باخت نویسنده‌های ادبی به رمان‌نویس‌های اینستاگرامی
گردش مالی نویسندگان داستان‌های آنلاین چه قدر است؟

باخت نویسنده‌های ادبی به رمان‌نویس‌های اینستاگرامی

۲۸ شهریور ۱۴۰۵

در بازار رسمی نشر، نویسنده ماه‌ها برای نوشتن وقت می‌گذارد، اثرش ویرایش می‌شود، مجوز می‌گیرد، روی کاغذ می‌رود و سرانجام ممکن است از فروش هر نسخه فقط چند ده‌هزار تومان نصیبش شود.

به گزارش نماد اقتصاد، در بازار رسمی نشر، نویسنده ماه‌ها برای نوشتن وقت می‌گذارد، اثرش ویرایش می‌شود، مجوز می‌گیرد، روی کاغذ می‌رود و سرانجام ممکن است از فروش هر نسخه فقط چند ده‌هزار تومان نصیبش شود.
در فضایی دیگر، در اینستاگرام، نویسنده‌ای بدون چاپخانه، کتاب‌فروشی و شبکه پخش، چند فصل نخست یک داستان عاشقانه را رایگان منتشر می‌کند و درست جایی که مخاطب گرفتار سرنوشت شخصیت‌ها شده است، ادامه داستان را پشت دیوار پرداخت می‌برد: «نسخه کامل؛ ۴۰۰ هزار تومان.»
خریدار کارت‌به‌کارت می‌کند و یک فایل PDF، کانال خصوصی یا رمز دسترسی تحویل می‌گیرد. نه خبری از کاغذ است، نه صحافی و انبار؛ اما قیمت بعضی از این رمان‌ها به ۲۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان رسیده است. اگر صفحه‌ای فقط هزار مشتری داشته باشد، فروش یک رمان می‌تواند بین ۲۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان درآمد ناخالص ایجاد کند؛ رقمی که بسیاری از نویسندگان رسمی حتی با چند نوبت چاپ نیز به آن نمی‌رسند.
پرسش مهم این نیست که چرا مردم «کتاب بد» می‌خوانند؛ پرسش این است که چه اتفاقی افتاده که بخشی از مخاطبان حاضرند برای یک فایل بدون ویراستاری و نظارت حرفه‌ای، گاهی بیشتر از قیمت یک رمان چاپی پول بدهند؟

اینستاگرام کتاب‌خوان نساخته؛ مشتری داستان ساخته است

مخاطب رمان‌های اینستاگرامی الزاما همان مخاطب سنتی ادبیات داستانی نیست. بخش مهمی از خریداران ممکن است سال‌ها پا به کتاب‌فروشی نگذاشته باشند، اما روزانه چند ساعت در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند. رمان آنلاین در همان فضایی به سراغ آنان می‌رود که سرگرمی، گفت‌وگو و خریدشان در آن اتفاق می‌افتد.
این داستان‌ها معمولا با یک بحران فوری آغاز می‌شوند: ازدواج اجباری، خیانت، انتقام، اختلاف طبقاتی، مرد ثروتمند و مرموز، دختر آسیب‌دیده، راز خانوادگی یا عشقی که نباید شکل بگیرد. نویسنده فرصت چندانی برای توصیف‌های طولانی ندارد؛ هر قسمت باید با یک تعلیق تمام شود تا مخاطب برای بخش بعدی بازگردد.
در واقع، آنچه فروخته می‌شود فقط «متن» نیست؛ انتظار برای فهمیدن پایان ماجراست. همان منطقی که مخاطب را تا قسمت بعدی یک سریال نگه می‌دارد، اینجا نیز عمل می‌کند. انتشار روزانه، نظرسنجی درباره شخصیت‌ها، پاسخ مستقیم نویسنده به خوانندگان و وعده افشای یک راز، داستان را از محصولی فرهنگی به یک تجربه تعاملی تبدیل کرده است.
کتاب چاپی باید روی قفسه دیده شود؛ رمان اینستاگرامی هر روز خودش را به صفحه تلفن مخاطب تحمیل می‌کند.

آیا گرانی کتاب، مردم را به رمان‌های مجازی کشانده است؟

افزایش قیمت کاغذ، چاپ، صحافی، حمل‌ونقل و دستمزد عوامل تولید، خرید کتاب را برای بسیاری از خانواده‌ها دشوار کرده است. امروز قیمت بعضی کتاب‌های حجیم و مجموعه‌های چندجلدی از یک میلیون تومان عبور کرده و آثاری مانند دوره کامل «کلیدر» حتی چند میلیون تومان قیمت دارند. بااین‌حال، این گزاره که همه رمان‌های ادبی معتبر بیش از یک میلیون تومان قیمت دارند، دقیق نیست.
در بازار فعلی هنوز رمان‌های تک ‌جلدی در محدوده تقریبا ۸۰۰ هزارتومان به بالا نیز پیدا می‌شود و نسخه‌های قانونی الکترونیکی معمولا ارزان‌ترند. در سوی دیگر، قیمت برخی آثار قطور یا چندجلدی به یک تا چندین میلیون تومان می‌رسد. نمونه‌های بازار را می‌توان در فروشگاه‌های آنلاین کتاب مشاهده کرد.

بنابراین گرانی کتاب فقط بخشی از ماجراست. تناقض اصلی اینجاست که مخاطب گاهی برای فایل یک رمان اینستاگرامی ۴۰۰ یا ۶۰۰ هزار تومان می‌پردازد، درحالی‌که با همان پول می‌تواند یک رمان چاپی یا چند کتاب الکترونیکی قانونی بخرد.
پس مزیت اصلی رمان اینستاگرامی همیشه «ارزان‌تر بودن» نیست؛ بلکه موارد زیر است:

* دسترسی فوری و بدون مراجعه به کتاب‌فروشی
* نثر ساده و نزدیک به زبان روزمره
* فصل‌های کوتاه و مناسب مطالعه با تلفن همراه
* تبلیغ مستمر در صفحات پرمخاطب
* ایجاد تعلیق و وابستگی پیش از درخواست پول
* ارتباط مستقیم با نویسنده و دیگر خوانندگان
* تمرکز بر عشق، خیانت، ثروت و انتقام؛ موضوعاتی با کشش عمومی بالا
به بیان ساده، نشر رسمی کتاب می‌فروشد، اما نویسنده اینستاگرامی پیش از فروش، «مخاطب اسیر داستان» می‌سازد.

هزینه واقعی تولد یک کتاب چقدر است؟

هزینه انتشار یک رمان عدد ثابتی ندارد. تعداد صفحات، اندازه کتاب، کیفیت کاغذ، نوع جلد، تیراژ، رنگی یا تک‌رنگ بودن و قرارداد ناشر با چاپخانه، نتیجه را تغییر می‌دهد با این‌حال، برای یک رمان حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ صفحه‌ای، می‌توان تصویری تقریبی از هزینه‌ها ارائه کرد.

ارقام زیر برآورد بازاری برای نیمه دوم سال ۱۴۰۵ است، نه تعرفه رسمی و قطعی.

1 5

این هزینه‌ها در چاپ افست با تیراژ بالاتر، به ازای هر جلد کاهش می‌یابد؛ اما سرمایه اولیه، ریسک انبار و احتمال فروش‌نرفتن بیشتر می‌شود. چاپ دیجیتال سرمایه اولیه کمتری می‌خواهد، ولی هزینه تمام‌شده هر نسخه بالاتر است.
از قیمت پشت جلد نیز همه پول به ناشر یا نویسنده نمی‌رسد. تخفیف کتاب‌فروشی و شرکت پخش، هزینه چاپ، انبار، ارسال، نسخه‌های آسیب‌دیده و سرمایه خواب‌کرده باید از آن کسر شود. به همین دلیل ممکن است کتابی ۵۰۰ هزار تومان قیمت داشته باشد، اما سهم نویسنده از هر نسخه تنها ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان باشد.

مسابقه‌ای که از ابتدا برابر نیست

فرض کنیم یک نویسنده چاپی با قرارداد ۸ درصدی، رمانی با قیمت پشت جلد ۴۰۰ هزار تومان منتشر کند. سهم او از هر نسخه ۳۲ هزار تومان خواهد بود. اگر هزار نسخه واقعاً فروخته شود، درآمد مولف حدود ۳۲ میلیون تومان است؛ آن هم معمولا با فاصله زمانی چندماهه.
حالا نویسنده‌ای آنلاین را در نظر بگیریم که فایل رمانش را ۳۰۰ هزار تومان می‌فروشد:2 5

درآمد آنلاین سود خالص نیست. هزینه تبلیغات، ادمین، درگاه پرداخت، تولید محتوا، احتمال تخفیف و مالیات باید از آن کم شود. بااین‌حال، حذف کاغذ، چاپخانه، انبار، کتاب‌فروشی و شرکت پخش باعث می‌شود حاشیه سود فروش مستقیم بسیار بیشتر باشد.
البته تمام صفحات رمان چنین فروشی ندارند. تعداد دنبال‌کننده با تعداد خریدار برابر نیست و بعضی ادعاهای فروش نیز قابل راستی‌آزمایی نیست. درآمدهای چندصد میلیونی مربوط به صفحاتی است که توانسته‌اند اعتماد و جامعه مخاطب واقعی بسازند، نه هر فردی که فایلی را برای فروش می‌گذارد.

چرا بعضی نویسندگان وارد نشر رسمی نمی‌شوند؟

نخستین پاسخ، پول است. در مدل رسمی، نویسنده معمولاً درصد کوچکی از قیمت پشت جلد را دریافت می‌کند؛ اما در فروش مستقیم، بخش عمده مبلغ به خودش می‌رسد.
دومین عامل سرعت است. انتشار رسمی به ویرایش، آماده‌سازی، دریافت مجوز، چاپ و توزیع نیاز دارد، درحالی‌که نویسنده آنلاین می‌تواند همان شب قسمت نوشته‌شده را منتشر کند و واکنش مخاطب را ببیند.
دلیل سوم، ترس از ردشدن است. ناشر درباره کیفیت، ظرفیت فروش و تناسب اثر با برنامه انتشارات تصمیم می‌گیرد. فضای مجازی این دروازه‌بانی را حذف کرده است؛ مخاطب مستقیماً رای می‌دهد و رای او همان پرداخت پول است.
عامل دیگر، آزادی بیشتر در پرداختن به روابط عاطفی و جزئیاتی است که ممکن است در مسیر انتشار رسمی با اصلاح یا محدودیت روبه‌رو شوند. افزون بر آن، برخی نویسندگان ترجیح می‌دهند فروش، اطلاعات مشتری و تبلیغات را شخصاً کنترل کنند.
اما یک نکته حقوقی مهم وجود دارد، صرف انتشار داستان شخصی در اینستاگرام را نمی‌توان خودبه‌خود «فعالیت غیرقانونی» نامید. وضعیت حقوقی زمانی حساس‌تر می‌شود که فروش گسترده و مستمر، دریافت پول بدون فاکتور یا هویت روشن، تخلف مالیاتی، کپی آثار دیگران، نقض حقوق مؤلف، محتوای مجرمانه یا فریب مشتری در میان باشد. همچنین انتشار رسمی کتاب چاپی یا عرضه آن از مسیر ناشر، قواعد و مجوزهای مخصوص خود را دارد. بنابراین باید میان «خودانتشاری دیجیتال» و «فعالیت پنهان و بی‌ضابطه» تفاوت گذاشت.

چرا برچسب «رمان زرد» کافی نیست؟

برچسب‌زدن به همه آثار عاشقانه مجازی با عنوان «سخیف» مشکلی را حل نمی‌کند. ادبیات عامه‌پسند در همه جای جهان وجود دارد و لزوما بی‌ارزش نیست. یک داستان ساده می‌تواند سرگرم‌کننده، خوش‌ریتم و حتی حرفه‌ای باشد.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که غلط‌های فراوان، شخصیت‌های کلیشه‌ای، عادی‌سازی خشونت و روابط ناسالم، کپی‌برداری، تصویرسازی غیرواقعی از عشق و وعده‌های دروغین جای روایت‌پردازی را می‌گیرد. نبود ویراستار و ناشر نیز احتمال این آسیب‌ها را افزایش می‌دهد.
در مقابل، چاپ‌شدن هم مهر تضمین کیفیت نیست. در بازار رسمی نیز آثار ضعیف منتشر می‌شوند و برخی ناشران با دریافت پول از مؤلف، تقریبا هر متنی را چاپ می‌کنند. خط مرزی واقعی نه میان «کاغذ» و «اینستاگرام»، بلکه میان تولید حرفه‌ای و تولید بی‌مسئولیت است.

برنده این بازار کیست؟

رونق رمان‌های اینستاگرامی فقط نشانه افت سلیقه نیست؛ نشانه شکست بخشی از صنعت نشر در شناخت عادت‌های تازه مخاطب هم هست. خواننده امروز روایت کوتاه، دسترسی فوری، پرداخت آسان، قیمت شفاف و ارتباط مستقیم می‌خواهد. ناشری که هنوز تنها به ویترین کتاب‌فروشی متکی است، بخشی از بازار را به صفحه‌هایی واگذار کرده که قواعد اقتصاد توجه را بهتر می‌شناسند.
راه‌حل، جنگ با رمان آنلاین نیست. نشر رسمی می‌تواند نسخه‌های ارزان دیجیتال، انتشار قسمت‌به‌قسمت، اشتراک قانونی، نمونه رایگان، قرارداد منصفانه‌تر با نویسنده و تبلیغ حرفه‌ای در شبکه‌های اجتماعی را جدی بگیرد. از سوی دیگر، فروشندگان آنلاین نیز باید هویت روشن، درگاه معتبر، شرایط بازگشت وجه، احترام به حقوق مؤلف و مسئولیت مالیاتی داشته باشند.
داستان از کاغذ به صفحه تلفن مهاجرت کرده است؛ اما نیاز به کیفیت، شفافیت و قانون از بین نرفته. اگر بازار رسمی این تغییر را نبیند، ممکن است نویسنده‌ای که از فروش هزار نسخه چاپی فقط ۳۲ میلیون تومان می‌گیرد، جای خود را به صفحه‌ای بدهد که همان هزار مخاطب را با یک فایل ۶۰۰ میلیون تومان می‌فروشد.
در این بازار تازه، همیشه بهترین داستان برنده نمی‌شود؛ داستانی برنده است که بهتر دیده شود، مخاطب را بیشتر منتظر بگذارد و دقیق‌تر بداند چه زمانی باید دکمه «پرداخت» را مقابل او قرار دهد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73511
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه