلکه می‌تواند نتیجه اولویت‌بندی منابع محدود باشد.

اثر دومینو در اقتصاد فرهنگ

مسئله قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی فقط به رفتار مصرف‌کننده محدود نمی‌شود. در اقتصاد فرهنگ، درآمد خانوار به درآمد بنگاه فرهنگی متصل است. کاهش دفعات خرید یا مراجعه، در صورت تداوم، می‌تواند درآمد سینما، تئاتر، کتاب‌فروشی، ناشر و سایر کسب‌وکارهای فرهنگی را تحت فشار قرار دهد.

این رابطه را می‌توان چنین خلاصه کرد: هرچه درآمد واقعی خانوار بیشتر باشد، قدرت خرید او بالاتر می‌رود؛ قدرت خرید، شکل انتخاب فرهنگی او را تعیین می‌کند؛ انتخاب‌ها به تعداد دفعات مصرف فرهنگی ترجمه می‌شوند؛ مصرف، درآمد بنگاه فرهنگی را می‌سازد و این درآمد، دوباره به سرمایه‌گذاری و تولید محتوای تازه بازمی‌گردد.

در چنین زنجیره‌ای، حتی کاهش تدریجی تقاضا نیز می‌تواند برای کسب‌وکارهایی که حاشیه سود محدودی دارند اهمیت داشته باشد. از این منظر، سیاست‌گذاری فرهنگی فقط مسئله حمایت از تولیدکننده نیست؛ حفظ امکان دسترسی مصرف‌کننده به محصولات فرهنگی نیز بخشی از اقتصاد فرهنگ است.

یک شاخص مهم برای آینده اقتصاد فرهنگ

آنچه در پایان تابستان ۱۴۰۵ اهمیت دارد، نه اعلام پایان قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی است و نه نادیده گرفتن نشانه‌های فشار اقتصادی. داده‌های سینما نشان می‌دهد مخاطب همچنان وجود دارد. در هفته پایانی شهریور بیش از ۶۰۰ هزار نفر به سینما رفتند و فروش هفتگی به ۷۵ میلیارد تومان رسید.

در طرف دیگر، آمار بودجه خانوار نشان می‌دهد تفریح و امور فرهنگی سهم کوچکی از هزینه خانوار را در سال ۱۴۰۲ به خود اختصاص داده است. این دو واقعیت در تضاد با یکدیگر نیستند. یک بازار فرهنگی می‌تواند همچنان مخاطب داشته باشد، در حالی که بخش بزرگی از خانوارها برای حفظ این مصرف، دفعات مراجعه یا انتخاب‌های فرهنگی خود را محدود کنند.

بنابراین شاخصی که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی است؛ یعنی اینکه خانوار با درآمد خود چه مقدار و با چه تداومی می‌تواند کالاها و خدمات فرهنگی و تفریحی دریافت کند.

از حذف محصولات فرهنگی فرهنگ تا تغییر الگوی مصرف

درباره آینده اقتصاد فرهنگ، بهتر است از ادبیات قطعی مانند حذف محصولات فرهنگی از سبد خانوار با احتیاط استفاده شود. داده‌های موجود چنین نتیجه‌ای را به‌طور کامل اثبات نمی‌کنند.

آنچه شواهد فعلی نشان می‌دهد، سهم محدود هزینه‌های تفریحی و فرهنگی در بودجه خانوار و هم‌زمان وجود تقاضای قابل توجه برای برخی محصولات فرهنگی است. همین ترکیب، تصویر دقیق‌تری از بازار ارائه می‌کند و آن این‌که فرهنگ از سبد مصرفی حذف نشده، اما برای حفظ سهم خود در بودجه خانوار با محدودیت منابع مواجه است.

در چنین شرایطی، قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی می‌تواند مسیر آینده بازار را نه فقط از طریق تعداد مصرف‌کنندگان، بلکه از طریق تعداد دفعات مصرف، نوع محصول انتخاب‌شده و میزان پرداخت برای هر تجربه تعیین کند.

این تغییر برای سینما، کتاب، تئاتر، سفر و سایر بخش‌های اقتصاد فرهنگ پراهمیت است. بازار آینده لزوما بازاری بدون تقاضا نیست؛ بازاری است که در آن مصرف‌کننده ممکن است با دفعات کمتر، حساسیت بیشتر به قیمت و انتخاب‌های محدودتر خرید کند.

مسئله اقتصاد فرهنگ در پایان تابستان ۱۴۰۵ را نمی‌توان با یک عدد فروش یا یک آمار مخاطب توضیح داد. از یک سو، سینمای ایران در هفته پایانی شهریور بیش از ۶۰۷ هزار مخاطب داشته است؛ از سوی دیگر، آخرین داده‌های قابل استناد درباره بودجه خانوار نشان می‌دهد تفریح و امور فرهنگی سهم کوچکی از هزینه خانوار دارند.

این وضعیت نشان می‌دهد مسئله اصلی، ناپدید شدن تقاضای فرهنگی نیست؛ بلکه قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی و توان آن برای حفظ مصرف محصولات فرهنگی در برابر سایر هزینه‌هاست.

هرچه فشار هزینه‌های ضروری بیشتر شود، احتمال تغییر در تعداد دفعات مراجعه، نوع انتخاب فرهنگی و هزینه‌کرد برای تجربه‌های تفریحی نیز بیشتر می‌شود. از همین رو، برای سنجش آینده اقتصاد فرهنگ باید به جای تمرکز صرف بر فروش اسمی، مجموعه‌ای از شاخص‌ها شامل درآمد واقعی خانوار، قیمت خدمات فرهنگی، تعداد مخاطبان، دفعات مصرف و سهم هزینه‌های فرهنگی از بودجه خانوار را کنار یکدیگر قرار داد.

مسئله اقتصاد فرهنگ را می‌توان در یک پرسش ساده خلاصه کرد و آن این‌‎که آیا خانوار همچنان به مصرف محصولات فرهنگی ادامه می‌دهد، یا توان آن را دارد که برای فرهنگ هزینه‌ای منظم و برنامه‌ریزی‌شده بپردازد؟ این همان نقطه‌ای است که مفهوم قدرت خرید خانوار برای تهیه محصولات فرهنگی را به یک زاویه مهم برای تحلیل آینده بازار فرهنگ تبدیل می‌کند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73644
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه