
پشت ویترین درخشان پلتفرمهای آنلاین چه میگذرد؟
انتشار فیلمهای طلای تقلبی، نگرانی درباره پلتفرمهای آنلاین طلا را افزایش داده است. بررسی هشدار بانک مرکزی، پلیس فتا، آمار ۵۰۸ پرونده و خطر خالیفروشی.
به گزارش نماد اقتصاد، از فیلمهای جنجالی تحویل طلای تقلبی تا هشدار درباره خالیفروشی؛ آیا دارایی ثبتشده در حساب کاربران واقعاً در خزانهها وجود دارد؟
چند گرم طلا، یک بسته پلمبشده و مشتریای که با خیال راحت برای فروش دارایی خود به طلافروشی مراجعه کرده است؛ اما نتیجه آزمایش، همهچیز را بههم میریزد: این طلا نیست!
در روزهای اخیر فیلمهایی با چنین مضمونی در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود؛ تصاویری که در آنها ادعا شده طلای تحویلگرفتهشده از برخی پلتفرمهای آنلاین، تقلبی یا کمعیار بوده است.
هنوز اصالت، زمان، مکان و ارتباط همه این فیلمها با پلتفرمهای مشخص از سوی مرجع رسمی تأیید نشده؛ اما انتشار گسترده آنها یک پرسش قدیمی و نگرانکننده را دوباره به صدر بحثهای اقتصادی آورده است:
وقتی در حساب کاربری ما نوشته شده یک یا چند گرم طلا داریم، آیا واقعاً به همان میزان طلا در یک خزانه امن نگهداری میشود؟
این پرسش دیگر فقط محصول شایعات فضای مجازی نیست. هشدارهای بانک مرکزی، پلیس فتا و اتحادیه طلا و جواهر نشان میدهد بازار طلای آنلاین، با وجود رشد سریع و جذابیت فراوان برای سرمایهگذاران خرد، هنوز با ابهامهایی جدی درباره پشتوانه واقعی، اصالت کالا، محل نگهداری طلا و توان ایفای تعهدات پلتفرمها مواجه است.
طلای تقلبی یا خالیفروشی؛ ماجرا دقیقا چیست؟
در بحثهای اخیر، دو خطر متفاوت گاهی با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند.
خطر نخست، تحویل طلای تقلبی یا کمعیار است؛ یعنی مشتری یک قطعه یا شمش فیزیکی تحویل میگیرد، اما عیار یا اصالت آن با مشخصات اعلامشده مطابقت ندارد.
خطر دوم، خالیفروشی است؛ در این حالت ممکن است اصلا طلایی به مشتری تحویل داده نشده باشد. پلتفرم فقط در حساب او عددی را بهعنوان موجودی طلا ثبت میکند، بدون آنکه به همان میزان طلای واقعی در خزانه وجود داشته باشد.
به زبان ساده، اگر یک پلتفرم مجموعا ۱۰۰ کیلوگرم طلا به کاربران فروخته باشد، باید در هر لحظه بتواند وجود همان میزان طلا را پس از لحاظ کردن تعهدات تسویهشده در خزانههای مورد تأیید اثبات کند. اگر موجودی خزانه کمتر از تعهد ثبتشده در حساب مشتریان باشد، پلتفرم عملا طلایی را فروخته که وجود خارجی ندارد.
این مدل ممکن است در روزهای عادی پنهان بماند؛ زیرا همه کاربران همزمان درخواست فروش یا تحویل فیزیکی نمیدهند. خطر زمانی آشکار میشود که بازار وارد بحران شود و تعداد زیادی از مردم بخواهند دارایی خود را نقد یا طلای فیزیکی دریافت کنند.
هشدار صریح: «سونامی کلاهبرداری» در راه است؟
نوشآفرین مؤمنواقفی، معاون سابق فناوریهای نوین بانک مرکزی، بهتازگی با اشاره به کندی روند تنظیمگری هشدار داده است که هرچند بسیاری از پلتفرمها سالم فعالیت میکنند، درباره خالیفروشی برخی دیگر نگرانی وجود دارد.
او هشدار داده در صورت ادامه روند کند مدیریت و نظارت، بازار طلا و رمزارز ممکن است با «سونامی کلاهبرداری» مواجه شود. براساس توضیحات منتشرشده، نظارت بر ایجاد سامانه کنترل خالیفروشی و تعیین خزانههای نگهداری طلای فیزیکی به بانک مرکزی سپرده شده است؛ بااینحال، سامانه نظارتی هنوز تمام پلتفرمها را پوشش نمیدهد و اجرای آن با یک پلتفرم بهصورت آزمایشی آغاز شده است.
این اظهارات یک نکته مهم را روشن میکند: مسئله، متهمکردن تمام کسبوکارهای آنلاین طلا نیست؛ بلکه نبود سازوکاری فراگیر و برخط است که بتواند موجودی واقعی هر پلتفرم را لحظهبهلحظه با میزان طلای فروختهشده تطبیق دهد.
۵۰۸ پرونده در سه سال؛ آمار پلیس فتا چه میگوید؟
براساس اعلام معاون پلیس فتا، طی سه سال گذشته ۵۰۸ پرونده کلاهبرداری در حوزه پلتفرمهای آنلاین طلا تشکیل شده است. البته این عدد به معنای ۵۰۸ پرونده تحویل طلای تقلبی یا خالیفروشی نیست؛ بخشی از پروندهها به سرقت اطلاعات بانکی، کارتهای آلوده، حسابهای اجارهای و ضعف در احراز هویت کاربران مربوط بوده است.
پلیس فتا اعلام کرده است حدود ۶۰ درصد این پروندهها میتوانست با احراز هویت دقیق و سامانههای تشخیص تقلب پیشگیری شود. در همین دوره، هشت حمله سایبری به حدود ۳۰ پلتفرم ثبت شده که شش مورد آنها ناشی از ضعفهای نسبتاً بدیهی، از جمله رمز عبور ضعیف، پیکربندی نامناسب، نبود احراز هویت چندمرحلهای و بهروزرسانینکردن سرویسها بوده است.
در کنار این پروندهها، پلیس از توقف فعالیت یک پلتفرم بهدلیل ناتوانی در ایفای تعهدات و طرح مسئله خالیفروشی خبر داده است. اما درباره عدد «۲۰۰ هزار خالیفروشی» روایتهای متفاوتی وجود دارد.
نماینده پلیس از وجود حدود ۲۰۰ هزار مورد سخن گفته بود، اما رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی بعداً اعلام کرد این عدد مربوط به تعداد کاربران آن پلتفرم بوده، نه ۲۰۰ هزار مورد اثباتشده خالیفروشی. او تعداد شکایتهای رسیده به اتحادیه را کمتر از ۱۰۰ مورد اعلام کرد و گفت درباره پرونده هنوز حکم قضایی نهایی در اختیار اتحادیه نیست.
بنابراین، نمیتوان عدد ۲۰۰ هزار را به تمام پلتفرمها یا ۲۰۰ هزار قربانی قطعی تعمیم داد؛ اما توقف فعالیت یک مجموعه و ورود قضایی به پرونده نشان میدهد نگرانی درباره توان ایفای تعهدات، صرفاً یک فرضیه روی کاغذ نیست.
اتحادیه طلا: ۱۴ نامه نوشتیم، ۱۶ جلسه برگزار کردیم
اتحادیه طلا و جواهر تهران میگوید طی دو سال گذشته بارها نگرانیهای خود را درباره فعالیت بدون ضابطه یا کمضابطه برخی پلتفرمها اعلام کرده است.
نادر بذرافشان، رئیس این اتحادیه، از برگزاری بیش از ۱۶ جلسه و ارسال ۱۴ نامه به نهادهای مسئول خبر داده است. به گفته او، در شرایط بحرانی برخی کاربران با محدودیت در خرید، فروش یا برداشت دارایی مواجه شدهاند و شکایتهایی نیز درباره فاصله زیاد قیمت خرید و فروش در بعضی پلتفرمها وجود داشته است.
اتحادیه همچنین هشدار داده وجود نماد اعتماد الکترونیکی یا نمایش یک مجوز در سایت، بهتنهایی تضمین نمیکند که تمام طلای فروختهشده در خزانه موجود است. حتی در برخی بررسیها، مجوزهای منقضیشده یا نبود فعالیت فیزیکی متناسب با اطلاعات درجشده در سایت مشاهده شده است.
توصیه رئیس اتحادیه این است که مشتریان تنها به عدد نمایشدادهشده در حساب کاربری اکتفا نکنند و در صورت امکان، امکان تحویل فیزیکی دارایی خود را نیز آزمایش کنند.
آزمون واقعی پلتفرمها در روز بحران
پلتفرمهای آنلاین ممکن است در روزهای آرام بازار بدون مشکل کار کنند. خریدهای خرد انجام شود، موجودی حسابها افزایش پیدا کند و درخواستهای محدود فروش نیز بهموقع تسویه شود. چنین عملکردی، لزوماً اثبات نمیکند تمام دارایی کاربران بهصورت فیزیکی موجود است.
آزمون اصلی زمانی آغاز میشود که قیمت طلا ناگهان جهش کند، اینترنت مختل شود، یک بحران سیاسی یا امنیتی رخ دهد یا هزاران مشتری بهصورت همزمان درخواست فروش و دریافت طلای خود را ثبت کنند.
در چنین شرایطی، تبلیغات پرهزینه، تعداد نصب اپلیکیشن و شمار کاربران اهمیت ثانویه پیدا میکند. سه عامل تعیینکننده خواهد بود:
- چه میزان طلای واقعی در خزانه وجود دارد؟
- خزانه زیر نظر کدام نهاد مستقل فعالیت میکند؟
- پلتفرم با چه سرعتی میتواند تعهدات خود را تسویه کند؟
اگر موجودی واقعی با تعهدات برابر باشد، موج برداشت قابل مدیریت خواهد بود. اما اگر بخشی از موجودی کاربران فقط عددی در یک پایگاه داده باشد، هجوم برای فروش میتواند یک پلتفرم را با کمبود نقدینگی یا ناتوانی در تحویل طلا مواجه کند. در این وضعیت، مشکل یک شرکت ممکن است به بحران اعتماد در کل بازار طلای آنلاین تبدیل شود.
آیا تمام پلتفرمهای طلا متهماند؟
پاسخ کوتاه، خیر است.
وجود تخلف یا ابهام در عملکرد یک یا چند مجموعه، دلیل کافی برای متهمکردن تمام پلتفرمها نیست. رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی میگوید حدود ۷ تا ۱۰ پلتفرم بزرگ، نزدیک به ۹۵ درصد بازار را در اختیار دارند و تحت کنترل نهادهای مربوط فعالیت میکنند. او همچنین مدعی شده تاکنون شکایتی درباره تقلبیبودن طلای فیزیکی تحویلشده از سکوهای تحت نظارت دریافت نشده است.
در نتیجه، فیلمهای منتشرشده در فضای مجازی را تا زمان احراز اصالت و اعلام نتیجه بررسی رسمی نمیتوان سند قطعی کلاهبرداری یک پلتفرم مشخص دانست. بااینحال، همین اختلاف میان روایت نهادها نشان میدهد بازار بیش از هر چیز به شفافیت قابل راستیآزمایی نیاز دارد؛ شفافیتی که وابسته به اظهارات تبلیغاتی پلتفرم یا اعتماد شخصی کاربران نباشد.
چرا بانک مرکزی وارد میدان شده است؟
رشد سریع بازار آنلاین طلا، نظارت سنتی و بازرسیهای دورهای را ناکافی کرده است. به همین دلیل، بانک مرکزی مأمور ایجاد سامانهای شده که بتواند میزان طلای فروختهشده را با موجودی واقعی خزانهها تطبیق دهد.
در سازوکار مطلوب، هر بار که پلتفرم یک گرم طلا میفروشد، سامانه ناظر باید بررسی کند آیا حداقل همان میزان طلای آزاد و تعهدنشده در خزانه موجود است یا خیر. اگر موجودی کافی نباشد، امکان فروش جدید باید بهصورت خودکار متوقف شود.
چنین سامانهای زمانی مؤثر است که:
- کنترل موجودی بهصورت برخط و مستمر انجام شود؛
- خزانه از پلتفرم فروشنده مستقل باشد؛
- طلا بهطور دورهای عیارسنجی و حسابرسی شود؛
- دارایی هر مشتری قابل ردیابی باشد؛
- نتیجه نظارت به شکلی قابل فهم در اختیار مردم قرار گیرد؛
- در صورت ورشکستگی پلتفرم، مالکیت مشتری بر طلا از داراییهای شرکت تفکیک شود.
اگر نظارت فقط بر پایه گزارش خود پلتفرم یا بازرسیهای پراکنده باشد، امکان جابهجایی موقت طلا، وثیقهگذاری چندباره یا ایجاد تعهد بیش از موجودی همچنان باقی خواهد ماند.
مجوز فعالیت، تضمین پشتوانه طلا نیست
یکی از خطاهای رایج کاربران، برابر دانستن «مجوز کسبوکار» با «تضمین موجودی طلا» است.
اینماد، مجوز صنفی یا ثبت شرکت میتواند نشان دهد هویت حقوقی کسبوکار تا حدی مشخص است؛ اما لزوماً به این معنا نیست که نهاد صادرکننده مجوز، موجودی خزانه را در هر لحظه تضمین میکند.
پشت لبخند تبلیغات، یک پرسش بیپاسخ
بازار آنلاین طلا توانسته خرید این فلز گرانبها را برای میلیونها نفر ساده کند. فردی که توان خرید یک سکه یا قطعه طلای کامل را ندارد، امروز میتواند با مبلغی محدود بخشی از درآمد خود را به طلا تبدیل کند. این دسترسی آسان، یکی از مهمترین مزیتهای پلتفرمهای آنلاین است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
اما اعتماد عمومی با تبلیغات ساخته نمیشود؛ با امکان راستیآزمایی ساخته میشود.
کاربر باید مطمئن باشد طلایی که در صفحه تلفن همراه میبیند، صرفاً یک عدد دیجیتال نیست؛ دارایی واقعی و عیارسنجیشدهای است که در خزانهای مشخص، به نام یا به نفع او نگهداری میشود و هر زمان اراده کند، امکان فروش یا تحویل آن وجود دارد.
فیلمهای جنجالی این روزها ممکن است درباره همه پلتفرمها واقعیت را روایت نکنند؛ اما پرسشی که ایجاد کردهاند کاملاً واقعی است: طلای مردم کجاست؟
تا زمانی که پاسخ این پرسش بهصورت برخط، شفاف و قابل استعلام در اختیار خریدار قرار نگیرد، فاصله میان «طلای واقعی» و «عدد طلایی روی صفحه موبایل» میتواند همان نقطهای باشد که یک سرمایهگذاری ساده را به بحرانی بزرگ تبدیل میکند.
 copy.webp)

۰ دیدگاه