بورس در اوج؛ اما سهامدار قدیمی هنوز زیان‌ده است

بورس در اوج؛ اما سهامدار قدیمی هنوز زیان‌ده است

۲۶ شهریور ۱۴۰۵

شاخص کل بورس از محدوده ۷.۵ میلیون واحد عبور کرده، اما بسیاری از سهامداران قدیمی همچنان زیان‌ده‌اند. بررسی تفاوت شاخص کل و هم‌وزن، اثر نمادهای بزرگ و بازده واقعی بورس پس از کسر تورم.

به گزارش نماد اقتصاد، تابلوی بورس سبز است، کانال‌های بورسی از «فتح قله تاریخی» می‌نویسند و شاخص کل از مرز ۷.۵ میلیون واحد عبور کرده است؛ اما کافی است پای صحبت بخشی از سهامداران قدیمی بنشینید تا تصویر دیگری ببینید. یکی هنوز سهام سال ۱۳۹۹ را با زیان نگه داشته، دیگری می‌گوید ارزش دارایی‌اش حتی به اندازه قیمت دلار و طلا بالا نرفته و سرمایه‌گذار سومی با وجود رشد اخیر بازار، هنوز جرئت نمی‌کند مانده پرتفوی خود را با تورم این سال‌ها مقایسه کند.

این تناقض ظاهری، یک پرسش جدی ساخته است، اگر بورس در بالاترین نقطه تاریخی خود ایستاده، چرا بسیاری از سهامداران هنوز احساس سودآوری نمی‌کنند؟

پاسخ کوتاه این است که «شاخص کل» الزاما تصویر پرتفوی همه سرمایه‌گذاران نیست. شاخص می‌تواند رکورد بزند، درحالی‌که تعداد زیادی از سهم‌ها هنوز با سقف تاریخی خود فاصله دارند یا بازده آنها پس از محاسبه تورم منفی است.

 قله‌ای که همه به آن نرسیده‌اند

بر اساس اطلاعات منتشرشده از بازار، شاخص کل بورس تهران در ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ در محدوده ۷ میلیون و ۵۵۷ هزار واحد قرار گرفت. این شاخص در مقایسه با سه ماه قبل حدود ۴۷ درصد و نسبت به شش ماه قبل بیش از ۱۰۰ درصد رشد نشان می‌دهد؛ جهشی که روی کاغذ، یکی از پرقدرت‌ترین دوره‌های صعودی بازار سهام محسوب می‌شود.

اما شاخص کل یک سبد فرضی و وزن‌دار است؛ یعنی شرکت‌هایی که ارزش بازار بزرگ‌تری دارند، اثر بیشتری بر حرکت آن می‌گذارند. در نتیجه، رشد چند شرکت بزرگ پتروشیمی، فلزی، معدنی، پالایشی، بانکی یا هلدینگ سرمایه‌گذاری می‌تواند شاخص را هزاران واحد بالا ببرد، بدون آنکه سهام کوچک‌تر بازار به همان اندازه رشد کرده باشند.

به بیان ساده، اگر سهامداری در پرتفوی خود سهم‌های اثرگذار بر شاخص را نداشته باشد، رکوردشکنی شاخص کل ممکن است برای او تنها یک خبر باشد، نه یک سود واقعی.

شاخص کل دقیقاً چه چیزی را نشان می‌دهد؟

شاخص کل بورس، تغییرات قیمت و بازده نقدی شرکت‌ها را با درنظرگرفتن وزن آنها در بازار محاسبه می‌کند. بنابراین شرکتی با ارزش بازار چندصد هزار میلیارد تومانی، بسیار بیشتر از یک شرکت کوچک بر شاخص اثر دارد.

در مقابل، «شاخص هم‌وزن» به همه شرکت‌ها وزن تقریباً یکسانی می‌دهد. به همین دلیل، مقایسه این دو شاخص می‌تواند نشان دهد که رشد بازار تا چه اندازه فراگیر بوده است.

اگر شاخص کل با سرعت بیشتری از شاخص هم‌وزن بالا برود، می‌توان نتیجه گرفت که بزرگان بازار نقش اصلی را در صعود داشته‌اند. البته این به معنای منفی‌بودن همه سهم‌های کوچک نیست؛ بلکه نشان می‌دهد رشد میان نمادها یکسان توزیع نشده است.

میراث تلخ سال ۱۳۹۹

بخش قابل‌توجهی از سهامداران قدیمی در اوج تبلیغات عمومی سال ۱۳۹۹ وارد بورس شدند؛ دوره‌ای که قیمت بعضی سهم‌ها طی چند ماه چند برابر شد و انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای درباره ادامه سودآوری بازار شکل گرفت.

پس از ریزش آن سال، همه سهم‌ها مسیر یکسانی نداشتند. برخی شرکت‌ها با افزایش سودآوری، تجدید ارزیابی دارایی‌ها، افزایش سرمایه یا رشد نرخ ارز توانستند افت خود را جبران کنند؛ اما گروهی دیگر به‌دلیل ضعف عملکرد، زیان انباشته، قیمت‌گذاری دستوری، هزینه بالای تامین مالی یا توقف طرح‌های توسعه، همچنان از اوج تاریخی خود عقب ماندند.

بنابراین اینکه شاخص کل امروز چند برابر سطح سال ۱۳۹۹ است، الزاما به این معنا نیست که خریدار تمام سهم‌های آن دوره نیز به سود رسیده است. سهامداری که در نقطه اوج یک نماد کم‌بنیه خرید کرده، میانگین کم نکرده و سود نقدی موثری هم دریافت نکرده، ممکن است هنوز بازدهی بسیار پایین‌تری از شاخص داشته باشد.

از سوی دیگر، مقایسه قیمت خام یک سهم در دو مقطع بدون درنظرگرفتن افزایش سرمایه، سهام جایزه و سود نقدی نیز می‌تواند گمراه‌کننده باشد. برای محاسبه دقیق باید قیمت تعدیل‌شده و تمام دریافتی‌های سهامدار بررسی شود.

سود اسمی یا افزایش واقعی ثروت؟

مسئله مهم‌تر، تفاوت میان «بازده اسمی» و «بازده واقعی» است. ممکن است ارزش یک پرتفوی طی چند سال سه برابر شده باشد، اما در همین مدت هزینه خرید مسکن، خودرو، طلا، ارز و کالاهای روزمره بیشتر از آن افزایش یافته باشد.

برای نمونه، اگر ارزش دارایی فردی در یک دوره ۶۰ درصد افزایش یافته، اما سطح عمومی قیمت‌ها در همان دوره ۸۰ درصد بالا رفته باشد، سرمایه‌گذار به‌رغم مشاهده سود در سامانه معاملاتی، بخشی از قدرت خرید خود را از دست داده است

بنابراین سبزشدن عدد سود و زیان، همیشه به معنای ثروتمندترشدن نیست. معیار واقعی این است که سرمایه‌گذار امروز با پول حاصل از فروش سهام خود چه مقدار کالا، ارز، طلا یا دارایی سرمایه‌ای می‌تواند بخرد.

چرا دلار و طلا در ذهن مردم برنده‌اند؟

دلار و طلا برای مردم دو مزیت روانی دارند: قیمت آنها به‌سادگی قابل مشاهده است و معمولاً تحت تأثیر تصمیم‌های مدیریتی یک شرکت خاص قرار نمی‌گیرند. سهامدار علاوه بر تورم و نرخ ارز، باید ریسک‌هایی مانند قیمت‌گذاری دستوری، نرخ خوراک و انرژی، قطعی برق و گاز، نرخ بهره، محدودیت صادرات، افزایش هزینه تولید و کیفیت مدیریت شرکت را نیز تحمل کند.

بورس در دوره‌های رونق می‌تواند بازده بالاتری ایجاد کند، اما این بازده میان همه نمادها تقسیم نمی‌شود. ممکن است شاخص کل از طلا و دلار جلو بیفتد، درحالی‌که پرتفوی فردی یک سهامدار همچنان از هر دو بازار عقب باشد.

مقایسه درست بازارها نیز باید در یک بازه زمانی دقیق و با نقطه شروع یکسان انجام شود. مقایسه شاخص امروز با قیمت دلار در یک تاریخ دلخواه یا انتخاب کف قیمت طلا، نتیجه‌ای قابل اتکا نمی‌دهد.

 صعود اخیر چقدر فراگیر است؟

در معاملات ۲۵ شهریور، تعداد نمادهای مثبت از نمادهای منفی بیشتر بود؛ اما در میان صنایع، وضعیت یکدستی دیده نمی‌شد. درحالی‌که بخش‌هایی مانند فلزات اساسی، محصولات شیمیایی و شرکت‌های چندرشته‌ای رشد داشتند، گروه‌هایی مانند خودرو، دارو، سیمان و فناوری اطلاعات با افت یا فشار فروش روبه‌رو بودند.

این پراکندگی نشان می‌دهد که رشد بازار کاملا محدود به چند نماد نیست، اما هنوز نمی‌توان از سود یکسان تمام سهامداران سخن گفت. ادامه‌داربودن رونق نیز به ارزش معاملات خرد، جریان پول حقیقی، وضعیت نرخ بهره، سودآوری شرکت‌ها و ثبات سیاست‌های اقتصادی بستگی دارد.

عبور شاخص از ۷.۵ میلیون واحد زمانی برای سرمایه‌گذار قابل اعتمادتر می‌شود که سه نشانه هم‌زمان دیده شود:

* فاصله شاخص کل و هم‌وزن بیش از اندازه افزایش پیدا نکند.
* ارزش معاملات خرد در سطوح مناسب باقی بماند.
* رشد قیمت سهام با افزایش سود واقعی شرکت‌ها همراه باشد.

اگر قیمت‌ها سریع‌تر از سودآوری شرکت‌ها بالا بروند، نسبت‌های ارزش‌گذاری نیز افزایش می‌یابد و خطر اصلاح بازار بیشتر می‌شود.

آیا سهامدار قدیمی بالاخره از زیان خارج می‌شود؟

پاسخ برای همه یکسان نیست. سهامداری که شرکت‌های سودآور و دارایی‌محور داشته، سود نقدی گرفته و ترکیب پرتفوی خود را اصلاح کرده، احتمالا وضعیت متفاوتی با فردی دارد که چند سهم زیان‌ده را از سال ۱۳۹۹ بدون تغییر نگه داشته است.

همچنین «صبر» به‌تنهایی استراتژی سرمایه‌گذاری نیست. نگهداری سهمی که فروش، سود و مزیت رقابتی آن تضعیف شده، لزوما با گذشت زمان به جبران زیان منجر نمی‌شود.

شاخص ۷.۵ میلیونی؛ خبر خوب، اما نه برای همه

عبور بورس از قله ۷.۵ میلیون واحدی را نمی‌توان بی‌اهمیت دانست. افزایش ارزش معاملات، بازگشت تقاضا و رشد بخشی از صنایع، نشانه‌هایی مثبت برای بازاری است که سال‌ها با بی‌اعتمادی سهامداران دست‌وپنجه نرم کرده است.

بااین‌حال، رکورد شاخص کل مترادف با پایان زیان همه سرمایه‌گذاران نیست. شاخص، میانگین وزن‌دار بازار را روایت می‌کند؛ اما هر سهامدار داستان جداگانه‌ای دارد که زمان ورود، قیمت خرید، ترکیب دارایی‌ها، سود نقدی و تورم آن را نوشته‌اند.

بورس روی تابلو به قله رسیده است، اما برای آنکه سهامدار قدیمی نیز این قله را در حساب خود ببیند، رشد باید از چند نماد بزرگ عبور کند، به بدنه بازار برسد و مهم‌تر از همه، از تورم جلو بزند. تا آن زمان، فاصله میان «رکورد شاخص» و «احساس ثروتمندشدن مردم» همچنان باقی خواهد ماند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73348
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه