
تورم خوراکیها از نهادهها سیگنال گرفت
فشار قیمتی در بازار مواد غذایی پیش از آنکه در قیمت نهایی مرغ، گوشت یا سایر محصولات پروتئینی دیده شود، در حلقههای ابتدایی زنجیره تولید شکل میگیرد. دادههای رسمی مرکز آمار ایران نشان میدهد شاخص قیمت تولیدکننده در بخش زراعت، باغداری و دامداری سنتی در بهار ۱۴۰۵ رشد قابلتوجهی داشته و در مرغداریهای صنعتی نیز افزایش قیمت تولیدکننده به مراتب بالاتر بوده است. این ترکیب، اهمیت رصد تورم خوراکیها از نقطه آغاز زنجیره تولید را بیشتر کرده است.
به گزارش نماد اقتصاد، برای بررسی مسیر تورم خوراکیها، قیمت مصرفکننده تنها یک نقطه از زنجیره است. تغییرات قیمت در بخش تولید، هزینه نهادهها، واردات، حملونقل و دسترسی به ارز میتوانند پیش از رسیدن محصول به فروشگاه، فشار هزینه را ایجاد کنند.
آخرین دادههای رسمی منتشرشده درباره شاخص قیمت تولیدکننده بخش زراعت، باغداری و دامداری سنتی در بهار ۱۴۰۵ نشان میدهد این شاخص نسبت به فصل مشابه سال ۱۴۰۴ حدود ۱۲۶.۱ درصد افزایش داشته است. تورم سالانه این بخش نیز در چهار فصل منتهی به بهار به ۸۳.۴ درصد رسیده است.
در میان گروههای این بخش، غلات با رشد نقطهبهنقطه ۱۸۳.۹ درصدی یکی از بالاترین افزایشها را ثبت کردهاند. این ارقام به خودی خود به معنای رشد مشابه قیمت محصولات نهایی نبوده، اما نشان میدهد فشار هزینه در بخش تولید مواد غذایی در سطح بالایی قرار داشته است.
این تفاوت میان قیمت تولیدکننده و قیمت مصرفکننده برای تحلیل تورم خوراکیها را باید مهم برشمرد. افزایش هزینه در مبدا میتواند برای مدتی توسط تولیدکننده جذب شود، اما در صورت تداوم، بخشی از آن ممکن است به مراحل بعدی زنجیره انتقال پیدا کند.
تورم خوراکیها؛ مرغداریها در کانون فشار تولید
دادههای تولیدکننده در بخش دام و طیور، تصویر دقیقتری از فشار موجود بر زنجیره پروتئین ارائه میدهد. بر اساس دادههای مرکز آمار، تورم نقطهبهنقطه شاخص قیمت تولیدکننده در مرغداریهای صنعتی ۲۱۱.۲ درصد و در گاوداریهای صنعتی ۱۴۵.۳درصد در بهار ۱۴۰۵ گزارش شده است. تورم سالانه مرغداریهای صنعتی نیز در همین دوره حدود ۱۰۲ درصد بوده است.
این ارقام از آن جهت اهمیت دارند که قیمت مرغ و گوشت در انتهای زنجیرهای قرار دارند که هزینه نهاده، انرژی، حملونقل و سایر عوامل تولید در آن نقش دارند.
با این حال، میان افزایش قیمت تولیدکننده و قیمت نهایی محصول رابطهای یکبهیک وجود ندارد. سیاستهای تنظیم بازار، میزان عرضه، حاشیه سود تولیدکننده و شرایط توزیع میتوانند شدت انتقال این فشار را تغییر دهند. بنابراین، دادههای موجود را باید بیشتر بهعنوان یک سیگنال هزینهای برای تورم خوراکیها و نه پیشبینی قطعی قیمت مصرفکننده. در نظر گرفت.
نهادههای دامی؛ مولفهای که باید رصد شود
در این میان، نهادههای دامی جایگاه ویژهای دارند. ذرت، جو و کنجاله سویا از اقلام مهم مورد استفاده در زنجیره تولید دام و طیور هستند و قیمت و دسترسی آنها میتواند بر هزینه تمامشده تولید اثر بگذارد.
تامین این نهادهها در ایران تا حدی به واردات و سیاست ارزی وابسته است. بانک مرکزی نیز پیشتر سازوکاری برای تامین ارز واردات جو، ذرت و انواع کنجاله از طریق اوراق گام ابلاغ کرده بود که سقف منابع آن ۲۵۰ میلیون دلار تعیین شده بود.
در ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ نیز وزارت جهاد کشاورزی سقف ارزی قیمت برخی کالاهای اساسی را برای فرآیند ثبت سفارش اعلام کرد که در میان آنها ذرت دامی و کنجاله سویا نیز قرار داشتند.
این تصمیمها نشان میدهد تامین نهاده همچنان یکی از متغیرهای مهم سیاستگذاری غذایی است، اما برای سنجش اثر آن بر تورم خوراکیها باید میان قیمت ثبتشده برای واردات، دسترسی واقعی تولیدکننده به نهاده و قیمت تمامشده محصول تفکیک قائل شد.
صرف افزایش قیمت جهانی یک نهاده الزاما نباید به معنای انتقال کامل آن به بازار داخلی باشد؛ همانطور که ثبات قیمت رسمی نیز لزوما به معنای ثبات هزینه واقعی تولیدکننده نیست.
بازار جهانی غلات در چه وضعیتی است؟
فشار بر زنجیره داخلی در شرایطی بررسی میشود که بازار جهانی غلات نیز با مجموعهای از عوامل افزایشی مواجه است. رویترز در ۱۷ سپتامبر گزارش داد وزارت کشاورزی آمریکا برای سال زراعی ۲۰۲۶-۲۷ کسری نزدیک به ۳۰ میلیون تن میان تولید و مصرف جهانی ذرت را پیشبینی کرده است. طبق همین گزارش، قیمت ذرت در ماه آگوست ۱۶ درصد افزایش داشته است.
کاهش تولید برخی صادرکنندگان بزرگ، اختلال در تجارت دریای سیاه، افزایش مصرف داخلی ذرت در برزیل برای تولید اتانول و نگرانیهای آبوهوایی از جمله عواملی هستند که در این گزارش بهعنوان عوامل موثر بر بازار جهانی غلات مطرح شدهاند.
بازار سویا نیز تحت فشار قرار گرفته است. رویترز در ۷ سپتامبر گزارش داد قیمت سویا در آمریکا نسبت به قیمت کف در ژوئن حدود ۱۲ درصد افزایش یافته است. شرایط آبوهوایی، خرید چین و وضعیت عرضه جهانی از جمله عوامل مورد اشاره در این گزارش بودهاند.
این تحولات برای کشوری که بخشی از نهادههای دامی مورد نیاز خود را از بازار خارجی تامین میکند، اهمیت دارد؛ زیرا قیمت جهانی کالا تنها یکی از مولفههای هزینه واردات است و هزینه حمل، انرژی، بیمه و شرایط تأمین مالی نیز در قیمت نهایی اثر میگذارند.
انرژی، هزینه پنهان نهادهها
فشار هزینه در بازار جهانی غلات تنها به قیمت خود محصولات محدود نمیشود و هزینه حملونقل نیز در هفتههای اخیر افزایش یافته است.
رویترز در ۱۴ سپتامبر گزارش داد هزینه اضافی سوخت برای حمل ریلی غلات در آمریکا در هفته دوم سپتامبر به ۴۸ سنت به ازای هر مایل برای هر واگن رسیده است؛ رقمی که نسبت به میانگین موزون در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۵۳ درصد افزایش داشت.
چند روز بعد، رویترز گزارش داد قیمت گازوئیل آمریکا در فصل برداشت به ۶.۲۹ دلار برای هر گالن رسیده که نسبت به سال ۲۰۲۵ ۶۸ درصد بیشتر بوده است.
البته اثر این تحولات را بر ایران مستقیم و یکسان نباید در نظر گرفت، اما این تاثیرگذاری از منظر زنجیره جهانی غذا قابل توجه است. هنگامی که هزینه تولید و جابهجایی محصولات کشاورزی در بازارهای بزرگ افزایش مییابد، هزینه تامین کالا برای واردکنندگان نیز میتواند تحت فشار قرار گیرد. به همین دلیل، برای تحلیل تورم خوراکیها باید علاوه بر قیمت ذرت و سویا، مسیر هزینه حمل و انرژی را نیز دنبال کرد.
فاصله میان تولیدکننده و مصرفکننده
یکی از مهمترین نکات در تحلیل تورم خوراکیها این است که افزایش قیمت تولیدکننده الزاما با همان سرعت به مصرفکننده منتقل نمیشود.
تولیدکننده ممکن است بخشی از افزایش هزینه را با کاهش حاشیه سود جذب کند. سیاستگذار نیز میتواند با واردات، تنظیم بازار یا تغییر سازوکار تامین نهاده، بخشی از فشار را مهار کند. در عین حال اگر افزایش هزینه در چند حلقه همزمان رخ دهد، ظرفیت جذب آن توسط تولیدکننده کاهش مییابد. در چنین وضعیتی، احتمال انتقال بخشی از هزینه به مراحل بعدی زنجیره بیشتر میشود.
به همین دلیل، رشد شاخص قیمت تولیدکننده در مرغداریهای صنعتی را باید در کنار وضعیت نهادههای دامی، واردات، نرخهای ارزی مورد استفاده و شرایط عرضه داخلی بررسی کرد.
تورم مصرفکننده چه سیگنالی میدهد؟
دادههای مربوط به قیمت مصرفکننده نیز نشان میدهد بخش غذا همچنان یکی از حوزههای مهم فشار قیمتی است. بر اساس گزارش مرکز آمار درباره مرداد ۱۴۰۵، تورم ماهانه گروه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات به ۳.۶ درصد رسید؛ در حالی که تورم ماهانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات ۳.۳ درصد گزارش شد. این اختلاف به تنهایی مسیر آینده تورم خوراکیها را مشخص نمیکند، اما نشان میدهد فشار قیمت در گروههای غذایی همچنان بالاست.
در این شرایط، اهمیت شاخص قیمت تولیدکننده بیشتر میشود؛ زیرا این شاخص میتواند نشانههایی از تغییر هزینه در بخش تولید ارائه کند، پیش از آنکه اثر آن در قیمت نهایی کالاهای مصرفی آشکار شود. از این منظر، توجه صرف به قیمت روزانه محصولات در فروشگاهها ممکن است بخشی از تصویر را پنهان کند. برای ارزیابی فشار قیمتی ماههای آینده باید به ابتدای زنجیره نیز نگاه کرد.
چرا پیشبینی افزایش قیمت پروتئین هنوز زود است؟
دادههای موجود نشان میدهد بخش کشاورزی، دامداری و مرغداری با فشار هزینه روبهروست؛ اما این شواهد برای پیشبینی یک افزایش گسترده و قطعی قیمت مرغ و گوشت در ماههای آینده کافی نیست.
برای رسیدن به چنین نتیجهای باید اطلاعات جدیدتری درباره قیمت نهادههای دامی، حجم واردات، تخصیص ارز، موجودی نهاده در داخل، هزینه تولید واحدهای دام و طیور و قیمت مصرفکننده منتشر شود. همچنین باید میان افزایش قیمت تولیدکننده در بهار و رفتار بازار در پاییز فاصله زمانی را در نظر گرفت. هرگونه برآورد درباره تورم خوراکیها بدون در نظر گرفتن این فاصله و بدون دادههای جدید، میتواند بیش از آنکه یک تحلیل خبری باشد، به یک پیشبینی غیرمستند تبدیل شود. بنابراین، دادههای موجود بیشتر یک هشدار برای رصد زنجیره هستند تا مجوزی برای اعلام یک نتیجه قطعی.
انتقال فشار تولید به بازار مصرف و قیمت داخلی نهاده
برای تشخیص اینکه فشار موجود در مرحله تولید به بازار مصرف منتقل خواهد شد یا خیر، چند متغیر اهمیت بیشتری دارند. نخست، قیمت داخلی نهادههای دامی و میزان دسترسی مرغداریها و دامداریها به ذرت، جو و کنجاله سویاست. دوم، روند واردات این کالاها و مدت زمان تامین ارز و ترخیص آنهاست. هرگونه وقفه پایدار در این بخش میتواند هزینه تامین نهاده را افزایش دهد.
سوم، دادههای بعدی شاخص قیمت تولیدکننده در بخش کشاورزی و دام و طیور است. اگر افزایش قیمت تولیدکننده ادامه پیدا کند، فشار هزینهای موجود در زنجیره تولید پایدارتر خواهد بود.
چهارم، قیمت جهانی ذرت و سویاست. بازار جهانی در حال حاضر تحت تاثیر عوامل آبوهوایی، تولید، تقاضای چین، هزینه انرژی و حملونقل قرار دارد و تغییر این متغیرها میتواند شرایط واردات را نیز تحت تاثیر قرار دهد. پنجم، در نهایت باید مسیر تورم خوراکیها در شاخص قیمت مصرفکننده دنبال شده تا مشخص شود چه میزان از فشار ایجادشده در مبدا به خانوار منتقل شده است.
از قیمت نهاده تا سفره خانوار
مسیر انتقال فشار قیمت را میتوان در چند مولفه مانند بازار جهانی نهاده، واردات و تامین ارز، قیمت داخلی نهاده، هزینه تولید دام و طیور، قیمت تولیدکننده و در نهایت قیمت مصرفکننده دنبال کرد. در هر یک از این مولفهها امکان جذب یا تشدید فشار وجود دارد.
به همین دلیل، افزایش قیمت نهادههای دامی را نباید به تنهایی معادل افزایش قیمت مرغ و گوشت دانست، اما هنگامی که رشد قیمت تولیدکننده در بخش دام و طیور با افزایش هزینههای جهانی غلات و حملونقل همزمان میشود، اهمیت رصد این زنجیره افزایش پیدا میکند.
دادههای رسمی موجود نشان میدهند بخش تولید مواد غذایی در ایران در بهار ۱۴۰۵ با فشار قیمتی سنگینی مواجه بوده است. همزمان، بازار جهانی برخی نهادههای اصلی نیز با محدودیت عرضه و افزایش هزینههای جانبی روبهروست.
این شرایط، تورم خوراکیها را به موضوعی فراتر از قیمت روزانه کالاها تبدیل میکند. آنچه در بازار نهاده، واردات و تولیدکننده رخ میدهد، میتواند سرنخ مهمتری برای فهم مسیر بعدی قیمت مواد غذایی ارائه کند..
با این حال، دادههای فعلی هنوز برای نتیجهگیری درباره یک موج قطعی افزایش قیمت پروتئین در پاییز کافی نیستند. آنچه اکنون قابل اتکا است، وجود فشار قابل توجه در بخش تولید و ضرورت رصد نزدیکتر زنجیره تامین غذاست.
در ماههای پیشرو، تغییرات قیمت نهادههای دامی، دادههای جدید مرکز آمار، وضعیت واردات و تامین ارز و روند جهانی ذرت و سویا مشخص خواهند کرد که این فشار تا چه اندازه به قیمت مرغ و گوشت و در نهایت به تورم خوراکیها منتقل میشود.
اخبار مرتبط

تغییر الگوی تفریح طبقه متوسط خانوادهها را خانهنشین کرد

وضعیت نامشخص تداوم تورم صنعتی و قیمت کالاها

آیا تاکسیهای الکتریکی وارداتی بازار خودروهای بنزینی را تغییر میدهند؟

پایه پولی بانک مرکزی در پیچ پاییزی

چرا کاهش تورم شهریور ۱۴۰۵ به معنای ارزانتر شدن هزینه زندگی نیست؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه