
هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران؛ بنزین فقط آغاز ماجراست
افزایش نرخ بنزین در ایران، بحث تازهای درباره اثر هزینه انرژی بر فعالیتهای دیجیتال ایجاد کرده است؛ اما رابطه میان این دو برخلاف تصور اولیه، مستقیم نیست. گرانتر شدن بنزین لزوما به معنای افزایش قیمت اینترنت نیست، بلکه میتواند از مسیر هزینه جابهجایی نیروی انسانی، حمل تجهیزات، نگهداری شبکه و عملیات میدانی بر بخشی از هزینههای شرکتهای دیجیتال اثر بگذارد. به طور کلی در بررسی هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران، مولفه مهمتر از بنزین، برق است.
به گزارش نماد اقتصاد، در تحلیل هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران نخست باید میان هزینه انرژی مورد نیاز برای فعالیت زیرساخت دیجیتال و هزینه سوخت مورد نیاز برای عملیات پیرامون این زیرساخت تمایز قائل شد.
افزایش نرخ بنزین بهتنهایی مبنای کافی برای پیشبینی افزایش قیمت اینترنت نخواهد بود. بنزین مستقیما برق مورد نیاز سرورها یا تجهیزات مخابراتی را مصرف نمیکند و افزایش قیمت آن نیز بهطور مکانیکی تعرفه اینترنت را تعیین نمیکند.
با این حال، افزایش هزینه سوخت میتواند از مسیر دیگری وارد صورتحساب شرکتهای فعال در اقتصاد دیجیتال شود. اپراتورها و شرکتهای زیرساختی برای نگهداری شبکه به تکنسین، خودرو، تجهیزات و عملیات میدانی نیاز دارند. بازدید از سایتهای مخابراتی، تعمیر تجهیزات، جابهجایی قطعات و پشتیبانی فنی، فعالیتهایی هستند که بخشی از آنها به حملونقل وابستهاند.
در نتیجه، در زنجیره هزینه انرژی اقتصاد دیجیتال ایران، یک مسیر غیرمستقیم قابل مشاهده است و آن اینکه افزایش قیمت بنزین به افزایش هزینه عملیات میدانی منجر شده و این افزایش، بخشی از هزینه نگهداری شبکه را بالا میبرد.
در عین حال فاصله میان این زنجیره و افزایش قیمت نهایی اینترنت قابل توجه است. سهم سوخت در هزینه کل اپراتورها، نحوه قیمتگذاری خدمات و میزان انتقال هزینه به مصرفکننده، به اطلاعات مالی و عملیاتی شرکتها نیاز دارد؛ دادهای که منابع بررسیشده برای ارائه یک برآورد دقیق در اختیار نمیگذارند.
برق؛ مولفه اصلی هزینه انرژی
اگر هدف سنجش هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران باشد، توجه اصلی باید از پمپ بنزین به شبکه برق منتقل شود. دیتاسنترها، شبکههای ارتباطی، سرورها، تجهیزات ذخیرهسازی و پردازشی و سامانههای سرمایش همگی به برق نیاز دارند. در بخشهایی از زیرساخت نیز برای حفظ سرویس در زمان قطعی، باتری و مولدهای برق پشتیبان مورد استفاده قرار میگیرد.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا گزارش میدهد ایران در سال ۲۰۲۲ حدود ۳۶۱ تراواتساعت برق تولید کرده و ۹۳ درصد تولید برق آن از منابع فسیلی تامین شده است. این نهاد همچنین کمبود گاز در دوره اوج مصرف، فرسودگی نیروگاهها و فاصله میان ظرفیت عرضه و تقاضا را از عوامل فشار بر سیستم برق ایران معرفی کرده است.
بر اساس همین گزارش، تقاضای اوج برق ایران در تابستان ۲۰۲۳ حدود ۱۲ گیگاوات از عرضه فراتر رفت و ظرفیت در دسترس کمتر از ۷۸ درصد ظرفیت نصبشده بود.
این ارقام برای هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران اهمیت بیشتری از قیمت بنزین دارند؛ زیرا یک زیرساخت دیجیتال برای ارائه سرویس مستمر، تنها به انرژی ارزان نیاز ندارد، بلکه به انرژی قابل اتکا نیز احتیاج دارد.
در جولای ۲۰۲۶ نیز رویترز گزارش داد آسیب به زیرساختهای انرژی ایران و از دست رفتن بخشی از ظرفیت تولید گاز، همزمان با رشد تقاضای تابستانی برق، فشار بیشتری بر شبکه انرژی کشور وارد کرده است.
در چنین شرایطی، هزینه انرژی فقط رقم قبض برق خلاصه نمیشود. هزینه تامین برق پشتیبان، نگهداری تجهیزات اضطراری و مدیریت اختلال نیز بخشی از هزینه عملیاتی زیرساخت دیجیتال محسوب میشود.
وقتی انرژی ناپایدار میشود
یکی از مهمترین ابعاد هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران به تفاوت میان هزینه ارائه سرویس و هزینه اختلال سرویس مربوط میشود. اگر برق یک سایت مخابراتی قطع شود، تجهیزات میتوانند برای مدتی از باتری یا مولد پشتیبان استفاده کنند. در این حالت شرکت زیرساختی با هزینه مستقیمتری مواجه میشود. در عین حال اگر اختلال ادامه پیدا کند، مسئله از سطح اپراتور فراتر میرود.
یک فروشگاه آنلاین ممکن است نتواند سفارش دریافت کند. یک فریلنسر ممکن است نتواند پروژهای را تحویل دهد. حتی یک شرکت نرمافزاری ممکن است به مشتری خارجی دسترسی نداشته باشد و یک کسبوکار کوچک ممکن است بخشی از فروش روزانه خود را از دست بدهد.
اندیشکده چتمهاوس در بررسی محدودیتهای اینترنت ایران در سال ۲۰۲۶، اختلال ارتباطی را یک ریسک جدی برای تجارت دیجیتال دانسته و به آثار آن بر کسبوکارهای آنلاین اشاره کرده است.
رویترز نیز در آوریل ۲۰۲۶ گزارش داد محدودیت طولانیمدت اینترنت در ایران به کسبوکارهای وابسته به اتصال جهانی، از جمله فریلنسرها و شرکتهای کوچک، آسیب زده است. بنابراین، در محاسبه هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران باید میان هزینه نگهداشتن شبکه و هزینه از کار افتادن بخشی از اقتصاد دیجیتال تفاوت گذاشت.
گزینه دوم لزوما در صورتهای مالی اپراتورها دیده نمیشود، اما میتواند در درآمد کسبوکارهایی که به اینترنت وابستهاند منعکس شود.
اقتصاد دیجیتال ایران محدود به اینترنت نیست
تعریف محدود از هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران میتواند بخش مهمی از واقعیت را پنهان کند. اقتصاد دیجیتال فقط اتصال کاربر به اینترنت نبوده؛ بلکه مجموعهای از زیرساختها و فعالیتها را شامل میشود که هر کدام وابستگی متفاوتی به انرژی دارند. شبکه مخابرات به برق و در برخی نقاط به سوخت پشتیبان نیاز دارد. دیتاسنتر علاوه بر برق، به سرمایش و تجهیزات پشتیبان نیازمند است. لجستیک تجارت الکترونیکی به سوخت و حملونقل وابسته است. کسبوکارهای دیجیتال نیز به ترکیبی از برق، اینترنت، تجهیزات و نیروی انسانی نیاز دارند.
به همین دلیل، افزایش هزینه انرژی الزاما با یک افزایش مستقیم در قیمت اینترنت ظاهر نمیشود. ممکن است بخشی از هزینه در خدمات ابری، حمل کالا، تعمیر تجهیزات، پشتیبانی فنی یا سایر خدمات پیرامونی جذب شود.
این همان نقطهای است که هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران از یک بحث صرفا مخابراتی خارج میشود و به مسئله بهرهوری اقتصاد میرسد.
دیتاسنترها؛ جایی که فناوری با برق گره میخورد
ارزیابی روند جهانی نشان میدهد مسئله انرژی برای اقتصاد دیجیتال فقط به کشور ایران مربوز نمیشود. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده است مصرف برق دیتاسنترها در سال ۲۰۲۵ رشد قابلتوجهی داشته و سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ فناوری در زیرساخت دیتاسنترها از ۴۰۰ میلیارد دلار عبور کرده است.
برآوردهای منتشرشده در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز نشان میدهد مصرف برق دیتاسنترها در جهان میتواند از حدود ۴۸۵ تراواتساعت در سال ۲۰۲۵ به حدود ۹۵۰ تراواتساعت در سال ۲۰۳۰ برسد. این روند، مفهوم هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران را وارد مرحله جدیدی میکند؛ زیرا فناوری نهتنها مصرفکننده خدمات انرژی است، بلکه خودش به یکی از عوامل افزایش تقاضای برق تبدیل شده است.
در نتیجه، توسعه دیتاسنتر، خدمات ابری و پردازش هوش مصنوعی بدون توجه به ظرفیت شبکه برق امکانپذیر نیست. گزارش اخیر رویترز نیز نشان میدهد رشد استفاده از هوش مصنوعی و توسعه دیتاسنترها از عوامل افزایش تقاضای برق آمریکا هستند. اداره اطلاعات انرژی آمریکا انتظار دارد مصرف برق این کشور از ۴۱۹۵ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۲۰۲۵ به ۴۲۷۰ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۲۰۲۶ و ۴۳۴۹ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۲۰۲۷ برسد.
توسعه هوش مصنوعی؛ آیا انرژی تاب میآورد؟
در بحث هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران، هوش مصنوعی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا توسعه این فناوری وابستگی بیشتری به زیرساخت پردازشی و انرژی ایجاد میکند.
برای اجرای مدلهای بزرگ، تنها داشتن پردازنده گرافیکی (GPU) کافی نیست. تجهیزات پردازشی باید در دیتاسنتر قرار گیرند؛ دیتاسنتر به شبکه، برق و سرمایش نیاز دارد و تمام این زنجیره باید از قابلیت اطمینان مناسبی برخوردار باشد. این مسئله در اقتصادهای پیشرفته نیز به یک موضوع راهبردی تبدیل شده است.
رویترز در سپتامبر ۲۰۲۶ گزارش داد گوگل قصد دارد طی دو سال ۱۳ میلیارد یورو در زیرساخت هوش مصنوعی فنلاند سرمایهگذاری کند و در همین چارچوب قراردادی بلندمدت برای خرید برق یک نیروگاه هستهای منعقد کرده است. این تصمیم نشان میدهد رقابت برای توسعه هوش مصنوعی به رقابت برای دسترسی به انرژی نیز نزدیک شده است.
حتی در فنلاند که زیرساخت انرژی متفاوتی با ایران دارد، توسعه دیتاسنترهای هوش مصنوعی بحثهایی درباره ظرفیت شبکه و تامین برق ایجاد کرده است.
از این منظر، مسئله هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران در صورت توسعه گسترده هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا میکند. با این حال، داده کافی برای تعیین میزان برق مورد نیاز توسعه هوش مصنوعی در ایران و محاسبه اثر آن بر شبکه کشور وجود ندارد و ارائه یک رقم مشخص بدون پشتوانه آماری قابل اتکا نخواهد بود.
خانوار؛ آخرین ایستگاه زنجیره هزینه
اثر هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران لزوما در قبض اینترنت خانوار ظاهر نمیشود. یک خانواده ممکن است همان بسته اینترنت قبلی را خریداری کند، اما در سوی دیگر زنجیره، فروشگاهی که از اینترنت برای فروش استفاده میکند با افزایش هزینه حملونقل مواجه شود؛ یک شرکت خدمات آنلاین ممکن است هزینه بیشتری برای پشتیبانی فنی بپردازد و یک نیروی دورکار ممکن است در اثر اختلال ارتباطی بخشی از درآمد خود را از دست بدهد.
از این منظر، هزینه نهایی میتواند به شکل افزایش قیمت کالا و خدمات، کاهش کیفیت سرویس، کاهش فروش یا افت درآمد و نه الزاما در قالب افزایش مستقیم تعرفه اینترنت ظاهر شود.
بانک جهانی نیز در ارزیابی اقتصاد ایران به فشارهای ناشی از انرژی، محدودیتهای زیرساختی و اختلال در فعالیت اقتصادی اشاره کرده است.
بنابراین، برای مخاطب نهایی، سوال مهمتر از «اینترنت چقدر گران میشود؟» این است که «استفاده مقرون به صرفه تر از اینترنت چقدر گرانتر یا پرریسکتر میشود؟
از قیمت اینترنت تا هزینه اتصال به اقتصاد
این تمایز میتواند نقطه مرکزی بحث هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران باشد. قیمت یک بسته اینترنت، تنها یکی از هزینههای اقتصاد دیجیتال است. هزینه اتصال، در معنای گستردهتر، مجموعهای از هزینههای زیرساخت، انرژی، تجهیزات، حملونقل، نیروی انسانی و اختلال را در بر میگیرد.
برای یک کاربر عادی، افزایش قیمت بنزین ممکن است ابتدا در هزینه رفتوآمد دیده شود. اما برای یک کسبوکار دیجیتال، اثر آن میتواند از هزینه رفتوآمد تکنسین تا تحویل کالا امتداد پیدا کند. از سوی دیگر، افزایش هزینه یا ناپایداری برق میتواند هزینه فعالیت دیتاسنتر، تجهیزات شبکه و خدمات پردازشی را تحت فشار قرار دهد.
در نتیجه، هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران را نمیتوان با یک رابطه خطی توضیح داد. در همین راستا زنجیرهای چندلایه در کار است: یعنی سوخت به حملونقل و عملیات میرسد؛ گاز و سوخت، نیروگاه را تغذیه کرده و برق تولید میشود؛ برق به مخابرات و دیتاسنتر میرسد؛ مخابرات و دیتاسنتر، خدمات دیجیتال را ممکن میسازند؛ خدمات دیجیتال به کسبوکارها عرضه میشود و کسبوکارهای دیجیتال، درآمد و هزینه خانوار را شکل میدهند. این زنجیره، بهمراتب پیچیدهتر از رابطه مستقیم میان قیمت بنزین و قیمت اینترنت است؛ پیچیدگیای که هر تحلیل سادهانگارانه از هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال را ناکارآمد میسازد.
معیار جدید برای سنجش آسیبپذیری دیجیتال
برای اندازهگیری دقیقتر هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران میتوان به جای تمرکز صرف بر تعرفه اینترنت، شدت انرژی مدلهای مختلف کسبوکار دیجیتال را بررسی کرد.
در چنین چارچوبی، هزینه مستقیم انرژی، حملونقل، انرژی پشتیبان و هزینه اختلال زیرساختی در برابر درآمد یا ارزش تراکنش دیجیتال قرار میگیرد. این شاخص میتواند برای فروشگاههای آنلاین، دیتاسنترها، خدمات ابری، فینتکها، پلتفرمهای حملونقل، شرکتهای نرمافزاری، آموزش آنلاین و استارتاپهای هوش مصنوعی به شکل متفاوتی محاسبه شود.
با این حال در شرایط فعلی، اطلاعات عمومی کافی برای محاسبه معتبر چنین شاخصی برای اقتصاد دیجیتال ایران وجود ندارد. بنابراین میتوان آن را یک چارچوب پژوهشی و نه یک شاخص آماری آماده دانست.
همین خلا دادهای نیز اهمیت موضوع را بیشتر میکند؛ زیرا بدون دانستن سهم انرژی در هزینه واقعی فعالیتهای دیجیتال، سیاستگذار و فعال اقتصادی نمیتوانند با دقت کافی میزان آسیبپذیری هر بخش را اندازهگیری کنند.
مسئله آینده: انرژی یا تقاضا؟
در نهایت، بررسی هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران نشان میدهد افزایش قیمت بنزین را نباید بهتنهایی علت افزایش هزینه اینترنت یا خدمات دیجیتال دانست.
بنزین از مسیر عملیات، حملونقل و نگهداری شبکه اثر میگذارد؛ اما برق، قابلیت اطمینان شبکه و هزینه پشتیبان انرژی برای زیرساخت دیجیتال اهمیت بنیادیتری دارند. همزمان، رشد جهانی دیتاسنترها و هوش مصنوعی نشان میدهد خود اقتصاد دیجیتال نیز به مصرفکننده بزرگتری از انرژی تبدیل میشود.
اینجاست که مسئله هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران از یک موضوع کوتاهمدت به یک مسئله توسعهای تبدیل میشود: اگر اقتصاد ایران بخواهد سهم بیشتری از فعالیت اقتصادی خود را به تجارت الکترونیکی، خدمات ابری، اقتصاد پلتفرمی و هوش مصنوعی منتقل کند، زیرساخت انرژی باید بتواند این رشد را پشتیبانی کند.
در چنین شرایطی، پرسش این خواهد بود که انرژی با چه میزان قابلیت اتکا در اختیار اقتصاد دیجیتال قرار خواهد گرفت. برای اقتصاد دیجیتال ایران، بنزین ممکن است فقط یکی از نخستین نشانههای افزایش هزینه انرژی باشد. چالش اصلی در لایه عمیقتر مانند برق پایدار، شبکه ارتباطی قابل اتکا، ظرفیت دیتاسنتر و امکان تامین انرژی مورد نیاز نسل بعدی خدمات دیجیتال قرار دارد.
اگر این زیرساختها همزمان با رشد تقاضای دیجیتال توسعه پیدا نکنند، هزینه اصلی ممکن است در قبض اینترنت دیده نشود؛ بلکه در هزینه انجام کسبوکار، درآمد ازدسترفته، اختلال خدمات و محدود شدن ظرفیت رشد فناوری ظاهر شود.
از این منظر، هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران را باید نه صرفا بهعنوان مسئله قیمت سوخت یا تعرفه اینترنت، بلکه بهعنوان یکی از متغیرهای تعیینکننده ظرفیت رشد اقتصاد دیجیتال در سالهای آینده بررسی کرد.
اخبار مرتبط

تنفس مصنوعی اقتصاد دیجیتال

تغییر الگوی تفریح طبقه متوسط خانوادهها را خانهنشین کرد

آیا تاکسیهای الکتریکی وارداتی بازار خودروهای بنزینی را تغییر میدهند؟

هزینه رفتوآمد خانوار در مهر ۱۴۰۵ چقدر است؟

قطعی گاز پتروشیمیها جدیتر شد

 copy.webp)
۰ دیدگاه