
صادرات نفت ایران به چین با ریسک جدیدی روبهرو شد
صادرات نفت ایران به چین را نباید فقط موضوعی درباره حجم خرید نفت خام در نظر گرفت چراکه اکنون مسئله اصلی برای پکن، محاسبه همزمان قیمت خوراک، هزینه حمل، ریسک تحریم و دسترسی به منابع جایگزین است. افزایش قیمت نفت روسیه، اختلال در جریان نفت خاورمیانه و محدودیتهای حملونقل، هزینه جایگزینی بشکههای ایرانی را برای پالایشگران چینی پیچیدهتر کرده است.
به گزارش نماد اقتصاد، اهمیت صادرات نفت ایران به چین در نسبت آن با ساختار پالایش چین قابل درک است. از آنجا که بخشی از پالایشگاههای مستقل این کشور حساسیت بالایی نسبت به هزینه خوراک دارند، در دورههایی که نفت ایران با تخفیف عرضه میشود، انگیزه این پالایشگاهها برای خرید افزایش مییابد.
صادرات نفت ایران به چین فقط یک معامله نفتی نیست
موسسه «Kpler» در تحلیل خود از بازار نفت ایران اعلام کرده است که چین همچنان مقصد اصلی نفت ایران است و پالایشگاههای مستقل این کشور، بهویژه پالایشگاههای مستقل، مهمترین خریداران بالقوه این نفت محسوب میشوند. این موسسه در ژوئن نیز تاکید کرده بود که حتی در صورت ایجاد یک پنجره موقت برای فروش نفت ایران، چین همچنان اصلیترین بازار آن باقی خواهد ماند.
بنابراین، صادرات نفت ایران به چین را نمیتوان صرفا با معیار حجم محمولهها سنجید. قیمت نفت، کیفیت خوراک، هزینه حمل، حاشیه سود پالایشگاه، دسترسی به کشتی و ریسک تحریم، همگی در محاسبه اقتصادی خریدار نقش دارند.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز در سال ۲۰۲۶ چندین پالایشگاه، شرکت و کشتی مرتبط با تجارت نفت ایران را هدف تحریم قرار داده است. این اقدامات مستقیما هزینه و پیچیدگی معامله نفت ایران برای بازیگران چینی را افزایش میدهد.
مسئله اصلی چین؛ نفت ارزان یا نفت کمریسک؟
تحلیل صادرات نفت ایران به چین نیازمند تمایز قائل شدن میان قیمت اسمی نفت و هزینه واقعی تامین آن است؛ زیرا عواملی نظیر تخفیف، هزینه حمل، بیمه و ریسک تحریم، هزینه واقعی را از قیمت اعلامی جدا میکند.
اگر نفت ایران با تخفیف عرضه شود، پالایشگر چینی در نگاه نخست با یک مزیت اقتصادی مواجه است. در عین حال زمانی که هزینه بیمه، حمل، واسطهگری، تسویه مالی و ریسک تحریم نیز محاسبه شود، فاصله میان قیمت نفت ایران و نفت غیرتحریمی کاهش پیدا میکند.
این معادله در شرایط عادی نیز اهمیت دارد، اما در زمانی که بازار جهانی نفت با اختلال عرضه مواجه است، اهمیت آن بیشتر میشود. پالایشگر چینی باید میان پرداخت هزینه بیشتر برای نفت جایگزین و پذیرش ریسک بیشتر برای خرید نفت ایران انتخاب کند.
به همین دلیل، صادرات نفت ایران به چین برای پکن صرفا یک مسئله سیاسی نیست؛ بلکه یک مسئله تخصیص هزینه در زنجیره تامین انرژی محسوب میشود؛ چراکه پکن در چارچوب راهبرد تامین انرژی خود، به دنبال بهینهسازی هزینهها و تنوعبخشی به منابع است.
هزینه جایگزینی نفت ایران برای چین
اگر محدودیت صادرات نفت ایران به چین تشدید شود، نخستین پرسش این است که بشکههای حذفشده از کجا تامین خواهند شد. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد چین در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ واردات نفت خود را به شکل محسوسی کاهش داد. این کاهش در شرایطی اتفاق افتاد که قیمت نفت به دلیل اختلال جریان نفت از تنگه هرمز افزایش یافته بود. تحلیلگران اداره اطلاعات انرژی آمریکا معتقدند که کاهش واردات چین، از شدت فشار افزایشی بر قیمت جهانی نفت نیز کاست.
این داده یک نکته مهم را روشن میکند و آن اینکه چین برای مقابله با شوک عرضه الزاما تمام نفت ازدسترفته را با خرید بیشتر جایگزین نمیکند. کاهش نرخ پالایش، استفاده از ذخایر و تغییر ترکیب منابع وارداتی نیز بخشی از واکنش این کشور است.
با این حال، در صورت بازگشت تقاضای پالایشگاهی، فشار بر منابع جایگزین افزایش مییابد. موسسه «Kpler» در آگوست اعلام کرد نفت روسیه و ایران میتوانند بخشی از شکاف خوراک پالایشگاههای چین را پر کنند، اما عرضه این دو منبع برای جبران کامل کمبود کافی نخواهد بود.
در همین حال، قیمت نفت «ESPO» روسیه در سپتامبر از ۱۲۰ دلار عبور کرد. افزایش قیمت این نفت، نمونهای از هزینهای است که میتواند در صورت افزایش رقابت پالایشگران چینی برای بشکههای جایگزین ایجاد شود. از این منظر، محدود شدن صادرات نفت ایران به چین الزاما به معنای حذف تقاضای نفت نبوده؛ بخشی از تقاضا میتواند به منابع دیگر منتقل شود و در نتیجه قیمت آنها را افزایش دهد.
تحریم چگونه هزینه معامله را تغییر میدهد؟
عامل دیگری که آینده صادرات نفت ایران به چین را تعیین میکند، شدت اجرای تحریمهاست. آمریکا در آوریل ۲۰۲۶ پالایشگاه «Hengli» در چین را به دلیل خرید نفت ایران هدف تحریم قرار داد. موسسه «Kpler» در همان زمان هشدار داد که تشدید فشار بر پالایشگاههای مستقل چینی میتواند آنها را در معرض ریسک بیشتری قرار دهد؛ بهخصوص آنکه گزینههای جایگزین برای برخی از این پالایشگاهها محدود است..
در چنین شرایطی، تحریم فقط مانع انتقال نفت نخواهد بود. شبکه حملونقل، مالکیت کشتیها، بیمه، پرداخت و واسطههای تجاری نیز تحت تاثیر قرار میگیرند
به همین دلیل، نفت ایران و تحریمها باید در قالب هزینه کل معامله بررسی شود. نفتی که روی کاغذ ارزانتر بوده، ممکن است در زنجیره کامل تامین هزینه بالاتری داشته باشد. این موضوع برای پالایشگاههای مستقل چین اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا کاهش حاشیه سود آنها میتواند تصمیم به خرید نفت پرریسک را دشوارتر کند.
امنیت انرژی چین از مسیر دیگری عبور میکند
اهمیت صادرات نفت ایران به چین زمانی بیشتر میشود که نقش ذخایر چین را نیز وارد معادله شود. چین پیش از تشدید بحران انرژی، حجم بالایی از نفت خام وارد کرده بود. اداره اطلاعات انرژی آمریکا گزارش داده است که این کشور در سال ۲۰۲۵ به رکورد سالانه ۱۱.۶ میلیون بشکه در روز واردات نفت خام رسید و در دوره قیمتهای پایینتر، ذخایر راهبردی خود را افزایش داد.
این ذخایر به پکن امکان میدهند در دورههای کوتاهمدت، بخشی از کاهش واردات را جبران کند، اما استفاده از ذخایر نیز محدودیت دارد.
موسسه «Kpler» در آگوست ۲۰۲۶ هشدار داده بود که با افزایش فعالیت پالایشگاههای چین و همزمانی آن با تاخیر محمولههای خاورمیانه، برداشت از ذخایر میتواند شتاب بگیرد و چین را به نقطهای نزدیک کند که دوباره نیاز به خرید بیشتر نفت خام داشته باشد.
بنابراین، امنیت انرژی چین به یک منبع خاص وابسته نبوده بلکه به توانایی پکن برای ترکیب واردات، ذخایر و مدیریت پالایش وابسته خواهد بود.
بازار جهانی نفت؛ چین و مسیر اثرگذاری بر قیمت
اثر صادرات نفت ایران به چین زمانی برای بازار جهانی مهم میشود که جایگزینی این نفت باعث افزایش تقاضا برای سایر تولیدکنندگان شود.
در سپتامبر ۲۰۲۶، این روند در بازار نفت روسیه قابل مشاهده بود. افزایش تقاضای پالایشگران چینی موجب شد قیمت نفت «ESPO» به بالاتر از ۱۲۰ دلار برسد و پریمیوم آن نسبت به برنت به سطوح بیسابقهای نزدیک شود. همزمان، نفت برنت در ۱۸ سپتامبر روی ۱۰۴.۸۷ دلار در هر بشکه بسته شد. رویترز گزارش داد که افزایش صادرات عربستان از طریق انتقال کشتیبهکشتی در عمان به کاهش بخشی از فشار بازار کمک کرده است، اما اختلال در مسیرهای حملونقل همچنان ریسک مهمی برای بازار نفت باقی مانده است.
در چنین شرایطی، محدودیت صادرات نفت ایران به چین میتواند اثری فراتر از رابطه دو کشور داشته باشد. اگر پالایشگران چینی برای تامین خوراک به منابع جایگزین هجوم ببرند، رقابت برای نفت روسیه، خاورمیانه و سایر گریدهای مناسب افزایش پیدا میکند. این همان نقطهای است که رابطه نفت ایران و چین با بازار جهانی انرژی پیوند میخورد.
چین تنها خریدار نفت ایران نیست
یکی از تحولات مهم ماه سپتامبر این است که چین در واکنش به افزایش ریسک بازار انرژی، فعالانهتر به دنبال کاهش اختلالات منطقهای بوده است.
این تحول نشان میدهد مسئله صادرات نفت ایران به چین از سطح روابط میان دو کشور فراتر رفته است. چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت خام، از اختلال در عرضه جهانی نیز آسیب میبیند. در نتیجه، هر اقدامی که جریان نفت در خاورمیانه را مختل کند، برای پکن فقط یک مسئله ژئوپلیتیکی نبوده و میتواند مستقیما هزینه واردات انرژی این کشور را افزایش دهد.
یک متغیر تازه؛ نفت ایران در برابر هزینه ثبات
در این مرحله، پرسش اصلی درباره صادرات نفت ایران به چین تغییر میکند. در این میات مسئله دیگر این نیست که آیا چین میتواند نفت ایران را از بازار خود حذف کند یا خیر؛ مسئله این است که این حذف چه هزینهای ایجاد خواهد کرد.
چین میتواند بخشی از نفت مورد نیاز خود را از روسیه تامین کند. میتواند از ذخایر برداشت کند. میتواند واردات را کاهش دهد یا نرخ فعالیت پالایشگاهها را مدیریت کند؛ اما هرکدام از این گزینهها هزینه و محدودیت خاص خود را دارد.
اگر نفت روسیه گرانتر شود، هزینه جایگزینی افزایش مییابد. اگر ذخایر کاهش یابد، انعطافپذیری چین کمتر میشود. اگر واردات کاهش یابد، فعالیت پالایشگاهی و عرضه فرآوردهها تحت تاثیر قرار میگیرد و اگر فشار بر خرید نفت ایران افزایش یابد، پالایشگران چینی با ریسک تحریمی بیشتری مواجه میشوند.
به این ترتیب، صادرات نفت ایران به چین در مرکز یک معادله چندمتغیره قرار گرفته است که در آن قیمت، ریسک و دسترسی همزمان اهمیت دارند.
داشبورد تصمیم چین؛ چهار شاخصی که باید رصد کرد
برای فهم مسیر صادرات نفت ایران به چین، به جای تکیه بر پیشبینیهای کلی، میتوان چهار شاخص را به صورت مستمر دنبال کرد.
شاخص اول؛ فاصله قیمت نفت ایران با گریدهای جایگزین
هرچه فاصله قیمت نفت ایران با منابع جایگزین بیشتر باشد، انگیزه اقتصادی پالایشگران برای پذیرش ریسک افزایش مییابد، اما اگر هزینههای حمل و تحریم رشد کند، این مزیت کاهش خواهد یافت.
شاخص دوم؛ قیمت نفت روسیه
افزایش قیمت نفت «ESPO» نشان میدهد که ظرفیت جایگزینی نفت ایران بیهزینه نخواهد بود. هرچه رقابت چین برای بشکههای روسی بیشتر شود، هزینه جایگزینی افزایش پیدا میکند.
شاخص سوم؛ سطح ذخایر چین
کاهش مستمر ذخایر میتواند نیاز چین به خرید جدید را افزایش دهد. موسسه «Kpler» پیشتر هشدار داده بود که افزایش نرخ پالایش و محدودیت عرضه میتواند برداشت از ذخایر را تسریع کند.
شاخص چهارم؛ شدت اجرای تحریمها
هرگونه افزایش فشار بر پالایشگاهها، کشتیها، واسطهها و شبکه مالی میتواند هزینه معامله نفت ایران را افزایش دهد. در نتیجه، مسیر صادرات نفت ایران به چین نه فقط به تقاضای چین، بلکه به هزینه اجرای معامله نیز وابسته است.
بازنده احتمالی کاهش دسترسی به بازار چین
مسئله صادرات نفت ایران به چین مستقیماً به درآمد صادراتی کشور مربوط میشود. اگر محدودیت فیزیکی یا تحریمی موجب کاهش صادرات شود، ایران نهتنها حجم کمتری نفت میفروشد، بلکه ممکن است برای فروش محمولههای باقیمانده نیز با هزینه حمل و ریسک بیشتری مواجه شود.
موسسه «Kpler» در ژوئن بر این نکته تاکید کرده بود که حتی در صورت ایجاد یک دوره موقت برای کاهش تحریمها، چین همچنان مهمترین مقصد نفت ایران خواهد بود؛ زیرا بسیاری از خریداران دیگر به دلیل الزامات تطبیق مقررات و محدودیتهای زمانی امکان ورود سریع به این بازار را ندارند.
در نتیجه، آینده صادرات نفت ایران تا حد زیادی به وضعیت بازار چین وابسته میماند؛ اما این وابستگی به معنای قدرت نامحدود ایران در تعیین قیمت نیست. هرچه گزینههای جایگزین چین بیشتر شود، قدرت چانهزنی خریدار افزایش مییابد. برعکس، هرچه منابع جایگزین گرانتر یا محدودتر شوند، جذابیت اقتصادی نفت ایران برای پالایشگران بیشتر خواهد شد.
مسئله هزینه جایگزینی نفت ایران
معادله صادرات نفت ایران به چین را نمیتوان با یک عدد درباره حجم خرید توضیح داد. آنچه اهمیت دارد، هزینه واقعی هر انتخاب برای خریدار و فروشنده است.
نفت ایران برای چین زمانی جذاب است که تخفیف آن بتواند هزینه ریسک تحریم، حمل و تسویه را جبران کند. برای ایران نیز بازار چین زمانی ارزش بیشتری دارد که بتواند حجم صادرات را با هزینه انتقال و تخفیف قابلقبول حفظ کند.
در عین حال تحولات سپتامبر نشان میدهد این معادله تحت تاثیر متغیر بزرگتر وضعیت عرضه جهانی نفت قرار گرفته است. افزایش قیمت نفت «ESPO» روسیه، محدودیت جریان نفت خاورمیانه و ورود چین به تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش اختلالات منطقهای نشان میدهد امنیت انرژی پکن به ثبات مسیرهای عرضه وابستگی زیادی دارد.
از این منظر، صادرات نفت ایران به چین برای پکن یک مزیت قیمتی بالقوه و همزمان یک ریسک تحریمی و برای ایران نیز یک بازار حیاتی اما همراه با محدودیتهای چانهزنی است.
در نهایت، مسیر صادرات نفت ایران به چین را چهار متغیر قیمت نفت ایران در مقایسه با جایگزینها، هزینه حمل و تحریم، سطح ذخایر چین و وضعیت عرضه جهانی تعیین میکنند. کوچکترین تغییر در این چهار متغیر، میتواند کل رابطه میان نفت ایران، پالایشگران چینی و بازار جهانی انرژی را بازتعریف کند.
اخبار مرتبط

از زمزمه استعفا تا توقف بارگیری نفت؛ وزارت نفت به بورد رسید

آینده اقتصاد جهانی در هالهای از غبار

اختلال در مسیر تجارت ایران حاشیه سود را کاهش داد

مسیرهای زمینی ایران؛ جایگزین هرمز یا معاملات تجاری پرهزینهتر؟

تسویه معاملات تجاری ایران و روسیه چگونه انجام میشود؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه