بازاری بزرگ با درآمدی نامشخص
نماد اقتصاد درآمد اینفلوئنسرها در ایران و جهان را بررسی می کند،

بازاری بزرگ با درآمدی نامشخص

۲۴ شهریور ۱۴۰۵

شبکه‌های اجتماعی در چند سال گذشته از یک وسیله ارتباطی و سرگرمی به یک بازار اقتصادی مهم تبدیل شده‌اند. امروز بسیاری از افراد از طریق تولید محتوا، معرفی کالا و خدمات و ارتباط با مخاطبان خود درآمد کسب می‌کنند.

به گزارش نماد اقتصاد، شبکه‌های اجتماعی در چند سال گذشته از یک وسیله ارتباطی و سرگرمی به یک بازار اقتصادی مهم تبدیل شده‌اند. امروز بسیاری از افراد از طریق تولید محتوا، معرفی کالا و خدمات و ارتباط با مخاطبان خود درآمد کسب می‌کنند. شرکت‌ها و فروشگاه‌ها نیز بخشی از بودجه تبلیغاتی خود را به این افراد اختصاص می‌دهند.
در ایران، این بازار به‌ویژه در اینستاگرام رشد کرده است. تعداد زیادی صفحه با صدها هزار یا حتی میلیون‌ها دنبال‌کننده وجود دارد و برخی از آنها برای انتشار یک تبلیغ، از چند صد هزار تومان تا ده‌ها میلیون تومان دریافت می‌کنند.
با این حال، یک تفاوت مهم میان ایران و کشورهای بزرگ جهان وجود دارد: ایران از نظر تعداد مخاطب و تعداد افراد فعال در این حوزه بازار بزرگی دارد، اما درآمد این بازار، راه‌های کسب درآمد و اطلاعات مربوط به آن هنوز شفاف و گسترده نیست.

بازار جهانی چقدر بزرگ است؟

بازار تبلیغات از طریق افراد اثرگذار در شبکه‌های اجتماعی در جهان طی یک دهه رشد بسیار زیادی داشته است. ارزش این بازار در سال ۲۰۱۴ حدود ۱.۴ میلیارد دلار بود. این رقم در سال ۲۰۲۰ به حدود ۹.۷ میلیارد دلار و در سال ۲۰۲۴ به حدود ۲۴ میلیارد دلار رسید. برآورد انجام‌شده برای سال ۲۰۲۵ نیز حدود ۳۲.۵ میلیارد دلار است.
اگر درآمدهای دیگری مانند فروش محصول، دریافت پول از شبکه‌های اجتماعی، حق عضویت و فروش خدمات را هم در نظر بگیریم، اندازه کل اقتصاد تولیدکنندگان محتوا بسیار بیشتر می‌شود. گلدمن ساکس پیش‌بینی کرده بود که این اقتصاد در جهان می‌تواند تا سال ۲۰۲۷ به حدود ۴۸۰ میلیارد دلار برسد. این رشد نشان می‌دهد که شرکت‌ها در سراسر جهان دیگر شبکه‌های اجتماعی را فقط محلی برای سرگرمی نمی‌دانند؛ بلکه آن را یکی از مسیرهای اصلی تبلیغات و فروش می‌بینند.

ایران چه اندازه‌ای دارد؟

ایران از نظر تعداد کاربران فضای مجازی، بازار بزرگی است. بر اساس داده‌های منتشرشده، در پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۷۳.۸ میلیون نفر در ایران کاربر اینترنت بوده‌اند و حدود ۴۸ میلیون حساب کاربری در شبکه‌های اجتماعی وجود داشته است. از طرف دیگر، یک بررسی بین‌المللی تعداد افراد اثرگذار در اینستاگرام ایران را حدود ۱.۲ میلیون نفر برآورد کرده است. این رقم در مقایسه با کشورهای دیگر قابل توجه است. برای نمونه، تعداد این افراد در برزیل حدود ۳.۸ میلیون، در آمریکا حدود ۳.۸ میلیون و در هند حدود ۲ میلیون نفر برآورد شده است. بنابراین ایران از نظر تعداد تولیدکنندگان محتوا و اندازه جامعه مخاطبان، بازار کوچکی نیست.
اما تعداد صفحات به تنهایی نشان‌دهنده اندازه اقتصادی بازار نیست. بسیاری از این صفحات مخاطب کمی دارند و ممکن است درآمدی نداشته باشند. درآمد اصلی در بخش کوچکی از صفحات متمرکز است.
گ

هزینه تبلیغات در اینستاگرام ایران چقدر است؟

برای درک بهتر اندازه این بازار، می‌توان به قیمت تبلیغات در برخی صفحات ایرانی نگاه کرد. داده‌های منتشرشده در شهریور ۱۴۰۵ نشان می‌دهد قیمت یک تبلیغ ساده در یک صفحه با چند هزار دنبال‌کننده می‌تواند از چند صد هزار تومان شروع شود.
برای نمونه، صفحه ای با حدود ۳۳۰۰ دنبال‌کننده، برای یک تبلیغ تک‌استوری حدود ۲۲۰ تا ۵۳۰ هزار تومان برآورد شده است. هزینه پست یا ویدئوی تبلیغاتی آن نیز در همین حدود قرار دارد. البته این ارقام قیمت قطعی نیستند و بر اساس یک مدل تخمینی محاسبه شده‌اند.
در صفحات بزرگ‌تر، قیمت به سرعت افزایش پیدا می‌کند. برای مثال، صفحه‌ای با حدود ۱۸۶ هزار دنبال‌کننده، برای یک استوری تبلیغاتی حدود ۹۰۰ هزار تا ۲.۳ میلیون تومان و برای یک پست یا ویدئوی تبلیغاتی حدود ۱.۵ تا ۳.۶ میلیون تومان دریافت می کند.
یک صفحه با حدود ۷۰۰ هزار دنبال‌کننده نیز برای یک استوری حدود ۱.۳ تا ۳.۲ میلیون تومان و برای پست یا ویدئو حدود ۲.۷ تا ۶.۷ میلیون تومان قیمت‌گذاری تخمینی شده است.
در صفحات بزرگ‌تر، رقم‌ها به ده‌ها میلیون تومان می‌رسند. برای نمونه، صفحه ای با حدود یک میلیون دنبال‌کننده، قیمت یک استوری را حدود ۱.۵ تا ۳.۶ میلیون تومان و قیمت مجموعه‌ای از چند استوری را حدود ۱۶ تا ۳۹ میلیون تومان اعلام کرده است. برای پست یا ویدئو نیز رقم حدود ۳.۴ تا ۸.۳ میلیون تومان برآورد شده است.
برای یک صفحه با حدود ۱.۷ میلیون دنبال‌کننده نیز قیمت تخمینی یک استوری حدود ۱.۶ تا ۴ میلیون تومان و قیمت مجموعه استوری حدود ۲۰ تا ۵۰ میلیون تومان گزارش شده است.
بنابراین می‌توان گفت در بازار فعلی ایران، حداقل قیمت تبلیغات در صفحات کوچک می‌تواند از حدود ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان شروع شود؛ اما برای صفحات بزرگ، قیمت یک تبلیغ می‌تواند به چند میلیون یا حتی ده‌ها میلیون تومان برسد.
البته این اعداد را نباید «نرخ رسمی بازار» دانست. قیمت نهایی به تعداد دنبال‌کنندگان، میزان دیده‌شدن تبلیغ، موضوع صفحه، میزان اعتماد مخاطبان، نوع تبلیغ و توافق میان صاحب صفحه و تبلیغ‌دهنده بستگی دارد. برخی از اینفلوئنسرها اعداد نجومی صد میلیون به بالا را از مخاطب می گیرند و این ارقام تحت تاثیر اقتصاد جامعه و تورم افزایش می یابد. هرچند به طور مستقیم تحت تاثیر تورم و تلاطم بازار ارز و طلا و … نیست؛ اما به دلیل آنکه درامد حاصل از آن در برخی از موارد هزینه زندگی را تامین میکند، وضعیت اقتصادی به طور غیرمستقیم بر این بازار تاثیر گذاشته است.

یک تبلیغ چند ده میلیون تومانی چگونه توجیه می‌شود؟

ممکن است این سؤال پیش بیاید که چرا یک شرکت باید برای چند استوری ده‌ها میلیون تومان پرداخت کند؟ پاسخ در تعداد مخاطبان و میزان اثرگذاری صفحه است. فرض کنیم یک صفحه بزرگ برای مجموعه‌ای از استوری‌ها ۳۰ میلیون تومان دریافت کند. اگر تبلیغ به صدها هزار نفر برسد، هزینه دسترسی به هر مخاطب ممکن است در مقایسه با روش‌های دیگر تبلیغات چندان بالا نباشد. از طرف دیگر، هدف شرکت فقط دیده شدن نیست. اگر مخاطب به صاحب صفحه اعتماد داشته باشد، معرفی یک محصول می‌تواند باعث تماس، مراجعه به فروشگاه یا خرید شود. به همین دلیل، تعداد دنبال‌کننده تنها معیار تعیین قیمت نیست. یک صفحه با ۱۰۰ هزار دنبال‌کننده واقعی و فعال ممکن است برای یک شرکت ارزش بیشتری از صفحه‌ای با چند برابر دنبال‌کننده اما مخاطبان کم‌تحرک داشته باشد.
چرا قیمت‌ها این‌قدر متفاوت است؟
قیمت تبلیغات در این بازار به چند عامل اصلی بستگی دارد.
اول، تعداد دنبال‌کنندگان: هرچه جامعه مخاطبان بزرگ‌تر باشد، معمولاً قیمت بالاتر می‌رود.
دوم، میزان دیده‌شدن محتوا: ممکن است دو صفحه تعداد دنبال‌کننده مشابهی داشته باشند، اما یکی از آنها بازدید بسیار بیشتری بگیرد.
سوم، موضوع صفحه: مخاطبان یک صفحه آشپزی، ورزش، پوشاک یا آموزش ممکن است برای یک شرکت خاص بسیار ارزشمندتر از مخاطبان یک صفحه عمومی باشند.
چهارم، نوع تبلیغ: یک استوری ساده معمولاً ارزان‌تر از چند استوری پشت سر هم، تولید یک ویدئوی اختصاصی یا حضور صاحب صفحه در محل شرکت است.
پنجم، اعتماد مخاطبان: اگر مردم احساس کنند صاحب صفحه محصولات را فقط برای پول معرفی می‌کند، اثر تبلیغ کاهش پیدا می‌کند.

چرا اندازه مالی بازار ایران مشخص نیست؟

با وجود وجود چنین قیمت‌هایی، نمی‌توان از روی چند نمونه، اندازه کل بازار را محاسبه کرد. برای مثال، اگر یک صفحه برای هر تبلیغ ۳ میلیون تومان دریافت کند، نمی‌دانیم در ماه چند تبلیغ دارد. همچنین مشخص نیست چه تعداد از حدود ۱.۲ میلیون صفحه فعال، واقعاً تبلیغ می‌گیرند. اطلاعات جامعی درباره مجموع هزینه‌ای که شرکت‌های ایرانی هر سال برای این نوع تبلیغات پرداخت می‌کنند نیز در دسترس نیست. به همین دلیل، در حال حاضر نمی‌توان با اطمینان گفت ارزش کل بازار تبلیغات اینفلوئنسری ایران مثلاً ۵، ۱۰ یا ۲۰ هزار میلیارد تومان است.
این موضوع یکی از ضعف‌های مهم بازار ایران است: فعالیت اقتصادی وجود دارد، اما اطلاعات مربوط به آن به شکل منظم و عمومی ثبت نمی‌شود.

تفاوت ایران با کشورهای دیگر

در کشورهای بزرگ، درآمد افراد اثرگذار فقط از تبلیغات شرکت‌ها به دست نمی‌آید. یک تولیدکننده محتوا ممکن است از چند راه درآمد داشته باشد: تبلیغات، فروش محصول، دریافت پول از شبکه اجتماعی، دریافت حق عضویت از مخاطبان، معرفی محصول و دریافت سهمی از فروش و ارائه خدمات.
در ایران، تبلیغات مستقیم شرکت‌ها همچنان اهمیت بسیار بیشتری دارد. یکی از دلایل این مسئله، تحریم‌ها و مشکلات دریافت پول از خارج از کشور است. بسیاری از راه‌هایی که برای تولیدکنندگان محتوا در کشورهای دیگر وجود دارد، برای ایرانیان یا در دسترس نیست یا استفاده از آنها بسیار دشوار است. به همین دلیل، بازار ایران بیشتر به تبلیغات داخلی وابسته است.

مشکل دیگر؛ قدرت خرید

تعداد مخاطب به تنهایی ارزش اقتصادی ایجاد نمی‌کند. فرض کنیم یک صفحه ایرانی و یک صفحه آمریکایی هر دو یک میلیون دنبال‌کننده داشته باشند. اگر مخاطبان صفحه آمریکایی قدرت خرید بالاتری داشته باشند، یک تبلیغ موفق می‌تواند فروش بیشتری برای شرکت ایجاد کند. در نتیجه، شرکت نیز حاضر است هزینه بیشتری بپردازد. به همین دلیل، اندازه بازار تبلیغات را نمی‌توان فقط با تعداد کاربران اینترنت یا تعداد دنبال‌کنندگان اندازه گرفت.
درآمد مردم، میزان خرید اینترنتی، تعداد شرکت‌های فعال، قیمت کالاها و وضعیت اقتصادی کشور همگی بر ارزش یک مخاطب تأثیر دارند

بازار ایران در چه مرحله‌ای قرار دارد؟

اقتصاد اینفلوئنسرها در ایران هنوز بیشتر در مرحله تبلیغات قرار دارد. در مدل فعلی، شرکت پول می‌دهد تا یک محصول معرفی شود. اما شکل پیشرفته‌تر بازار زمانی ایجاد می‌شود که صاحب صفحه بتواند مستقیماً در فروش محصول هم نقش داشته باشد. برای مثال، یک تولیدکننده محتوا می‌تواند محصول خودش را تولید کند، فروشگاه خودش را راه بیندازد یا با یک شرکت توافق کند که به ازای هر فروش، مبلغی دریافت کند. در این حالت، درآمد فرد دیگر فقط به تعداد تبلیغاتی که در ماه می‌گیرد وابسته نیست. این تغییر می‌تواند آینده مهمی برای بازار ایران داشته باشد.

تمرکز درآمد در دست تعداد کمی از افراد

وجود حدود ۱.۲ میلیون فرد اثرگذار به این معنی نیست که درآمد میان آنها به صورت مساوی تقسیم می‌شود. در این بازار، درآمد به شکل یک هرم توزیع شده است. در پایین هرم، تعداد بسیار زیادی صفحه کوچک قرار دارند که ممکن است درآمد بسیار کمی داشته باشند. در قسمت بالاتر، صفحات متوسط قرار دارند و در رأس هرم تعداد محدودی از چهره‌های بسیار شناخته‌شده قرار دارند که می‌توانند برای هر تبلیغ چند میلیون یا ده‌ها میلیون تومان دریافت کنند.
این وضعیت در جهان هم وجود دارد. برآورد گلدمن ساکس نشان می‌دهد حدود ۴ درصد تولیدکنندگان محتوا درآمد سالانه‌ای بیش از ۱۰۰ هزار دلار دارند. بنابراین این بازار را نباید با تعداد کل افراد فعال سنجید؛ بلکه باید دید چه مقدار از پول در چه تعداد صفحه گردش می‌کند.

فرصت اصلی آینده چیست؟

مهم‌ترین فرصت برای این بازار، تبدیل «دنبال‌کننده» به «خریدار» است. اگر یک شرکت فقط بداند که تبلیغش ۵۰۰ هزار نفر دیده‌اند، اطلاعات محدودی در اختیار دارد. اما اگر بتواند بفهمد از میان این افراد چند نفر محصول را خریده‌اند، ارزش واقعی تبلیغ مشخص می‌شود. این تغییر می‌تواند باعث حرفه‌ای‌تر شدن بازار شود. در چنین شرایطی، شرکت‌ها دیگر صرفاً به دنبال صفحات پرطرفدار نخواهند بود؛ بلکه به دنبال صفحاتی می‌روند که بتوانند برای آنها فروش واقعی ایجاد کنند.
در نتیجه، ممکن است یک صفحه کوچک اما تخصصی در یک حوزه مشخص، از یک صفحه بسیار بزرگ و عمومی ارزش بیشتری برای یک شرکت داشته باشد.
مسئله اصلی بازار ایران کمبود مخاطب نیست. مشکل اصلی، محدود بودن راه‌های درآمدزایی، نبود اطلاعات دقیق، مشکلات پرداخت بین‌المللی و وابستگی زیاد به تبلیغات مستقیم است.
در جهان، این افراد به تدریج از «تبلیغ‌کننده» به «صاحب کسب‌وکار» تبدیل شده‌اند. در ایران نیز احتمالاً مسیر آینده همین خواهد بود: افرادی که بتوانند اعتماد مخاطبان خود را به فروش محصول، خدمات و کسب‌وکار تبدیل کنند، بخش بزرگ‌تری از درآمد این بازار را به دست خواهند آورد.بنابراین می‌توان اقتصاد اینفلوئنسرها در ایران را بازاری بزرگ از نظر توجه، اما هنوز کوچک‌تر از ظرفیت واقعی خود از نظر درآمد دانست؛ بازاری که اگر فروش اینترنتی، روش‌های اندازه‌گیری و راه‌های کسب درآمد آن توسعه پیدا کند، می‌تواند در سال‌های آینده به یکی از بخش‌های مهم اقتصاد دیجیتال کشور تبدیل شود.

اینفلوئنسر شدن خوب است یا نه؟

پاسخ به این سوال را می توان مشروط داد. درواقع به شرطی که فقط با هدف «معروف شدن» شروعش نکنید، می توانید اینلوئنسر باشید.. اینفلوئنسری اگر درست انجام شود می‌تواند هم درآمدزا باشد، هم باعث ساختن برند شخصی و فرصت‌های کاری جدید بشود. در عین حال قبل از شروع، این ۴ موضوع را مشخص کنید:
1- موضوع مورد نظر: فشن، زیبایی، لایف‌استایل، طنز، آموزش، گیم، سفر، کتاب و…
2- شخصیتی که جلوی دوربین نشان می دهید: صمیمی، بامزه، لوکس، جدی، آموزشی یا ترکیبی
3- پلتفرم اصلی را مشخص کنید: مثلاً اینستاگرام، TikTok یا YouTube
4- مزیتت نسبت به بقیه: چرا مخاطب باید شما را دنبال کند؟
و یه نکته مهم: لازم نیست از روز اول حرفه‌ای و بی‌نقص باشید. حتی می‌توانید با گوشی شروع کنید و بعد از ۲۰–۳۰ محتوا ببینید چه محتوایی بیشتر جواب می‌دهد.
اینفلوئنسرها مالیات می دهند؟
درآمد اینفلوئنسرها از تبلیغات، اسپانسرینگ و معرفی محصولات و خدمات، در صورت مشمول بودن، می‌تواند مشمول مالیات شود. در ایران قانون مستقلی با عنوان «مالیات اینفلوئنسرها» وجود ندارد و این درآمدها عمدتاً بر اساس مقررات عمومی مالیات بر درآمد بررسی می‌شوند.
در بودجه سال ۱۴۰۰ برای درآمد تبلیغاتی صفحات پرمخاطب، به‌ویژه صفحات دارای بیش از ۵۰۰ هزار دنبال‌کننده، حکم مالیاتی مشخصی در نظر گرفته شد. با این حال، کمتر بودن تعداد دنبال‌کنندگان به معنای معافیت قطعی از مالیات نیست و درآمد فعالیت‌های اقتصادی همچنان می‌تواند مشمول مالیات باشد.
میزان مالیات نیز صرفاً بر اساس کل پول دریافتی تعیین نمی‌شود؛ درآمد سالانه، هزینه‌های قابل قبول و مستند، نوع فعالیت و وضعیت پرونده مالیاتی فرد در محاسبه مؤثر است. برای اشخاص حقیقی نیز نرخ مالیات بر درآمد مشاغل طبق ماده ۱۳۱ قانون مالیات‌های مستقیم به صورت پلکانی ۱۵، ۲۰ و ۲۵ درصد تعیین شده است.
برای مثال، درآمد ماهانه ۱۰۰ میلیون تومان در صورت استمرار، سالانه ۱٫۲ میلیارد تومان می‌شود؛ اما نمی‌توان بدون بررسی هزینه‌ها و شرایط پرونده، مالیات قطعی این مبلغ را تعیین کرد.

در نتیجه، اینفلوئنسرها باید درآمدهای تبلیغاتی خود را در چارچوب مقررات مالیاتی اظهار کنند و اسناد مربوط به درآمد و هزینه‌های فعالیت خود را نگهداری کنند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73148
لینک با موفقیت کپی شد!

۰ دیدگاه