الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران/مسیر عبور از خام‌فروشی هموار شده است
تقسیم کار نانوشته در اقتصاد داخلی؛

الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران/مسیر عبور از خام‌فروشی هموار شده است

۲۵ شهریور ۱۴۰۵

الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران یکسان نیست؛ برخی استان‌ها بر صنعت و زنجیره‌های تولید تکیه دارند، برخی از انرژی و تجارت خارجی بهره می‌گیرند و گروهی نیز با اتکا به معدن، فناوری، خدمات یا موقعیت مرزی مسیر متفاوتی را دنبال کرده‌اند. همین تفاوت نشان می‌دهد که برای سنجش عملکرد اقتصادی استان‌ها نمی‌توان تنها به یک شاخص مانند رشد تولید یا حجم صادرات تکیه کرد.

به گزارش نماد اقتصاد، الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران را نباید به‌عنوان یک جدول رتبه‌بندی، بلکه باید به‌عنوان مجموعه‌ای از تجربه‌های متفاوت برای ایجاد مزیت اقتصادی بررسی کرد. بر این اساس، مقایسه استان‌ها زمانی معنادارتر می‌شود که مشخص شود هر منطقه چگونه از مزیت‌های اولیه خود استفاده کرده، چه ظرفیت‌هایی را در داخل اقتصاد محلی ساخته و تا چه اندازه توانسته میان سرمایه، نیروی انسانی، زیرساخت، فناوری و بازار ارتباط ایجاد کند. چارچوب‌های توسعه منطقه‌ای سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نیز بر نقش بهره‌وری، مهارت، نوآوری، زیرساخت، سرمایه‌گذاری و کیفیت حکمرانی محلی در کاهش شکاف‌های منطقه‌ای تاکید دارد.

 الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران بر مبنای رتبه‌بندی

مقایسه عملکرد استان‌های ایران با یک عدد واحد دشوار است. داده‌های مربوط به تولید، صادرات، سرمایه‌گذاری، بهره‌وری، اشتغال، نوآوری و زیرساخت در همه استان‌ها با یک روش و در یک مقطع زمانی منتشر نمی‌شوند. بنابراین اعلام اینکه یک استان بهترین یا «موفق‌ترین» استان ایران است، بدون تعریف شاخص‌های همسان، از نظر تحلیلی قابل استناد نیست.

در این گزارش، معیار انتخاب استان‌ها ترکیبی از وزن اقتصادی، ظرفیت صنعتی و معدنی، صادرات، سرمایه‌گذاری، زیرساخت، تنوع اقتصادی، نوآوری و قابلیت ایجاد زنجیره ارزش است. بنابراین هفت استان تهران، اصفهان، آذربایجان شرقی، یزد، کرمان، خوزستان و بوشهر به‌عنوان نمونه‌هایی از الگوهای متفاوت توسعه و نه به‌عنوان هفت رتبه نخست کشور بررسی می‌شوند.

این رویکرد با منطق اسناد توسعه منطقه‌ای نیز همخوان است؛ زیرا در سیاست‌گذاری منطقه‌ای، مزیت‌های طبیعی، انسانی، تولیدی، بازرگانی و زیربنایی هر منطقه باید هم‌زمان با محدودیت‌های آن بررسی شود.

تهران؛ اقتصاد مبتنی بر سرمایه و دانش

تهران نمونه‌ای متفاوت در میان الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران است. موتور اصلی اقتصاد این استان بیش از آنکه به منابع طبیعی وابسته باشد، بر تمرکز سرمایه، خدمات تخصصی، بازار بزرگ، نیروی انسانی، شبکه مالی و فعالیت‌های دانش‌بنیان استوار است.

شواهد مربوط به اقتصاد دانش‌بنیان نیز تمرکز شدید این فعالیت‌ها را در تهران نشان می‌دهد. یک مطالعه درباره پراکندگی شرکت‌های دانش‌بنیان در ایران گزارش کرده است که ۵۱.۵ درصد این شرکت‌ها در استان تهران قرار داشته‌اند؛ پس از تهران، اصفهان با ۹.۳ درصد و خراسان رضوی با ۵.۳ درصد قرار گرفته‌اند.

این تمرکز، مزیت مهم تهران است، اما هم‌زمان یک محدودیت نیز ایجاد می‌کند و آن این‌که بخشی از مزیت اقتصادی استان ناشی از تمرکز منابع ملی و فعالیت‌های خدماتی بوده و الزاما به معنای ایجاد یک الگوی قابل تکرار در سایر استان‌ها نیست.

در الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران، تهران را می‌توان نمونه اقتصاد مبتنی بر تراکم سرمایه، خدمات و دانش دانست؛ الگویی که انتقال کامل آن به استان‌های دیگر ممکن نیست، اما ایجاد مراکز تخصصی، دانشگاهی و فناورانه در مقیاس منطقه‌ای از اجزای آن قابل اقتباس است.

اصفهان؛ صنعت و زنجیره تولید

اگر تهران نماینده اقتصاد خدمات و دانش باشد، اصفهان یکی از نمونه‌های مهم اقتصاد صنعتی ایران است. ترکیب صنایع فولاد، فلزات، پتروشیمی، محصولات غذایی، فرش و سایر فعالیت‌های تولیدی، ساختار اقتصادی متنوع‌تری ایجاد کرده است.

طبق داده‌های صادراتی مربوط به سال ۱۴۰۲، اصفهان حدود ۲.۲۷ میلیون تن کالا به ارزش ۱.۴۳ میلیارد دلار صادر کرده است. فولاد و چدن، محصولات نفتی و پتروشیمی، فرش، محصولات لبنی و مس از جمله اقلام اصلی صادراتی استان بوده‌اند.

اهمیت اصفهان در الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران فقط به حجم صنعت محدود نبوده؛ مسئله مهم‌تر، وجود پیوند میان صنایع پایه، صنایع پایین‌دستی، خدمات فنی و بازارهای صادراتی است.

با این حال، تداوم این مدل به توانایی استان در افزایش بهره‌وری، نوسازی فناوری و مدیریت محدودیت‌های آب و انرژی وابسته است. تجربه مناطق صنعتی جهان نیز نشان می‌دهد که مزیت صنعتی زمانی پایدارتر می‌شود که میان بنگاه‌ها، دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و شبکه تامین ارتباط شکل بگیرد. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی تجربه مناطقی مانند پیمونت ایتالیا را در همین چارچوب بررسی کرده است.

آذربایجان شرقی؛ مزیت مرزی و تولید صادراتی

آذربایجان شرقی نمونه‌ای از الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران است که موقعیت جغرافیایی در آن اهمیت بالایی دارد. نزدیکی به ترکیه، جمهوری آذربایجان و ارمنستان، دسترسی به بازارهای قفقاز و قرار گرفتن در مسیرهای تجاری، ظرفیت‌هایی فراتر از بازار داخلی ایجاد کرده است.

این ظرفیت در آمار تجارت خارجی نیز قابل مشاهده است. حجم صادرات استان در سال ۱۴۰۲ حدود ۲.۹۳ میلیون تن به ارزش ۱.۵۴ میلیارد دلار گزارش شده و فولاد، پلیمر، قیر، سیم، کشمش و برخی محصولات معدنی از کالاهای مهم صادراتی بوده‌اند. ترکیه، عراق و ارمنستان نیز از بازارهای اصلی صادراتی استان بوده‌اند.

در هشت ماه نخست سال ۱۴۰۳، ارزش صادرات استان آذربایجان شرقی به حدود ۱.۳۲ میلیارد دلار رسید. بر اساس گزارش منتشرشده، هم ارزش و هم وزن این صادرات نسبت به مدت مشابه سال ۱۴۰۲ رشد داشته است.

در اینجا، مزیت طبیعی یعنی موقعیت مرزی»زمانی ارزش اقتصادی پیدا کرده که با تولید صنعتی، شبکه حمل‌ونقل و تجارت خارجی پیوند خورده است. بنابراین درس اصلی آذربایجان شرقی برای الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران، ترکیب موقعیت جغرافیایی، تولید و بازار خارجی است.

یزد؛ صنعتی‌سازی در محدودیت منابع

یزد یکی از جالب‌ترین نمونه‌ها در الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران است؛ زیرا بخشی از توسعه صنعتی آن در محیطی شکل گرفته که با محدودیت جدی آب مواجه است.

صنایع معدنی و فلزی، کاشی و سرامیک، مصالح ساختمانی و برخی صنایع فرآوری، ستون‌های اصلی اقتصاد صنعتی استان را تشکیل می‌دهند. صادرات غیرنفتی یزد در سال ۱۴۰۲ حدود ۵۱۷ میلیون دلار گزارش شده و کاشی، هیدروکربن‌های سبک، آهن و فولاد و مصالح ساختمانی از اقلام مهم صادراتی بوده‌اند.

اهمیت یزد در این مقایسه را صرفا نباید میزان تولید ذکر کرد. گزارش‌های رسمی استانی درباره عملکرد اقتصادی سال ۱۴۰۲، سهم قابل توجه صنعت و معدن و همچنین بهره‌وری را در رشد استان مطرح کرده‌اند.

در عین حال همین مدل یک هشدار مهم نیز دارد و آن این‌که توسعه صنعتی در مناطق کم‌آب نمی‌تواند بدون محاسبه هزینه منابع طبیعی ادامه پیدا کند. بنابراین تجربه یزد بیشتر از آنکه نسخه‌ای برای گسترش صنایع آب‌بر باشد، نمونه‌ای برای بررسی رابطه میان صنعت، بهره‌وری و محدودیت منابع است.

کرمان؛ عبور از استخراج به زنجیره معدن

کرمان یکی از مهم‌ترین نمونه‌های معدنی در الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران است. مس، محصولات معدنی و کشاورزی صادرات‌محور در کنار یکدیگر ساختار اقتصادی استان را شکل داده‌اند.

بر اساس داده‌های سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده، پروژه‌های مس در کرمان طی سال ۲۰۲۴ از جمله پروژه درآلو با ظرفیت سالانه ۱۰۰ هزار تن کنسانتره و توسعه معدن سرچشمه ظرفیت‌های جدیدی در استخراج و تولید کنسانتره ایجاد کرده‌اند.

هم‌زمان، صادرات کرمان در ۱۱ ماهه سال ۱۴۰۳ حدود یک میلیارد دلار گزارش شده که پسته با حدود ۷۳۶ میلیون دلار سهم بزرگی از آن داشته و مس کاتد، اکسید مولیبدن و خرما نیز در میان اقلام مهم قرار داشته‌اند.

بنابراین چالش اصلی کرمان در الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران، افزایش ارزش افزوده در زنجیره معدن و کشاورزی است؛ یعنی فاصله گرفتن از صادرات ماده اولیه و توسعه فرآوری، فناوری، تجهیزات و خدمات تخصصی پیرامون منابع موجود.

خوزستان؛ اقتصاد انرژی، صنعت و تجارت مرزی

در این میان خوزستان نمونه‌ای متفاوت است که بخش بزرگی از ظرفیت اقتصادی آن از انرژی، صنایع سنگین و موقعیت مرزی ناشی می‌شود. صادرات غیرنفتی استان در سال ۱۴۰۲ حدود ۵.۸ میلیارد دلار گزارش شده است. در همین سال بیش از ۲۰ میلیون تن کالا از استان صادر شد.

اهمیت خوزستان در الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران به وجود هم‌زمان انرژی، فولاد، پتروشیمی، بنادر و مرز عراق بازمی‌گردد. برای نمونه، صادرات این استان به عراق در هشت ماه نخست ۱۴۰۳ به حدود ۱.۹۱ میلیارد دلار رسید. کالاهای صادرشده در این دوره شامل میلگرد، تجهیزات برقی، سیمان و برخی محصولات پتروشیمی و کشاورزی بود.

با این حال، اتکای بالا به صنایع انرژی‌محور به معنای مصونیت از شوک‌های اقتصادی نیست. توسعه زنجیره‌های پایین‌دستی، خدمات صنعتی، لجستیک و صادرات متنوع‌تر می‌تواند اهمیت بیشتری برای آینده استان داشته باشد.

بوشهر؛ پیوند انرژی، بندر و صادرات

بوشهر نمونه‌ای است که در آن مزیت طبیعی و زیرساخت ساخته‌شده به شکل مستقیم در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. میدان‌های انرژی، مجتمع‌های پتروشیمی، منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و دسترسی دریایی، مهم‌ترین پایه‌های این مدل هستند.

در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵، صادرات بوشهر حدود ۲.۳۶ میلیارد دلار گزارش شد و ۸۲ درصد وزن و ۸۷ درصد ارزش صادرات به منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس اختصاص داشت. محصولات پتروشیمی، گازهای مایع‌شده، سیمان، کلینکر و محصولات شیلاتی از اقلام مهم صادراتی بودند.

این داده نشان می‌دهد که در الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران، بوشهر نمونه روشنی از اقتصادی است که مزیت انرژی را با زیرساخت صنعتی و تجارت خارجی پیوند زده است.

در عین حال این مدل نیز با یک مسئله ساختاری روبه‌روست و آن این‌که تمرکز بالای صادرات در بخش انرژی و پتروشیمی، تنوع اقتصادی را محدود می‌کند. بنابراین گسترش خدمات بندری، لجستیک، صنایع پایین‌دستی و فعالیت‌های دانش‌بنیان پیرامون انرژی می‌تواند به تعمیق زنجیره ارزش کمک کند.

وجه مشترک این هفت الگو چیست؟

بررسی این هفت استان نشان می‌دهد الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران برخلاف ظاهر متفاوت خود، چند عنصر مشترک دارند. نخست، هیچ‌یک از این استان‌ها صرفاً با اتکا به یک منبع طبیعی به توسعه اقتصادی پایدار دست نیافته‌اند؛ بلکه ترکیبی از عوامل دیگر نیز در این مسیر نقش داشته است. این مزیت زمانی اثر اقتصادی بیشتری پیدا کرده که با سرمایه‌گذاری، زیرساخت، بازار و نیروی انسانی ترکیب شده است.

دوم، صادرات در استان‌های صنعتی و مرزی زمانی پایدارتر است که پشت آن زنجیره تولید وجود داشته باشد. تجربه ادبیات توسعه منطقه‌ای سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نیز نشان می‌دهد که خوشه‌های اقتصادی و فعالیت‌های قابل تجارت می‌توانند به اشتغال، نوآوری و تاب‌آوری منطقه‌ای کمک کنند.

سوم، صرف داشتن زیرساخت به‌تنهایی برای توسعه اقتصادی استان‌ها کافی نیست. مطالعه بانک جهانی درباره خوشه‌های لجستیکی نشان می‌دهد که مراکز لجستیکی، بنادر، پایانه‌ها و شبکه‌های حمل‌ونقل زمانی بیشترین اثر را دارند که در قالب یک اکوسیستم یکپارچه فعالیت کنند.

از پیمونت تا منطقه آیندهوون؛ توسعه اقتصادی جهان چه چیزی را نشان می‌دهد؟

مقایسه الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران با نمونه‌های جهانی آن باید بر اساس شباهت اقتصادی انجام شود، نه شهرت جغرافیایی؛ زیرا دو منطقه با موقعیت جغرافیایی مشابه می‌توانند ساختار اقتصادی و مسیر توسعه کاملا متفاوتی داشته باشند. برای اصفهان و یزد، تجربه پیمونت ایتالیا اهمیت دارد؛ منطقه‌ای با سابقه صنعتی که سیاست‌های نوآوری، شبکه شرکت‌های کوچک و متوسط و ارتباط میان صنعت و مراکز تحقیقاتی در آن مورد توجه قرار گرفته است.

برای تهران و بخش‌هایی از اقتصاد دانش‌بنیان ایران، منطقه فناوری «Eindhoven-Leuven-Aachen» نمونه قابل بررسی است؛ منطقه‌ای که همکاری فرامرزی، نیروی انسانی ماهر، شرکت‌های چندملیتی و مراکز تحقیقاتی در آن به یکدیگر متصل شده‌اند.

برای بوشهر، خوزستان و آذربایجان شرقی، تجربه خوشه‌های لجستیکی اهمیت بیشتری دارد. در این مدل، بندر یا مرز تنها نقطه عبور کالا نیست؛ بلکه به شبکه‌ای از انبارداری، حمل‌ونقل، خدمات، پردازش و توزیع متصل می‌شود. بنابراین، مقایسه جهانی در الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران باید بر شناخت مکانیزم‌های اثرگذار و کپی‌برداری از یک شهر یا منطقه خاص متمرکز باشد.

چه چیزهایی قابل انتقال است؟

چهار درس بیش از سایر موارد قابلیت اقتباس دارند. نخست توسعه زنجیره ارزش است. بر همین اساس کرمان و خوزستان نمی‌توانند تنها بر استخراج و تولید اولیه تکیه کنند. ایجاد صنایع پایین‌دستی و خدمات تخصصی، ارزش اقتصادی بیشتری در همان منطقه ایجاد می‌کند.

دوم، اتصال دانشگاه و صنعت اهمیت دارد. تجربه مناطق نوآوری سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نشان می‌دهد که نزدیکی جغرافیایی دانشگاه، بنگاه و مراکز تحقیقاتی می‌تواند به شکل‌گیری اکوسیستم نوآوری کمک کند.

توسعه لجستیک به‌عنوان یک صنعت نیز به عنوان مورد سوم پراهمیت است. برای استان‌های مرزی و ساحلی، جاده و بندر تنها زیرساخت نبوده؛ خدمات لجستیکی، انبارداری، پردازش و توزیع نیز بخشی از اقتصاد منطقه هستند.

سیاست‌گذاری متناسب با مزیت منطقه به عنوان مورد چهارم باید مهم در نظر گرفته شود. یک سیاست واحد برای تهران، یزد، بوشهر و کرمان نمی‌تواند الزاما نتیجه یکسانی ایجاد کند. سیاست منطقه‌ای باید با ساختار اقتصادی، منابع طبیعی، مهارت نیروی کار و موقعیت بازار هر استان سازگار باشد. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نیز بر اهمیت سیاست‌های منطقه‌ای متناسب با شرایط محلی تأکید کرده است.

رقابت جدید استان‌ها بر سر سرمایه و زنجیره ارزش

در مرحله بعدی، الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران را نباید با رقابت سنتی بر سر احداث کارخانه یا جذب سرمایه سنجید. درر این میان باید رقابت اصلی بر سر جذب سرمایه، نیروی انسانی ماهر، انرژی، آب، زیرساخت، فناوری، بازار صادراتی و جایگاه در زنجیره ارزش باشد.

استانی که صرفا مواد اولیه تولید کند، در معرض محدودیت ارزش افزوده قرار دارد. استانی که کارخانه ایجاد کند اما نیروی متخصص، فناوری و بازار نداشته باشد نیز الزاما به رشد پایدار نمی‌رسد. از سوی دیگر، منطقه‌ای که بندر یا مرز دارد، بدون اتصال آن به تولید و خدمات لجستیکی نمی‌تواند تمام ظرفیت موقعیت جغرافیایی خود را فعال کند.

از این منظر، الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران بیش از آنکه درباره انتخاب یک استان برتر باشند، درباره پاسخ به یک پرسش اساسی هستند و آن این‌که هر استان چگونه می‌تواند مزیت اولیه خود را به یک مزیت اقتصادی پایدار تبدیل کند؟

به طور خلاصه الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران یک مسیر واحد ندارند. تهران بر سرمایه، خدمات و دانش متمرکز است؛ اصفهان بر صنعت و زنجیره تولید؛ آذربایجان شرقی بر ترکیب صنعت و تجارت مرزی؛ یزد بر صنعت در شرایط محدودیت منابع؛ کرمان بر معدن و صادرات کشاورزی؛ خوزستان بر انرژی، صنعت و تجارت مرزی؛ و بوشهر بر انرژی، پتروشیمی و زیرساخت دریایی تکیه دارد.

وجه مشترک این تجربه‌ها، نه وجود یک مزیت اولیه بلکه توانایی پیوند دادن مزیت با سرمایه، زیرساخت، مهارت، فناوری و بازار استو

در نهایت، الگوهای توسعه اقتصادی استان‌های ایران زمانی ارزش سیاست‌گذاری دارند که از سطح معرفی استان‌های موفق فراتر بروند و نشان دهند کدام بخش از تجربه یک استان قابل انتقال، کدام بخش نیازمند سازگار‌سازی و کدام بخش کاملاً وابسته به جغرافیا و منابع همان منطقه است.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73305
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه