ناترازی گاز در آستانه پاییز و زمستان/ صرفه‌جویی جای افزایش تولید را می‌گیرد
اولویت‌بندی تخصیص؛ خانوار، نیروگاه یا پتروشیمی؟

ناترازی گاز در آستانه پاییز و زمستان/ صرفه‌جویی جای افزایش تولید را می‌گیرد

۲۶ شهریور ۱۴۰۵

ناترازی گاز در آستانه فرا رسیدن فصل پاییز و زمستان، باز هم به یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌های اقتصاد انرژی ایران بدل شده؛ اما این بار، ماجرا فراتر از افزایش مصرف خانوار در روزهای سرد سال است. افت ظرفیت تولید، فشار بر زیرساخت‌های گازی، وابستگی بخش‌های مختلف اقتصاد به گاز و اختلالات ایجادشده در بخشی از تاسیسات انرژی، مجموعه عواملی هستند که مدیریت عرضه و تقاضا را برای ماه‌های پیش‌رو دشوارتر می‌کنند.

به گزارش نماد اقتصاد، ناترازی گاز ایران در سال‌های گذشته نیز پیش از این اختلالات وجود داشته و ریشه آن به شکاف ساختاری میان رشد مصرف و ظرفیت قابل اتکای عرضه بازمی‌گردد. در نتیجه، مسئله اصلی برای زمستان پیش‌رو فقط جلوگیری از قطع گاز خانوار نیست؛ بلکه نحوه توزیع فشار میان خانوار، نیروگاه و صنایع نیز اهمیت پیدا می‌کند.

بر اساس گزارش رویترز در جولای ۲۰۲۶، یکی از مقامات ایرانی اعلام کرد که تولید گاز کشور پیش از جنگ حدود ۶۵۰ میلیون مترمکعب در روز بوده و حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید روزانه در جریان درگیری‌ها از دست رفته است. به گفته این مقام، برنامه بازگرداندن حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت ازدست‌رفته در ماه‌های بعد دنبال می‌شود. این ارقام نشان می‌دهد بخشی از وضعیت زمستان آینده به سرعت بازسازی ظرفیت تولید و زیرساخت‌های آسیب‌دیده وابسته است.

ناترازی گاز ایران؛ مسئله‌ای فراتر از کمبود تولید

ناترازی گاز کشور را نمی‌توان تنها با مقایسه میزان تولید و مصرف تفسیر کرد. ظرفیت تولید میدان‌های گازی، افت فشار مخازن، توان پالایش و انتقال، ذخیره‌سازی، وضعیت شبکه و میزان انعطاف‌پذیری مصرف، همگی در تعیین مقدار گاز قابل دسترس نقش دارند.

بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، ایران در پایان سال ۲۰۲۳ حدود ۱۲۰۰ تریلیون فوت مکعب ذخایر اثبات‌شده گاز طبیعی داشت، اما رشد تولید با محدودیت‌هایی از جمله کمبود سرمایه‌گذاری و فناوری برای توسعه میدان‌ها و زیرساخت‌های بالادستی مواجه است. بنابراین برخورداری از ذخایر عظیم گازی الزاما به معنای برخورداری از عرضه پایدار در تمام دوره‌های سال نخواهد بود.

پارس جنوبی نیز در این معادله جایگاه ویژه‌ای دارد. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، این میدان حدود ۴۰ درصد ذخایر اثبات‌شده گاز ایران را در خود جای داده و سهم بزرگی از تولید کشور به آن وابسته است. همین تمرکز تولید، اهمیت حفظ فشار مخزن و توسعه تاسیسات مورد نیاز برای استمرار برداشت را افزایش داده است.

از این منظر، ناترازی گاز ایران هم‌زمان یک مسئله تولید، زیرساخت و مصرف است. حتی اگر ظرفیت تولید افزایش پیدا کند، رشد مصرف بدون اصلاح الگوی تقاضا می‌تواند بخش قابل‌توجهی از ظرفیت جدید را جذب کند.

ریسک زمستان در کدام نقطه قرار دارد؟

مهم‌ترین آزمون ناترازی گاز کشور در زمان اوج مصرف زمستانی رخ می‌دهد؛ زمانی که افزایش مصرف خانگی و تجاری، هم‌زمان با نیاز نیروگاه‌ها و صنایع به گاز، فشار مضاعفی بر شبکه وارد می‌کند.

در تجربه زمستان‌های گذشته، تامین بخش خانگی در اولویت قرار داشته و در دوره‌های اوج مصرف، محدودیت بیشتری به بخش صنعت و پتروشیمی منتقل شده است. گزارش‌های داخلی درباره محدودیت خوراک برخی واحدهای پتروشیمی نیز نشان می‌دهد که اثر کمبود گاز می‌تواند پیش از خانوار، در زنجیره تولید صنعتی آشکار شود.

به همین دلیل، ناترازی گاز الزاما به معنای قطع گاز خانگی در همه استان‌های کشور نخواهد بود. در منابع بررسی‌شده، فهرست رسمی و به‌روز استان‌هایی که برای زمستان ۱۴۰۵ در معرض قطع گاز خانگی قرار دارند، منتشر نشده است. بنابراین نسبت دادن ریسک قطعی به استان‌های مشخص، بدون داده رسمی، نباید قابل استناد باشد.

آنچه با اتکا به داده‌های موجود می‌توان گفت این است که شدت سرما، طول دوره مصرف بالا و ظرفیت واقعی عرضه در روزهای اوج، سه متغیر تعیین‌کننده فشار بر شبکه خواهند بود. آژانس بین‌المللی انرژی نیز در گزارش‌های بازار گاز ۲۰۲۶ بر نقش سرمای شدید، انعطاف‌پذیری عرضه، ذخیره‌سازی و مدیریت تقاضا در حفظ امنیت انرژی تأکید کرده است.

اختلال تازه در سمت عرضه

وجه متفاوت ناترازی گاز ایران در سال ۲۰۲۶، آسیب واردشده به بخشی از زیرساخت‌های انرژی است. رویترز مدعی شده که حملات به زیرساخت‌های انرژی ایران از اواخر فوریه، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید روزانه گاز را از مدار خارج کرد.

مقام ایرانی مورد استناد رویترز، تولید پیش از جنگ را حدود ۶۵۰ میلیون مترمکعب در روز اعلام کرده و از برنامه بازگرداندن حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب ظرفیت ازدست‌رفته خبر داده بود. تحقق این برنامه می‌تواند در تعیین ظرفیت عرضه پیش از فصل سرد اهمیت داشته باشد.

این مسئله در شرایطی رخ داده که بازار جهانی گاز نیز با ریسک‌های عرضه مواجه است. در همین آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش بازار گاز ۲۰۲۶ اعلام کرده اختلال در عبور محموله‌های «LNG» از تنگه هرمز در مقطعی نزدیک به ۲۰ درصد عرضه جهانی گاز طبیعی مایع را تحت تاثیر قرار داده است.

در چنین محیطی، اتکا به بازار جهانی برای جبران کمبود داخلی نیز با محدودیت‌هایی روبه‌رو خواهد بود. بنابراین ناترازی گاز داخلی بیش از گذشته به توان داخلی برای مدیریت عرضه، ذخیره‌سازی و مصرف وابسته است.

وقتی بحران گاز به تولید می‌رسد

پیامد ناترازی گاز ایران از شبکه گاز فراتر می‌رود و به تولید صنعتی، برق و هزینه‌های اقتصادی منتقل می‌شود. گاز طبیعی در ایران هم‌زمان دو کارکرد متمایز دارد: نخست، به‌عنوان سوخت برای گرمایش خانوارها و تولید برق در نیروگاه‌ها و دوم، به‌عنوان ماده اولیه (خوراک) در صنایعی نظیر پتروشیمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این دوگانگی نقش، یکی از ریشه‌های اصلی رقابت بر سر منابع گاز در کشور محسوب می‌شود.

در بخش برق، وابستگی نیروگاه‌ها به گاز اهمیت ویژه‌ای دارد. بر اساس آمار رسمی نقل‌شده از شرکت ملی گاز ایران، نیروگاه‌های کشور در سه ماه گرم سال ۱۴۰۴ بیش از ۲۷ میلیارد مترمکعب گاز مصرف کردند و میانگین تحویل روزانه گاز به این بخش بیش از ۲۹۰ میلیون مترمکعب بوده است.

در نتیجه، ناترازی گاز می‌تواند یک زنجیره فشاری ایجاد کند. کاهش گاز نیروگاه‌ها نیاز به سوخت جایگزین را افزایش می‌دهد و محدودیت سوخت می‌تواند بر تولید برق اثر بگذارد. از سوی دیگر، اختصاص گاز بیشتر به نیروگاه‌ها در شرایط محدودیت عرضه، ممکن است فضای کمتری برای تامین صنایع باقی بگذارد.

در صنایع مصرف‌کننده گاز نیز مشکل فقط کاهش به تولید یک کارخانه محدود نمی‌شود. محدودیت خوراک می‌تواند برنامه تولید، صادرات، درآمد ارزی و زنجیره تامین صنایع پایین‌دستی را تحت تاثیر قرار دهد. مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی در سال ۱۴۰۴ اعلام کرده بود که حدود ۲۰ درصد صنعت پتروشیمی با کمبود خوراک مواجه است.

از این منظر، ناترازی گاز ایران می‌تواند از مسیر کاهش تولید صنعتی به اقتصاد کلان نیز سرایت کند؛ به‌ویژه اگر محدودیت‌های انرژی در دوره‌ای طولانی ادامه یابد.

راهکار فوری؛ مصرف باید پیش از بحران مدیریت شود

در کوتاه‌مدت، کنترل ناترازی گاز کشور بیش از هر چیز به مدیریت تقاضا وابسته است. افزایش تولید گاز پروژه‌ای زمان‌بر است، اما کاهش مصرف در دوره‌های اوج می‌تواند سریع‌تر بر توازن شبکه اثر بگذارد.

مدیریت مصرف خانوارهای پرمصرف، افزایش مشوق‌های صرفه‌جویی، کنترل مصرف ساختمان‌های دولتی و تجاری و اطلاع‌رسانی هدفمند درباره روزهای اوج مصرف، بخشی از ابزارهای قابل استفاده در کوتاه‌مدت هستند.

هم‌زمان، مدیریت بار صنایع و نیروگاه‌ها باید از حالت واکنشی خارج شود. برنامه مشخص برای محدودیت‌های احتمالی، امکان استفاده از سوخت جایگزین و هماهنگی میان وزارتخانه‌های نفت و نیرو می‌تواند از انتقال ناگهانی بحران به واحدهای تولیدی جلوگیری کند.

سوخت جایگزین نیز در صورت وجود ذخایر کافی، ظرفیت انتقال و زیرساخت مناسب، یکی از ابزارهای کوتاه‌مدت است. با این حال، تجربه سال گذشته نشان داد ذخایر سوخت مایع نیروگاه‌ها نیز خود نیازمند برنامه‌ریزی دقیق هستند؛ زیرا کاهش ذخایر می‌تواند ظرفیت مانور شبکه برق را محدود کند.

راهکار میان‌مدت؛ هر مترمکعب گاز مهم‌تر از یک پروژه جدید

در افق میان‌مدت، مدیریت ناترازی گاز ایران تنها با افزودن ظرفیت تولید دنبال نمی‌شود. کاهش اتلاف، اصلاح تجهیزات، بهبود مصرف ساختمان‌ها، افزایش بهره‌وری نیروگاه‌ها و صنایع و جمع‌آوری گازهای مشعل می‌تواند بخشی از منابع موجود را آزاد کند.

کاهش مشعل‌سوزی نمونه‌ای از همین رویکرد است. وزارت نفت اعلام کرده است که در یکی از پالایشگاه‌های پارس جنوبی، حجم گاز ارسالی به مشعل از بیش از یک میلیون مترمکعب به کمتر از ۳ هزار مترمکعب در روز کاهش یافته است.

ذخیره‌سازی نیز یکی دیگر از مولفه‌های مهم است. ماهیت فصلی مصرف گاز باعث می‌شود ظرفیت برداشت سریع از ذخایر در دوره‌های اوج مصرف اهمیت پیدا کند. گزارش‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا درباره بازار گاز نیز بر نقش ذخیره‌سازی و انعطاف‌پذیری عرضه در مقابله با اختلالات تقاضا تاکید دارند.

در این چارچوب، کاهش شدت مصرف انرژی اهمیت بیشتری از صرف افزایش حجم عرضه پیدا می‌کند. اگر رشد تقاضا هم‌زمان با توسعه تولید ادامه یابد، بخشی از ظرفیت جدید نیز به‌سرعت جذب خواهد شد.

راهکار بلندمدت؛ سرمایه‌گذاری، انرژی جایگزین و اصلاح اقتصاد گاز

در افق بلندمدت، ناترازی گاز ایران بدون سرمایه‌گذاری در میدان‌های گازی و زیرساخت‌های تولید پایدار حل نخواهد شد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا تاکید کرده است که محدودیت سرمایه‌گذاری و فناوری، یکی از موانع رشد تولید گاز ایران است و برای حفظ ظرفیت تولید پارس جنوبی نیز به سرمایه‌گذاری در فشارافزایی نیاز خواهد بود.

در عین حال افزایش تولید به تنهایی کافی نخواهد بود. ناترازی گاز زمانی کاهش می‌یابد که هم‌زمان ساختار مصرف نیز اصلاح شود. توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر در بخش برق می‌تواند بخشی از فشار مصرف گاز نیروگاه‌ها را کاهش دهد؛ موضوعی که اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز در بررسی بازار جهانی انرژی به آن اشاره کرده است.

اصلاح اقتصاد انرژی نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرد. قیمت‌های انرژی، مشوق‌های مصرف، سرمایه‌گذاری در بهره‌وری و نحوه حمایت از خانوارهای کم‌مصرف و آسیب‌پذیر، بر رفتار مصرف‌کنندگان اثر می‌گذارند.

با این حال، اصلاح یارانه انرژی بدون سیاست‌های حمایتی می‌تواند فشار بیشتری بر خانوارهای آسیب‌پذیر ایجاد کند. بانک جهانی نیز در مطالعات خود بر ضرورت همراه کردن اصلاح یارانه‌های انرژی با سازوکارهای حمایتی تاکید کرده است.

نقطه شکست کجاست؟

آنچه ناترازی گاز ایران را به یک مسئله چندلایه تبدیل می‌کند، قرار گرفتن سه متغیر ظرفیت عرضه قابل اتکا، شدت مصرف در دوره اوج و توانایی شبکه برای انتقال منابع میان بخش‌های مختلف در کنار یکدیگر است.

اگر ظرفیت تولید ازدست‌رفته به‌موقع احیا نشود، مصرف زمستانی افزایش قابل‌توجهی پیدا کند یا ذخایر و سوخت جایگزین کافی در دسترس نباشد، گزینه‌های سیاست‌گذار برای مدیریت بحران محدودتر خواهد شد.

در مقابل، تجربه بازارهای مختلف نشان می‌دهد مدیریت تقاضا، تغییر سوخت، ذخیره‌سازی، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و افزایش انعطاف‌پذیری شبکه می‌توانند فشار بر سیستم گاز را کاهش دهند.

به همین دلیل، ناترازی گاز را نمی‌توان فقط با یک پروژه تولیدی یا یک بخشنامه مدیریت مصرف پاسخ داد. مجموعه‌ای از اقدامات از کاهش مصرف پرمصرف‌ها و مدیریت بار نیروگاه‌ها و صنایع در کوتاه‌مدت گرفته تا اصلاح ساختمان‌ها، کاهش اتلاف و توسعه ذخیره‌سازی در میان‌مدت و سرمایه‌گذاری در تولید، فشارافزایی، انرژی‌های تجدیدپذیر و اصلاح اقتصاد انرژی در بلندمدت هم‌زمان لازم است.

از هشدار زمستانی تا بازطراحی سیاست انرژی

مسئله اصلی ناترازی گاز ایران برای زمستان پیش‌رو را نلاید صرفا به احتمال قطع گاز محدود کرد؛ پرسش مهم‌تر این است که در صورت افزایش شکاف عرضه و تقاضا، فشار چگونه میان بخش‌های مختلف اقتصاد توزیع خواهد شد.

اولویت دادن به مصرف خانگی می‌تواند محدودیت صنایع و نیروگاه‌ها را افزایش دهد. محدودیت نیروگاه‌ها می‌تواند مسئله گاز را به برق منتقل کند و کاهش خوراک صنایع نیز می‌تواند تولید و زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین هر تصمیم درباره تخصیص گاز، پیامدی فراتر از شبکه گاز خواهد داشت.

داده‌های موجود درباره ناترازی گاز ایران نشان می‌دهد راهکار پایدار در یک نقطه خلاصه نمی‌شود. افزایش عرضه، کاهش شدت مصرف، بهبود بهره‌وری، ذخیره‌سازی، مدیریت بار و تنوع‌بخشی به سبد انرژی باید در یک چارچوب واحد دیده شوند.

در نهایت، ناترازی گاز کشور بیشتر از آنکه یک بحران فصلی باشد، آزمونی برای کارآمدی سیاست انرژی کشور است. اگر مدیریت مصرف، سرمایه‌گذاری در زیرساخت و افزایش عرضه به‌صورت هم‌زمان دنبال شوند، فشار زمستانی قابل مدیریت‌تر خواهد بود؛ اما اتکا به یک راه‌حل واحد، شکاف میان تولید و مصرف را به دوره‌های بعد منتقل خواهد کرد.

ناترازی گاز ایران در زمستان پیش‌رو بنابراین باید نه تنها به‌عنوان چالش تامین سوخت، بلکه به‌عنوان مسئله‌ای مرتبط با تولید صنعتی، برق، تورم، سرمایه‌گذاری و امنیت انرژی دیده شود؛ زیرا هر مترمکعب گازی که در نقطه‌ای از اقتصاد صرفه‌جویی یا آزاد می‌شود، می‌تواند در نقطه‌ای دیگر از زنجیره انرژی امکان تداوم فعالیت ایجاد کند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73371
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه