
اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی/کدام رشتهها بیارزش میشوند؟
هوش مصنوعی هنوز دانشگاه را بیارزش نکرده، اما محاسبه اقتصادی انتخاب رشته را تغییر داده است. اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی اکنون از سطح بحث درباره آینده مشاغل عبور کرده و به تصمیم دانشجویان درباره انتخاب رشته، ادامه تحصیل و حتی ارزش اقتصادی مدرک رسیده است.
به گزارش نماد اقتصاد، برای فهم اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی باید میان سه سطح وظیفه، شغل و مدرک تفاوت گذاشت. هوش مصنوعی ابتدا بخشی از وظایف یک شغل را انجام میدهد؛ سپس اگر سهم این وظایف در یک شغل بالا باشد، نیاز کارفرما به نیروی انسانی ممکن است تغییر کند و در نهایت این تغییر میتواند بر جذابیت اقتصادی رشتهای که نیروی کار آن شغل را تامین میکند اثر بگذارد.
اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی چگونه است؟
در پژوهش شرکت «Anthropic» نیز تاکید شده که مواجهه با هوش مصنوعی در سطح مشاغل یکسان نیست و استفاده واقعی از فناوری همچنان پایینتر از ظرفیت نظری آن قرار دارد. به همین دلیل، فهرست کردن رشتههایی که قرار است از بین بروند از نظر تحلیلی دقیق نیست. حتی در رشتههای در معرض مواجهه با هوش مصنوعی، بخشی از وظایف ممکن است خودکار شود و بخش دیگری به کارهای پیچیدهتر، نظارت، ارتباط با مشتری، تصمیمگیری یا استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی اختصاص پیدا کند.
گزارش «Future of Jobs 2025» مجمع جهانی اقتصاد نیز نشان میدهد مهارتهایی مانند هوش مصنوعی و داده، اطلاعات مبتنی بر فناوری، تفکر خلاق، انعطافپذیری و تفکر تحلیلی در حال افزایش اهمیت هستند.
از این منظر، اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی را باید بهعنوان تغییر در ترکیب مهارتهای مورد انتظار از فارغالتحصیلان بررسی کرد. رشتهای که تنها یک مجموعه وظایف روتین و قابلاتوماسیون را آموزش میدهد، در معرض فشار بیشتری قرار میگیرد؛ اما رشتهای که توانایی حل مسئله، قضاوت حرفهای، ارتباط انسانی و دانش تخصصی را با مهارت استفاده از هوش مصنوعی ترکیب کند، میتواند مسیر متفاوتی داشته باشد. این برداشت با یافتههای مجمع جهانی اقتصاد درباره افزایش تقاضا برای مهارتهای فناورانه در کنار مهارتهای انسانی سازگار است.
حسابداری، ترجمه و کارهای روتین؛ نخستین حلقه فشار
در بحث اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی، مشاغلی که بخش بزرگی از فعالیت آنها به پردازش اطلاعات، تولید متن، ورود داده، خلاصهسازی، تحلیل مقدماتی یا کارهای اداری تکراری وابسته است، در معرض تغییر بیشتری قرار دارند. مجمع جهانی اقتصاد در گزارش «Future of Jobs 2025»، مشاغل اداری و دفتری، ورود داده، کارمندان بانک و برخی نقشهای دفتری را در میان مشاغلی قرار داده که انتظار میرود کاهش قابلتوجهی داشته باشند.
این یافته به معنای بیارزش شدن مدرک حسابداری، مدیریت یا سایر رشتههای مشابه نیست. در عین حال اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی در چنین حوزههایی میتواند به این معنا باشد که ارزش مهارتهای روتین کاهش یابد و توانایی کار با داده، ابزارهای هوش مصنوعی، کنترل کیفیت خروجی و تصمیمگیری حرفهای اهمیت بیشتری پیدا کند. در نتیجه، مسئله اصلی برای دانشجو دیگر صرفا دریافت مدرک نیست؛ بلکه توانایی استفاده از دانش رشته برای انجام کارهایی است که اتوماسیون آنها دشوارتر است.
علوم کامپیوتر هم دیگر یک مسیر کاملا امن نیست
شاید مهمترین تغییر در اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی این باشد که حتی رشتههایی که خودشان در قلب اقتصاد فناوری قرار دارند، از فشار بازار کار در امان نیستند. دادههای منتشرشده در روزنامه گاردین در بریتانیا نشان میدهد سهم فارغالتحصیلان علوم کامپیوتر که وارد مشاغل حرفهای برنامهنویسی یا کدنویسی شدهاند، از حدود ۴۰ درصد به ۲۸ درصد کاهش یافته است. همچنین سهم این فارغالتحصیلان که وارد هر نوع شغل در سطح فارغالتحصیلی شدهاند، از بیش از ۶۰ درصد دو سال قبل به ۵۰ درصد رسیده است.
این دادهها را نباید به معنای بیارزش شدن علوم کامپیوتر تفسیر کرد. همان گزارش نشان میدهد برخی فارغالتحصیلان به حوزههایی مانند امنیت سایبری و نقشهای مرتبط حرکت کردهاند. بنابراین اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی در علوم کامپیوتر بیشتر به تغییر مسیرهای شغلی و افزایش سطح مهارت مورد انتظار مربوط است تا حذف تقاضا برای دانش فناوری.
حتی دادههای اداره سرشماری آمریکا نیز نشان میدهد مهندسی و علوم کامپیوتر از نظر رشد درآمد در بلندمدت همچنان جایگاه مهمی دارند. یک مطالعه منتشرشده در فوریه ۲۰۲۶ نشان میدهد رشتههای مهندسی و علوم کامپیوتر در مقایسه با گروهی از رشتههای دیگر، رشد درآمدی قابلتوجهی در طول مسیر شغلی دارند. بنابراین، تصویر واقعی بازار کار بسیار پیچیدهتر از ادعای سادهای است که هوش مصنوعی را جایگزین یا تهدیدی برای رشته علوم کامپیوتر معرفی میکند.
هوش مصنوعی ممکن است پله اول بازار کار را تخریب کند
شاید مهمترین بخش اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی نه حذف شغلهای حرفهای، بلکه دشوارتر شدن ورود فارغالتحصیلان جوان به بازار کار باشد. پژوهش اداره سرشماری آمریکا درباره استخدام نیروهای ۲۲ تا ۲۴ ساله نشان میدهد پس از عرضه «ChatGPT»، در صنایع و مناطق با مواجهه بالاتر با هوش مصنوعی، اشتغال نیروی کار جوان در یک دوره ۱۰ فصلی حدود ۱۲ درصد کاهش یافته است و کاهش استخدام عامل اصلی این افت بوده است.
گزارش مشترک مجمع جهانی اقتصاد و شرکت «PwC» نیز همین مسئله را از زاویه دیگری بررسی میکند و هشدار میدهد بیش از یکسوم نیروی کار جوان جهان در مشاغلی فعالیت دارند که در معرض متوسط تا بالای تغییر وظایف ناشی از هوش مصنوعی هستند. این گزارش بر چهار محور دسترسی به شغل، طراحی شغل، مسیر تربیت نیروی انسانی و هماهنگی نظام آموزشی با بازار کار تاکید دارد.
این همان نقطهای است که اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی از مسئله اشتغال فراتر میرود. در همین راستا اگر کارهای ابتدایی یک حرفه کمتر شود، فارغالتحصیل چگونه باید تجربه اولیه کسب کند؟ اگر شرکتها برای انجام کارهای مقدماتی نیروی کمتری استخدام کنند، مسیر سنتی «دانشگاه، کارآموزی، تثبیت و ارتقای شغلی» نیز ممکن است دچار تغییر شود. مجمع جهانی اقتصاد صراحتا کاهش فرصتهای ورودی و تغییر ماهیت کارهای ابتدایی را یکی از مسائل مهم آینده بازار کار میداند.
هشدار مستقیم برای ارزش اقتصادی برخی مدارک دانشگاهی
جدیدترین مطالعه اداره سرشماری آمریکا شاید مهمترین شاهد برای بررسی اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی باشد. این پژوهش با استفاده از سوابق اداری فارغالتحصیلان، عملکرد بازار کار رشتههای دانشگاهی با سطوح متفاوت مواجهه با هوش مصنوعی را بررسی کرده است. در میان ۱۰ درصد رشتههایی که بیشترین مواجهه با هوش مصنوعی را داشتند، احتمال اشتغال اولیه پنج واحد درصد کاهش یافت و درآمد اولیه در یک فصل کامل ۱۳ درصد پایینتر بود.
اهمیت این یافته در آن است که اثر مشاهدهشده فقط به نگرانی درباره آینده محدود نیست. پژوهشگران میگویند تفاوت عملکرد رشتههای پرمواجهه با هوش مصنوعی از زمان عرضه «ChatGPT» در اواخر ۲۰۲۲ آغاز شده است. بخشی از افت درآمد نیز ناشی از انتقال فارغالتحصیلان به بخشهایی با دستمزد پایینتر مانند رستورانها و خردهفروشی بوده است. البته این اثر با فاصله گرفتن فارغالتحصیلان از نقطه ورود به بازار کار کاهش مییابد، اما برای گروههای پرمواجهه همچنان قابلتوجه باقی میماند.
در نتیجه، اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی را میتوان در حال حاضر بیش از همه در بازده اولیه مدرک مشاهده کرد؛ یعنی فاصله میان زمانی که فرد مدرک میگیرد و زمانی که میتواند شغل متناسب با تحصیلات و درآمد مورد انتظار خود پیدا کند. این تغییر هنوز به معنای سقوط دائمی ارزش مدارک نیست، اما نشان میدهد فرض قدیمی درباره مسیر مستقیم «مدرک دانشگاهی به شغل تخصصی» دیگر برای همه رشتهها یکسان عمل نمیکند.
آیا چهار سال تحصیل دانشگاهی همچنان بازده اقتصادی لازم را دارد؟
همین پرسش، مرکز جدید اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی است. دادههای موسسه «Gallup» نشان میدهد دانشجویان هنوز دانشگاه را بهعنوان مسیر مهم کسب مهارت، درآمد بیشتر و توسعه شغلی در نظر میگیرند؛ اما هوش مصنوعی وارد محاسبه آنها شده است. بخشی از دانشجویان نهتنها درباره تغییر رشته فکر میکنند، بلکه برخی نیز به دلیل تحولات فناوری، مسیر تحصیلی خود را تغییر دادهاند.
در چنین شرایطی، ارزش مدرک را نمیتوان فقط با نام رشته سنجید. مدت تحصیل، کیفیت آموزش، ارتباط با صنعت، امکان کسب تجربه، مهارتهای مکمل و توانایی استفاده از هوش مصنوعی همگی در محاسبه اقتصادی مسیر تحصیلی اهمیت بیشتری پیدا میکنند. گزارش مجمع جهانی اقتصاد نیز نشان میدهد تا سال ۲۰۳۰ حدود ۳۹ درصد مهارتهای فعلی نیروی کار دستخوش تغییر یا منسوخشدن خواهند شد و نیاز به بازآموزی و ارتقای مهارت افزایش مییابد.
این یعنی اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی الزاما به نفع یک گروه ثابت از رشتهها نیست. رشتههای فنی ممکن است با رشد تقاضا برای مهارتهای هوش مصنوعی فرصتهای تازهای پیدا کنند، اما همزمان برخی وظایف ابتدایی در همین رشتهها نیز تحت فشار قرار میگیرند. در مقابل، رشتههایی که بر تعامل انسانی، مسئولیت حرفهای، کار فیزیکی پیچیده، مراقبت یا تصمیمگیری در محیط واقعی تکیه دارند، در برابر اتوماسیون کامل مقاومت بیشتری نشان میدهند.
کدام رشتهها نیازمند بازطراحیاند؟
بر اساس شواهد موجود، به جای تهیه فهرستی از رشتههای منسوخ، دقیقتر است که درباره رشتههای نیازمند بازطراحی صحبت کنیم. اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی در حوزههایی مانند علوم کامپیوتر، اقتصاد، مالی، مدیریت، حقوق، بازاریابی و روزنامهنگاری میتواند به تغییر ترکیب مهارتهای مورد نیاز منجر شود، زیرا بخشهایی از کار این حوزهها قابلیت پردازش، تولید یا تحلیل با ابزارهای هوش مصنوعی را دارند. دادههای تازه بریتانیا نیز کاهش فرصتهای برخی فارغالتحصیلان علوم کامپیوتر و اقتصاد را نشان میدهد.
از سوی دیگر، پزشکی، پرستاری، آموزش، مهندسیهای میدانی و برخی مشاغل تخصصی صنعتی به دلیل نیاز به تعامل انسانی، مسئولیت حرفهای، حضور فیزیکی و تصمیمگیری در محیط واقعی، با الگوی متفاوتی روبهرو هستند. گزارشهای تحلیلی درباره آینده مشاغل نیز تاکید میکنند که خلاقیت، تفکر تحلیلی، انعطافپذیری و مهارتهای اجتماعی در کنار تواناییهای فناورانه اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
یک معیار جدید برای انتخاب رشته
در نهایت، اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی یک پیام مشخص برای دانشآموزان و دانشجویان دارد و آن اینکه انتخاب رشته دیگر نمیتواند فقط بر اساس محبوبیت یک مدرک یا تصویر سنتی از بازار کار انجام شود. سوال مهمتر این است که یک رشته چه مجموعهای از مهارتها را ایجاد میکند و این مهارتها تا چه اندازه میتوانند در کنار هوش مصنوعی ارزش اقتصادی داشته باشند.
برای دانشگاهها نیز مسئله مشابه است. اگر فناوری سرعت تغییر مهارتها را افزایش دهد، برنامه درسی ثابت میتواند فاصله بیشتری با بازار کار پیدا کند. گزارش مجمع جهانی اقتصاد بر هماهنگی نظام آموزشی با مسیرهای جدید ورود به بازار کار تاکید دارد و ارزیابی موسسه «Gallup» نیز نشان میدهد دانشجویان به شکل فزایندهای درباره ارتباط رشته تحصیلی خود با اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی فکر میکنند.
بنابراین، اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی را نباید با سوال ساده «کدام رشته حذف میشود؟» سنجید. سوال دقیقتر این است که کدام رشتهها میتوانند در اقتصادی که هوش مصنوعی بخشی از وظایف حرفهای را انجام میدهد، همچنان مسیر قابلاتکایی برای اشتغال، درآمد و رشد شغلی فراهم کنند.
شواهد سال ۲۰۲۶ هنوز از پایان ارزش دانشگاه یا حذف گسترده مدارک دانشگاهی حمایت نمیکند. در عین حال همزمان نشان میدهد که اثر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی از یک نگرانی نظری به متغیری واقعی در انتخاب رشته، استخدام فارغالتحصیلان و درآمد اولیه آنها تبدیل شده است. مهمتر از همه، فشار فعلی در نقطه ورود به بازار کار دیده میشود؛ جایی که اگر فرصتهای شغلی برای نیرویهای تازهکار کاهش یابد، رابطه سنتی میان تحصیل، تجربه و اشتغال نیز نیازمند بازتعریف خواهد بود.
در چنین شرایطی، برنده لزوما رشتهای نیست که کمترین مواجهه را با هوش مصنوعی دارد؛ رشتهای میتواند مزیت بیشتری داشته باشد که فارغالتحصیل آن بتواند دانش تخصصی خود را با مهارتهای فناورانه، تفکر تحلیلی، خلاقیت، ارتباط انسانی و توانایی یادگیری مداوم ترکیب کند. گزارشهای مجمع جهانی اقتصاد و موسسه «Gallup» هر دو بر همین تغییر در ترکیب مهارتها و انتظارات آموزشی تاکید دارند.
در مجموع برای دانشجو، مسئله دیگر صرفا انتخاب یک عنوان دانشگاهی نیست؛ مسئله انتخاب مسیر حرفهای قابلدوام در اقتصادی است که هوش مصنوعی هر سال بخشی از قواعد آن را تغییر میدهد. همین تغییر، مهمترین بخش از تاثیر هوش مصنوعی بر رشتههای دانشگاهی در سالهای پیشرو خواهد بود.
اخبار مرتبط

بازار کار فناوری وارد فاز قراردادهای منعطف شد

آینده اقتصاد جهانی در هالهای از غبار

هزینه پنهان جایگزین هوش مصنوعی در ایران

اقتصاد تولید محتوا در ایران؛ مخاطب چگونه درآمد میسازد؟

هزینه محدودیت اینترنت برای کسبوکارها چقدر است؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه