
چه زمانی افزایش قیمت «LNG» آسیا میتواند به رشد تقاضا منجر شود؟
جهش قیمت «LNG» آسیا به محدوده نزدیک ۳۰ دلار به ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا، بازار گاز طبیعی را از یک شوک قیمتی به مسئلهای برای تولید صنعتی در این قاره تبدیل کرده است. اختلال در عرضه «LNG» از خلیج فارس، محدودیت عبور محمولهها از تنگه هرمز و رقابت خریداران برای تامین محمولههای موجود، هزینه گاز را افزایش داده و همزمان بخشی از تقاضای چین و هند را به سمت سوختهای جایگزین سوق داده است.
به گزارش نماد اقتصاد، بحران کنونی بازار «LNG» آسیا از اختلال در یکی از مهمترین مراکز عرضه جهان آغاز شد. کاهش صادرات قطر و امارات پس از تشدید بحران خاورمیانه، دسترسی بازار جهانی به بخشی از محمولههای «LNG» را محدود کرد.
افزایش قیمت «LNG» میتواند از مسیر هزینه برق، خوراک پتروشیمی، تولید کود و فعالیت صنایع انرژیبر به بخشهای مختلف اقتصاد منتقل شود. با این حال، دادههای موجود هنوز برای این ادعا که «LNG» در همه اقتصادهای آسیایی از نفت به محرک مهمتری برای تورم صنعتی تبدیل شده، کافی نیست.
آنچه فعلا روشنتر دیده میشود، حساسیت بالاتر اقتصادهای گازمحور به این شوک است؛ جایی که قیمت «LNG» نه فقط هزینه تامین انرژی، بلکه تصمیم درباره میزان تولید، نوع سوخت و امنیت عرضه را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
«LNG» آسیا در نقطه برخورد عرضه و تقاضا
آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده است که عرضه «LNG» قطر و امارات در فاصله مارس تا ژوئن ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵ حدود ۳۵ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است. افزایش تولید «LNG» خارج از خلیج فارس بخشی از این کمبود را جبران کرد. تولید «LNG» خارج از منطقه خلیجفارس در همین دوره حدود ۱۸ درصد افزایش یافت، اما این رشد برای جلوگیری از جهش قیمت کافی نبود. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، قیمت «LNG» آسیا در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط حدود ۱۷.۵ دلار به ازای هر میلیون واحد حرارتی رسید که ۴۵ درصد بیشتر از مدت مشابه سال ۲۰۲۵ بود.
با این حال، وضعیت در بازار نقدی شدیدتر شده است. گزارش رویترز در ۱۵ سپتامبر نشان میدهد قیمت «LNG» آسیا از محدوده حدود ۱۰ دلار به نزدیک ۳۰ دلار افزایش یافته است؛ جهشی که همزمان با کاهش واردات «LNG» چین و هند رخ داده است.
این همزمانی اهمیت زیادی دارد. افزایش قیمت در بازار گاز، برخلاف تصور سادهای که آن را نشانه افزایش تقاضا میداند، اکنون بخشی از تقاضا را از بازار خارج کرده است. خریدارانی که توان پرداخت قیمتهای بالا را ندارند، مصرف خود را کاهش میدهند یا به سمت سوختهای جایگزین میروند.
بر همین اساس، بازار «LNG» آسیا در حال تجربه نوعی تخریب تقاضا است؛ یعنی قیمت آنقدر افزایش یافته که خود به یکی از عوامل کاهش مصرف تبدیل شده است.
کارخانهها نخستین قربانی گرانی «LNG»
اثر قیمت «LNG» بر اقتصاد از همان نقطهای آغاز شده که گاز وارد فرآیند تولید میشود. نیروگاههای گازی، کارخانههای انرژیبر و واحدهایی که گاز را بهعنوان خوراک مصرف میکنند، در برابر چنین شوکی حساستر از سایر بخشها هستند. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده است افزایش قیمت گاز در سال ۲۰۲۶ به کاهش فعالیت برخی صنایع گازبر در آسیا و اروپا منجر شده است. در بخش برق نیز قیمت بالاتر «LNG» انگیزه استفاده از زغالسنگ را افزایش داده است.
این مسیر برای اقتصادهای وابسته بر «LNG» وارداتی اهمیت بیشتری دارد. بنگلادش نمونهای از این وضعیت است؛ کشوری که بیش از ۴۰ درصد برق آن به «LNG» وارداتی وابسته است. در همین راستا وزیر انرژی بنگلادش به رویترز گفته است که جهش قیمت «LNG» به فعالیت صنعتی این کشور آسیب زده و تامین برق را دشوارتر کرده است.
در چنین اقتصادی، «LNG» گران صرفا یک افزایش هزینه برای نیروگاه نیست. زمانی که تامین گاز دشوار یا پرهزینه شود، اثر آن میتواند به قیمت و پایداری برق، میزان فعالیت کارخانهها و هزینه تولید منتقل شود.
فشار مالی نیز در این میان اهمیت دارد. رویترز گزارش داده است که حتی پیش از تشدید بحران اخیر، هزینه یارانه برق و گاز در بنگلادش به حدود ۴ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده بود. افزایش بیشتر هزینه «LNG» بنابراین میتواند همزمان دولت، نیروگاه و مصرفکننده صنعتی را تحت فشار قرار دهد.
گاز «LNG» فراتر از یک حامل انرژی
اثر «LNG» آسیا در صنایع مرتبط با گاز به نیروگاهها محدود نمیشود. در تولید آمونیاک و اوره، گاز طبیعی علاوه بر نقش انرژی، ماده اولیه محسوب میشود. بنابراین افزایش قیمت گاز میتواند مستقیما هزینه تولید کودهای نیتروژنه را افزایش دهد.
در همین رابطه آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده است که افزایش شدید قیمت گاز، تولید آمونیاک و اوره را در آسیا و اروپا تحت فشار قرار داده و کاهش دسترسی به «LNG» موجب افت تولید کود در کشورهایی از جمله بنگلادش، هند و پاکستان شده است.
این مسیر، اهمیت قیمت «LNG» را فراتر از بازار انرژی میبرد. اگر افزایش قیمت گاز به کاهش تولید کود منجر شود، شوک انرژی میتواند به بازار نهادههای کشاورزی نیز منتقل شود. آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده است که تداوم قیمت بالای کود میتواند فشار بیشتری بر بخش کشاورزی و امنیت غذایی در اقتصادهای آسیبپذیر وارد کند.
در صنعت پتروشیمی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. برخی واحدهای پتروشیمی به گاز نه فقط برای تامین انرژی، بلکه بهعنوان خوراک وابستهاند. به همین دلیل، افزایش قیمت «LNG» میتواند در برخی زنجیرههای پتروشیمی مستقیما ساختار هزینه تولید را تغییر دهد.
همین تفاوت است که مقایسه «LNG» و نفت را پیچیده میکند. نفت برای حملونقل اهمیت بسیار بالایی دارد، اما گاز در تولید برق، کود و برخی صنایع انرژیبر نقش متفاوتی ایفا میکند. بنابراین اثر تورمی هر یک به ساختار انرژی و تولید اقتصاد مورد نظر وابسته است.
چین و هند؛ بازار در برابر قیمت عقبنشینی میکند
چین و هند بزرگترین آزمون برای آینده «LNG» آسیا هستند. واکنش این دو کشور نشان میدهد افزایش قیمت «LNG» تا چه اندازه میتواند تقاضای واقعی را محدود کند. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، تقاضای گاز چین در فاصله مارس تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۴ درصد کاهش یافت و واردات «LNG» این کشور نیز حدود ۱۲ درصد، معادل نزدیک به ۳ میلیارد مترمکعب، پایین آمد.
هند نیز در برابر قیمتهای بالاتر به دنبال گزینههای جایگزین بوده است. در هر دو کشور، زغالسنگ و نفت در برخی بخشها بخشی از مصرف گاز را پوشش دادهاند. با این حال، فعالان بازار این کاهش را لزوما نشانه تغییر دائمی رفتار مصرفکنندگان نمیدانند. مدیران شرکتهای «GAIL» و «PetroChina» به رویترز گفتهاند که در صورت کاهش قیمت «LNG» آسیا به محدوده حدود ۷ تا ۹ دلار، بخشی از تقاضای فعلی میتواند دوباره به بازار بازگردد.
در نتیجه، بازار با یک تناقض روبهرو است: «LNG» گران تقاضا را کاهش میدهد، اما کاهش قیمت میتواند همان تقاضای از دسترفته را دوباره فعال کند.
این وضعیت نشان میدهد کاهش مصرف «LNG» در چین و هند را نمیتوان بهتنهایی نشانه کاهش اهمیت گاز در آسیا دانست. بخشی از این کاهش، واکنشی به سطح غیرعادی قیمتهاست.
زغالسنگ؛ برنده پنهان «LNG» گران
اگر گاز «LNG» گران شود و نیروگاهها همچنان به برق نیاز داشته باشند، بخشی از بازار ناچار به جستوجوی سوخت جایگزین خواهد بود. در آسیا، یکی از مهمترین گزینهها زغالسنگ است.
آژانس بینالمللی انرژی در گزارش میانه سال خود اعلام کرده است که بحران خاورمیانه و افزایش قیمت گاز، برآورد تقاضای جهانی زغالسنگ در سال ۲۰۲۶ را افزایش داده است. این نهاد انتظار دارد تقاضای جهانی زغالسنگ در سال جاری میلادی ۱.۲ درصد رشد کند و به حدود ۸.۹۴ میلیارد تن برسد.
چین نیز از این روند جدا نیست. آژانس بینالمللی انرژی رشد حدود یکدرصدی تقاضای زغالسنگ چین در سال ۲۰۲۶ را پیشبینی کرده است.
در نتیجه، بخشی از اثر گرانی «LNG» آسیا از بازار گاز به بازار زغالسنگ منتقل شده است. نیروگاههایی که امکان تغییر سوخت دارند، در صورت جذابتر شدن اقتصاد زغالسنگ میتوانند مصرف «LNG» را کاهش دهند.
در عین حال این جایگزینی بدون هزینه نیست. افزایش استفاده از زغالسنگ میتواند انتشار کربن را افزایش دهد و همزمان تقاضا برای زغالسنگ حرارتی را تقویت کند. بنابراین، گرانی «LNG» میتواند در کوتاهمدت امنیت عرضه برق را تقویت کند، اما همزمان فشارهای زیستمحیطی و هزینههای مرتبط با سوختهای فسیلی را افزایش دهد.
چرا شوک قیمتی «LNG» برای همه اقتصادهای آسیایی یکسان نیست
پاسخ سادهای برای این پرسش وجود ندارد. نفت و گاز در بخشهای متفاوتی از اقتصاد نقش دارند. نفت همچنان در حملونقل و زنجیرههای لجستیکی جایگاه مرکزی دارد، در حالی که «LNG» در اقتصادهای گازمحور بر تولید برق، صنایع انرژیبر و برخی صنایع شیمیایی اثر بیشتری دارد.
بنابراین، این تصور که «LNG» آسیا جایگزین نفت بهعنوان مهمترین عامل تورم صنعتی در تمام اقتصادهای منطقه شده باشد، با دادهها و تنوع ساختاری کشورها همخوانی ندارد و به طو کلی دادههای فعلی چنین نتیجهای را تایید نمیکنند.
در عین حال یک گزاره محدودتر با شواهد بیشتری پشتیبانی میشود: در اقتصادهایی که وابستگی بالایی به «LNG» وارداتی دارند، شوک قیمت گاز میتواند با سرعت زیادی به هزینه برق و فعالیت صنعتی منتقل شود.
بنگلادش نمونه مشخص این مسئله است. کاهش دسترسی به «LNG» و افزایش قیمت محمولههای نقدی، هم تامین برق را دشوار کرده و هم رشد صنعتی را تحت فشار قرار داده است.
از سوی دیگر، در کشورهایی مانند چین که امکان استفاده گستردهتر از زغالسنگ، تولید داخلی گاز و انرژیهای تجدیدپذیر وجود دارد، شدت انتقال شوک «LNG» میتواند متفاوت باشد.
بنابراین، مسئله اصلی برای تحلیل تورم صنعتی نه فقط قیمت «LNG»، بلکه ترکیب انرژی هر اقتصاد، امکان جایگزینی سوخت و سهم گاز در هزینه تولید است.
بازگشت امنیت عرضه به بازار «LNG»؟
شوک اخیر بازار تنها رفتار مصرفکنندگان را تغییر نداده؛ بلکه میتواند نگاه خریداران به قراردادهای بلندمدت «LNG» را نیز تقویت کند.
چین در ۱۴ سپتامبر قراردادی ۲۰ ساله با «Venture Global» امضا کرد که بر اساس آن سالانه ۵۰۰ هزار تن «LNG» از آمریکا از سال ۲۰۳۰ دریافت خواهد کرد. این توافق در شرایطی منعقد شد که واردات «LNG» چین در سال ۲۰۲۵ به پایینترین سطح سه ساله خود، یعنی حدود ۶۸.۴۳ میلیون تن، رسیده بود. این تضاد قابل توجه است چرا که چین در کوتاهمدت «LNG»کمتری میخرد، اما برای دهه آینده قرارداد جدید امضا میکند.
پیام این رفتار را باید در مفهوم امنیت عرضه جستوجو کرد. زمانی که بازار نقدی با شوک قیمتی و اختلال عرضه مواجه میشود، تضمین دسترسی بلندمدت به گاز میتواند برای خریدار اهمیت بیشتری پیدا کند؛ حتی اگر مصرف کوتاهمدت کاهش یافته باشد.
نمونه دیگری نیز در بازار آسیا دیده میشود. شرکت استرالیایی «Santos» در ۱۵ سپتامبر از قرارداد ۱۰ ساله تامین «LNG» با شرکت «POSCO Steel» کرهجنوبی خبر داد. امضای چنین توافقهایی نشان میدهد نگرانی درباره امنیت عرضه همچنان یکی از عوامل مهم در تصمیمگیری شرکتهای صنعتی آسیایی است.
بازار «LNG» در حال بازآرایی است
بحران فعلی «LNG» آسیا را نمیتوان فقط با افزایش یا کاهش قیمت توضیح داد. در این مسیر همزمان چند تغییر در بازار در حال وقوع است. بر همین اساس خریداران بخشی از مصرف خود را کاهش دادهاند، برخی نیروگاهها به سوختهای جایگزین روی آوردهاند، تولیدکنندگان خارج از خلیج فارس در حال افزایش عرضه هستند و شرکتهای آسیایی برای امنیت عرضه به قراردادهای بلندمدت توجه بیشتری نشان میدهند.
آژانس بینالمللی انرژی انتظار دارد پروژههای جدید در آمریکای شمالی، آفریقا و استرالیا در سال ۲۰۲۶ نزدیک به ۵۰ میلیارد مترمکعب به عرضه «LNG» بیفزایند. این رشد میتواند بخشی از کاهش صادرات قطر و امارات را جبران کند.
با این حال، سرعت بازگشت ظرفیتهای تولید «LNG» منطقه خلیج فارس همچنان اهمیت تعیینکننده دارد. اگر اختلال عرضه طولانی شود، بازار ناچار خواهد بود بخش بیشتری از تعادل خود را از طریق کاهش تقاضا، تغییر سوخت و افزایش عرضه سایر صادرکنندگان برقرار کند.
آژانس بینالمللی انرژی نیز انتظار دارد تقاضای گاز آسیا در سال ۲۰۲۶ حدود ۰.۵ درصد کاهش یابد؛ بخشی از این افت به افزایش قیمت «LNG» و جایگزینی گاز با زغالسنگ در بخش برق نسبت داده شده است.
قیمت بالای «LNG» چقدر دوام میآورد؟
برای صنایع آسیایی، مسئله اصلی فقط این نیست که قیمت «LNG» تا چه سطحی افزایش یافته است؛ مدت ماندگاری این قیمت نیز اهمیت تعیینکننده دارد.
یک جهش کوتاهمدت میتواند از طریق کاهش مصرف، استفاده از ذخایر، تغییر سوخت و خرید محمولههای جایگزین مدیریت شود. با این وجود اگر قیمتهای بالا برای مدت طولانی باقی بمانند، تصمیمهای صنعتی از قراردادهای تامین انرژی گرفته تا نوع سوخت نیروگاهها و سرمایهگذاری در ظرفیتهای جدید نیز تغییر خواهد کرد.
دادههای فعلی نشان میدهند بخشی از این تعدیل از هماکنون آغاز شده است. چین و هند مصرف «LNG» را کاهش دادهاند، زغالسنگ جذابیت بیشتری پیدا کرده، صنایع مبتنی بر سوخت گاز تحت فشار قرار گرفتهاند و قراردادهای بلندمدت دوباره اهمیت بیشتری یافتهاند.
در چنین شرایطی، «LNG» آسیا دیگر صرفا یک شاخص برای سنجش وضعیت بازار گاز نیست. این قیمت به متغیری تبدیل شده که میتواند همزمان بر هزینه برق، تولید صنعتی، بازار کود، پتروشیمی، تجارت زغالسنگ و تصمیمهای سرمایهگذاری انرژی اثر بگذارد.
در عین حال هنوز نمیتوان از یک عصر جدید تورم «LNG» در کل آسیا سخن گفت. دادههای موجود بیشتر به یک واقعیت محدودتر اشاره دارند و آن اینکه هرچه وابستگی یک اقتصاد به «LNG» وارداتی بیشتر و امکان جایگزینی سوخت کمتر باشد، احتمال انتقال شوک قیمت گاز به تولید صنعتی نیز بالاتر میرود.
از این منظر، پرسش تعیینکننده برای بازار در هفتهها و ماههای آینده نه فقط این است که «LNG» آسیا چه قیمتی خواهد داشت، بلکه این است که چه مقدار از این قیمت بالا پایدار میماند و چه میزان از ظرفیت تولید صنعتی حاضر است برای آن هزینه بپردازد.
اخبار مرتبط

سایه تنگه هرمز بر زنجیره تامین ایران

اختلال در مسیر تجارت ایران حاشیه سود را کاهش داد

قیمت غذای خانوار ایرانی بازهم گران شد

نفت ۱۱۰ دلاری آتش به جان بازارهای جهانی انداخت

نفت ۱۰۰ دلاری؛ تهدید تازه برای نرخ بهره

 copy.webp)
۰ دیدگاه