کافه‌های شلوغ، سفره‌های خلوت؛ این تناقض از کجا می‌آید؟

کافه‌های شلوغ، سفره‌های خلوت؛ این تناقض از کجا می‌آید؟

۲۱ شهریور ۱۴۰۵

با وجود کاهش قدرت خرید مردم، بسیاری از کافه‌ها و رستوران‌ها همچنان شلوغ‌اند. در این گزارش، دلایل اقتصادی و اجتماعی این تناقض و هزینه قهوه در خانه و کافه بررسی شده است.

به گزارش نماد اقتصاد، مردم اگر پول ندارند، پس این‌همه آدم در کافه‌های شلوغ چه می‌کنند؟ این پرسشی است که بارها در تاکسی، مهمانی‌ها و شبکه‌های اجتماعی شنیده می‌شود. کافی است عصر یک روز تعطیل از مقابل چند کافه یا رستوران عبور کنیم؛ بیشتر میزها پر است، جوان‌ها دور هم نشسته‌اند و بوی قهوه در فضا پیچیده است. تصویری که در نگاه اول با خبرهای گرانی، کاهش قدرت خرید و اعتراض مردم به وضعیت اقتصادی جور درنمی‌آید.

اما پشت این میزهای شلوغ، الزاما حساب‌های بانکی پرپول قرار ندارد. گاهی چهار نفر دور یک میز می‌نشینند، هرکدام یک نوشیدنی سفارش می‌دهند و چند ساعت با همان سفارش وقت می‌گذرانند. برای بسیاری از مشتریان، کافه‌رفتن دیگر نشانه ثروت و زندگی لوکس نیست؛ یکی از معدود تفریحاتی است که هنوز می‌توانند گهگاه هزینه‌اش را بپردازند.

مردمی که خرید خانه و خودرو برایشان به آرزویی دور تبدیل شده، سفر را از برنامه زندگی کنار گذاشته‌اند و حتی توان خرید طلا، لباس یا کالای مورد علاقه خود را ندارند، همه شادی‌هایشان را تعطیل نمی‌کنند. آنها به‌جای خوشی‌های بزرگ و گران‌قیمت، سراغ لذت‌های کوچک‌تر می‌روند؛ یک فنجان قهوه، یک وعده غذا، دیدار با دوستان یا چند ساعت نشستن در فضایی دور از فشارهای خانه و محل کار.

بنابراین، شلوغی کافه‌ها را نباید به‌سادگی نشانه خوب‌بودن وضع اقتصادی مردم دانست. این شلوغی ممکن است روی دیگر همان فشار اقتصادی باشد؛ جامعه‌ای که توان دستیابی به آرزوهای بزرگش را از دست داده و برای حفظ روحیه، به خوشی‌های کوچک و قابل‌دسترس پناه آورده است. مردم در کافه فقط قهوه نمی‌خرند؛ گاهی یک ساعت آرامش، معاشرت و فرار کوتاه از خبرهای گرانی را می‌خرند.

بخش قابل توجهی از جامعه دیگر توان خرید خانه، خودرو، طلا، سفر یا حتی بسیاری از کالاهای مورد علاقه خود را ندارد. بنابراین بخشی از درآمد باقی‌مانده را صرف خوشی‌های کوچک‌تر و در دسترس‌تری مانند نوشیدن قهوه، رفتن به کافه، سفارش یک وعده غذا یا دیدار با دوستان می‌کند.

این رفتار در اقتصاد رفتاری به پدیده‌ای نزدیک است که از آن با عنوان «اثر رژ لب» یا Lipstick Effect یاد می‌شود؛ یعنی در دوران فشار اقتصادی، تقاضا برای خریدهای بزرگ و گران کاهش می‌یابد، اما بعضی مصرف‌کنندگان برای حفظ روحیه، به لذت‌های کوچک و نسبتاً ارزان پناه می‌برند. پژوهش‌های اقتصادی نیز شواهدی از جایگزینی کالاهای گران‌تر با خریدهای کوچک‌تر در دوره‌های رکود پیدا کرده‌اند.

شلوغی چند کافه به معنای خوب‌بودن حال اقتصاد نیست

نخست باید یک خطای دید را کنار گذاشت. وقتی یک کافه شلوغ را می‌بینیم، فقط مشتریان همان کافه مقابل چشم ما هستند؛ نه میلیون‌ها نفری که به دلیل کمبود درآمد در خانه مانده‌اند، مصرف خود را کاهش داده‌اند یا اصلا امکان رفتن به کافه ندارند.

بنابراین از مشاهده تعدادی کافه و رستوران پرمشتری نمی‌توان نتیجه گرفت که اکثریت جامعه قدرت خرید مناسبی دارند. چند عامل این تصویر را پررنگ‌تر می‌کند:

  • مشتریان کافه‌ها معمولا در مناطق خاص و ساعات مشخص متمرکز می‌شوند.
  • ممکن است یک نفر با خرید یک فنجان قهوه، دو یا سه ساعت در کافه بماند.
  • بخشی از مشتریان فقط یک نوشیدنی سفارش می‌دهند و از سفارش غذا یا دسر صرف‌نظر می‌کنند.
  • جمعیت زیاد شهرهای بزرگ باعث می‌شود حتی با کاهش درصد مشتریان، تعدادی از کافه‌ها همچنان شلوغ دیده شوند.
  • در همان زمان، بسیاری از کافه‌ها در محله‌های کم‌رفت‌وآمد با کاهش فروش یا خطر تعطیلی مواجه‌اند.

حتی گزارش‌های منتشرشده درباره بازار قهوه ایران نشان می‌دهند افزایش قیمت ارز و وابستگی قهوه به واردات، هزینه این نوشیدنی را بالا برده و بخشی از خانوارها مصرف خود را کم کرده‌اند. در سال ۲۰۲۴ ارزش واردات رسمی قهوه ایران حدود ۱۵.۹ میلیون دلار گزارش شده است.

یک فنجان قهوه در خانه چقدر تمام می‌شود؟

برای محاسبه تقریبی، قیمت یک کیلوگرم دانه قهوه ترکیبی متوسط حدود **۳ میلیون و ۴۳۵ هزار تومان** در نظر گرفته شده است. اگر برای هر اسپرسوی دوبل حدود ۱۸ گرم قهوه مصرف شود، هزینه دانه مصرفی هر فنجان نزدیک به ۶۲ هزار تومان خواهد بود.

در منوی برخی کافه‌ها نیز قیمت اسپرسو از حدود ۱۷۰ هزار تومان شروع می‌شود و در کافه‌های گران‌تر به ۲۶۰ هزار تومان یا بیشتر می‌رسد. قیمت لاته نیز در نمونه‌های بررسی‌شده حدود ۲۲۰ تا ۳۲۰ هزار تومان است.

جدول مقایسه هزینه قهوه در خانه و کافه

قهوه

مبنای محاسبه خانگی: ۱۸ گرم دانه قهوه برای هر نوشیدنی، به‌علاوه هزینه تقریبی آب، برق، شیر و استهلاک دستگاه. قیمت خرید دستگاه اسپرسوساز در محاسبه لحاظ نشده است. قیمت کافه نیز با توجه به شهر، محله و سطح کافه متفاوت خواهد بود.

هزینه ماهانه؛ خانه یا کافه؟

اگر یک نفر ماهانه هشت بار قهوه بنوشد، اختلاف هزینه ملموس‌تر می‌شود:

 

22

در نتیجه، نوشیدن قهوه در خانه معمولاً ۵۰ تا ۷۰ درصد ارزان‌تر تمام می‌شود. با این حال، مشتری کافه فقط پول قهوه را پرداخت نمی‌کند.

اگر خانه ارزان‌تر است، چرا مردم به کافه می‌روند؟

مردم قهوه نمی‌خرند؛ فضا و تجربه می‌خرند

قیمت یک فنجان در کافه شامل اجاره محل، حقوق کارکنان، مالیات، تجهیزات، انرژی و سود فروشنده است؛ اما از نگاه مشتری، بخش مهم‌تری از این پول بابت «تجربه» پرداخت می‌شود.

مشتری در واقع یک صندلی، موسیقی، فضای متفاوت، امکان گفت‌وگو، دیدار با دوستان و فرصتی کوتاه برای فاصله‌گرفتن از خانه و فشارهای روزمره می‌خرد. بنابراین مقایسه قیمت دانه قهوه در خانه با قیمت منوی کافه، تمام ماجرا را نشان نمی‌دهد.

۲. کافه به یکی از معدود تفریحات در دسترس تبدیل شده است

وقتی هزینه یک سفر خانوادگی به ده‌ها میلیون تومان می‌رسد و خرید خودرو، مسکن، طلا یا کالاهای بادوام از دسترس بسیاری از خانوارها خارج می‌شود، پرداخت چندصد هزار تومان برای یک عصر متفاوت هنوز قابل‌دسترس‌تر به نظر می‌رسد.

مردم ممکن است نتوانند کالای مورد علاقه‌شان را بخرند، اما می‌توانند گاهی یک قهوه سفارش دهند و برای مدتی کوتاه احساس کنند هنوز سهمی از تفریح و زندگی عادی دارند. این هزینه از نظر حسابداری شاید غیرضروری باشد، اما از نظر روانی برای بعضی افراد نقش «هزینه حفظ روحیه» را بازی می‌کند.

۳. جایگزینی آرزوهای بزرگ با خوشی‌های کوچک

یکی از مهم‌ترین آثار تورم مزمن، کوچک‌شدن افق برنامه‌ریزی مردم است. وقتی پس‌انداز برای خرید خانه یا خودرو بی‌نتیجه به نظر می‌رسد، انگیزه چشم‌پوشی کامل از مصرف امروز نیز کاهش پیدا می‌کند.

فرد ممکن است با خود بگوید:

حتی اگر چند بار هم به کافه نروم، باز نمی‌توانم خانه، خودرو یا طلای مورد علاقه‌ام را بخرم؛ پس دست‌کم یک تفریح کوچک را از خودم نگیریم.

این منطق همیشه از نظر مالی بهینه نیست، اما در فضای نااطمینانی اقتصادی قابل فهم است. پژوهش‌ها درباره «اثر رژ لب» نیز نشان داده‌اند که در دوران فشار اقتصادی، بخشی از مصرف‌کنندگان هزینه کالاهای بزرگ‌تر را کاهش می‌دهند و به جای آن، مقدار محدودی پول برای خوشی‌های کوچک‌تر کنار می‌گذارند.

۴. کافه، جایگزین فضای خصوصی شده است

برای بسیاری از جوانان، کافه فقط محل نوشیدن قهوه نیست. محدودیت فضای خانه، زندگی با خانواده، کوچک‌شدن واحدهای مسکونی و کمبود مکان‌های عمومی مناسب باعث شده است کافه کارکردهای دیگری پیدا کند، همانند:محل دیدار دوستان، فضای گفت‌وگو و قرارهای عاطفی، محل مطالعه یا کار با لپ‌تاپ، مکانی برای برگزاری جلسه، فرصتی برای تنهایی در محیطی امن‌تر و زنده‌تر است. در چنین شرایطی، مشتری هزینه قهوه را به‌عنوان بهای ورود به یک فضای اجتماعی پرداخت می‌کند.

 ۵. شبکه‌های اجتماعی مصرف کافه‌ای را تقویت کرده‌اند

کافه‌رفتن برای بخشی از جامعه به یک رفتار هویتی و نمایشی نیز تبدیل شده است. طراحی داخلی، نوع فنجان، غذا، نورپردازی و امکان ثبت عکس، همگی در انتخاب کافه مؤثرند

شبکه‌های اجتماعی نیز باعث می‌شوند حضور در کافه فقط یک تجربه شخصی نباشد؛ بلکه به محتوایی برای نمایش سبک زندگی تبدیل شود. این مسئله به‌خصوص میان نسل جوان، بخشی از تقاضای کافه‌ها را حتی در شرایط تورمی حفظ می‌کند.

آیا شلوغی کافه‌ها نشانه بی‌تفاوتی مردم به گرانی است؟

لزوماً خیر. یک فرد می‌تواند هم‌زمان از افزایش قیمت مسکن، مواد غذایی و حمل‌ونقل ناراضی باشد و ماهی یکی دو بار نیز به کافه برود. هزینه یک یا چند فنجان قهوه، مشکلات معیشتی او را نفی نمی‌کند.

نارضایتی از تورم به این معنا نیست که مردم باید تمام اشکال تفریح و معاشرت را کنار بگذارند. انسان فقط برای تامین خوراک و اجاره‌خانه زندگی نمی‌کند؛ ارتباط اجتماعی، تفریح و فاصله‌گرفتن موقت از اضطراب نیز از نیازهای زندگی است.

البته فشار اقتصادی الگوی سفارش را تغییر داده است. بسیاری از مشتریان تعداد دفعات مراجعه را کاهش داده‌اند و  نوشیدنی ارزان‌تر انتخاب می‌کنند و غذا و دسر سفارش نمی‌دهند و یک میز را با سفارش محدود برای مدت طولانی استفاده می‌کنند و کافه‌های اقتصادی‌تر را جایگزین مجموعه‌های لوکس کرده‌اند.

بنابراین ممکن است سالن یک کافه پر باشد، اما مبلغ واقعی فروش و سود آن متناسب با تعداد مشتریان افزایش پیدا نکرده باشد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72846
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه