
کسبوکارهایی که محدودیتها به وجود آوردند
از فروش فیلترشکن و رمزارز تا تجارت غیررسمی؛ چرا در سالهای اخیر بازارهایی شکل گرفتهاند که بیرون از اقتصاد رسمی فعالیت میکنند؟
به گزارش نماد اقتصاد، از فروش فیلترشکن و رمزارز تا تجارت غیررسمی؛ چرا در سالهای اخیر بازارهایی شکل گرفتهاند که بیرون از اقتصاد رسمی فعالیت میکنند؟
اگر چند سال پیش کسی از «اقتصاد زیرزمینی» در ایران صحبت میکرد، احتمالا ذهن بیشتر مردم به سمت قاچاق کالا، سوخت یا ارز میرفت. امروز اما ماجرا خیلی گستردهتر شده است.
فروش فیلترشکن، انتقال پول از طریق شبکههای غیررسمی، خریدوفروش رمزارز، واردات کالا از مسیرهای غیررسمی، فروش کالا در شبکههای اجتماعی و حتی بعضی مشاغل خانگی، بخشهایی از اقتصادی هستند که بیرون از چارچوب معمول اقتصاد رسمی فعالیت میکنند.
البته همه این فعالیتها غیرقانونی نیستند. بعضی از آنها فقط به این دلیل غیررسمی شدهاند که انجام یک کار از مسیر قانونی سخت، پرهزینه یا تقریباً غیرممکن است. پشت این تغییر، چند عامل مهم قرار دارد: تحریم، تورم، کاهش ارزش پول ملی، محدودیتهای بانکی و فیلترینگ اینترنت.
اقتصاد زیرزمینی یعنی چه؟
اقتصاد زیرزمینی الزاماً به معنی «جرم» نیست. مثلاً فردی را تصور کنید که در خانه کیک درست میکند و آن را از طریق اینستاگرام میفروشد، اما کسبوکارش ثبت نشده است. این یک فعالیت اقتصادی غیررسمی است، ولی لزوماً جرم نیست.
در طرف دیگر، قاچاق کالا قرار دارد که یک فعالیت غیرقانونی است. بین این دو هم فعالیتهای مختلفی وجود دارد که ممکن است بخشی از آنها قانونی و بخشی خارج از مقررات رسمی باشد. به همین دلیل بهتر است به جای اینکه همه این فعالیتها را «جرم» بدانیم، از عبارت اقتصاد غیررسمی یا اقتصاد در سایه استفاده کنیم.
برخی مطالعات، اندازه اقتصاد غیررسمی ایران را بسیار قابلتوجه برآورد کردهاند؛ با این حال، اندازه دقیق آن مشخص نیست و به روش محاسبه و سال مورد بررسی بستگی دارد.
۱۰ کسبوکاری که در سالهای اخیر بیشتر دیده میشوند
۱. انتقال غیررسمی پول و ارز: تحریم باعث شده بانکهای ایرانی نتوانند مانند بسیاری از بانکهای دنیا بهراحتی با سیستم بانکی بینالمللی کار کنند. اما تجارت متوقف نمیشود. یک واردکننده همچنان باید پول فروشنده خارجی را پرداخت کند. یک صادرکننده هم باید پول کالای فروختهشده را دریافت کند. اینجاست که واسطهها وارد میشوند. شبکههایی از صرافیها، واسطههای مالی و انتقالدهندگان پول شکل گرفتهاند که کارشان رساندن پول از یک کشور به کشور دیگر است؛ کاری که در شرایط عادی میتوانست از طریق بانک انجام شود. در واقع، بخشی از این بازار از یک مشکل ساده به وجود آمده است: «پول هست، معامله هم هست، اما مسیر رسمی انتقال پول محدود شده است». پژوهشهای اقتصادی نیز نشان دادهاند که تحریمها در ایران باعث شدهاند بخشی از فعالیت اقتصادی به سمت بازار غیررسمی حرکت کند.
۲. واردات از مسیرهای غیررسمی: بسیاری از کالاهایی که مردم استفاده میکنند، باید از خارج وارد شوند. وقتی واردات رسمی یک کالا دشوار یا پرهزینه باشد، راههای دیگری پیدا میشود. کالا ممکن است از یک کشور همسایه خریداری شود و بعد از چند واسطه وارد ایران شود. در این میان، سود اصلی نصیب کسی میشود که بتواند کالا را با هزینه کمتر وارد کشور کند و آن را با قیمت بالاتر بفروشد. این بازار را میتوان در کالاهای مختلف دید؛ از لوازم الکترونیکی و قطعات گرفته تا برخی کالاهای مصرفی. گزارشهای اخیر درباره تجارت ایران هم نشان میدهد که تحریمها باعث پیچیدهتر شدن مسیرهای تجارت خارجی و افزایش استفاده از واسطهها شدهاند.
۳. رمزارز؛ پولی برای دور زدن محدودیتها: رمزارز در ایران دیگر فقط موضوعی برای سرمایهگذاری نیست. وقتی انتقال پول از طریق بانکهای بینالمللی دشوار باشد، بعضی افراد و شرکتها به داراییهای دیجیتال روی میآورند. برای مثال، رمزارزهایی مانند تتر میتوانند ارزش را از یک کشور به کشور دیگر منتقل کنند، بدون اینکه انتقال پول به شکل معمول بانکی انجام شود. البته این بازار فقط برای تجارت خارجی نیست. بسیاری از مردم نیز برای حفظ ارزش پول خود در برابر کاهش ارزش ریال، به خرید ارز، طلا یا رمزارز روی آوردهاند. گزارش Financial Times در سال ۲۰۲۶ از افزایش استفاده از رمزارز در تجارت ایران خبر داده است. به این ترتیب، رمزارز برای بخشی از اقتصاد ایران تبدیل به چیزی فراتر از یک سرمایهگذاری شده است: ابزاری برای انتقال و حفظ ارزش پول.
۴. استخراج رمزارز: یک بازار دیگر، استخراج رمزارز است.ایده ساده است: دستگاههای کامپیوتری قدرتمند با مصرف برق زیاد، برای ایجاد و تأیید برخی رمزارزها کار میکنند و در مقابل پاداش میگیرند. برق نسبتاً ارزان ایران در مقایسه با بسیاری از کشورها، در دورههایی انگیزهای برای فعالیت در این حوزه ایجاد کرده است. البته استخراج رمزارز در ایران موضوع مقررات و مجوزهای خاص خود را دارد و فعالیت بدون مجوز میتواند غیرقانونی باشد. بنابراین این حوزه هم ترکیبی از فعالیت رسمی و غیررسمی دارد.
۵. فیلترشکن؛ بازاری که فیلترینگ ساخت: شاید هیچ نمونهای به اندازه بازار فیلترشکن نشان ندهد که چگونه یک محدودیت میتواند خودش یک کسبوکار ایجاد کند. وقتی دسترسی به یک سایت یا شبکه اجتماعی محدود میشود، مردم به دنبال راه دیگری برای دسترسی میگردند.در نتیجه، فروش VPN و خدمات مرتبط با آن به یک بازار بزرگ تبدیل شده است. برخی پژوهشها افزایش شدید تقاضا برای VPN در ایران را در دورههای محدودیت اینترنت نشان دادهاند. این بازار فقط به کاربران عادی محدود نیست. کسبوکارهایی که برای تبلیغات، ارتباط با مشتری، فعالیت در شبکههای اجتماعی یا کار با شرکتهای خارجی به اینترنت آزاد نیاز دارند نیز به این خدمات وابسته شدهاند.
به زبان ساده: «فیلترینگ برای عدهای محدودیت ایجاد کرده و برای عدهای دیگر بازار ساخته است».
۶. اینترنت ماهوارهای و تجهیزات ارتباطی: با شدیدتر شدن محدودیتهای اینترنتی، تقاضا برای راههای جایگزین دسترسی به اینترنت نیز بیشتر شده است. این موضوع باعث ایجاد بازارهایی برای تجهیزات ارتباطی خارج از شبکه معمول شده است. اینترنت ماهوارهای نمونه مهم این روند است. در سالهای اخیر گزارشهایی درباره ورود و استفاده غیررسمی از تجهیزات اینترنت ماهوارهای در ایران منتشر شده است. در اینجا هم همان الگو تکرار میشود: محدودیت به تقاضا برای راه جایگزین منجر می شود و در نتیجه بازار جدید ایجاد میکند.
۷. فروش در اینستاگرام و شبکههای اجتماعی: امروز برای شروع یک کسبوکار، همیشه لازم نیست مغازه داشته باشید. یک گوشی، یک صفحه در شبکه اجتماعی و مقداری سرمایه میتواند کافی باشد. لباس، غذا، شیرینی، صنایعدستی، لوازم آرایشی، آموزش و دهها محصول و خدمت دیگر از طریق شبکههای اجتماعی فروخته میشوند. بخش زیادی از این کسبوکارها کوچکاند و ممکن است ثبت رسمی نداشته باشند. این نوع کسبوکار برای بسیاری از مردم یک راه ساده برای کسب درآمد است؛ مخصوصاً در شرایطی که پیدا کردن شغل رسمی دشوار شده است. اما وابستگی به اینترنت و شبکههای اجتماعی یک مشکل بزرگ هم دارد: اگر اینترنت محدود یا قطع شود، کسبوکار هم ممکن است ناگهان از کار بیفتد. گزارشهای سال ۲۰۲۶ درباره محدودیت اینترنت در ایران از آسیب جدی به فروشندگان آنلاین و افرادی که درآمدشان به اینترنت وابسته است خبر دادهاند.
۸. واسطهگری؛ شغلی که از اختلاف قیمتها به وجود میآید: در اقتصادی که قیمتها مرتب تغییر میکنند، کسی که بتواند یک کالا را ارزانتر پیدا کند و سریعتر بفروشد، میتواند سود کند. به همین دلیل واسطهگری در بسیاری از بازارها رشد کرده است. خودرو، موبایل، قطعات، لوازم الکترونیکی و کالاهای وارداتی نمونههایی از بازارهایی هستند که واسطهها در آنها حضور پررنگ دارند. گاهی واسطه فقط خریدار و فروشنده را به هم معرفی میکند و گاهی خودش کالا را میخرد و دوباره میفروشد. تورم و اختلاف قیمتها، انگیزه این نوع فعالیت را بیشتر میکند.
۹. مشاغل خانگی؛ اقتصاد کوچک اما گسترده: اقتصاد غیررسمی فقط در بازار ارز و رمزارز نیست. بخشی از آن در خانههای مردم جریان دارد. کسی که غذا درست میکند و میفروشد، کسی که خیاطی میکند، کسی که به صورت خصوصی آموزش میدهد یا کسی که محصولات دستساز تولید میکند، همه بخشی از این اقتصاد هستند. سرمایه مورد نیاز این کارها معمولاً کم است. برای کسی که شغل رسمی ندارد، همین درآمد کوچک میتواند تفاوت بزرگی در زندگی ایجاد کند. به همین دلیل اقتصاد غیررسمی در دورههای فشار اقتصادی میتواند برای بخشی از جامعه نقش یک راه نجات موقت را بازی کند.
۱۰. قاچاق و تجارت مرزی: در آخر باید به بخش کاملاً غیرقانونی اقتصاد زیرزمینی اشاره کرد. قاچاق کالا، سوخت و برخی کالاهای دیگر سالهاست در ایران وجود دارد. یکی از دلایل اصلی شکلگیری چنین بازارهایی، اختلاف زیاد قیمتهاست. وقتی یک کالا در یک طرف مرز بسیار ارزانتر از طرف دیگر باشد، انگیزهای برای انتقال غیرقانونی آن ایجاد میشود. تحقیقات اقتصادی نیز نشان دادهاند که اختلاف قیمت و تعرفههای بالا میتواند انگیزه قاچاق را افزایش دهد.
چرا اقتصاد زیرزمینی بزرگتر شده است؟
اگر بخواهیم تمام این داستان را در چند جمله خلاصه کنیم، باید به چهار عامل اصلی اشاره کنیم.
تحریم: بانکها و شرکتهای ایرانی در بسیاری از معاملات بینالمللی با محدودیت روبهرو هستند. پس واسطهها و مسیرهای غیررسمی بیشتر میشوند.
تورم: وقتی ارزش پول کاهش پیدا میکند، مردم به دنبال راههایی برای حفظ دارایی خود میروند. ارز، طلا، کالا و رمزارز در چنین شرایطی جذابتر میشوند.
فیلترینگ: وقتی دسترسی به یک سرویس محدود میشود، بازار ابزارهای دسترسی به آن سرویس شکل میگیرد. بازار VPN یکی از روشنترین نمونههاست.
دشواری فعالیت رسمی: اگر گرفتن مجوز، پرداخت مالیات، بیمه و رعایت مقررات برای یک کسبوکار کوچک بیش از حد سخت و پرهزینه باشد، احتمال اینکه صاحب آن به سمت فعالیت غیررسمی برود بیشتر میشود.
اقتصاد زیرزمینی؛ فقط یک مشکل نیست
نگاه کردن به این اقتصاد فقط بهعنوان یک پدیده منفی، تصویر کاملی به ما نمیدهد. برای یک جوان که شغل پیدا نکرده، فروش محصول در شبکههای اجتماعی میتواند تنها راه درآمد باشد. برای یک فریلنسر، دریافت پول از مشتری خارجی ممکن است بدون استفاده از واسطههای مالی بسیار دشوار باشد. برای یک واردکننده، استفاده از مسیرهای غیرمستقیم ممکن است تنها راه ادامه تجارت باشد. اما روی دیگر ماجرا هم وجود دارد. اقتصاد غیررسمی میتواند باعث کاهش درآمد مالیاتی دولت، افزایش فساد، گسترش قاچاق و دشوارتر شدن نظارت اقتصادی شود. بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که «چرا مردم قانون را دور میزنند؟»
سؤال مهمتر این است: «چه چیزی باعث شده فعالیت خارج از سیستم رسمی برای بخشی از مردم و کسبوکارها جذابتر یا حتی ضروری شود؟»
ایران؛ دو اقتصاد در کنار هم؟
شاید بتوان اقتصاد امروز ایران را به دو مسیر موازی تشبیه کرد. یک مسیر، اقتصاد رسمی است: بانک، شرکت، مجوز، مالیات، تجارت رسمی و اینترنت رسمی. مسیر دیگر، اقتصادی است که در سایه همین سیستم حرکت میکند: صرافی و واسطه، رمزارز، VPN، تجارت غیررسمی، فروش خانگی و شبکههای غیررسمی. این دو اقتصاد البته کاملاً جدا نیستند. میلیونها نفر ممکن است همزمان در هر دو حضور داشته باشند.
یک مغازهدار ممکن است مجوز رسمی داشته باشد، اما بخشی از خرید خود را از بازار غیررسمی انجام دهد. یک کسبوکار ممکن است ثبت شده باشد، اما برای انتقال پول از یک واسطه استفاده کند. یک فرد ممکن است شغل رسمی داشته باشد، اما شبها در شبکههای اجتماعی کالا بفروشد. به همین دلیل، اقتصاد سایه را نمیتوان فقط به «آدمهای زیرزمینی» نسبت داد. در واقع این اقتصاد به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.
پرسش مهم آینده
اگر شرایط اقتصادی، تحریمها و محدودیتهای ارتباطی برای سالهای بیشتری ادامه پیدا کند، احتمالاً اقتصاد غیررسمی هم کوچکتر نخواهد شد. مسئله فقط رشد چند بازار مانند رمزارز یا VPN نیست.
موضوع بزرگتر این است که وقتی مردم برای خرید، فروش، انتقال پول، کار کردن یا ارتباط با جهان مجبور به پیدا کردن راههای جایگزین میشوند، این راههای جایگزین کمکم خودشان به یک اقتصاد جدید تبدیل میشوند. اقتصادی که شاید در آمارهای رسمی بهخوبی دیده نشود، اما در زندگی روزمره میلیونها نفر حضور دارد. شاید مهمترین سؤال این باشد: «اگر مسیر رسمی اقتصاد برای مردم ساده، قابل اعتماد و کمهزینه باشد، چه تعداد از این کسبوکارهای سایه اصلاً به وجود خواهند آمد؟»
 copy.webp)
۰ دیدگاه