
بریکس و معدن ایران؛ از دیپلماسی اقتصادی تا توسعه زنجیره ارزش
عضویت ایران در بریکس میتواند برای بخش معدن و صنایع معدنی کشور فراتر از یک دستاورد سیاسی باشد؛ بهویژه در شرایطی که رقابت جهانی برای دسترسی به مواد معدنی حیاتی، زنجیرههای تامین امن و منابع مورد نیاز صنایع انرژی و فناوری در حال تشدید است.
به گزارش نماد اقتصاد، سفر اخیر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران به هند برای حضور در هجدهمین اجلاس سران بریکس، بار دیگر این پرسش را در اقتصاد ایران برجسته کرده است که عضویت در این مجموعه تا چه اندازه میتواند از یک ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک به یک فرصت واقعی برای توسعه اقتصادی تبدیل شود.
پاسخ به این پرسش برای بخش معدن اهمیت بیشتری دارد؛ صنعتی که از یک سو از ظرفیت قابل توجه ذخایر معدنی و زنجیرههای گسترده فرآوری برخوردار و از سوی دیگر با کمبود سرمایه، محدودیت دسترسی به فناوری و تجهیزات، ضعف زیرساختهای حملونقل و انرژی و دشواریهای ناشی از تحریم مواجه است.
هجدهمین اجلاس بریکس طی روزهای ۱۲ و ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در دهلینو برگزار شد و در بیانیه پایانی آن، موضوع زنجیرههای تامین مواد معدنی حیاتی، ارزشافزوده در کشورهای دارای منابع، تامین مالی با ارزهای محلی، توسعه زیرساخت و افزایش همکاری اقتصادی مورد توجه قرار گرفت.
این همزمانی برای ایران مهم است زیرا بخشی از مزیت معدنی کشور دقیقا در حوزهای قرار دارد که اقتصاد جهانی اکنون آن را یکی از محورهای رقابت ژئوپلیتیک میداند؛ مواد اولیه مورد نیاز انرژی، فناوری و صنایع پیشرفته.
اما یک نکته اساسی وجود دارد و آن اینکه بریکس بهتنهایی معدن ایران را توسعه نمیدهد. عضویت در این مجموعه زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل خواهد شد که ایران بتواند از ظرفیتهای آن برای تأمین مالی، توسعه بازار، انتقال فناوری، سرمایهگذاری مشترک و تکمیل زنجیره ارزش استفاده کند.
تغییر بریکس از یک بنگاه سیاسی به یک میدان اقتصادی
تصویر سنتی از بریکس بهعنوان ائتلافی از اقتصادهای نوظهور، دیگر تمام واقعیت این مجموعه را توضیح نمیدهد. بریکس پس از گسترش اعضا، به مجموعهای متنوعتر تبدیل شده که اقتصادهای بزرگ و اثرگذاری مانند چین، هند و روسیه را در کنار اعضای جدیدی مانند ایران، امارات، مصر، اتیوپی و اندونزی قرار داده است.
اجلاس اخیر دهلینو نیز نشان داد که محور اقتصادی بریکس در حال حرکت به سمت سازوکارهای عملیتر است. بیانیه پایانی بر توسعه تجارت با ارزهای ملی، بهبود پرداختهای فرامرزی و تقویت نقش بانک توسعه جدید بریکس تاکید کرده است. در عین حال و برخلاف برخی برداشتها، در این اجلاس تصمیمی برای ایجاد یک ارز واحد بریکس گرفته نشد و تمرکز بیشتر بر کاهش هزینه مبادلات و استفاده از ارزهای ملی قرار داشت.
این موضوع برای معدن ایران از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا پروژههای معدنی به سرمایهگذاری سنگین و بلندمدت نیاز دارند و در شرایط تحریم، محدودیت نقلوانتقال پول میتواند حتی پروژهای با توجیه اقتصادی مناسب را با مشکل مواجه کند. اگر سازوکارهای پرداخت میان اعضای بریکس عملیاتیتر شوند، بخشی از هزینه و پیچیدگی تجارت و سرمایهگذاری میتواند کاهش پیدا کند.
مواد معدنی حیاتی، نقطه طلایی بریکس برای معدن ایران
شاید مهمترین اتفاق برای بخش معدن در بیانیه دهلینو، توجه صریح به مواد معدنی حیاتی باشد. رهبران بریکس بر ضرورت شکلگیری زنجیرههای تامین قابل اتکا، متنوع، پایدار و تابآور برای مواد معدنی حیاتی تاکید کردهاند و در کنار آن، موضوع ارزشافزوده و تنوعبخشی اقتصادی در کشورهای دارای منابع را مورد توجه قرار دادهاند.
این بخش از بیانیه برای ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا مزیت کشور فقط در سنگآهن و فولاد خلاصه نمیشود. مس، سرب، روی، عناصر نادر خاکی و طیفی از مواد معدنی مورد نیاز صنایع انرژی و فناوری میتوانند در صورت توسعه اکتشاف و فرآوری، جایگاه ایران را در زنجیرههای جدید اقتصاد جهانی تقویت کنند.
در اقتصاد جهانی امروز، مواد معدنی دیگر صرفا کالاهای اولیه نیستند. مس برای شبکههای برق، خودروهای برقی و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر اهمیت دارد؛ عناصر نادر خاکی در صنایع الکترونیک و فناوریهای پیشرفته کاربرد دارند و مواد معدنی مختلف در زنجیره باتری و ذخیرهسازی انرژی نقش ایفا میکنند.
بنابراین، بریکس میتواند برای ایران فرصتی ایجاد کند تا به جای نگاه صرف به صادرات سنگ و کنسانتره، جایگاه خود را در زنجیره تامین مواد اولیه صنایع آینده تعریف کند.
کمبود سرمایه و فناوری، مسئله اصلی ایران
اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، توسعه معدن ایران بیش از آنکه به بازار جدید نیاز داشته باشد، به سرمایهگذاری جدید نیاز دارد. اکتشاف عمیق، استخراج در معادن بزرگ، توسعه واحدهای فرآوری، احداث خطوط انتقال برق و آب، توسعه خطوط ریلی و بنادر و ایجاد واحدهای پاییندستی، همگی پروژههایی سرمایهبر هستند.
در چنین شرایطی، اگر بریکس صرفا به افزایش صادرات فعلی ایران منجر شود، اثر آن بر توسعه ساختاری معدن محدود خواهد بود. نقطه مطلوب زمانی ایجاد میشود که عضویت ایران بتواند سرمایهگذاری مشترک را فعال کند.
برای مثال، یک شرکت هندی یا چینی میتواند صرفا خریدار کنسانتره مس ایران نباشد بلکه در توسعه معدن، احداث واحد فرآوری و تولید محصول نهایی نیز مشارکت کند. در چنین مدلی، ارزشافزوده در داخل کشور افزایش مییابد و رابطه تجاری از «فروشنده ـ خریدار» به «شریک ـ شریک» تبدیل میشود.
این تغییر مدل همکاری شاید یکی از مهمترین اهدافی باشد که سیاستگذار ایرانی باید از ظرفیت بریکس دنبال کند.
بانک توسعه جدید بریکس؛ فرصت مهم اما نه یک چک سفید
یکی از مهمترین ظرفیتهای اقتصادی بریکس، بانک توسعه جدید (NDB) است. در بیانیه دهلینو نیز بر نقش این بانک در تامین نیازهای زیرساختی اقتصادهای نوظهور، افزایش تامین مالی با ارزهای محلی، تنوع منابع مالی و حمایت از پروژههای توسعه پایدار تاکید شده است. برای معدن ایران، این موضوع زمانی اهمیت پیدا میکند که بدانیم توسعه معدن بدون زیرساخت عملا امکانپذیر نیست.
یک معدن بزرگ برای رسیدن به تولید اقتصادی ممکن است به جاده، خط ریلی، برق، آب، بندر و شبکه ارتباطی نیاز داشته باشد. بنابراین حتی اگر (NDB) مستقیما یک معدن را تامین مالی نکند، تامین مالی زیرساختهای پیرامونی میتواند هزینه توسعه پروژه را کاهش دهد.
اما باید میان ظرفیت بالقوه و دسترسی قطعی تفاوت قائل شد. عضویت ایران در بریکس به معنای دریافت خودکار تسهیلات از (NDB) نیست. پروژهها باید از نظر اقتصادی، مالی و فنی قابل دفاع باشند و سازوکارهای حقوقی و بانکی لازم برای اجرای آنها فراهم شود. در واقع، بریکس میتواند در را باز کند اما ایران باید پروژه قابل سرمایهگذاری پشت در داشته باشد.
هند؛ شاید مهمترین فرصت تازه ایران
سفر پزشکیان به هند از منظر معدن نیز اهمیت ویژهای دارد. هند یکی از اقتصادهای بزرگ عضو بریکس است و همزمان به مواد اولیه، انرژی و توسعه زیرساخت نیاز دارد. از سوی دیگر، ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار گرفته است که میتواند در اتصال هند به آسیای مرکزی و سایر بازارهای منطقه نقش داشته باشد. دیدار پزشکیان با مقامهای هند در حاشیه اجلاس بریکس نیز در همین فضای گستردهتر روابط اقتصادی و سیاسی انجام شد.
برای ایران، اهمیت هند تنها در بازار مصرف آن خلاصه نمیشود. این کشور میتواند در پروژههای زیرساختی، حملونقل، فرآوری مواد معدنی و توسعه زنجیرههای صنعتی شریک بالقوه باشد.
در حوزه معدن، مسیر مطلوب آن است که ایران بتواند از ظرفیت هند برای سرمایهگذاری و ایجاد ارزشافزوده استفاده کند نه اینکه صرفا بازار دیگری برای صادرات مواد خام پیدا کند.
چابهار نیز در این میان میتواند اهمیت مضاعفی داشته باشد. اگر مسیرهای حملونقل و لجستیک میان ایران و هند تقویت شود، ظرفیت بنادر جنوبی ایران میتواند به بخشی از شبکه تجارت معدنی منطقه تبدیل شود.
چین؛ بزرگترین فرصت و جدیترین آزمون
در سمت دیگر، چین قرار دارد؛ اقتصادی که هم بزرگترین مصرفکننده بسیاری از مواد معدنی جهان است و هم در فرآوری و زنجیره ارزش مواد معدنی حیاتی جایگاه بسیار قدرتمندی دارد. همکاری با چین میتواند برای توسعه معادن ایران بسیار مهم باشد اما یک خطر نیز وجود دارد؛ اینکه ایران همچنان در نقش تامینکننده مواد اولیه باقی بماند.
اگر الگوی همکاری صرفا به این شکل باشد که ایران ماده معدنی را استخراج، کنسانتره را تولید و نهایتا آن را صادر کند، بخش قابلتوجهی از ارزشافزوده همچنان در مراحل بعدی زنجیره خارج از کشور ایجاد خواهد شد.
بنابراین، هدف ایران باید تغییر ساختار همکاری باشد؛ از صادرات ماده معدنی به سرمایهگذاری مشترک در زنجیره معدن و صنایع معدنی. این تفاوت کوچک به نظر میرسد اما از نظر اقتصادی بسیار مهم است.
فولاد؛ بریکس چگونه میتواند به عبور از خامفروشی کمک کند؟
صنعت فولاد یکی از روشنترین نمونههاست. ایران در تولید فولاد ظرفیت قابلتوجهی دارد اما محدودیت انرژی، زیرساخت، فناوری و بازار صادراتی، استفاده کامل از این ظرفیت را دشوار کرده است.
بنابراین بریکس میتواند در سه سطح برای فولاد ایران فرصت ایجاد کند. نخست، بازار صادراتی؛ دوم، تامین فناوری و تجهیزات و سوم، سرمایهگذاری در محصولات با ارزشافزوده بالاتر.
اما هدف نباید صرفا افزایش صادرات شمش باشد. بازار جهانی فولاد به سمت محصولات تخصصیتر، بهرهوری بالاتر و کربن کمتر حرکت میکند.
از این منظر، همکاری با کشورهای عضو بریکس در حوزه فناوری فولاد کمکربن، بهینهسازی انرژی، هوشمندسازی خطوط تولید و توسعه محصولات ویژه میتواند اثر اقتصادی بیشتری نسبت به افزایش صرف ظرفیت تولید داشته باشد.
مس؛ فرصتی که میتواند از معدن تا صنعت امتداد پیدا کند
فلز مس نمونه حتی جذابتری است. رشد شبکههای برق، خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر و مراکز داده، تقاضای فلز سرخ را در بلندمدت تقویت میکند. ایران از ذخایر و ظرفیت تولید مس برخوردار است اما ارزش واقعی این مزیت زمانی آشکار میشود که زنجیره آن توسعه پیدا کند.
به جای تمرکز بر صادرات سنگ یا کنسانتره، میتوان مدل همکاری را به سمت توسعه معدن، افزایش ظرفیت ذوب و پالایش، تولید کاتد، مفتول، کابل و محصولات پاییندستی سوق داد. در این مدل، بریکس میتواند همزمان بازار، سرمایه و شریک صنعتی باشد.
معدن بدون انرژی توسعه پیدا نمیکند
اما یک واقعیت مهم وجود دارد که حتی بریکس هم نمیتواند آن را حذف کند؛ بحران انرژی ایران. اگر ایران بتواند سرمایه خارجی را جذب، بازار صادراتی را پیدا و فناوری را وارد کند اما برق و گاز پایدار برای کارخانهها نداشته باشد، بخش مهمی از این ظرفیت بلااستفاده خواهد ماند.
توسعه صنایع معدنی علیالخصوص در فولاد، آلومینیوم، مس و فرآوری مواد معدنی به انرژی قابل اتکا نیاز دارد. بنابراین دیپلماسی معدنی ایران باید همزمان با دیپلماسی انرژی پیش برود.
بیانیه دهلینو نیز انرژی را یکی از محورهای همکاری بریکس قرار داده و بر زنجیرههای تامین انرژی مقاوم و همکاری در حوزه هیدروژن کمانتشار تاکید کرده است. این میتواند برای ایران یک فرصت باشد تا همکاری معدنی را با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و پروژههای مشترک انرژی پیوند بزند.
یک فرصت مهم برای فولاد ایران؛ مقابله با هزینههای کربنی
یکی دیگر از محورهای مهم اجلاس اخیر بریکس، مخالفت با برخی اقدامات تجاری یکجانبه و نگرانی درباره استفاده از اهداف زیستمحیطی بهعنوان ابزار محدودکننده تجارت بود.
در بیانیه دهلینو، بریکس نسبت به اقدامات تجاری محدودکننده و سیاستهایی که به نام اهداف زیستمحیطی میتوانند تجارت را مختل کنند، موضع گرفت؛ رسانههای هندی این بخش را در ارتباط با سازوکارهایی مانند (CBAM) اروپا تحلیل کردهاند.
برای صنعت فولاد ایران این موضوع بسیار مهم است. حتی اگر بریکس بتواند در کوتاهمدت بخشی از فشار بازارهای غربی را کاهش دهد، مسیر جهانی به سمت کاهش کربن متوقف نخواهد شد.
بنابراین، استفاده از بریکس نباید بهانهای برای عقب انداختن سرمایهگذاری در فناوری کمکربن باشد. برعکس، ایران باید از همکاری با اعضای بریکس برای کاهش شدت انرژی و کربن فولاد استفاده کند تا محصول ایرانی در بازارهای آینده همچنان رقابتپذیر باشد.
سه سناریو پیش روی معدن ایران
با توجه به شرایط فعلی، میتوان سه سناریو برای اثرگذاری بریکس بر معدن ایران ترسیم کرد.
اول؛ بریکس در حد دیپلماسی باقی بماند.
در این حالت، ایران عضو بریکس است؛ در نشستها شرکت میکند و روابط سیاسی توسعه مییابد اما سرمایهگذاری مشترک، انتقال فناوری و تامین مالی پروژههای معدنی اتفاق قابل توجهی ایجاد نمیکند. در این سناریو، اثر اقتصادی عضویت محدود خواهد بود.
دوم؛ بریکس به کانال جدید تجارت تبدیل شود.
در این وضعیت، استفاده از ارزهای محلی، مسیرهای پرداخت و روابط تجاری جدید باعث افزایش صادرات محصولات معدنی و فلزی میشود. این سناریو برای ایران مثبت است اما اگر صادرات همچنان عمدتا مواد اولیه باشد، ارزشافزوده داخلی محدود باقی میماند.
سوم؛ بریکس به سکوی توسعه زنجیره ارزش تبدیل شود.
این سناریو مطلوبترین حالت است. در آن، ایران پروژههای مشخصی برای سرمایهگذاری مشترک تعریف میکند؛ از اکتشاف و استخراج تا فرآوری، فولاد، مس، آلومینیوم، مواد معدنی حیاتی و محصولات پاییندستی. در این مدل، بریکس نه فقط بازار صادراتی بلکه منبع سرمایه، فناوری و شریک صنعتی خواهد بود.
مانع اصلی شاید خود ایران باشد
در تحلیل فرصتهای بریکس معمولا تمرکز زیادی بر تحریم و محدودیتهای خارجی وجود دارد اما بخشی از مشکل در داخل کشور است. به منظور جذب سرمایه، ایران به مقررات باثبات، قراردادهای قابل اتکا، شفافیت اقتصادی، زیرساخت مناسب، دسترسی پایدار به انرژی و امکان بازگشت سرمایه نیاز دارد.
هیچ سرمایهگذاری صرفا به دلیل عضویت ایران در بریکس وارد یک پروژه معدنی نخواهد شد زیرا سرمایهگذار به دنبال پاسخ این پرسشهاست: معدن چقدر ذخیره دارد؟ هزینه استخراج چقدر است؟ انرژی از کجا تامین میشود؟ محصول چگونه صادر خواهد شد؟ ارز حاصل چگونه برمیگردد؟ ریسک سیاسی و حقوقی پروژه چگونه مدیریت میشود؟ و بازگشت سرمایه چند سال طول میکشد؟
اگر ایران برای این پرسشها پاسخ عملی داشته باشد، بریکس میتواند قدرت چانهزنی کشور را افزایش دهد. در غیر این صورت، عضویت در این مجموعه صرفا یک ظرفیت بالقوه باقی خواهد ماند.
از «عضویت» به «پروژه» برسیم
شاید مهمترین نتیجهای که باید از سفر اخیر پزشکیان به هند گرفت، همین باشد؛ اکنون زمان آن است که ادبیات همکاری با بریکس از سطح کلیات اقتصادی به سطح پروژههای مشخص معدنی و صنعتی منتقل شود.
ایران میتواند مجموعهای از پروژههای اولویتدار را برای معرفی به سرمایهگذاران بریکس تعریف کند؛ پروژههایی در حوزه اکتشاف، مس، فولاد، آلومینیوم، عناصر نادر خاکی، زیرساخت ریلی، بنادر، انرژی تجدیدپذیر و فرآوری مواد معدنی.
برای هر پروژه نیز باید مدل سرمایهگذاری، میزان سرمایه مورد نیاز، نرخ بازده، ظرفیت تولید، بازار هدف و سازوکار تامین مالی مشخص باشد. در چنین شرایطی، مذاکره اقتصادی از ما ذخایر معدنی بزرگی داریم به این پروژه با این میزان سرمایه، این ظرفیت و این بازار آماده مشارکت است، تغییر خواهد کرد.
بریکس؛ فرصت نه میانبر توسعه
عضویت ایران در بریکس در مقطع مهمی اتفاق افتاده است. جهان در حال حرکت به سمت زنجیرههای تامین جدید، رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی، تحول انرژی و بازتعریف مسیرهای تجارت و تامین مالی است. اجلاس دهلینو نیز نشان داد که بریکس در حال تمرکز بیشتر بر پرداختهای فرامرزی، ارزهای محلی، توسعه زیرساخت و زنجیرههای تامین مواد معدنی حیاتی است.
برای ایران، این تحولات میتواند یک فرصت واقعی باشد اما فقط در صورتی که کشور از ظرفیت ژئوپلیتیکی خود به مزیت اقتصادی قابل اندازهگیری برسد.
سفر اخیر پزشکیان به هند را از همین منظر باید فراتر از یک رویداد دیپلماتیک دید. این سفر میتواند نقطه شروع فعالتر شدن دیپلماسی اقتصادی ایران در بریکس باشد اما آزمون اصلی پس از پایان اجلاس آغاز میشود؛ آیا ایران میتواند از میز مذاکره بریکس، سرمایه و فناوری برای توسعه معدن و صنایع معدنی به دست آورد؟
پاسخ این پرسش بیش از آنکه به تعداد نشستها وابسته باشد، به کیفیت پروژههایی بستگی دارد که ایران برای سرمایهگذاری آماده میکند.
اگر ایران بتواند ذخایر معدنی خود را با سرمایه، فناوری، انرژی و زیرساخت ترکیب کند، بریکس میتواند به یکی از مسیرهای مهم توسعه بخش معدن تبدیل شود. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که کشور صرفا به صادرکننده مواد اولیه برای اقتصادهای بزرگ عضو بریکس تبدیل شود.
مسیر مطلوب برای ایران، استفاده از بریکس برای فروش بیشتر معدن نیست بلکه استفاده از بریکس برای ارزشآفرینی بیشتر از معدن است. این تفاوت، مرز میان یک عضویت سیاسی و یک مزیت اقتصادی پایدار خواهد بود.

اخبار مرتبط

معادن بدون سرمایه

باطلههای معدنی؛ ثروتی که هنوز روی زمین مانده است

انفجار به گلوگاه امروز معدن تبدیل شده است

اکسپوی روسیه؛ بازار جدید معدن و صنایع معدنی ایران یا ویترین صادراتی؟

محاصره دریایی زیر پای معدن ایران

 copy.webp)
۰ دیدگاه