تورم؛ باری سنگین بر دوش نسل زد در ایران
گرانی‌ افق برنامه‌ریزی‌ها را کوتاه‌تر کرد

تورم؛ باری سنگین بر دوش نسل زد در ایران

۲۲ شهریور ۱۴۰۵

برای نسل زد در ایران، تورم دیگر فقط در افزایش قیمت کالاها و خدمات خلاصه نمی‌شود و به عاملی تبدیل شده که زمان‌بندی بسیاری از تصمیم‌های اقتصادی را جابه‌جا کرده است. وقتی تورم بالا می‌ماند و درآمد واقعی تحت فشار قرار می‌گیرد، انتخاب شغل، ادامه تحصیل، اجاره مسکن، تفریح، مصرف و حتی برنامه‌ریزی برای آینده، از تصمیم‌های بلندمدت به مسئله مدیریت هزینه‌های روزمره نزدیک‌تر می‌شوند.

به گزارش نماد اقتصاد، فشار تورمی زمانی برای یک نسل تعیین‌کننده می‌شود که از سبد مصرف روزانه عبور کند و به تصمیم‌های بلندمدت برسد. برای نسل زد در ایران، افزایش هزینه‌ها در شرایطی رخ می‌دهد که بازار کار نیز ظرفیت محدودی برای جبران کاهش قدرت خرید دارد.

بانک جهانی در ارزیابی خود از اقتصاد ایران اعلام کرده است که تورم بالا و کاهش درآمدهای واقعی، تقاضای داخلی را تحت فشار قرار داده‌اند. هم‌زمان، برآوردهای صندوق بین‌المللی پول برای سال ۲۰۲۶، تورم متوسط نزدیک به ۷۰ درصد را نشان می‌دهد.

روی دیگر این فشار، رفتار خانوارهاست. گزارش رویترز در آگوست ۲۰۲۶ از کاهش هزینه‌کرد خانوارهای ایرانی، حرکت برخی افراد به مناطق ارزان‌تر و افزایش اتکا به مشاغل خدماتی و غیررسمی در واکنش به فشار اقتصادی خبر می‌دهد.

این شرایط برای نسل زد در ایران اهمیت بیشتری دارد، زیرا بخش قابل‌توجهی از این نسل هنوز در مرحله ورود به بازار کار، کسب درآمد مستقل یا تشکیل زندگی قرار دارد. بنابراین تورم فقط هزینه زندگی فعلی را افزایش نمی‌دهد؛ بلکه هزینه رسیدن به استقلال اقتصادی را نیز بالا می‌برد.

داشتن یک شغل کفاف خرج زندگی را نمی‌دهد

یکی از مهم‌ترین نقاط فشار برای نسل زد در ایران بازار کار است. داده‌های بانک جهانی نشان می‌دهد نرخ بیکاری کل ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۸.۳ درصد بوده است، در حالی که نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله در برآوردهای مبتنی بر داده‌های سازمان بین‌المللی کار حدود ۲۱.۹ درصد قرار داشته است. این فاصله نشان می‌دهد ورود جوانان به بازار کار همچنان دشوارتر از وضعیت کلی بازار کار است.

در عین حال مسئله نسل زد در ایران فقط پیدا کردن شغل نیست. در اقتصاد تورمی، کیفیت درآمد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. حقوق اسمی ممکن است افزایش پیدا کند، اما اگر سرعت رشد قیمت‌ها بیشتر باشد، قدرت خرید واقعی کاهش می‌یابد.

به همین دلیل، مسئله اشتغال جوانان را نمی‌توان فقط با شاخص بیکاری سنجید. برای نسل زد در ایران، پرسش‌های مهم‌تری مطرح است: آیا شغل امکان استقلال مالی ایجاد می‌کند؟ آیا درآمد آن با هزینه مسکن و زندگی تناسب دارد؟ آیا امکان پس‌انداز باقی می‌گذارد؟ و آیا چشم‌اندازی برای رشد درآمد وجود دارد؟

گزارش‌های اخیر درباره اقتصاد ایران نشان می‌دهد فشار تورمی و کاهش قدرت خرید، افراد را به سمت کاهش هزینه‌های ضروری و جست‌وجوی منابع درآمدی جدید سوق داده است.

درآمد دیجیتال؛ فرصت تازه در اقتصادی پرریسک برای نسل زد در ایران

برای نسل زد در ایران، اقتصاد دیجیتال می‌تواند یکی از معدود مسیرهای افزایش انعطاف درآمدی باشد؛ اما این فرصت با محدودیت‌های جدی همراه است. گزارش آسوشیتدپرس درباره محدودیت‌های اینترنت در ایران نشان می‌دهد میلیون‌ها نفر برای کار، کسب‌وکارهای آنلاین و فعالیت‌های فریلنسری به اینترنت وابسته‌اند و اختلال در دسترسی می‌تواند مستقیماً درآمد این گروه‌ها را تحت تاثیر قرار دهد.

این موضوع برای نسل زد در ایران یک تناقض مهم ایجاد می‌کند و آن این‌که اقتصاد دیجیتال می‌تواند امکان دسترسی به بازارهای گسترده‌تر و درآمدهای متنوع‌تر را فراهم کند، اما همان زیرساختی که این فرصت را ایجاد می‌کند، در صورت محدودیت دسترسی می‌تواند به نقطه آسیب‌پذیری تبدیل شود.

گزارش‌هایی درباره تاثیر محدودیت‌های اینترنت بر فریلنسرها، توسعه‌دهندگان نرم‌افزار و فعالان حوزه هوش مصنوعی نیز نشان می‌دهد که اختلال در ارتباطات آنلاین می‌تواند قراردادهای خارجی و جریان درآمد برخی فعالان این حوزه را مختل کند.

بنابراین برای نسل زد در ایران، اقتصاد دیجیتال نه یک مسیر تضمین‌شده برای افزایش درآمد، بلکه بازاری با فرصت بالا و ریسک زیرساختی قابل توجه است.

تحصیل؛ سرمایه‌گذاری یا هزینه؟

وقتی بازده اقتصادی تحصیل در برابر افزایش هزینه‌ها قرار می‌گیرد، تصمیم آموزشی نیز تغییر می‌کند. برای نسل زد در ایران، ادامه تحصیل دیگر صرفا یک گزینه نیست؛ بلکه باید با پرسش بازده اقتصادی همراه شود. افزایش هزینه‌های آموزش در شرایط تورمی می‌تواند فشار بیشتری بر خانواده‌ها و دانشجویان وارد کند.

در سپتامبر ۲۰۲۶، گزارش‌هایی درباره پیشنهاد افزایش ۶۰ درصدی شهریه متغیر دانشگاه‌های غیردولتی ایران منتشر شد؛ پیشنهادی که بر اساس عواملی مانند تورم، دستمزد و هزینه‌های عملیاتی مطرح شده است.

در چنین فضایی، نسل زد در ایران تحصیل را نه صرفا یک مسیر پیشرفت، بلکه یک سرمایه‌گذاری پرهزینه می‌بیند که باید توجیه اقتصادی داشته باشد. این نسل از خود می‌پرسد: چند سال درس خواندن چه هزینه‌ای خواهد داشت و در نهایت، چه بازدهی درآمدی نصیب فرد می‌شود؟ پاسخ به این پرسش، صرفا یک انتخاب فردی نیست؛ بلکه مسیر آینده تحصیل و اشتغال کشور را شکل می‌دهد.

البته داده‌های موجود برای اثبات یک تغییر گسترده از دانشگاه به سمت مهارت‌آموزی کافی نیست، اما فشار هزینه‌ای بر آموزش، همراه با عمکلرد ضعیف بازار کار جوانان، نشان می‌دهد رابطه میان مدرک، مهارت و درآمد برای این نسل به مسئله‌ای اقتصادی تبدیل شده است.

مسکن؛ بزرگ‌ترین مانع استقلال نسل زد در ایران

اگر قرار باشد یک شاخص بیش از دیگر شاخص‌ها دشواری استقلال اقتصادی نسل زد در ایران را نشان دهد، مسکن یکی از مهم‌ترین آن‌هاست.

تورم زمانی به یک مسئله نسلی تبدیل می‌شود که خرید یا اجاره خانه از توان درآمدی فرد فاصله بگیرد. در این وضعیت، استقلال اقتصادی دیگر صرفا به داشتن شغل وابسته نبوده و به توان پرداخت هزینه مسکن نیز وابسته است.

در گزارشی با عنوان «The New Humanitarian» منتشر شده در سپتامبر ۲۰۲۶ از جوانانی در ایران روایت ده که در مواجهه با افزایش هزینه‌ها، مخارج غیرضروری را کاهش داده، ساعات یا نوع کار خود را تغییر داده و درباره محل زندگی و هزینه مسکن تجدیدنظر کرده‌اند.

برای نسل زد در ایران، نتیجه چنین فشاری می‌تواند عقب‌افتادن زمان استقلال از خانواده، افزایش هم‌خانه‌نشینی یا انتخاب مناطق ارزان‌تر باشد؛ اما باید میان این روایت‌های میدانی و داده‌های جامع ملی تفکیک قائل شد. در حال حاضر، داده رسمی کافی برای اندازه‌گیری دقیق میزان تغییر الگوی مسکن در میان کل نسل زد وجود ندارد.

سبد مصرفی؛ بازتعریف مرزهای ضرورت

تغییر رفتار نسل زد در ایران را نباید فقط در قالب کاهش مصرف تفسیر کرد. در شرایط تورمی، مصرف می‌تواند از خرید بیشتر به انتخاب دقیق‌تر تغییر کند.

وقتی درآمد واقعی کاهش پیدا می‌کند، کالاها و خدمات غیرضروری نخستین بخش‌هایی هستند که تحت فشار قرار می‌گیرند. گزارش‌های اخیر درباره اقتصاد ایران نیز از کاهش هزینه‌های خانوارها و حرکت به سمت گزینه‌های ارزان‌تر حکایت دارند.

بنابراین برای نسل زد در ایران، تفریح الزاما حذف نمی‌شود؛ بلکه ممکن است ارزان‌تر، کوتاه‌تر یا محدودتر شود. همین منطق درباره خرید پوشاک، رستوران، سفر و سایر هزینه‌های اختیاری نیز صادق است.

در واقع، تورم می‌تواند مفهوم مصرف مطلوب را تغییر دهد و کالا یا خدمتی که پیش‌تر بخشی عادی از سبک زندگی بود، ممکن است به هزینه‌ای قابل حذف تبدیل شود.

هوش مصنوعی؛ میانبر کسب درآمد یا تهدید شغلی؟

هوش مصنوعی برای نسل زد در ایران یک فرصت توام با تهدید محسوب می‌شود. از یک سو، ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند هزینه ورود به برخی فعالیت‌های دیجیتال را کاهش دهند و امکان تولید محتوا، برنامه‌نویسی، تحلیل داده و ارائه خدمات را برای افراد بیشتری فراهم کنند.

از سوی دیگر، سازمان بین‌المللی کار در گزارش روند اشتغال جوانان ۲۰۲۶ هشدار داده است که تغییرات فناورانه سریع، در کنار ضعف ایجاد مشاغل باکیفیت، چشم‌انداز اشتغال جوانان را پیچیده‌تر کرده است. این سازمان نرخ بیکاری جهانی جوانان در سال ۲۰۲۵ را حدود ۱۲.۴ درصد گزارش کرده است.

بنابراین نسل زد در ایران نمی‌تواند هوش مصنوعی را صرفا به‌عنوان ابزار افزایش درآمد ببیند. ارزش اقتصادی مهارت‌ها نیز در حال تغییر است و بخشی از مهارت‌های قابل اتوماسیون ممکن است تحت فشار قرار گیرند.

در چنین شرایطی، مزیت رقابتی بیشتر به توانایی استفاده از ابزارهای جدید، ترکیب مهارت‌ها و ارائه خدماتی وابسته می‌شود که صرفا با اتوماسیون قابل جایگزینی نیستند.

انتخاب‌های اجباری

مسئله اصلی درباره نسل زد در ایران شاید نه کاهش مصرف و نه «افزایش درآمد»، بلکه کوچک‌تر شدن دامنه انتخاب‌ها باشد. در اقتصاد باثبات، فرد می‌تواند میان مصرف امروز و پس‌انداز فردا انتخاب کند؛ میان شغل پردرآمد و شغل مورد علاقه تصمیم بگیرد؛ تحصیل بیشتر یا ورود سریع‌تر به بازار کار را بسنجد و برای خرید خانه برنامه‌ریزی کند. با این وجود در محیط تورمی، بخشی از این انتخاب‌ها به اجبارهای مالی تبدیل می‌شوند.

اگر درآمد با سرعت قیمت‌ها رشد نکند، انتخاب خانه ارزان‌تر دیگر صرفا یک ترجیح نیست. کاهش تفریح ممکن است تصمیمی اختیاری نباشد. کار بیشتر می‌تواند جایگزین سرمایه‌گذاری در آموزش شود و ادامه تحصیل ممکن است به دلیل هزینه فرصت بالا به تعویق بیفتد.

از این منظر، نسل زد در ایران در حال بازطراحی اقتصاد شخصی خود است؛ اما این بازطراحی لزوما نشانه افزایش رفاه یا انعطاف‌پذیری نخواهد بود. بخشی از آن می‌تواند واکنش به محدود شدن گزینه‌ها باشد.

مهاجرت؛ داده‌ها چه چیزی را ثابت می‌کنند؟

مهاجرت یکی از مهم‌ترین موضوعات مرتبط با آینده نسل زد در ایران است، اما در این حوزه باید میان روایت اجتماعی و داده آماری تفاوت گذاشت. داده بانک جهانی برای سال ۲۰۲۵، خالص مهاجرت ایران را حدود مثبت ۱۱۶ هزار و ۷۸۶ نفر نشان می‌دهد. این شاخص، خالص جابه‌جایی جمعیت را اندازه‌گیری می‌کند و به‌تنهایی نمی‌تواند میزان مهاجرت نسل زد یا جوانان ایرانی را مشخص کند. بنابراین نمی‌توان صرفا بر اساس این رقم نتیجه گرفت که خروج نسل زد در ایران افزایش یافته است.

با این حال، از منظر اقتصادی، جذابیت مهاجرت برای یک نسل زمانی افزایش می‌یابد که تفاوت میان درآمد، هزینه زندگی، فرصت شغلی و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت در داخل و خارج از کشور بیشتر شود. برای اثبات ابعاد این پدیده در میان نسل  زد، اما به داده‌های دقیق‌تر و تفکیک‌شده نسلی نیاز است.

از اقتصاد پیشرفت به اقتصاد حفظ قدرت خرید

یکی از مهم‌ترین تغییرات احتمالی در رفتار نسل زد در ایران را می‌توان در تغییر افق تصمیم‌گیری اقتصادی جست‌وجو کرد. وقتی تورم بالا و بی‌ثباتی اقتصادی پایدار می‌شود، افق برنامه‌ریزی کوتاه‌تر می‌شود و تصمیم‌های اقتصادی بیشتر حول حفظ قدرت خرید می‌چرخند.

در چنین محیطی، پرسش اصلی برای جوانی که هنوز در آغاز مسیر شغلی ایستاده است، ممکن است نه «چگونه ثروتمند شوم؟» بلکه «چگونه درآمد و هزینه را هم‌تراز نگه دارم؟» باشد.

این تفاوت ظریف اما مهم است. اقتصاد نسل زد زمانی می‌تواند موتور پیشرفت باشد که درآمد مازاد، امکان پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی ایجاد کند، اما اگر بخش بزرگی از درآمد صرف جبران افزایش هزینه‌های جاری شود، فرصت ساختن آینده اقتصادی محدودتر خواهد شد.

مسئله اصلی؛ سازگاری یا کاهش استاندارد زندگی؟

پاسخ به سوال اصلی درباره نسل زد در ایران را نمی‌توان صرفا با یکی از دو واژه سازگاری یا فرسایش توضیح داد. آنچه داده‌های موجود نشان می‌دهند، ترکیبی از هر دو روند است.

جوانان در برابر تورم رفتار خود را تغییر می‌دهند؛ هزینه‌ها را مدیریت می‌کنند، به دنبال فرصت‌های درآمدی جدید می‌روند، درباره محل زندگی و نوع کار تجدیدنظر می‌کنند و در برخی موارد مصرف اختیاری را کاهش می‌دهند. گزارش‌های میدانی و داده‌های اقتصادی اخیر شواهدی از چنین واکنش‌هایی ارائه می‌کنند.

در عین حال سازگاری زمانی به معنای پیشرفت اقتصادی است که فرد بتواند با تغییر رفتار، درآمد واقعی و ظرفیت پس‌انداز خود را حفظ یا افزایش دهد. اگر کاهش مصرف، تعویق استقلال، افزایش فشار کاری و حذف فرصت‌های آموزشی صرفا برای جبران کاهش قدرت خرید اتفاق بیفتد، دیگر نمی‌توان آن را صرفا سازگاری نامید.

از این منظر، مسئله نسل زد در ایران فقط تورم نیست؛ شکاف میان درآمد و هزینه‌ای است که می‌تواند مسیر زندگی اقتصادی یک نسل را تغییر دهد.

نسل زد در ایران ممکن است شغل پیدا کند، اما دیرتر مستقل شود؛ تحصیل کند، اما با هزینه بیشتری؛ درآمد دیجیتال داشته باشد، اما با ریسک زیرساختی؛ تفریح کند، اما با بودجه محدودتر؛ و برای آینده برنامه‌ریزی کند، اما در افق کوتاه‌تری. این تصویر دوگانه، واقعیت زندگی اقتصادی این نسل را شکل می‌دهد.

این همان نقطه‌ای است که تورم از یک شاخص اقتصادی فراتر می‌رود و به مسئله‌ای مربوط به نسل‌ها تبدیل می‌شود. در عین حال مسئله دیگر فقط هزینه امروز نبوده بلکه قیمتی است که جوانان برای ساختن آن در آینده باید هزینه بیشتری بپردازند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72938
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه