
زنگ خطر برای سیمان؛ انرژی هزینه تولید را بالا برد
صنعت سیمان در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ با یک مسئله قدیمی اما عمیقتر مواجه شده است؛ انرژی. محدودیت برق که قرار بود با کاهش گرمای تابستان فروکش کند، در روزهای پایانی شهریور همچنان ادامه دارد و همزمان چشمانداز تامین سوخت طی ماههای سرد سال نیز دوباره مطرح میشود.
به گزارش نماد اقتصاد، سیمان ازجمله صنایعی است که وابستگی آن به انرژی صرفا به مصرف برق محدود نمیشود. فرآیند تولید کلینکر در کورهها به سوخت حرارتی نیاز دارد و پس از آن نیز آسیاب، انتقال مواد، بستهبندی و سایر مراحل تولید به برق وابستهاند.
بنابراین هرگاه برق یا گاز با محدودیت مواجه شود، کارخانه فقط با افزایش یک قلم هزینه روبهرو نیست بلکه با کاهش ظرفیت عملیاتی، اختلال در برنامه تولید و افزایش هزینههای ثابت به ازای هر تن محصول مواجه میشود.
در شرایط عادی، هزینههای ثابت کارخانه میان حجم بیشتری از تولید تقسیم میشود اما زمانی که محدودیت انرژی باعث کاهش تولید شود، هزینه ثابت هر تن سیمان افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، اثر واقعی ناترازی انرژی بر صنعت سیمان را نمیتوان فقط با قیمت هر کیلوواتساعت برق اندازه گرفت.
مسئله مهمتر، هزینه فرصت تولید از دسترفته است. گزارشهای منتشرشده در شهریور ماه نشان میدهد محدودیت برق صنعت سیمان همچنان ادامه داشته است.
طبق اعلام دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان، محدودیتهایی که معمولا با کاهش دمای هوا در شهریور ماه کاهش مییافت، امسال همچنان پابرجاست. از سوی دیگر، در گزارشهای صنعتی از محدودیتهایی تا حدود ۹۰ درصد سخن گفته شده؛ در حالی که شرکت مدیریت شبکه برق ایران تامین حدود ۷۰ درصد برق موردنیاز صنعت سیمان را مطرح کرده است.
این تفاوت در اعداد، بیش از آنکه اصل مسئله را منتفی کند، نشان میدهد شیوه تخصیص برق و تفاوت میان سهمیه اسمی و برق قابل استفاده کارخانهها اهمیت زیادی پیدا کرده است.
شهریور؛ ماهی که سیمانیها برای جبران تولید به آن نیاز داشتند
شهریور برای صنعت سیمان فقط یک ماه دیگر از سال نیست. کارخانهها پس از عبور از دوره اوج مصرف تابستان، معمولا انتظار دارند محدودیتهای انرژی کاهش یابد تا بخشی از افت تولید ماههای قبل جبران شود.
اما امسال این انتظار بهطور کامل محقق نشده است. گزارشهای اخیر صنعت سیمان حاکی از آن است که تولیدکنندگان انتظار داشتند با کاهش دمای هوا، سهم برق آنها افزایش پیدا کند؛ با این حال، محدودیتها در نیمه دوم شهریور نیز ادامه یافته است. حتی اعلام شده که سهم برق تخصیصیافته به صنعت سیمان در مقطعی حدود ۴۰۰ مگاوات بوده است؛ در حالی که سال گذشته این رقم حدود ۶۵۰ مگاوات عنوان شده بود.
این یعنی صنعت سیمان برای جبران عقبماندگی تولید، الزاما با افزایش ظرفیت مواجه نیست بلکه ابتدا باید بتواند انرژی موردنیاز ظرفیت موجود را دریافت کند.
در چنین شرایطی، هر هفته محدودیت تولید میتواند اثر خود را با تاخیر در بازار نشان دهد. موجودی انبارها، ذخایر کارخانهها و میزان تقاضای پروژههای ساختمانی باعث میشود شوک تولید بلافاصله به قیمت منتقل نشود اما اگر کاهش عرضه ادامهدار باشد، فاصله میان تولید و مصرف به تدریج خود را در بازار نشان خواهد داد.
هزینه تولید فقط با قبض برق بالا نمیرود
یکی از خطاهای رایج در تحلیل بازار سیمان این است که افزایش قیمت انرژی را صرفا با افزایش مستقیم هزینه برق یا گاز مقایسه کنیم.
در واقع، ناترازی انرژی چند مسیر همزمان برای افزایش هزینه تولید ایجاد میکند:

بنابراین حتی اگر نرخ رسمی انرژی برای یک دوره ثابت بماند، هزینه موثر تولید میتواند افزایش پیدا کند. این موضوع برای کارخانههایی که با تجهیزات قدیمیتر فعالیت میکنند، اهمیت بیشتری دارد. هرچه راندمان انرژی یک خط پایینتر باشد، کاهش سهمیه برق یا گاز اثر بیشتری بر اقتصاد تولید خواهد داشت.
بازار سیمان هنوز تمام فشار هزینه را به قیمت منتقل نکرده است
نکته مهم در وضعیت فعلی این است که افزایش هزینه تولید الزاما به معنای افزایش متناسب قیمت سیمان نیست. بازار سیمان با یک محدودیت مهم روبهرو است: قدرت خرید و تقاضای واقعی.
بررسی عملکرد ماهانه شرکتهای سیمانی در مرداد ماه ۱۴۰۵ نشان میدهد نرخهای فروش صنعت در مقایسه با تورم عمومی و هزینههای تولید همچنان با فشار مواجه بوده و ضعف تقاضا مانع از شکلگیری رقابت شدید در برخی معاملات بورس کالا شده است. در نتیجه، کارخانه ممکن است با افزایش هزینه انرژی روبهرو شود اما نتواند همان میزان افزایش را به مشتری منتقل کند.
این وضعیت برای سودآوری صنعت اهمیت زیادی دارد. اگر قیمت فروش کمتر از رشد هزینه تمامشده افزایش یابد، حاشیه سود شرکتهای سیمانی کاهش پیدا میکند. بنابراین ناترازی انرژی همزمان دو اثر دارد: تولید را محدود میکند و حاشیه سود را تحت فشار میگذارد.
اثر دومینو؛ از سیمان تا بتن
اهمیت سیمان در اقتصاد ساختوساز از آنجایی ناشی میشود که این محصول در یک حلقه منفرد باقی نمیماند. سیمان وارد کارخانه بتن، بتن وارد پروژه ساختمانی یا عمرانی و در نهایت هزینه آن در قیمت تمامشده ساختمان، راه، پل، تونل و سایر پروژهها منعکس میشود.
البته نباید از این رابطه نتیجه گرفت که هر درصد افزایش قیمت سیمان، الزاما به همان میزان قیمت مسکن را بالا میبرد. قیمت زمین، دستمزد، فولاد، تاسیسات، عوارض، هزینه مالی و سایر نهادهها سهمهای متفاوتی در هزینه نهایی ساختمان دارند اما مسئله سیمان زمانی مهم میشود که افزایش قیمت آن همزمان با رشد سایر نهادهها رخ دهد.
هزینه ساخت از قبل هم تحت فشار سنگین قرار دارد
دادههای مرکز آمار ایران درباره نهادههای ساختمانی تهران، تصویر روشنی از وضعیت هزینهای صنعت ساختمان ارائه میکند.
در بهار ۱۴۰۵، شاخص قیمت نهادههای ساختمانهای مسکونی شهر تهران به ۳۳۶.۴ رسید؛ این شاخص نسبت به فصل قبل ۲۰.۷ درصد و نسبت به فصل مشابه سال قبل ۱۰۶.۸ درصد افزایش داشت. تورم سالانه نهادههای ساختمانی نیز به ۸۰ درصد رسید.
این ارقام یک پیام مهم دارند؛ صنعت ساختمان پیش از آنکه شوک جدید انرژی سیمان بهطور کامل در هزینههای آن منعکس شود، با تورم بالای نهادهها مواجه بوده است. به همین دلیل، افزایش هزینه سیمان در نیمه دوم سال میتواند بهعنوان یک فشار افزوده بر سازندگان عمل کند، نه یک عامل منفرد.
چرا قیمت سیمان ممکن است دوباره نوسانی شود؟
بازار سیمان طی ماههای اخیر نمونهای از همین رفتار را نشان داده است. در مرداد ماه، قیمت یک کیسه ۵۰ کیلویی سیمان تهران در یک بازه کوتاه از حدود ۲۱۸ هزار تومان به ۲۹۱ هزار تومان رسید و سپس در همان محدوده تثبیت شد. این نوسان در شرایطی رخ داد که بازار پیش از آن نیز تحت تاثیر محدودیت انرژی و کاهش عرضه قرار گرفته بود.
البته قیمت خردهفروشی را نباید مستقیما معادل قیمت کارخانه یا قیمت معامله در بورس کالا دانست؛ فاصله میان این دو بازار میتواند تحت تاثیر هزینه حمل، توزیع، موجودی و شرایط منطقهای قرار گیرد. این اتفاق یک واقعیت مهم را نشان میدهد: بازار سیمان نسبت به شوک عرضه حساس است.
اگر محدودیت برق در روزهای پایانی شهریور ماه ادامه پیدا کند و همزمان با ورود به پاییز محدودیت گاز نیز افزایش یابد، ریسک کاهش عرضه طی ماههای بعد بیشتر خواهد شد.
نیمه دوم سال؛ برق امروز، گاز فردا
چالش صنعت سیمان در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ احتمالا فقط برق نیست. با عبور از تابستان، مسئله انرژی میتواند از برق به سمت گاز حرکت کند. کارخانههای سیمان برای تولید کلینکر به انرژی حرارتی نیاز دارند و در صورت محدودیت سوخت، استفاده از سوخت جایگزین نیز خود هزینه و محدودیتهای عملیاتی خاصی دارد.
در واقع صنعت سیمان با مسئله دوگانه برق در تابستان و گاز در زمستان مواجه است و اگر این دو محدودیت پشت سر هم قرار گیرند، فرصت کافی برای بازسازی تولید از دست میرود. این همان نقطهای است که ناترازی انرژی از یک مشکل فصلی به یک ریسک ساختاری برای تولید سیمان تبدیل میشود.
راه خروج از بحران فقط افزایش قیمت سیمان نیست
افزایش قیمت سیمان اگرچه ممکن است بخشی از فشار هزینه را به بازار منتقل کند اما راهحل پایدار نیست. صنعت برای عبور از این وضعیت به سرمایهگذاری در بهرهوری انرژی، نوسازی تجهیزات، توسعه نیروگاههای اختصاصی، قراردادهای پایدار تامین برق و استفاده بیشتر از انرژیهای جایگزین نیاز دارد.
در واقع اگر قرار باشد کارخانهها هر سال میان کاهش تولید و خرید انرژی گرانتر یکی را انتخاب کنند، حتی افزایش قیمت محصول نیز نمیتواند مشکل را به شکل پایدار حل کند.
از سوی دیگر، گزارشهای صنعتی نشان میدهد صنعت سیمان در زمینه احداث نیروگاه اختصاصی و استفاده از ظرفیت برق سبز نسبت به برخی صنایع انرژیبر مانند فولاد و آلومینیوم عقبتر حرکت کرده است. بنابراین بخشی از پاسخ باید در خود صنعت جستوجو شود اما بخش مهمتر همچنان به سیاست انرژی کشور مربوط است.
زنگ خطر برای زنجیره ساختوساز
آنچه امروز در صنعت سیمان اتفاق میافتد، فقط مسئله کارخانههای سیمان نیست. اگر محدودیت انرژی کوتاهمدت و قابل پیشبینی باشد، بازار میتواند با مدیریت موجودی و تنظیم عرضه آن را جذب کند اما اگر محدودیتها طولانی، ناگهانی و غیرقابل پیشبینی باشند، هزینه آن از کارخانه عبور میکند و وارد کل زنجیره میشود.
در چنین شرایطی، سازنده نمیتواند هزینه پروژه را با دقت برآورد کند، کارخانه بتن با ریسک تامین مواجه و پروژه عمرانی با تاخیر روبهرو میشود و در نهایت هزینه سرمایهگذاری افزایش پیدا میکند.
برای صنعتی مانند ساختمان که هماکنون با تورم سالانه ۸۰ درصدی نهادهها در تهران مواجه است، اضافه شدن یک شوک جدید از سمت سیمان میتواند فشار هزینهای را تشدید کند.
به همین دلیل، مسئله اصلی سیمان در نیمه دوم ۱۴۰۵ فقط این نیست که قیمت هر تن سیمان چقدر میشود؛ مسئله مهمتر این است که آیا کارخانهها میتوانند با دسترسی پایدار به برق و گاز، ظرفیت اقتصادی خود را حفظ کنند یا خیر.
اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، بازار دیر یا زود هزینه ناترازی انرژی را پرداخت خواهد کرد؛ بخشی در قالب کاهش تولید، بخشی در قالب افت حاشیه سود کارخانهها و بخشی نیز در قالب افزایش هزینه ساختوساز.
اخبار مرتبط

سیمان چشمانتظار رونق ساختوساز

بحران انرژی زیر پوست اقتصاد ایران؛ نقشه آسیبپذیری ۱۰ صنعت بزرگ

از ضرورت بهروزرسانی فناوریهای تولید تا بازنگری در سیاستهای صادراتی سیمان

بازگشت محدودیتهای برقی به صنعت سیمان؛ هشدار درباره تکرار بحران تولید

 copy.webp)
۰ دیدگاه