
ناترازی انرژی صنعت فولاد سرمایهگذاران را مردد کرد
ناترازی انرژی صنعت فولاد ایران دیگر فقط به محدودیت برق و گاز و توقف بخشی از خطوط تولید محدود نیست؛ شواهد منتشرشده از عملکرد فولادسازان بزرگ نشان میدهد مسئله انرژی به یکی از محورهای اصلی تصمیمگیری سرمایهگذاری در این صنعت تبدیل شده است.
به گزارش نماد اقتصاد، ناترازی انرژی صنعت فولاد ایران در سالهای گذشته عمدتا با ادبیات قطعی برق، محدودیت گاز و کاهش تولید مطرح میشد، اما دادههای جدیدتر نشان میدهد واکنش بنگاهها در حال تغییر است. در همین رابطه یک شرکت صنعتی بزرگ اعلام کرده است که برای کاهش وابستگی تولید به شبکه برق، حدود ۸۱ همت در پروژههای نیروگاهی سرمایهگذاری کرده و در کنار نیروگاههای حرارتی، سبدی از پروژههای خورشیدی نیز در دست اجرا دارد.
این روند در مورد یک فولادساز بزرگ دیگر نیز مشاهده میشود. بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی این شرکت، تقاضای برق آن حدود هزار و ۶۱۰ مگاوات بوده، در حالی که در مقطعی دریافت برق از شبکه به حدود ۵۰ مگاوات کاهش یافته و حدود ۸۵۰ مگاوات از برق مورد نیاز از محل سرمایهگذاریهای درونسازمانی تامین شده است.
همین شرکت همچنین توسعه یک نیروگاه سیکل ترکیبی ۹۱۴ مگاواتی و نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی را در برنامه خود قرار داده و اعلام کرده است که هدف نهایی، تامین کامل نیاز برق گروه صنعتی از طریق پروژههای نیروگاهی خود شرکت است.
این دادهها نشان میدهد ناترازی انرژی صنعت فولاد در سطح بنگاههای بزرگ، صرفا یک ریسک عملیاتی نیست؛ بلکه به موضوعی در تصمیمگیری درباره تخصیص سرمایه نیز تبدیل شده است. شرکتها برای کاهش ریسک خاموشی، بخشی از منابع خود را به داراییهایی اختصاص میدهند که مستقیما در فرآیند تولید فولاد نقش ندارند، اما استمرار تولید بدون آنها دشوارتر شده است.
صورتحساب انرژی برای فولاد سنگینتر شده است
اهمیت ناترازی انرژی صنعت فولاد ایران زمانی روشنتر میشود که اثر آن بر ساختار هزینه بررسی شود. بر اساس اطلاعات ارائهشده در مجمع سالانه یکی از فولادسازان بزرگ، سهم انرژی از بهای تمامشده شمش فولادی طی شش سال از حدود ۴ درصد به حدود ۲۵ درصد رسیده است. این تغییر نشان میدهد وزن انرژی در اقتصاد تولید فولاد به شکل قابلتوجهی افزایش یافته است.
همزمان، محدودیت برق و گاز در سال ۱۴۰۴ نزدیک به یک میلیون تن از تولید شمش همان شرکت را کاهش داد. درآمد ازدسترفته حدود ۳۴.۲ همت و سود ازدسترفته حدود ۷.۱ همت برآورد شده است.
این ارقام را نباید بدون داده تجمیعی رسمی به کل صنعت فولاد تعمیم داد؛ اما پیام آنها روشن است: برق و گاز فولاد، دیگر فقط نهادههای زیرساختی نیستند؛ آنها مستقیما بر ظرفیت استفادهشده، درآمد و سودآوری این صنعت سایه انداختهاند. همچنین در همان گزارش، میانگین حاشیه سود شرکتهای فولادی از ۳۳ درصد در سال ۱۳۹۹ به حدود ۶ درصد در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است؛ گزارشی که فشار هزینهای و محدودیت تولید را در کنار یکدیگر نشان میدهد.
در چنین شرایطی، افزایش هزینه تولید فولاد فقط از مسیر قیمت خرید برق و گاز رخ نمیدهد. هرگاه یک فولادساز برای جبران محدودیت شبکه ناچار به احداث نیروگاه، خرید برق، توسعه انرژی خورشیدی یا سرمایهگذاری در زیرساخت گاز شود، هزینه سرمایه نیز وارد محاسبات رقابتپذیری میشود. شواهد مربوط به سرمایهگذاریهای نیروگاهی شرکتهای بزرگ این تغییر رویکرد را نشان میدهد.
۱۲۳ همت؛ یک عدد مهم اما نه برای کل صنعت
یکی از مهمترین دادههای این گزارش، رقم ۱۲۳ همت سرمایهگذاری اعلامشده در مجمع سالانه یک فولادساز بزرگ است. بر اساس گزارش منتشرشده از این مجمع، ۸۱ همت از سرمایهگذاریها به پروژههای نیروگاهی و ۴۲ همت به سایر پروژهها اختصاص داشته است.
بنابراین رقم ۱۲۳ همت را نمیتوان بهعنوان میزان سرمایهگذاری کل صنعت فولاد کشور در انرژی معرفی کرد. این عدد مربوط به عملکرد و پروژههای یک شرکت است و ارزش آن برای تحلیل ناترازی انرژی صنعت فولاد داخلی در این است که اندازه واکنش سرمایهای یک بنگاه بزرگ به ریسک انرژی را نشان میدهد.
در همین مجموعه پروژهها، یک نیروگاه سیکل ترکیبی با ظرفیت ۵۴۶ مگاوات قرار دارد که فاز نخست گازی آن با ظرفیت ۱۸۳ مگاوات از سال ۱۴۰۳ وارد مدار شده و حدود ۹.۳ همت سرمایهگذاری برای آن انجام شده است. فاز دوم نیز پس از توقف چندساله دوباره فعال شده است.
سبد انرژی این شرکت تنها به نیروگاه حرارتی محدود نیست. ظرفیت اسمی پروژههای انرژی اعلامشده برای این مجموعه ۱۶۳۷ مگاوات است که شامل ۱۰۶۶ مگاوات ظرفیت حرارتی و ۵۷۱ مگاوات ظرفیت خورشیدی میشود. یکی از پروژههای اصلی نیز یک نیروگاه خورشیدی ۲۰۰ مگاواتی است که در چند مرحله توسعه مییابد.
در نمونهای دیگر، یک فولادساز بزرگ دیگر نیز نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی و نیروگاههای سیکل ترکیبی را برای کاهش وابستگی به شبکه دنبال کرده است. اطلاعات منتشرشده از سوی این شرکت همچنین از برنامه برای توسعه ظرفیتهای انرژی و حرکت تدریجی به سمت تامین کامل نیاز برق از پروژههای اختصاصی حکایت دارد.
آهن اسفنجی در خط مقدم ریسک انرژی
اثر ناترازی انرژی صنعت فولاد کشور را نمیتوان تنها در فولاد خام جستوجو کرد. زنجیره تولید فولاد ایران در بخشهایی مانند آهن اسفنجی نیز به دسترسی پایدار به انرژی وابسته است و هر اختلال در برق یا گاز میتواند برنامه تولید حلقههای مختلف زنجیره را تحت فشار قرار دهد. شواهد شرکتی منتشرشده درباره کاهش تولید شمش در اثر محدودیتهای برق و گاز، نمونهای از همین پیوند را نشان میدهد.
از این منظر، برق فولاد و گاز فولاد فقط متغیرهای مربوط به یک کارخانه نیستند. محدودیت در یک حلقه میتواند برنامه تولید حلقههای بعدی را نیز تحت تاثیر قرار دهد؛ بهویژه زمانی که تولیدکننده برای بازگشت به ظرفیت کامل به تداوم انرژی نیاز دارد. گزارش مجمع یک فولادساز بزرگ نیز اعلام کرده است که رفع محدودیت برق میتواند امکان افزایش حدود ۳۰۰ هزار تن تولید را فراهم کند.
در سطح بینالمللی نیز دادههای صنعت فولاد اهمیت این موضوع را برجسته میکنند. انجمن جهانی فولاد گزارش داده است که ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۲ میلیون تن فولاد خام تولید کرده و در رتبه دهم تولیدکنندگان جهان قرار داشته است. بنابراین مسئله انرژی برای ایران تنها یک موضوع بنگاهی نبوده، بلکه به ظرفیت تولید یکی از تولیدکنندگان مهم فولاد جهان مرتبط است.
فشار انرژی و رقابت در بازار فولاد
مسئله هزینه تولید فولاد زمانی حساستر میشود که تولیدکننده در بازار صادراتی فعالیت داشته باشد. در چنین بازاری، افزایش هزینههای داخلی بهسادگی قابل انتقال به قیمت فروش نیست؛ زیرا قیمت فولاد به شرایط بازار جهانی، رقابت میان صادرکنندگان و هزینه حمل وابسته است.
موسسه «S&P Global» در بررسی بازار فولاد و مواد اولیه در سال ۲۰۲۶ تاکید کرده است که افزایش هزینه انرژی میتواند بر تولید فولاد و تقاضا برای قراضه در کورههای قوس الکتریکی فشار وارد کند. این موسسه همچنین در ارزیابیهای خود، افزایش هزینههای انرژی و حملونقل را از ریسکهای موثر بر بازار مواد و فولاد دانسته است.
در مورد ایران، ریسک انرژی با ریسک تجارت نیز همپوشانی پیدا کرده است. موسسه «S&P Global» گزارش داده بود که ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۲.۸۴ میلیون تن محصولات فولادی نیمهساخته صادر کرده و اختلال در جریان صادرات ایران در پی جنگ منطقهای، بخشی از عرضه بازار آسیا را تحت تاثیر قرار داده است.
از این زاویه، ناترازی انرژی صنعت فولاد میتواند از مسیر کاهش تولید، افزایش هزینه و کاهش قابلیت اتکا به عرضه مستمر، بر موقعیت صادرکنندگان ایرانی اثر بگذارد. این اثر البته به وضعیت بازار جهانی و مسیرهای تجاری نیز وابسته است و نمیتوان اندازه آن را بدون دادههای جدیدتر صادراتی و تولیدی مشخص کرد.
بازار سهام؛ انرژی وارد محاسبات سرمایهگذار میشود
برای بازار سهام نیز ناترازی انرژی صنعت فولاد اهمیت مستقیمی پیدا کرده است. هنگامی که محدودیت برق و گاز به کاهش تولید، کاهش درآمد و افزایش سرمایهگذاریهای زیرساختی منجر میشود، مسئله انرژی از یک متغیر عملیاتی به بخشی از ارزیابی عملکرد شرکت تبدیل خواهد شد. دادههای منتشرشده از مجمع یک فولادساز بزرگ، کاهش تولید ۹۹۱ هزار تنی و درآمد ازدسترفته ۳۴.۲ همتی را به محدودیت انرژی نسبت داده است.
از سوی دیگر، سرمایهگذاری در نیروگاه فولادی میتواند ساختار هزینه و ریسک عملیاتی شرکت را تغییر دهد، اما این سرمایهگذاری نیز به منابع مالی، زمان اجرا و دسترسی به تجهیزات نیاز دارد. در نمونه بررسیشده، بخش قابلتوجهی از پروژههای انرژی شامل نیروگاه حرارتی و خورشیدی است و شرکت همزمان به دنبال کاهش وابستگی تولید به شبکه بوده است.
در یک نمونه دیگر نیز اطلاعات منتشرشده نشان میدهد یک فولادساز بزرگ حدود ۸۵۰ مگاوات از برق مورد نیاز خود را از سرمایههای درونسازمانی تامین کرده و برای توسعه بیشتر نیروگاههای اختصاصی برنامهریزی کرده است.
این روند برای سهامداران اهمیت دارد، زیرا بخشی از سرمایهای که میتوانست صرف افزایش ظرفیت تولید فولاد شود، اکنون برای کاهش ریسک تامین انرژی هزینه میشود. با این حال، بدون اطلاعات مالی کامل هر شرکت نمیتوان درباره بازده سرمایهگذاری نیروگاهی یا اثر نهایی آن بر ارزش سهام قضاوت کرد.
انرژی در ترازنامه فولاد
مهمترین نشانه در ناترازی انرژی صنعت فولاد را باید در تغییر محل انرژی در تصمیمهای سرمایهگذاری جستوجو کرد. در یک سو، محدودیت برق و گاز باعث کاهش تولید و درآمد شده و در سوی دیگر، شرکتها برای کاهش این ریسک به سمت نیروگاه حرارتی، خورشیدی، خرید برق و حتی مشارکت در پروژههای گازی رفتهاند.
این روند نشان میدهد نیروگاه فولادی دیگر صرفا یک پروژه جانبی نیست. برای برخی تولیدکنندگان بزرگ، ظرفیت تولید برق به بخشی از زیرساخت مورد نیاز برای حفظ ظرفیت تولید فولاد تبدیل شده است. سرمایهگذاری ۸۱ همتی در پروژههای نیروگاهی یک نمونه روشن از این تغییر اولویت است.
از سوی دیگر، انرژی صنایع در ایران با یک مسئله گستردهتر نیز روبهرو است. رویترز در جولای ۲۰۲۶ گزارش داد که ایران در پی آسیب به زیرساختهای انرژی، با کاهش قابلتوجه ظرفیت تولید گاز مواجه شده و دولت در تلاش برای بازگرداندن بخشی از ظرفیت ازدسترفته است؛ همزمان افزایش تقاضای برق تابستانی نیز فشار بیشتری بر شبکه وارد کرده است.
در چنین شرایطی، ناترازی انرژی صنعت فولاد ایران دیگر صرفا یک مسئله فصلی نیست که بتوان آن را با برنامه خاموشی یا محدودیت موقت مدیریت کرد. دادههای موجود نشان میدهد شرکتها بخشی از پاسخ خود را در قالب سرمایهگذاری بلندمدت طراحی کردهاند؛ پاسخی که هزینه سرمایه، ساختار تولید و مزیت رقابتی آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.
مسئله اصلی؛ تولید فولاد یا تامین انرژی؟
اکنون پرسش اصلی برای ناترازی انرژی صنعت فولاد فقط این نیست که در تابستان چه میزان برق یا در زمستان چه مقدار گاز در اختیار کارخانهها قرار میگیرد. مسئله عمیقتر این است که چه میزان از سرمایه فولادسازان باید برای جبران ضعف زیرساخت انرژی اختصاص یابد.
نمونه سرمایهگذاری ۱۲۳ همتی نشان میدهد این پرسش دیگر صرفا فرضی نیست. رقم ۸۱ همت از سرمایهگذاریهای اعلامشده یک فولادساز بزرگ به پروژههای نیروگاهی اختصاص یافته و همزمان پروژههای خورشیدی و حرارتی برای کاهش وابستگی به شبکه در حال توسعه است.
از سوی دیگر، تجربه فولادساز دیگری که بخش بزرگی از برق مورد نیاز خود را از سرمایههای درونسازمانی تامین میکند، نشان میدهد حرکت به سمت استقلال در تامین انرژی از سطح یک پروژه منفرد فراتر رفته و به یک راهبرد چندساله تبدیل شده است.
در نتیجه، هزینه تولید فولاد در ایران بیش از گذشته به هزینه تامین انرژی و هزینه ایجاد ظرفیت جایگزین وابسته شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، توانایی فولادسازان برای کنترل برق فولاد، گاز فولاد و دسترسی به انرژی پایدار میتواند به یکی از متغیرهای تعیینکننده رقابت میان بنگاههای این صنعت تبدیل شود؛ گزارهای که برای اثبات آن در مقیاس کل صنعت همچنان به داده تجمیعی و رسمی نیاز است.
در مجموع شواهد موجود از چند شرکت بزرگ نشان میدهد ناترازی انرژی صنعت فولاد کشور از مرحله اختلال کوتاهمدت تولید عبور کرده و در حال اثرگذاری بر تصمیمهای سرمایهگذاری است. کاهش تولید، افزایش سهم انرژی از بهای تمامشده و اختصاص منابع قابلتوجه به نیروگاهها و انرژیهای تجدیدپذیر، سه نشانه اصلی این تغییر هستند.
برای صنعت فولاد، مسئله دیگر فقط دسترسی به برق و گاز ارزان نیست؛ چالش اصلی، قابلیت اتکا به انرژی برای حفظ ظرفیت تولید و کنترل هزینه است. بر اساس دادههای فعلی نمیتوان این روند را به تمام فولادسازان ایران تعمیم داد، اما شواهد موجود نشان میدهد بخش انرژی صنایع در حال رسیدن به جایگاهی مهمتر در ساختار سرمایهگذاری فولاد ایران است.
اخبار مرتبط

فولاد گران شد اما خریدار واقعی کجاست؟

قطعی گاز پتروشیمیها جدیتر شد

هزینه ناترازی انرژی چگونه بر سفره خانوار سرشکن میشود؟

ناترازی گاز در آستانه پاییز و زمستان/ صرفهجویی جای افزایش تولید را میگیرد

هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران؛ بنزین فقط آغاز ماجراست

 copy.webp)
۰ دیدگاه