
کدام نسل در بازار کار ایران برنده است؟
مقایسه متولدین دهههای ۶۰، ۷۰ و ۸۰ در بازار کار ایران با یک عدد ساده مانند نرخ بیکاری امکانپذیر نیست. این سه گروه در سه مرحله متفاوت از چرخه زندگی اقتصادی قرار دارند و هرکدام در شرایط متفاوتی وارد بازار کار شدهاند. نسل دهه ۶۰ اکنون بخش مهمی از سابقه حرفهای خود را پشت سر گذاشته، دهه ۷۰ در میانه مسیر شغلی قرار دارد و دهه ۸۰ هنوز برای بخش قابلتوجهی از اعضای خود در مرحله ورود و تثبیت شغلی است.
به گزارش نماد اقتصاد، دادههای موجود نشان میدهد مسئله اصلی بازار کار ایران فقط پیدا کردن شغل نیست؛ بلکه تفاوت میان اشتغال، درآمد، اشتغال رسمی، ثبات شغلی و امکان ارتقای اقتصادی است. نرخ بیکاری جوانان همچنان فاصله قابلتوجهی با نرخ بیکاری کل دارد و سهم بالای اشتغال غیررسمی در میان جوانان نشان میدهد پایین بودن بیکاری بهتنهایی نمیتواند تصویر کاملی از کیفیت اشتغال ارائه کند.
بازار کار ایران؛ مسابقه میان سه نسل نیست
پرسش «کدام نسل در بازار کار ایران بهتر عمل کرده است؟» در نگاه نخست جذاب است، اما اگر قرار باشد با معیارهای اقتصادی پاسخ داده شود، نقطه شروع مناسبی نیست.
متولدین دهه ۶۰ امروز بهطور متوسط سابقه کاری بیشتری نسبت به متولدین دهه ۸۰ دارند. بنابراین اگر سهم اشتغال گروههای سنی بالاتر بیشتر باشد، نمیتوان آن را بهتنهایی نشانه عملکرد بهتر این نسل دانست. این تفاوت میتواند حاصل سالهای بیشتر حضور در بازار کار باشد.
در مقابل، نسلهای جوانتر با مسئله متفاوتی روبهرو هستند: ورود به بازاری که رقابت برای نخستین شغل در آن شدیدتر است و بخشی از فرصتهای موجود نیز در قالب مشاغل موقت یا غیررسمی ارائه میشود.
در همین رابطه سازمان بینالمللی کار تاکید میکند جوانان در سراسر جهان بیش از کارکنان باتجربه در معرض بیکاری، اشتغال غیررسمی و نبود حمایت اجتماعی قرار دارند. این سازمان همچنین هشدار داده است که تجربه کاری و مهارتهای قابل انتقال، برای نخستین ورود به بازار کار اهمیت فزایندهای پیدا کردهاند. بنابراین برای مقایسه بازار کار ایران باید دو سؤال متفاوت مطرح کرد:
نخست اینکه هر نسل امروز در چه وضعیتی قرار دارد؟
و دوم اینکه هر نسل در زمان ورود خود به بازار کار با چه شرایطی مواجه بوده است؟
البته سؤال دوم برای مقایسه نسلی اهمیت بیشتری دارد.
دهه ۶۰؛ مزیت سابقه در برابر تغییر ساختار مشاغل
متولدین دهه ۶۰ در سال ۱۴۰۵ عمدتا در مرحلهای از زندگی اقتصادی قرار دارند که سابقه شغلی، تجربه و شبکه حرفهای اهمیت زیادی پیدا میکند.
این گروه، برخلاف نیروی کار جوان، معمولا سالهای بیشتری برای ساخت سابقه و تخصص در اختیار داشته است، اما همین مزیت لزوما به معنای امنیت بیشتر در برابر تغییرات ساختاری بازار تفسیر نمیشود.
سازمان بینالمللی کار در گزارشهای خود درباره آینده اشتغال بر تغییر ساختار مشاغل، تحول مهارتهای مورد نیاز و اهمیت یادگیری مستمر تاکید کرده است. بنابراین افزایش سن شغلی همزمان میتواند یک مزیت و یک چالش باشد: تجربه ارزش اقتصادی ایجاد میکند، اما ارزش تجربه زمانی حفظ میشود که با نیازهای جدید بازار هماهنگ بماند. از این زاویه، نمیتوان دهه ۶۰ را صرفا به دلیل سابقه بیشتر برنده بازار کار ایران دانست. مسئله اصلی این نسل، بیشتر حفظ موقعیت شغلی، قدرت خرید درآمد و امکان تطبیق با تغییرات ساختار اشتغال است.
دهه ۷۰؛ نسل میانی در بازار متغیر
دهه ۷۰ از نظر موقعیت شغلی در نقطهای متفاوت قرار دارد. بخش بزرگی از این نسل وارد سنین میانی فعالیت اقتصادی شده است؛ دورهای که فرد معمولا از مرحله نخستین ورود به بازار عبور کرده و باید میان سابقه، تخصص، درآمد و ارتقای شغلی تعادل ایجاد کند.
در عین حال دادههای عمومی موجود برای بازار کار ایران هنوز به اندازهای نبوده که با دقت آماری مشخص کنیم چه سهمی از متولدین دهه ۷۰ در مدیریت، خدمات تخصصی، فناوری، صنعت، تجارت، آموزش، امور مالی یا کسبوکار شخصی فعالیت دارند.
اطلاعات عمومی بازار کار عمدتا بر اساس شاخصهایی مانند سن، مشارکت اقتصادی، اشتغال، بیکاری و بخشهای اقتصادی منتشر میشود؛ در حالی که پاسخ دقیق به سوال «هر نسل در چه مشاغلی متمرکز شده است؟» به دادههای خردتری از جمله سن، گروه شغلی، تحصیلات، جنسیت، وضعیت استخدامی و بخش اقتصادی نیاز دارد.
به همین دلیل، نسبت دادن یک الگوی شغلی مشخص به کل دهه ۷۰ بدون دسترسی به دادههای خرد، از نظر آماری قابل دفاع نیست.
دهه ۸۰؛ سختترین نقطه ورود
در میان سه گروه، دهه ۸۰ بیش از همه به مسئله ورود به بازار کار ایران گره خورده است. در عین حال حتی این گروه نیز یک مجموعه همگن نیست. متولد ۱۳۸۰ در سال ۱۴۰۵ در میانه دهه بیست زندگی قرار دارد، در حالی که متولدین ۱۳۸۹ هنوز در ابتدای مسیر تحصیل و پیش از ورود کامل به بازار کار هستند.
بنابراین عبارت «نسل دهه ۸۰» برای تحلیل آماری باید با احتیاط استفاده شود. با این حال، دادههای مربوط به جوانان یک تصویر روشن ارائه میکند. بر اساس دادههای بانک جهانی مبتنی بر برآوردهای سازمان بینالمللی کار، نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۹ درصد بوده است؛ رقمی که فاصله قابلتوجهی با نرخ بیکاری کل دارد.
این شکاف یکی از مهمترین نشانهها درباره بازار کار ایران است: ورود به بازار دشوارتر از ماندن در آن است. افرادی که سابقه کاری، شبکه حرفهای و تجربه بیشتری دارند، در مقایسه با جویندگان نخستین شغل از یک مزیت طبیعی برخوردارند. سازمان بینالمللی کار نیز تاکید کرده است که افراد جویای نخستین شغل معمولا به دلیل نداشتن تجربه کاری و مهارتهای قابل انتقال با مانع بیشتری مواجهاند.
بیکاری جوانان؛ مسئلهای بزرگتر از یک عدد
اگر قرار باشد وضعیت دهه ۸۰ با یک شاخص سنجیده شود، نرخ بیکاری جوانان مهمترین نقطه شروع بوده؛ اما پایان تحلیل نیست. دادههای سازمان بینالمللی کار نشان میدهد نرخ اشتغال غیررسمی در ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۸.۷ درصد بوده و برای جوانان به ۶۹.۴ درصد رسیده است. این اختلاف معنای مهمی دارد.
ممکن است یک جوان از نظر آماری شاغل محسوب شود، اما نوع قرارداد، میزان درآمد، ساعات کار، پوشش بیمهای یا ثبات شغلی او با یک موقعیت رسمی و پایدار قابل مقایسه نباشد. از همین نقطه، تعریف موفقیت در بازار کار ایران تغییر میکند. اگر معیار فقط داشتن شغل باشد، ممکن است یک نسل وضعیت مطلوبتری نشان دهد. در عین حال اگر معیار داشتن شغل پایدار و باکیفیت باشد، رتبهبندی میتواند کاملا متفاوت شود.
اقتصاد خدماتی؛ زمین بازی مشترک سه نسل
یکی از تغییرات مهم ساختار بازار کار ایران افزایش وزن بخش خدمات است. بر اساس آمار رسمی منتشرشده درباره سال ۱۴۰۴، بیش از نیمی از شاغلان کشور در بخش خدمات فعالیت داشتهاند و سهم خدمات از اشتغال از صنعت و کشاورزی بیشتر بوده است. در عین حال نباید از این داده نتیجه گرفت که اشتغال خدماتی الزاما به معنای اشتغال دیجیتال است. در این میان خدمات، اقتصاد دیجیتال و اقتصاد پلتفرمی سه مفهوم یکسان نیستند.
بنابراین نمیتوان بدون دادههای تفصیلی ادعا کرد که دهه ۸۰ عمدتا در برنامهنویسی، فریلنسری، تولید محتوا یا پلتفرمهای آنلاین فعال است. این مشاغل وجود دارند، اما میزان تمرکز هر گروه سنی در آنها باید با دادههای شغلی قابل سنجش اثبات شود.
این تفکیک برای تحلیل بازار کار ایران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بخشی از روایتهای رایج درباره تفاوت نسلها بیشتر بر تصویر اجتماعی نسلها متکی است تا آمار واقعی اشتغال.
وقتی کاهش نرخ بیکاری لزوما خبر خوبی نیست
یکی از مهمترین خطاها در تحلیل بازار کار ایران این است که نرخ بیکاری را بهتنهایی بهعنوان معیار موفقیت اقتصادی در نظر بگیریم. در ادبیات اقتصادی، نرخ بیکاری فقط برای افرادی ارزیابی میشود که در جمعیت فعال اقتصادی قرار دارند و در عین حال شغلی ندارند. بنابراین تغییر در مشارکت اقتصادی میتواند بر تفسیر نرخ بیکاری اثر بگذارد.
از طرف دیگر، اشتغال غیررسمی میتواند باعث شود فرد از نظر آماری شاغل باشد، اما از نظر درآمد، امنیت و حمایت اجتماعی وضعیت ضعیفتری داشته باشد.
سازمان بینالمللی کار نیز در گزارش جهانی اشتغال جوانان تصریح میکند که اشتغال موقت و خوداشتغالی با احتمال بالاتر اشتغال غیررسمی همراه است و اشتغال غیررسمی معمولا با درآمد، امنیت و حمایت اجتماعی ضعیفتری همراه میشود. بنابراین برای سنجش وضعیت سه نسل، یک سؤال اساسیتر مطرح میشود و آن اینکه آیا افراد صرفاً شغل پیدا کردهاند، یا توانستهاند شغل خود را به درآمد پایدار و مسیر ارتقای اقتصادی تبدیل کنند؟
از نسل برنده تا نسل سازگارتر
این نقطه میتواند زاویه اصلی تحلیل بازار کار ایران را تغییر دهد. بهجای آنکه دهههای ۶۰، ۷۰ و ۸۰ را در یک مسابقه ساده قرار دهیم، میتوان سه نوع سازگاری را بررسی کرد:
دهه ۶۰ با مسئله حفظ سرمایه حرفهای و سازگاری با تغییرات شغلی روبهرو است. دهه ۷۰ در نقطهای قرار گرفته که تجربه، تخصص و تغییر ساختار اقتصاد همزمان بر مسیر شغلی آن اثر میگذارند. دهه ۸۰ با چالش ورود مواجه است؛ یعنی باید بدون برخورداری از سابقه طولانی، خود را در بازاری تثبیت کند که اشتغال غیررسمی در آن سهم قابلتوجهی دارد.
از این منظر، سؤال اصلی دیگر «کدام نسل در بازار کار ایران برنده شد؟» نیست. سوال دقیقتر اینکه کدام نسل توانسته با کمترین هزینه اقتصادی، خود را با تغییر ساختار بازار کار سازگار کند؟
برای پاسخ به این سوال باید نرخ اشتغال، بیکاری و مشارکت اقتصادی را در کنار کیفیت شغل، درآمد واقعی، ثبات قرارداد، رسمی یا غیررسمی بودن اشتغال، سطح مهارت و امکان ارتقای درآمد قرار داد.
بازار کار ایران؛ میدان آزمونی که برنده را مشخص میکند
برای نخستین بار میتوان مقایسه سه نسل را از سطح روایتهای اجتماعی به یک چارچوب قابلاندازهگیری منتقل کرد. یک شاخص فرضی مانند «Generation Employment Score» میتواند وضعیت نسلها را بر اساس متغیرهایی نظیر نرخ اشتغال، نرخ بیکاری، نرخ مشارکت اقتصادی، درآمد واقعی، ثبات شغلی، رسمی یا غیررسمی بودن اشتغال، سهم مشاغل تخصصی، امکان ارتقای درآمد و مدت زمان رسیدن از تحصیل به نخستین شغل پایدار ارزیابی کند، اما در وضعیت فعلی، چنین شاخصی نباید با یک عدد ساختگی منتشر شود.
دادههای عمومی موجود برای بازار کار ایران هنوز مجموعه کاملی از اطلاعات لازم برای مقایسه دقیق سه دهه تولد در اختیار نمیگذارد. برای ارائه پاسخی قطعی، باید دادههای خرد بر پایه ترکیبی از متغیرهای سن، شغل، تحصیلات، جنسیت، وضعیت استخدامی و بخش اقتصادی استخراج و سپس مسیر شغلی گروههای سنی مختلف در طول زمان با یکدیگر مقایسه شود گردد؛ بدون این دو گام، هر پاسخی در حد حدس وگمان باقی میماند.
این همان جایی است که یک گزارش معمولی درباره «جنگ نسلها» میتواند به یک تحقیق واقعی درباره ساختار اشتغال ایران ارتقا پیدا کند.
نسلهای مختلف با یک بازار کار واحد روبهرو نیستند
واقعیت بازار کار ایران این است که سه نسل مورد بحث در یک زمان واحد، اما در شرایط شغلی یکسان زندگی نمیکنند. دهه ۶۰ مزیت سابقه و تجربه دارد، اما باید با تغییرات مهارتی و ساختاری سازگار بماند. دهه ۷۰ در مرحلهای قرار دارد که فشار تثبیت درآمد و ارتقای حرفهای با تغییرات اقتصاد همزمان شده است.
دهه ۸۰ با دشوارترین مرحله یعنی ورود اولیه مواجه است و دادههای سازمان بینالمللی کار نشان میدهد جوانان علاوه بر نرخ بیکاری بالاتر، با سطح بالاتری از اشتغال غیررسمی نیز روبهرو هستند. بنابراین نمیتوان بر اساس دادههای فعلی اعلام کرد که یکی از این سه نسل «برنده» قطعی بازار کار ایران است. آنچه دادهها با اطمینان بیشتری نشان میدهند، تفاوت در نقطه شروع و کیفیت فرصتهای شغلی است.
نسل برنده شاید نسلی باشد که کمتر آسیب دید
اگر قرار باشد مفهوم برنده بازار کار از نو تعریف شود، معیار آن نباید صرفا تعداد افراد شاغل باشد. نسل برنده لزوما نسلی نیست که بیشترین اشتغال را دارد؛ بلکه میتواند نسلی باشد که توانسته است با کمترین افت درآمد واقعی، بیشترین ثبات شغلی و بیشترین امکان ارتقای حرفهای را تجربه کند. با این وجود برای تعیین این موضوع درباره دهههای ۶۰، ۷۰ و ۸۰ هنوز داده کافی وجود ندارد.
آنچه فعلا قابل مشاهده است، شکاف میان بازار کار برای افراد دارای سابقه و بازار کار برای تازهواردان است؛ شکافی که در نرخ بالاتر بیکاری جوانان و سهم بالاتر اشتغال غیررسمی آنها نیز دیده میشود.
از این منظر، مسئله اصلی بازار کار ایران دیگر جنگ میان سه نسل نیست؛ بلکه رقابت سه نسل با یک ساختار اقتصادی است که فرصتهای شغلی، نوع قراردادها و مسیر دستیابی به درآمد پایدار را تغییر داده است.
بر همین اساس دادههای فعلی برای اعلام یک نسل بهعنوان برنده کافی نیست، اما دادهها یک واقعیت مهم را روشن میکنند و آن اینکه در بازار کار ایران، تفاوت اصلی میان نسلها فقط در سن نیست؛ در نقطه ورود، کیفیت شغل، میزان امنیت اقتصادی و امکان حرکت از یک شغل به شغل بهتر است.
به همین دلیل، پاسخ نهایی به این پرسش که «دهه ۶۰، ۷۰ یا ۸۰؛ کدام نسل بهتر در بازار کار ایران عمل کرده است؟» هنوز در قالب یک رتبهبندی مشخص قابل ارائه نیست؛ بلکه این پرسش، یک مسئله دادهای باز محسوب میشود که پاسخ آن به اتصال آمار سن، شغل، درآمد، تحصیلات، وضعیت استخدامی و مسیر حرفهای وابسته است.
اخبار مرتبط

بازار کار فناوری وارد فاز قراردادهای منعطف شد

اقتصاد تولید محتوا در ایران؛ مخاطب چگونه درآمد میسازد؟

هزینه محدودیت اینترنت برای کسبوکارها چقدر است؟

هزینه فرصت تحصیل چقدر است؟

هزینه شروع زندگی مشترک؛ مسیری که هر سال طولانیتر میشود

 copy.webp)
۰ دیدگاه