
چرا قیمت طلا مقابل نرخ بهره مقاومت کرد؟
قیمت طلا در ۱۱ سپتامبر بیش از یک درصد افزایش یافت؛ حرکتی که در نگاه نخست با شرایط بازار نرخ بهره آمریکا همخوانی نداشت. دادههای تورم آگوست آمریکا احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در نشست بعدی را بالا برد و بازده اوراق خزانه نیز نزدیک به سطوح چندساله بالا قرار داشت، اما طلای نقدی تا حدود ۴,۳۶۳ دلار در هر اونس صعود کرد. با این حال، طلا همچنان در مقیاس هفتگی حدود 1.5 درصد کاهش داشت.
به گزارش نماد اقتصاد، مقاومت اخیر قیمت طلا را در حال حاضر نمیتوان صرفا با کاهش انتظارات نرخ بهره توضیح داد. بخشی از تقاضای بازار از سوی بانکهای مرکزی، سرمایهگذاران آسیایی و خریدارانی تامین میشود که افت قیمت را فرصتی برای ورود مجدد میبینند. در همین حال، افزایش ریسک ژئوپلیتیک و نگرانی درباره تورم نیز نیرویی مقابل فشار نرخ بهره ایجاد کرده است.
قیمت طلا همچنان با نرخ بهره مشکل دارد
علیرغم مسائل مطرح شده رابطه میان قیمت طلا و نرخ بهره همچنان برقرار است. طلا سود دورهای پرداخت نمیکند و زمانی که بازده اوراق دولتی افزایش مییابد، نگهداری دارایی بدون بازده در مقایسه با اوراق جذابیت کمتری پیدا میکند.
دادههای شورای جهانی طلا نیز نشان میدهد این رابطه از بین نرفته است. در سهماهه دوم ۲۰۲۶، صندوقهای قابل معامله با پشتوانه طلای فیزیکی ۴۵ تن از موجودی خود را کاهش دادند. این کاهش در شرایطی رخ داد که در آمریکای شمالی، افزایش انتظارات تورمی و نرخ بهره، همراه با تقویت دلار، بر جریان سرمایه به صندوقهای طلا فشار وارد کرد.
بنابراین افزایش اخیر قیمت طلا به معنای بیاثر شدن نرخ بهره تفسیر نمیشود. برعکس، بازار همچنان به بازده اوراق، دلار و انتظارات سیاست پولی حساس است. تفاوت در اینجاست که اکنون این عوامل در برابر مجموعهای از نیروهای دیگر قرار گرفتهاند که قدرت بیشتری برای حمایت از تقاضای طلا پیدا کردهاند.
همین تضاد، توضیح مهمی برای رفتار قیمت طلا در روزهای اخیر ارائه میکند: نرخ بهره بالاتر یک نیروی منفی بوده، اما تنها نیروی تعیینکننده بازار نیست.
تورم آمریکا فشار بر طلا را بیشتر کرد، اما فروش ادامه پیدا نکرد
دادههای منتشرشده در ۱۱ سپتامبر نشان داد شاخص قیمت مصرفکننده آمریکا در ماه آگوست ۰.۴ درصد افزایش یافته و نرخ تورم سالانه به ۳.۴ درصد رسیده است. افزایش تورم، در کنار دادههای قبلی تولیدکننده و شرایط بازار کار، احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را تقویت کرد.
طبق گزارش رویترز، معاملهگران پس از انتشار داده تورم، احتمال افزایش نرخ بهره در نشست بعدی فدرال رزرو را حدود ۸۷ درصد ارزیابی کردند. از منظر سنتی، چنین تغییری باید برای قیمت طلا منفی باشد؛ زیرا افزایش نرخ بهره، بازده داراییهای درآمدزا را بیشتر و هزینه فرصت نگهداری طلا را بالاتر میبرد.
در عین حال واکنش بازار متفاوت بود. قیمت طلا پس از افت در ۱۱ سپتامبر، بیش از یک درصد رشد کرد و به ۴,۳۶۳ دلار رسید. رویترز این حرکت را به بازگشت خرید سرمایهگذاران پس از کاهش قیمتها نسبت داد، در حالی که تقاضای هند ضعیفتر بود و تقاضای سرمایهگذاری در چین همچنان قوی گزارش شد.
این رفتار یک پیام مهم دارد و آن اینکه سرمایهگذاران حاضر نیستند تنها بر اساس یک متغیر، یعنی نرخ بهره، درباره قیمت طلا تصمیم بگیرند.
بانکهای مرکزی؛ خریدارانی که با منطق معاملهگران روزانه رفتار نمیکنند
یکی از مهمترین پایههای حمایت از قیمت طلا در سال ۲۰۲۶، تقاضای بانکهای مرکزی است. شرکت گلدمن ساکس برآورد کرده است بانکهای مرکزی در سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط ماهانه ۵۰ تن طلا خریداری کنند؛ در حالی که میانگین ماهانه خرید آنها پیش از سال ۲۰۲۲ حدود ۱۷ تن بود. برآورد این موسسه همچنین نشان میدهد خرید بانکهای مرکزی در ژوئن ۲۰۲۶، بر مبنای تعدیل فصلی سهماهه، به حدود ۱۰۰ تن در ماه رسیده است.
دادههای شورای جهانی طلا نیز از تقاضای قابلتوجه بانکهای مرکزی حکایت دارد. خرید خالص بانکهای مرکزی و نهادهای رسمی در سهماهه دوم به ۲۸۹ تن رسید؛ رقمی که ۶۲ درصد بیشتر از مدت مشابه سال ۲۰۲۵ بود و نسبت به برآورد بازبینیشده ۵۷ تن در سهماهه نخست، افزایش چشمگیری داشت.
این دادهها برای تحلیل قیمت طلا اهمیت زیادی دارند؛ زیرا بانک مرکزی که طلا را به ذخایر خود اضافه میکند، الزاما با همان افق زمانی یک معاملهگر کوتاهمدت فعالیت نمیکند.
شورای جهانی طلا گزارش داده است که ۴۵ درصد پاسخدهندگان در نظرسنجی ذخایر طلای بانکهای مرکزی قصد دارند طی ۱۲ ماه آینده ذخایر طلای خود را افزایش دهند. این نهاد همچنین افزایش خرید در سهماهه دوم را با شرایط ژئوپلیتیک و تمایل دیرینه به تنوعبخشی ذخایر مرتبط دانسته است. به همین دلیل، بخشی از تقاضایی که از قیمت طلا حمایت میکند، به تغییرات کوتاهمدت نرخ بهره واکنش محدودی دارد.
چرا با وجود افت قیمت طلا دوباره خریداران به خط شدند؟
عامل دوم در رفتار قیمت طلا، بازگشت خریداران پس از افت بازار است. رویترز گزارش داده است افزایش بیش از یک درصدی طلا در ۱۱ سپتامبر عمدتا پس از افتهای اخیر و با ورود خریداران در قیمتهای پایینتر رخ داد. با وجود این رشد، طلا همچنان حدود ۱.۵ درصد در هفته کاهش داشت.
دادههای شورای جهانی طلا نیز نشانههایی از همین رفتار را نشان میدهد. سرمایهگذاری جهانی در شمش و سکه در سهماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۳۰۷ تن بود و نسبت به سال ۲۰۲۵ تقریبا ثابت ماند. این نهاد آن را بازگشت تقاضا به سطوح متعارفتر پس از دو فصل بسیار قدرتمند توصیف کرده است.
در نتیجه، بخشی از فعالان بازار ممکن است کاهش قیمت طلا را پایان روند تلقی نکنند، بلکه آن را فرصتی برای افزایش موقعیت خود بدانند.
البته این رفتار نباید به معنای تضمین ادامه رشد قیمت طلا تفسیر شود. دادههای صندوقهای قابل معامله (ETF) همچنان نشان میدهد سرمایهگذاران غربی نسبت به نرخ بهره و بازده واقعی حساس هستند و کاهش ۴۵ تنی موجودی صندوقهای طلای فیزیکی در سهماهه دوم این فشار را تایید میکند.
ریسک ژئوپلیتیک؛ نیرویی که معادله طلا را پیچیدهتر کرده است
افزایش ریسک ژئوپلیتیک نیز به یکی از متغیرهای مهم در تحلیل قیمت طلا تبدیل شده است. در هفته جاری، قیمت نفت برنت از ۱۰۰ دلار عبور کرد و در مقطعی به بیش از ۱۰۹ دلار رسید. تشدید درگیریهای خاورمیانه نگرانی درباره عرضه انرژی را افزایش داده و همین مسئله فشارهای تورمی و نگرانی درباره سیاست پولی را تشدید کرده است. این وضعیت یک تضاد مهم برای بازار ایجاد میکند..
از یک طرف، افزایش قیمت انرژی میتواند تورم را بالا ببرد و احتمال نرخ بهره بالاتر را افزایش دهد؛ عاملی که برای قیمت طلا منفی تلقی میشود.
از طرف دیگر، افزایش ریسک ژئوپلیتیک میتواند تقاضا برای داراییهایی را افزایش دهد که سرمایهگذاران برای تنوعبخشی و مدیریت ریسک از آنها استفاده میکنند. شورای جهانی طلا نیز عدم قطعیت ژئوپلیتیک و نگرانیهای تورمی را از عوامل موثر بر تقاضای طلا در نیمه دوم سال دانسته است.
در نتیجه، یک شوک ژئوپلیتیک میتواند همزمان دو اثر متضاد بر قیمت طلا داشته باشد؛ از مسیر تورم و نرخ بهره فشار ایجاد کند و از مسیر افزایش تقاضای پوشش ریسک، تقاضا برای طلا را تقویت کند.
دلار و بازده اوراق هنوز سد راه قیمت طلا هستند
با وجود عوامل حمایتی، دلار و بازده اوراق همچنان دو مانع مهم برای قیمت طلا محسوب میشوند. شورای جهانی طلا اعلام کرده است افزایش بازده واقعی، تغییر انتظارات سیاست پولی و تقویت دلار در سهماهه دوم بر جریان سرمایه به صندوق قابل معامله مبتنی بر طلا در آمریکای شمالی اثر منفی گذاشت.
در بازار اوراق نیز بازده ۱۰ ساله خزانه آمریکا در ۱۱ سپتامبر برای مدت کوتاهی به حدود ۴.۹۸ درصد رسید و سپس به حدود ۴.۹۳ درصد کاهش یافت. بازار همچنان نسبت به نزدیک شدن بازده این اوراق به مرز ۵ درصد حساس است.
بنابراین، فشار بر قیمت طلا همچنان واقعی است. اگر بازده واقعی اوراق افزایش بیشتری پیدا کند یا دلار تقویت شود، بخشی از تقاضای سرمایهگذاری طلا میتواند تحت فشار قرار گیرد. این مسئله نشان میدهد بازار هنوز در نقطهای قرار ندارد که بتوان گفت رابطه سنتی میان نرخ بهره و قیمت طلا از بین رفته است.
چین و آسیا؛ وزنهای مقابل سرمایهگذاران غربی
یکی از تفاوتهای مهم بازار فعلی، رفتار متفاوت مناطق مختلف جهان است. در حالی که صندوق قابل معامله آمریکای شمالی در سهماهه دوم با خروج سرمایه مواجه شدند، صندوقهای طلای آسیایی در نیمه نخست سال افزایش موجودی داشتند. شورای جهانی طلا همچنین انتظار دارد سرمایهگذاری آسیایی و معاملات خارج از بورس در ادامه سال نقش بیشتری در رشد تقاضا ایفا کنند.
رویترز نیز در گزارش ۱۱ سپتامبر اعلام کرد تقاضای سرمایهگذاری در چین همچنان قوی بوده است، در حالی که تقاضای هند در واکنش به سطح و نوسان قیمت طلا ضعیفتر شده بود. گلدمن ساکس نیز چین را بزرگترین خریدار قابلشناسایی بانکهای مرکزی در ژوئن معرفی کرده است.
این تفاوت جغرافیایی اهمیت زیادی دارد. بازار جهانی طلا تنها تابع رفتار سرمایهگذاران آمریکایی نیست و زمانی که بخشی از سرمایهگذاران غربی از بازار خارج میشوند، تقاضای بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران آسیایی میتواند بخشی از فشار را جذب کند.
بازیگران جدیدی وارد معادله شدهاند
برای فهم رفتار قیمت طلا، نگاه کردن به بازار از زاویه «طلا در برابر اوراق» دیگر کافی نخواهد بود. سرمایهگذار در محیط فعلی با مجموعهای از متغیرها از جمله نرخ بهره، بازده اوراق، دلار، تورم، ریسک ژئوپلیتیک، سهام و سایر داراییهای مالی مواجه است.
در چنین شرایطی ممکن است سرمایهگذار بخشی از بازده بالقوه اوراق را کنار بگذارد تا در مقابل ریسکهای دیگر، سهم بیشتری از طلا در سبد خود داشته باشد. دادههای شورای جهانی طلا نیز نشان میدهد نقش سرمایهگذاری در تقاضای طلا همچنان مهم است و انتظار میرود در ادامه سال، فعالیت آسیایی و بازار خارج از بورس اهمیت بیشتری پیدا کند.
این تغییر زاویه برای قیمت طلا اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد نرخ بهره تنها یکی از متغیرهای تصمیمگیری سرمایهگذاران است. در واقع، مسئله اصلی دیگر نباید فقط بازده طلا در مقایسه با اوراق باشد؛ بلکه هزینه نگهداری طلا در برابر هزینه پذیرش ریسک سایر داراییها نیز اهمیت پیدا خواهد کرد.
صندوقهای قابل معامله هنوز نقطه آسیبپذیر قیمت طلا هستند
با وجود تقاضای بانکهای مرکزی و آسیا، تصویر قیمت طلا همچنان یکطرفه نیست. طبق گزارش شورای جهانی طلا، موجودی صندوقهای قابل معامله دارای پشتوانه فیزیکی در سهماهه دوم ۴۵ تن کاهش یافت و فقط در ماه ژوئن، کاهش موجودی جهانی به ۷۴ تن رسید. ارزش خروج سرمایه از صندوقهای قابل معامله در سهماهه دوم حدود ۴ میلیارد دلار بود.
این ارقام نشان میدهد سرمایهگذاران مالی بزرگ هنوز به شرایط پولی آمریکا حساس هستند. از این منظر، افزایش قیمت طلا در ۱۱ سپتامبر را نباید نشانه خروج کامل سرمایه از اوراق و ورود گسترده سرمایه به طلا دانست. البته دادههای صندوق قابل معامله چنین نتیجهای را تایید نمیکنند.
در مقابل، آنچه مشاهده میشود، ترکیبی از تقاضای رسمی بانکهای مرکزی، خرید در افت قیمت، تقاضای آسیایی و نگرانیهای ژئوپلیتیک است که در کنار فشار نرخ بهره فعالیت میکند.
چه چیزی اکنون مسیر قیمت طلا را تعیین میکند؟
برای ارزیابی مسیر قیمت طلا، چند متغیر باید همزمان دنبال شود. نخست، مسیر بازده واقعی اوراق آمریکا اهمیت دارد. هرچه بازده واقعی بالاتر برود، فشار بر دارایی بدون بازده افزایش مییابد؛ دادههای صندوقهای قابل معامله نیز حساسیت سرمایهگذاران به این متغیر را نشان میدهد.
دوم، میزان خرید بانکهای مرکزی اهمیت دارد. خرید ۲۸۹ تن در سهماهه دوم و برآورد گلدمن ساکس برای میانگین ماهانه ۵۰ تن در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد این بخش همچنان یکی از پایههای مهم تقاضای طلا است. سوم، رفتار سرمایهگذاران آسیایی و بازار خارج از بورس باید زیر نظر باشد؛ زیرا شورای جهانی طلا انتظار دارد این بخشها در ادامه سال سهم بیشتری در تقاضا داشته باشند.
چهارم، مسیر نفت و تورم اهمیت دارد. نفت بالای ۱۰۰ دلار میتواند از یک سو فشار تورمی و نرخ بهره را افزایش دهد و از سوی دیگر با افزایش ریسک ژئوپلیتیک، تقاضای پوشش ریسک برای طلا را تقویت کند. بنابراین، برای تحلیل قیمت طلا باید به جای یک رابطه خطی، همزمان به مجموعهای از نیروهای متضاد نگاه کرد.
قیمت طلا؛ مقاومت موقت یا نشانه تغییر ساختار تقاضا؟
بازگشت قیمت طلا در ۱۱ سپتامبر بیش از آنکه پایان رابطه میان طلا و نرخ بهره را نشان دهد، پیچیدهتر شدن این رابطه را آشکار کرد.
افزایش احتمال نرخ بهره بالاتر همچنان برای طلا یک عامل منفی است. بازده اوراق بالا رفته، دلار همچنان اهمیت دارد و خروج سرمایه از صندوقهای قابل معامله نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران غربی هنوز نسبت به سیاست پولی آمریکا حساس هستند.
در مقابل، بانکهای مرکزی همچنان خریدار مهم طلا هستند، تقاضای سرمایهگذاری در چین مقاوم مانده و ریسک ژئوپلیتیک نیز به یکی از نیروهای موثر بر بازار تبدیل شده است.
از این منظر، افزایش بیش از یک درصدی قیمت طلا را نمیتوان بهتنهایی آغاز موج صعودی جدید دانست؛ بهخصوص که طلا در همان هفته حدود ۱.۵ درصد کاهش داشت.
در عین حال این حرکت یک نشانه مهم برای بازار دارد و آن اینکه معادله قیمت طلا دیگر با فرمول ساده «نرخ بهره بالاتر، طلا پایینتر» بهطور کامل تفسیر داده نخواهد شد.
آنچه اهمیت بیشتری پیدا کرده، ترکیب خریداران و انگیزه آنهاست. اگر بانکهای مرکزی، سرمایهگذاران آسیایی و خریداران بلندمدت سهم بیشتری از تقاضای بازار را تشکیل دهند، اثر شوکهای کوتاهمدت نرخ بهره بر قیمت طلا میتواند نسبت به گذشته پیچیدهتر شود.
با این حال، دادههای موجود هنوز برای نتیجهگیری درباره تغییر دائمی رابطه میان نرخ بهره و قیمت طلا کافی نیست. آنچه فعلا میتوان با اتکا به دادههای موجود گفت این است که بازار طلا در حال تحمل همزمان دو نیروی قدرتمند فشار ناشی از بازده بالاتر و سیاست پولی سختگیرانه از یک سو، و تقاضای ساختاری، ریسک ژئوپلیتیک و خرید بانکهای مرکزی از سوی دیگر است.
به همین دلیل، پرسش اصلی بازار در مقطع فعلی این است که چه کسی در طرف دیگر بازار طلا ایستاده، چرا قصد خرید دارد و افق زمانی تصمیم او چقدر است.
اگر این خریداران همچنان در بازار باقی بمانند، مقاومت قیمت طلا در برابر نرخ بهره بالاتر میتواند ادامه پیدا کند؛ اما اگر بازده واقعی و دلار برای مدت طولانیتری افزایش یابند و خروج سرمایه از صندوقهای قابل معامله تشدید شود، فشار بر قیمت طلا نیز میتواند دوباره افزایش یابد.
در شرایط فعلی، بنابراین نه میتوان از پایان اثر نرخ بهره بر طلا سخن گفت و نه از آغاز قطعی یک موج صعودی تازه. دادههای موجود بیشتر از بازاری خبر میدهند که در آن ساختار تقاضا اهمیت بیشتری پیدا کرده و نیروهای حمایتی و فشاری با شدت بیشتری در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند.
اخبار مرتبط

آیا اونس کانال چهار هزار دلار را از دست میدهد؟

طلا از ۴۱۶۸ دلار عقب نشست؛ اونس روی مرز ۴۱۳۰ دلار در انتظار فدرال رزرو

بازار اوراق هنوز به افزایش نرخ بهره فدرال رزرو باور ندارد

دوئل دلار و طلا، معادله تازه بازارهای جهانی

معادله نرخ بهره فدرال رزرو پیچیدهتر شد

 copy.webp)
۰ دیدگاه