چرا وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران تعریفی ندارد؟
روستای بدون جوان، مزرعه بدون آینده؛

چرا وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران تعریفی ندارد؟

۲۲ شهریور ۱۴۰۵

موضوع ارزیابی وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران را نمی‌توان فقط با تعداد شغل‌های ایجادشده یا میزان تسهیلات پرداختی سنجید. در بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه، هدف سیاست‌گذاران انتقال جوان روستایی از نقش سنتی نیروی کار کشاورزی به مشارکت در زنجیره ارزش گسترده‌تری بوده است که تولید، فرآوری، خدمات، فناوری، بازاریابی و تجارت را در بر می‌گیرد.

به گزارش نماد اقتصاد، نقطه آغاز تحلیل وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران باید تغییر تعریف اشتغال در مناطق روستایی باشد. اگر فعالیت اقتصادی جوان صرفا در کاشت، داشت و برداشت خلاصه شود، بخش بزرگی از ظرفیت اقتصادی او نادیده گرفته خواهد شد.

فائو تاکید می‌کند فرصت‌های اشتغال جوانان روستایی را باید در سراسر زنجیره ارزش کشاورزی و غذایی از تولید و فرآوری گرفته تا حمل‌ونقل، بازاریابی، خدمات مالی و فناوری جست‌وجو کرد. بر این اساس، جوان روستایی می‌تواند هم‌زمان تولیدکننده، ارائه‌دهنده خدمات، پردازشگر، فروشنده یا حتی فعال صادراتی باشد.

این تغییر نگاه برای وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران اهمیت زیادی دارد. در مدل سنتی، ارزش اقتصادی عمدتا در تولید ماده اولیه متمرکز می‌شود، در حالی که بخش مهمی از درآمد در حلقه‌های بعدی زنجیره، یعنی فرآوری، بسته‌بندی، برندینگ، توزیع و فروش ایجاد می‌شود.

فائو همچنین محدودیت‌هایی مانند دسترسی ناکافی به مهارت، منابع تولیدی، زمین و خدمات مالی را از موانع مشارکت اقتصادی جوانان روستایی می‌داند. بنابراین، مسئله فقط نبود سرمایه نیست؛ مجموعه‌ای از موانع هم‌زمان می‌تواند ورود جوان به فعالیت اقتصادی مولد را دشوار کند.

تسهیلات هست، اما مسیر خلق ارزش چطور؟

حمایت مالی از اشتغال در مناطق روستایی ایران سابقه‌ای دیرینه دارد؛ قانون بودجه و برنامه‌های مرتبط با توسعه اشتغال روستایی، همواره منابعی را به این حوزه اختصاص داده‌اند. با این حال، سنجش وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران نمی‌تواند به حجم منابع تخصیص‌یافته یا تعداد تسهیلات پرداخت‌شده محدود شود.

مسئله اصلی این است که یک جوان پس از دریافت منابع مالی چه مسیری را طی می‌کند: آیا به بازار دسترسی دارد؟ آیا مهارت مدیریت کسب‌وکار دارد؟ آیا امکان خرید تجهیزات و فناوری را دارد؟ آیا محصول او امکان فرآوری و برندسازی دارد؟ و آیا می‌تواند مشتری خارج از محدوده روستا پیدا کند؟ تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد پاسخ این پرسش‌ها می‌تواند تفاوت میان یک فعالیت معیشتی و یک کسب‌وکار پایدار را رقم بزند.

از این منظر، ضعف احتمالی اقتصاد جوانان روستایی ایران را نمی‌توان تنها با کمبود تخصیص وام توضیح داد. حتی منابع مالی مناسب نیز بدون بازار، مهارت، زیرساخت و شبکه کسب‌وکار لزوماً به ایجاد بنگاه پایدار منجر نمی‌شود.

مناطق روستایی هند؛ بازار نوظهور دیجیتال

تجربه هند نشان می‌دهد سیاست روستایی می‌تواند از حمایت مستقیم از کشاورز فراتر رود. این کشور در کنار برنامه‌های حمایتی کشاورزی، توسعه سازمان‌های تولیدکنندگان محصولات کشاورزی «FPO» را دنبال کرده است. دولت هند اعلام کرده برنامه تشکیل ۱۰ هزار سازمان‌های تولیدکنندگان محصولات کشاورزی با هدف افزایش قدرت چانه‌زنی، استفاده از صرفه‌های مقیاس و افزایش درآمد تولیدکنندگان طراحی شده است.

در بخش دیگری از سیاست‌های هند، برنامه «Start-up Village Entrepreneurship Programme» یا «SVEP» بر توسعه بنگاه‌های روستایی تمرکز دارد. دولت هند اعلام کرده تا پایان ژوئن ۲۰۲۶، به واسطه این برنامه حدود ۴.۳۲ میلیون از بنگاه‌های روستایی حمایت کرده است.

این تجربه برای ارزیابی وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران از یک جهت اهمیت دارد: کارآفرینی روستایی زمانی امکان رشد بیشتری پیدا می‌کند که فرد تنها نباشد و در کنار منابع مالی، به آموزش، مشاوره و ساختارهای پشتیبان دسترسی داشته باشد.

لایه دیگری از تجربه هند، بعد فناورانه آن است. بانک جهانی در آگوست ۲۰۲۶ گزارش کرد ابزارهای موسوم به «هوش مصنوعی در مقیاس کوچک» از طریق تلفن‌های هوشمند می‌توانند خدماتی مانند توصیه‌های مربوط به محصول، آفات، آب‌وهوا و بازار را در اختیار کشاورزان قرار دهند. در نتیجه، فناوری در این مدل فقط ابزار افزایش بهره‌وری نیست؛ می‌تواند بخشی از زیرساخت جدید اقتصاد روستا باشد.

اندونزی؛ وقتی آموزش باید به درآمد برسد

اندونزی یکی از نمونه‌های مهم برای بررسی وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران است؛ زیرا در طرح «YESS» تلاش شده آموزش جوانان روستایی به کارآفرینی و اشتغال پیوند داده شود.

این طرح با هدف ایجاد فرصت اقتصادی برای جوانان روستایی طراحی شده و بر پرورش کشاورزان نسل جدید، کارآفرینان کشاورزی و فعالان زنجیره تامین تمرکز دارد. صندوق بین‌المللی توسعه کشاورزی (IFAD) در طراحی این برنامه بر اهمیت نوآوری، فناوری، مدرن‌سازی فعالیت‌های کشاورزی و مشوق‌های کارآفرینی تاکید کرده است.

این تجربه یک نکته کلیدی برای ایران دارد و آن این‌که آموزش زمانی ارزش اقتصادی پیدا می‌کند که مسیر مشخصی از مهارت به درآمد وجود داشته باشد.

جوانی که آموزش می‌بیند اما پس از آن به سرمایه، مشتری، تجهیزات، فناوری یا بازار دسترسی ندارد، الزاما به کارآفرین تبدیل نمی‌شود. بنابراین، در سیاست‌گذاری وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران باید فاصله میان «آموزش» و «درآمد» به‌عنوان یک مسئله مستقل سنجیده شود.

ویتنام؛ ارزش افزوده بیرون از مزرعه

ویتنام شاید یکی از نزدیک‌ترین نمونه‌ها به مسئله وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران باشد؛ زیرا تجربه این کشور نشان می‌دهد بخش کشاورزی می‌تواند مجموعه‌ای از مشاغل جدید را در خارج از فعالیت سنتی مزرعه ایجاد کند.

فائو در سال ۲۰۲۶ در بررسی زنجیره برنج ویتنام، فرصت‌هایی مانند مکانیزاسیون، خدمات پهپادی، فرآوری محصولات جانبی، توسعه محصول، برندسازی و بازاریابی را برای افزایش فرصت‌های اقتصادی جوانان مورد توجه قرار داد.

این مدل، تعریف سنتی شغل کشاورزی را تغییر می‌دهد. در این میان جوان لازم نیست مالک زمین بزرگی باشد تا بتواند از اقتصاد کشاورزی درآمد کسب کند. او می‌تواند خدمات مکانیزاسیون ارائه کند، با پهپاد خدمات فنی ارائه دهد، در فرآوری فعالیت کند یا در حوزه بازاریابی و فروش دیجیتال وارد شود.

فائو همچنین گزارش کرده است که میانگین سنی کشاورزان ویتنامی از ۵۰ سال فراتر رفته و جذابیت پایین درآمد و جایگاه اجتماعی کشاورزی سنتی، مشارکت جوانان را دشوار کرده است. بنابراین، راهکار لزوما بازگرداندن جوان به کشاورزی سنتی نیست؛ بلکه افزایش ارزش اقتصادی فعالیت‌های پیرامون کشاورزی است.

رواندا؛ شبکه کسب‌وکار در کنار مهارت

در این میان بررسی رواندا مسیر دیگری را نشان می‌دهد. در این کشور، برنامه‌های مرتبط با جوانان و بخش کشاورزی بر ترکیبی از مهارت، شبکه‌سازی، ارتباط با بازار و توسعه کسب‌وکار تمرکز کرده‌اند.

فائو در برنامه‌های خود در رواندا از آموزش کارآفرینان جوان در زمینه تحلیل بازار، طراحی ارزش پیشنهادی، راهبرد رشد و تامین مالی حمایت کرده است. همچنین طرح «Buy from Youth» با هدف ارتباط میان کارآفرینان جوان و خریداران، افزایش فروش و تقویت فرصت‌های تجاری دنبال شده است.

اهمیت این تجربه برای ارزیابی وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران در این است که کسب‌وکار در خلا رشد نمی‌کند. یک جوان ممکن است محصول، مهارت و حتی سرمایه اولیه داشته باشد، اما بدون مشتری و شبکه تجاری نتواند فعالیت خود را توسعه دهد. در این مدل، بازار بخشی از سیاست اشتغال است، نه مرحله‌ای که پس از تولید به آن فکر شود.

کلمبیا؛ کارآفرینی با معیارهای قابل سنجش

تجربه کلمبیا از آن جهت اهمیت دارد که برنامه «Jóvenes Rurales Emprendedores» به‌طور مشخص جوانان کم‌درآمد روستایی را هدف گرفته و نتایج آن نیز ارزیابی شده است.

این برنامه آموزش‌هایی در حوزه کشاورزی، دامداری، شیلات، صنایع کشاورزی، تجارت و خدمات ارائه کرد. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در ارزیابی خود گزارش داد مشارکت در برنامه احتمال اقدام برای راه‌اندازی کسب‌وکار را ۷۵ تا ۸۸ درصد افزایش داده و احتمال استخدام نیروی کار نیز بیش از ۵۰ درصد بیشتر شده است.

با این حال، تجربه کلمبیا یک محدودیت مهم را نیز آشکار می‌کند. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی گزارش کرده است که این برنامه بر برخی شاخص‌ها، از جمله کیفیت اشتغال و دسترسی به تامین مالی، اثر معناداری نداشته است.

بنابراین حتی یک برنامه موفق کارآفرینی نیز نمی‌تواند به‌تنهایی تمام مشکلات اقتصاد جوانان روستایی ایران را حل کند. سیاست موثر باید زنجیره کامل ایجاد و رشد کسب‌وکار را پوشش دهد.

کمبود پول یا کمبود معماری فرصت؟

مقایسه این پنج کشور نشان می‌دهد هیچ نسخه واحدی برای ارزیابی وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران وجود ندارد. هند بر تشکل‌های تولیدکننده و بنگاه‌های روستایی تمرکز کرده است؛ اندونزی آموزش را به کارآفرینی پیوند زده؛ ویتنام حلقه‌های جدیدی از خدمات و ارزش افزوده را در کشاورزی ایجاد کرده؛ رواندا روی مهارت، شبکه و بازار کار کرده و کلمبیا نیز آثار یک برنامه مشخص کارآفرینی جوانان را ارزیابی کرده است.

نقطه مشترک این تجربه‌ها، کنار هم قرار گرفتن چند مولفه مهارت، سرمایه، فناوری، بازار و زنجیره ارزش است. از این منظر، موضوع ارزیابی وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران را نمی‌توان صرفا با تعداد وام‌ها یا تعداد دوره‌های آموزشی اندازه‌گیری کرد. شاخص مهم‌تر آن است که این سیاست‌ها چه تعداد کسب‌وکار ایجاد کرده‌اند، چه تعداد از این کسب‌وکارها دوام آورده‌اند، چه میزان اشتغال ایجاد کرده‌اند و چه مقدار ارزش افزوده به اقتصاد محلی افزوده‌اند.

اقتصاد دیجیتال؛ پنجره‌ای تازه به روی روستا

مهم‌ترین تغییر در آینده ارزیابی وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران شاید جدا شدن محل زندگی از محل کسب درآمد باشد. فناوری دیجیتال می‌تواند این امکان را برای جوان روستایی فراهم کند که بدون ترک محل زندگی خود به بازارهای گسترده‌تری دسترسی داشته باشد. فروش اینترنتی محصولات، بازاریابی دیجیتال، خدمات پهپادی، مشاوره فنی، تولید محتوا، گردشگری روستایی، صنایع‌دستی و خدمات تخصصی، نمونه‌هایی از فعالیت‌هایی هستند که در منابع بین‌المللی به‌عنوان مسیرهای جدید مشارکت جوانان در اقتصاد روستایی مورد توجه قرار گرفته‌اند.

فائو نیز بر ظرفیت ابزارهای دیجیتال برای بهبود دسترسی جوانان به خدمات مالی، اطلاعات بازار، آموزش و نهاده‌ها تاکید دارد. در چنین مدلی، روستا دیگر صرفا محل تولید ماده خام نیست. می‌تواند محل ارائه خدمات، پردازش اطلاعات، ایجاد برند، فروش محصول و حتی ارائه خدمات به مشتریانی باشد که صدها کیلومتر با آن فاصله دارند. این تغییر برای اقتصاد جوانان روستایی ایران اهمیت بنیادی دارد؛ زیرا در صورت فراهم بودن زیرساخت و دسترسی مناسب، بخشی از محدودیت جغرافیایی بازار می‌تواند کاهش یابد.

معیار جدید موفقیت؛ دریافت چند وام یا توسعه چند کسب‌وکار؟

سیاست‌گذاری درباره وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران زمانی دقیق‌تر خواهد شد که معیار موفقیت از «منابع پرداخت‌شده» به «ارزش اقتصادی ایجادشده» منتقل شود.

تعداد وام‌های پرداختی، تعداد افراد آموزش‌دیده یا تعداد طرح‌های تصویب‌شده، به‌تنهایی نمی‌تواند نشان دهد یک سیاست چقدر موفق بوده است. تجربه کلمبیا نشان می‌دهد ارزیابی نتایج واقعی، مانند ایجاد کسب‌وکار، اشتغال و درآمد، تصویر دقیق‌تری از اثرگذاری برنامه ارائه می‌کند.

برای ایران نیز می‌توان عملکرد سیاست‌های مرتبط با مناطق روستایی را بر اساس مجموعه‌ای از شاخص‌های واقعی از جمله درآمد جوانان، بقای کسب‌وکار، اشتغال ایجادشده، ارزش افزوده، دسترسی به بازارهای خارج از روستا، سهم فروش دیجیتال و میزان کاهش وابستگی به تولید خام سنجید.

چنین رویکردی می‌تواند بحث درباره ارزیابی وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران را از سیاست‌های پراکنده به سمت سنجش واقعی تحرک اقتصادی جوانان هدایت کند.

روستا به‌عنوان سکوی کسب‌وکار

تجربه هند، اندونزی، ویتنام، رواندا و کلمبیا یک پیام مشترک دارد: جوان روستایی برای مشارکت بیشتر در اقتصاد الزاما به شغل سنتی بیشتری نیاز نداشته و به فرصت اقتصادی گسترده‌تری احتیاج دارد.

در این الگو، جوان می‌تواند تولیدکننده باشد، اما در همان حال ارائه‌دهنده خدمات، پردازشگر، فروشنده، متخصص فناوری یا فعال تجارت نیز باشد. فائو و صندوق بین‌المللی توسعه کشاورزی نیز بر همین نگاه چندبعدی به اشتغال و کارآفرینی جوانان روستایی تاکید دارند.

بنابراین برای ارزیابی وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران مسئله اصلی فقط «ماندن جوان در روستا» نیست. اگر درآمد، بازار، فناوری و امکان رشد کسب‌وکار وجود نداشته باشد، سیاست‌های صرفا حمایتی نمی‌توانند جذابیت اقتصادی ماندن را تضمین کنند.

در عین حال اگر روستا بتواند از محل تولید مواد اولیه فراتر برود و به فضایی برای فرآوری، خدمات، فناوری، تجارت و فروش دیجیتال تبدیل شود، معادله تغییر خواهد کرد.

در چنین شرایطی، سیاست توسعه روستایی دیگر فقط سیاست جلوگیری از مهاجرت نیست؛ سیاست ساختن یک اقتصاد جدید در خارج از شهرهای بزرگ است.

جمع‌بندی در یک نگاه

مسئله ارزیابی وضعیت اقتصادی جوانان روستایی در ایران بیش از آنکه به «نگه‌داشتن جوان در روستا» مربوط باشد، به ساختن فرصت اقتصادی در روستا مربوط است. تجربه کشورهای مورد بررسی نشان می‌دهد آموزش بدون بازار، سرمایه بدون شبکه کسب‌وکار و تولید بدون ارزش افزوده نمی‌توانند به‌تنهایی موتور کارآفرینی جوانان باشند. هند، اندونزی، ویتنام، رواندا و کلمبیا هر کدام بخشی از این زنجیره را از تشکل و فناوری گرفته تا آموزش، بازار، خدمات و کارآفرینی تقویت کرده‌اند.

برای ایران نیز نقطه عزیمت می‌تواند همین تغییر نگاه باشد، یعنی این‌که جوان روستایی را فقط به‌عنوان نیروی کار کشاورزی نبینیم؛ چرا که او می‌تواند یکی از بازیگران اصلی زنجیره ارزش، اقتصاد دیجیتال و کسب‌وکارهای آینده روستا باشد.

اگر هدف سیاست‌گذاری، کاهش مهاجرت و افزایش درآمد پایدار است، نقطه شروع نه الزاما وام بیشتر، بلکه ایجاد اقتصادی است که در آن جوان بتواند از زمین، مهارت، فناوری و بازار برای خلق ارزش استفاده کند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72980
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه