چرا بیمه جنگ در ایران به چارچوبی فراتر از یک بیمه‌نامه ساده نیاز دارد؟
تغییر رفتار خریداران در بحران؛

چرا بیمه جنگ در ایران به چارچوبی فراتر از یک بیمه‌نامه ساده نیاز دارد؟

۲۷ شهریور ۱۴۰۵

درخواست وزیر امور اقتصادی و دارایی برای تدوین چارچوب مشخص بیمه جنگ در ایران، صنعت بیمه را با مسئله‌ای روبه‌رو کرده که فراتر از طراحی یک بیمه‌نامه جدید است و آن تعیین حدود تعهد بیمه‌گران در برابر ریسکی که هم شدت خسارت آن بالا بوده و هم برآورد احتمال وقوع و دامنه زیان آن در شرایط جنگی دشوار است.

به گزارش نماد اقتصاد، نخستین تحول مهم در مسیر بیمه جنگ در ایران از سطح تقاضای بازار به سطح سیاست‌گذاری منتقل شده است. وزیر اقتصاد در مجمع عمومی بیمه مرکزی خواستار تدوین چارچوب روشن برای بیمه‌نامه‌های جنگ شد و بر پوشش گروه‌هایی از جمله واحدهای مسکونی، شرکت‌ها، هواپیماها و کشتی‌ها تاکید کرد. این درخواست نشان می‌دهد موضوع دیگر محدود به محصولات موردی نبوده و بحث ایجاد یک چارچوب مشخص برای عرضه پوشش جنگ در صنعت بیمه مطرح شده است.

بیمه جنگ در ایران؛ از درخواست سیاست‌گذار تا یک بازار واقعی

جزئیات نرخ حق‌بیمه، سقف تعهد، فرانشیز و نحوه تامین ظرفیت مالی این پوشش هنوز در منابع منتشرشده مشخص نشده است. بنابراین نمی‌توان از رقم مشخصی برای قیمت نهایی بیمه جنگ در ایران سخن گفت. همین خلا، مهم‌ترین بخش مسئله را شکل می‌دهد: بیمه‌گر چگونه باید برای ریسکی قیمت تعیین کند که شدت خسارت احتمالی آن می‌تواند بسیار بیشتر از خسارت‌های متعارف باشد؟

در بازار جهانی نیز جنگ معمولا در گروه ریسک‌هایی قرار می‌گیرد که نمی‌توان آن را مانند خسارت‌های عادی اموال قیمت‌گذاری کرد. برای نمونه، در مقررات بازار بیمه لویدز تصریح شده که در حالت معمول، بیمه‌نامه‌ها و قراردادهای اتکایی این بازار باید خسارت‌های ناشی از جنگ و برخی ریسک‌های مرتبط را مستثنی کنند؛ پوشش این ریسک‌ها تنها تحت شرایط مشخص و با کنترل دقیق میزان مواجهه قابل ارائه است. در این مقررات همچنین تاکید شده که در صورت ارائه پوشش جنگ، دامنه تعهد باید به‌صورت روشن در قرارداد مشخص شود.

این تجربه بین‌المللی برای بیمه جنگ در ایران اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد مسئله نباید فقط اضافه کردن یک پوشش به بیمه‌نامه‌های موجود باشد. تعریف دقیق خطر، تعیین موارد استثنا، مشخص کردن سقف تعهد و کنترل تجمع خسارت، بخش جدایی‌ناپذیر چنین محصولی است.

بازار بیمه ایران؛ رشد ریالی، شکاف پوشش

داده‌های بازار نشان می‌دهد بیمه جنگ در ایران در بازاری مطرح شده که از نظر ارزش حق‌بیمه رشد قابل توجهی داشته، اما این رشد لزوما نباید به معنای گسترش تعداد بیمه‌شدگان تفسیر شود.

بر اساس گزارش سال ۱۴۰۴ یک شرکت بیمه داخلی، حق‌بیمه تولیدی صنعت بیمه ایران از ۴۳۸.۷ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ به ۷۷۸.۷ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ رسیده و ۷۷.۵ درصد افزایش یافته است. در همین دوره، تعداد بیمه‌نامه‌های صادرشده حدود یک درصد کاهش داشته و ضریب نفوذ بیمه ۲.۵ درصد گزارش شده است.

این ترکیب داده‌ها برای توسعه بیمه جنگ در ایران اهمیت دارد. بازار از یک سو ظرفیت ریالی بزرگی دارد و از سوی دیگر، تعداد زیادی از ریسک‌های خانوارها و کسب‌وکارها همچنان در برابر حوادث مختلف پوشش کامل ندارند. بنابراین ایجاد یک محصول جدید لزوما به معنای گسترش فوری پوشش نبوده؛ قیمت، توان پرداخت مشتری و کیفیت طراحی محصول نیز تعیین‌کننده خواهد بود.

در چنین شرایطی، صنعت بیمه داخلی همزمان با دو مسئله افزایش تقاضا برای پوشش ریسک‌های جدید و محدودیت توان مشتری برای پرداخت حق‌بیمه‌های بالاتر مواجه است.اگر قیمت پوشش جنگ متناسب با شدت ریسک افزایش یابد، ممکن است بخشی از مشتریان توان خرید آن را نداشته باشند؛ اگر قیمت پایین‌تر از سطح ریسک تعیین شود، فشار مالی به بیمه‌گر منتقل خواهد شد.

جنگ چگونه رفتار خریدار بیمه را تغییر داد؟

داده‌های یک شرکت پوشش بیمه‌ای داخلی تصویری روشن از تغییر تقاضا ارائه می‌کند. طبق گزارش این شرکت، در روزهای عادی حدود ۶ درصد از خریداران بیمه‌های مرتبط، پوشش جنگ را انتخاب می‌کردند؛ این سهم در دوره اوج نااطمینانی به حدود ۵۱ درصد رسید. همچنین میانگین مبلغ خرید بیمه آتش‌سوزی همراه با پوشش جنگ حدود پنج برابر شد.

این ارقام نشان می‌دهد بیمه جنگ در ایران از یک پوشش کم‌تقاضا به یکی از موضوعات مورد توجه مشتریان در دوره بحران رسیده است. با این حال، افزایش مبلغ خرید به تنهایی به معنای افزایش سودآوری بیمه‌گران نبوده؛ زیرا حق‌بیمه بالاتر باید در برابر تعهدات بالقوه بسیار بزرگ‌تر، هزینه‌های خسارت و ظرفیت سرمایه‌ای بیمه‌گر سنجیده شود.

از منظر رفتار مصرف‌کننده، این تغییر نیز قابل توجه است. گزارش‌های منتشرشده درباره داده‌های این شرکت پوشش بیمه‌ای نشان می‌دهد مشتریان در دوره بحران پرسش‌های بیشتری درباره خسارت جنگ، انفجار، استثنائات و سقف تعهد شرکت‌های بیمه مطرح کرده‌اند. در نتیجه، پوشش ریسک جنگ فقط به مسئله قیمت محدود نمی‌شود و شفافیت قرارداد نیز اهمیت پیدا می‌کند.

مسئله اصلی: چه کسی ریسک را می‌پذیرد؟

نقطه حساس بیمه جنگ در ایران در همین‌جا قرار دارد. در بیمه‌های متعارف، شرکت بیمه با استفاده از داده‌های تاریخی و پراکندگی ریسک تلاش می‌کند خسارت‌های آینده را برآورد کند. در عین حال جنگ می‌تواند خسارت‌های همزمان و متمرکزی ایجاد کند؛ برای مثال یک حادثه می‌تواند در یک منطقه تعداد زیادی واحد مسکونی، خودرو، کارخانه یا زیرساخت را به‌طور همزمان درگیر کند.

این مسئله، کنترل تجمع ریسک را به یکی از عناصر اصلی طراحی بیمه جنگ در ایران تبدیل می‌کند. تجربه بازار بیمه لویدز نیز بر ضرورت پایش و کنترل مواجهه بیمه‌گران با ریسک جنگ تاکید دارد، زیرا تمرکز بیش از اندازه تعهدات می‌تواند برای وضعیت مالی بیمه‌گر خطر ایجاد کند.

در بخش حمل‌ونقل، ابعاد این مسئله حتی روشن‌تر است. رویترز در سپتامبر ۲۰۲۶ گزارش داد هزینه‌های عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز پس از جنگ افزایش یافته و حق‌بیمه محموله و حق‌بیمه ریسک جنگ سهم قابل‌توجهی از ارزش محموله را تشکیل داده است. این افزایش هزینه باعث شده برخی بازیگران حتی از خرید بیمه صرف‌نظر کنند و برخی شرکت‌های ملی نفت نیز مدیریت حمل‌ونقل خود را بیشتر در داخل سازمان انجام دهند.

برای بیمه جنگ در ایران، این تجربه یک پیام مشخص دارد و آن این‌که هرچه ریسک ژئوپلیتیکی بالاتر برود، قیمت بیمه فقط تابع ارزش دارایی نیست؛ موقعیت جغرافیایی، مسیر حمل، مدت مواجهه با خطر، نوع دارایی و ظرفیت بازار اتکایی نیز در قیمت‌گذاری اهمیت پیدا می‌کنند.

هواپیما و کشتی؛ پرریسک‌ترین حلقه پوشش

درخواست وزیر اقتصاد برای توجه به هواپیماها و کشتی‌ها در چارچوب بیمه جنگ در ایران نیز از همین زاویه اهمیت دارد. این دارایی‌ها معمولا ارزش بالایی دارند و خسارت آن‌ها می‌تواند همزمان با ریسک‌های حمل‌ونقل، جنگ، توقیف، مسیرهای دریایی و اختلال در عملیات همراه شود.

تحولات تنگه هرمز در هفته‌های اخیر نیز نشان داده است که ریسک حمل‌ونقل دریایی فقط یک مسئله نظامی نیست. رویترز گزارش داده است که تردد کشتی‌های حامل کالا در تنگه هرمز به‌شدت کاهش یافته و افزایش نااطمینانی، هزینه حمل و ریسک فعالیت در مسیر را بالا برده است.

در چنین محیطی، بیمه جنگ در ایران برای کشتی‌ها و محموله‌ها باید میان پوشش خسارت مستقیم جنگ و سایر ریسک‌های مرتبط با حمل‌ونقل تفکیک روشنی ایجاد کند. تجربه بازارهای بین‌المللی نشان می‌دهد مرز میان جنگ، اقدام خصمانه، تروریسم، خرابکاری و سایر ریسک‌ها می‌تواند آثار حقوقی متفاوتی بر تعهد بیمه‌گر داشته باشد. در مقررات بازار بیمه لویدز نیز در تعریف ریسک جنگ و الزامات مربوط به پوشش آن، بر مشخص بودن دامنه خطر تاکید کرده است.

خسارت جنگ؛ محک ظرفیت واقعی بیمه‌گران

صنعت بیمه ایران پیش از این نیز با خسارت‌های ناشی از جنگ مواجه شده است. بر اساس گزارش منتشرشده درباره عملکرد بیمه مرکزی، بیش از ۴۰ هزار خودروی آسیب‌دیده ارزیابی شده و بیش از ۴ همت خسارت پرداخت شده است.

این تجربه، بحث بیمه جنگ در ایران را از یک موضوع فرضی به یک مسئله عملیاتی نزدیک‌تر می‌کند. اکنون بخشی از صنعت تجربه رسیدگی به خسارت‌های جنگی را در اختیار دارد، اما ایجاد پوشش جامع برای خانوارها، بنگاه‌ها، هواپیماها و کشتی‌ها مستلزم تعریف دامنه وسیع‌تری از تعهدات و ظرفیت مالی است.

در بخش کشاورزی نیز گزارش‌های داخلی نشان می‌دهد جنگ همچنان در فهرست خطرات تحت پوشش فعلی صندوق بیمه کشاورزی قرار ندارد. این موضوع نشان می‌دهد دامنه بحث بیمه جنگ در ایران بسیار گسترده‌تر از بیمه اموال شهری یا خودرو است و رشته‌های مختلف باید به‌صورت جداگانه از نظر ریسک، ظرفیت مالی و سازوکار پرداخت خسارت بررسی شوند.

معمای قیمت‌گذاری ریسک جنگ

مهم‌ترین بخش داستان بیمه جنگ در ایران اکنون نه اعلام اصل پوشش، بلکه تعیین قیمت واقعی ریسک است. اگر حق‌بیمه بیش از حد بالا تعیین شود، ممکن است محصول جدید برای خانوارها و بسیاری از بنگاه‌ها دسترس‌پذیر نباشد. اگر نرخ پایین‌تر از ریسک واقعی تعیین شود، شرکت‌های بیمه با تعهداتی مواجه می‌شوند که ممکن است در صورت وقوع خسارت گسترده، ظرفیت مالی آنها را تحت فشار قرار دهد.

در بازارهای بین‌المللی، این مشکل با استفاده از محدودیت‌های قراردادی، استثنائات، سقف تعهد و مدیریت تجمع ریسک کنترل می‌شود. مقررات بازار لویدز نیز نشان می‌دهد پوشش جنگ در بازار حرفه‌ای بیمه یک ریسک معمولی تلقی نمی‌شود و نیازمند کنترل ویژه در سطح بیمه‌گر و بیمه‌گر اتکایی است.

بنابراین ارزش واقعی بیمه جنگ در ایران را نمی‌توان صرفا با اندازه بازار یا تعداد بیمه‌نامه‌های فروخته‌شده سنجید. معیار مهم‌تر، نسبت میان حق‌بیمه دریافتی، سقف تعهد، توانگری مالی بیمه‌گر، ظرفیت اتکایی و میزان تمرکز ریسک خواهد بود.

یک محصول جدید یا تغییر در معماری صنعت بیمه؟

درخواست تدوین چارچوب بیمه جنگ در ایران می‌تواند صنعت بیمه را به سمت تعریف دقیق‌تر ریسک‌های نوظهور سوق دهد. تجربه چند ماه گذشته نشان داده است که تقاضا برای پوشش جنگ می‌تواند در فاصله کوتاهی افزایش پیدا کند و رفتار مشتری را تغییر دهد. از سوی دیگر، ساختارهای قراردادی و مالی صنعت باید بتوانند خسارت‌های بزرگ و همزمان را مدیریت کنند.

به همین دلیل، اجرای موفق بیمه جنگ در ایران به یک بیمه‌نامه ساده محدود نخواهد بود. کیفیت آیین‌نامه، شفافیت استثنائات، نحوه تعیین سقف خسارت، روش محاسبه حق‌بیمه و سازوکار توزیع ریسک میان شرکت‌های بیمه و بازار اتکایی، اجزای اصلی این چارچوب خواهند بود.

آنچه اکنون قطعی است، آغاز بحث سیاست‌گذاری برای تدوین چارچوب بیمه جنگ در ایران است؛ اما نرخ نهایی، سقف پوشش و جزئیات تعهدات هنوز اعلام نشده‌اند. بنابراین در مقطع فعلی نمی‌توان درباره اندازه بازار آینده یا میزان سودآوری این محصول برآورد معتبری ارائه کرد.

آنچه باید در متن آیین‌نامه روشن شود

اهمیت بیمه جنگ در ایران در نهایت به کیفیت قواعدی بستگی دارد که قرار است این ریسک را میان طرف‌های مختلف توزیع کند. نخستین موضوع، تعریف دقیق خطر جنگ و تفکیک آن با سایر ریسک‌ها است. تجربه بازار لویدز نشان می‌دهد این تفکیک در قراردادهای بیمه اهمیت حقوقی و مالی بالایی دارد.

دومین موضوع، تعیین سقف تعهد و جلوگیری از انباشت بیش از اندازه ریسک در یک منطقه یا یک رشته بیمه‌ای است. سومین مسئله، ظرفیت بیمه اتکایی است؛ زیرا در خسارت‌های بزرگ، توان پرداخت شرکت بیمه مستقیم به‌تنهایی نمی‌تواند تمام معادله را توضیح دهد.

چهارمین موضوع نیز دسترسی مشتری به محصول است. رشد شدید تقاضا برای پوشش جنگ در داده‌های یک شرکت داخلی پوشش بیمه نشان می‌دهد نیاز بازار وجود دارد، اما قیمت و شرایط قرارداد تعیین می‌کند این تقاضا تا چه اندازه به پوشش واقعی تبدیل شود.

جمع‌بندی در یک نگاه

مسیر بیمه جنگ در ایران اکنون از مرحله یک نیاز موردی به مرحله تدوین چارچوب سیاستی نزدیک شده است. درخواست وزیر اقتصاد برای طراحی چارچوب مشخص، در کنار رشد تقاضای پوشش جنگ در بازار آنلاین، نشان می‌دهد مسئله برای صنعت بیمه ابعاد عملی پیدا کرده است.

در عین حال مسئله اصلی همچنان پابرجاست: چه کسی ریسک جنگ را با چه قیمتی و تا چه سقفی می‌پذیرد؟ پاسخ به این پرسش، بیش از افزایش تعداد بیمه‌نامه‌ها، تعیین‌کننده جایگاه بیمه جنگ در ایران در ساختار آینده صنعت خواهد بود.

تا زمانی که نرخ، سقف تعهد، استثنائات و سازوکار اتکایی مشخص نشود، نمی‌توان درباره اندازه نهایی این بازار قضاوت کرد. آنچه در حال حاضر می‌توان گفت این است که تقاضای بازار ایجاد شده و سیاست‌گذار نیز تدوین چارچوب آن را در دستور کار قرار داده است؛ مرحله بعد، تبدیل این تقاضا به محصولی با قیمت‌گذاری و ظرفیت مالی قابل اتکا خواهد بود.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73442
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه