
اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس چگونه بوده است؟
محدودیت برق در صنعت فولاد ایران دیگر صرفا یک اختلال عملیاتی و فصلی نیست؛ این محدودیت به عاملی اثرگذار بر حجم تولید، درآمد فروش، حاشیه سود، هزینههای عملیاتی و حتی برنامه سرمایهگذاری فولادسازان تبدیل شده است. دادههای منتشرشده از عملکرد صنعت نشان میدهد کاهش دسترسی به انرژی میتواند صدها هزار تن از ظرفیت تولید را از چرخه فعالیت خارج کند و آثار آن در نهایت به صورت کاهش درآمد و سودآوری در عملکرد مالی شرکتها ظاهر شود. از همین رو، اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس را نمیتوان تنها با محاسبه ارزش محصول تولیدنشده سنجید.
به گزارش نماد اقتصاد، اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس از نقطهای آغاز میشود که تولید متوقف یا محدود میشود. در صنعت فولاد، کاهش دسترسی به انرژی میتواند فعالیت بخشی از خطوط را محدود کند و در نتیجه میزان محصول قابل تولید و فروش کاهش یابد. گزارشهای صنعت فولاد ایران نیز نشان دادهاند که اعمال محدودیتهای طولانیمدت انرژی، توان شرکتها برای تحقق برنامه تولید و ایفای تعهدات فروش را کاهش داده است.
این مسئله از منظر سودآوری اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا کاهش تولید لزوما به معنای کاهش متناسب هزینهها نیست. هزینههایی مانند نیروی انسانی، استهلاک، بخشی از هزینههای سربار و هزینههای نگهداری در دوره محدودیت انرژی همچنان وجود دارند. بنابراین، وقتی حجم تولید کاهش مییابد، سهم هزینههای ثابت در بهای تمامشده هر واحد محصول میتواند افزایش پیدا کند.
در چنین شرایطی، اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس از دو مسیر همزمان شکل میگیرد: نخست کاهش درآمد ناشی از افت تولید و فروش و دوم فشار بر ساختار هزینهای شرکت.
کاهش تولید؛ نخستین صورتحساب محدودیت انرژی
دادههای منتشرشده درباره صنعت فولاد نشان میدهد ابعاد تولید ازدسترفته در دورههای محدودیت انرژی قابلتوجه بوده است. بر اساس اظهارات برخی مدیران شرکتهای فولادی منتشرشده در سال ۱۴۰۳، محدودیتهای برق و گاز در یک واحد بزرگ فولادی باعث از دست رفتن فرصت تولید حدود ۱.۱ میلیون تن تختال، ۱۱۰ هزار تن کلاف گرم و ۱.۲ میلیون تن آهن اسفنجی شده بود. در تابستان همان سال نیز محدودیت شدید برق فرصت تولید بیش از ۶۰۰ هزار تن تختال و کلاف گرم را از بین برد.
این ارقام نشان میدهد اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس تنها به مرحله محصول نهایی محدود نیست. محدودیت انرژی میتواند در حلقههای مختلف زنجیره فولاد اثر بگذارد و کاهش تولید در یک بخش، برنامه تولید و عرضه بخشهای دیگر را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
در نمونهای دیگر، گزارشهای منتشرشده از عملکرد یک فولادساز بزرگ بورسی نشان میدهد محدودیت برق در سال ۱۴۰۳ با کاهش حدود ۹۸۰ هزار تن تولید همراه بوده است. بر اساس اظهارات مدیرعامل این شرکت، این افت تولید حدود ۲۳۴ هزار میلیارد ریال از درآمد و حدود ۶۱ هزار میلیارد ریال از سود خالص را کاهش داده است.
اهمیت این دادهها در آن است که رابطه میان محدودیت انرژی و سودآوری را از سطح یک ریسک احتمالی فراتر میبرد. در این نمونه، کاهش تولید ناشی از محدودیت برق با کاهش قابل اندازهگیری درآمد و سود خالص همراه شده است.
چرا فروش ازدسترفته الزاما جبران نمیشود؟
یکی از پرسشهای مهم درباره اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس این است که آیا فولادساز میتواند کاهش تولید را از طریق افزایش قیمت فروش جبران کند؟
پاسخ به این پرسش به شرایط بازار بستگی دارد. صنعت فولاد جهانی در دورههای مختلف با ضعف تقاضا، ظرفیت مازاد و فشار بر حاشیه سود تولیدکنندگان مواجه بوده است. شرکت «S&P Global» در بررسی بازار فولاد چین نیز به مازاد ظرفیت، ضعف تقاضا و فشار بر سودآوری فولادسازان اشاره کرده است.
بنابراین، فرض اینکه هر تن محصول تولیدنشده الزاما با افزایش قیمت سایر محصولات جبران میشود، با شرایط متغیر بازار فولاد سازگار نیست. اگر محدودیت انرژی همزمان با ضعف تقاضا یا فشار قیمتی رخ دهد، امکان جبران کاهش حجم فروش از مسیر قیمتگذاری محدودتر میشود.
در چنین شرایطی، اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس میتواند شدیدتر شود؛ زیرا شرکت از یک سو با کاهش مقدار تولید مواجه است و از سوی دیگر نمیتواند تمام درآمد ازدسترفته را از طریق افزایش قیمت جبران کند.
هزینه خاموشی فراتر از کاهش درآمد است
محاسبه فروش ازدسترفته تنها بخشی از هزینه اقتصادی محدودیت برق را نشان میدهد. توقف خطوط تولید، راهاندازی مجدد تجهیزات، اختلال در برنامهریزی، افزایش فشار بر تجهیزات و تعمیرات ناشی از ناپایداری انرژی نیز میتواند هزینههای شرکت را افزایش دهد.
در گزارش منتشرشده درباره وضعیت انرژی صنایع فولادی در سال ۱۴۰۳، علاوه بر کاهش تولید، به مشکلات تجهیزاتی، افزایش خرابی و استهلاک ناشی از محدودیتهای انرژی اشاره شده است.
این مسئله اهمیت اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس را دوچندان میکند؛ زیرا بخشی از هزینه واقعی خاموشی ممکن است در صورتهای مالی با عنوان مستقیمی مانند زیان خاموشی دیده نشود و در قالب افزایش هزینه تعمیرات، کاهش بهرهوری، استهلاک یا کاهش استفاده از ظرفیت تولید ظاهر شود.
از این منظر، هزینه اقتصادی برق برای فولادساز تنها قیمت برق مصرفی نیست؛ بلکه میزان تولیدی که در نتیجه نبود برق پایدار امکان تحقق پیدا نمیکند نیز بخشی از هزینه انرژی محسوب میشود.
ظرفیت اسمی دیگر معیار کافی نیست
یکی از پیامدهای مهم تداوم محدودیت انرژی برای بازار سرمایه، کاهش فاصله میان ظرفیت اسمی و ظرفیت واقعی قابل بهرهبرداری است.
شرکت فولادی ممکن است ظرفیت نصبشده بالایی داشته باشد، اما اگر دسترسی آن به برق در بخشهایی از سال محدود شود، ظرفیت واقعی تولید کمتر از ظرفیت اسمی خواهد بود. بنابراین تحلیل سودآوری شرکت تنها با بررسی ظرفیت کارخانه یا ظرفیت تولید سالانه امکانپذیر نیست و باید میزان دسترسی واقعی به انرژی نیز مورد توجه قرار گیرد.
از همین منظر، اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس به مسئلهای مرتبط با کیفیت سود و قابلیت پیشبینی عملکرد آینده نیز تبدیل میشود. هرچه محدودیت انرژی تکرارشوندهتر باشد، برآورد تولید، فروش و جریان درآمد آینده دشوارتر خواهد شد.
همه فولادسازان به یک اندازه آسیب نمیبینند
شدت اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس برای همه بنگاهها یکسان نیست. ساختار تولید، نوع محصول، میزان وابستگی به شبکه، دسترسی به منابع جایگزین انرژی و امکان تامین برق از مسیرهای قراردادی یا بازار انرژی میتواند میزان آسیبپذیری شرکتها را تغییر دهد.
به همین دلیل، کاهش مشابه تولید در دو شرکت لزوما به کاهش مشابه سود منجر نمیشود. قیمت فروش، ترکیب محصولات، هزینه مواد اولیه، نرخ ارز، سهم صادرات و وضعیت بازار داخلی و جهانی فولاد نیز در تعیین سود نهایی نقش دارند.
این موضوع نشان میدهد محدودیت برق را نباید به عنوان تنها متغیر تعیینکننده سودآوری فولادسازان تحلیل کرد. با این حال، زمانی که کاهش تولید ناشی از انرژی با سایر فشارهای هزینهای یا قیمتی همزمان شود، اثر آن بر سود میتواند تشدید شود.
بازار جهانی؛ فرصت جبران یا فشار مضاعف؟
وضعیت بازار جهانی فولاد یکی از متغیرهای مهم در میزان اثرگذاری محدودیت برق بر سود شرکتهای بورسی است. در دورههایی که تقاضای جهانی ضعیف و ظرفیت تولید بالا است، فضای بیشتری برای فشار بر قیمتها و حاشیه سود فولادسازان وجود دارد. شرکت «S&P Global» در تحلیل بازار فولاد چین نیز ضعف تقاضا و ظرفیت مازاد را از عوامل فشار بر سودآوری تولیدکنندگان عنوان کرده است.
از سوی دیگر، دادههای انجمن جهانی فولاد که توسط شرکت «S&P Global» منتشر شده نشان میدهد تولید فولاد ایران در آوریل ۲۰۲۴ نسبت به سال ۲۰۲۳ کاهش داشته و به حدود ۲.۷ میلیون تن رسیده است؛ رقمی که پایینترین سطح ماهانه ایران در چهار ماه نخست آن سال گزارش شد.
این داده بهتنهایی علت کاهش تولید را مشخص نمیکند، اما در کنار گزارشهای داخلی درباره محدودیت انرژی، نشان میدهد بررسی عملکرد فولاد ایران باید همزمان با متغیرهای تولید داخلی و شرایط بازار جهانی انجام شود.
محدودیت برق و ریسک ارزشگذاری سهام
برای سهامداران، اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس تنها به مقدار سود از دسترفته در یک دوره مالی مربوط نیست. مسئله مهمتر، تاثیر این محدودیت بر قابلیت پیشبینی عملکرد شرکت است.
ارزشگذاری سهام فولادی به برآورد تولید، فروش، حاشیه سود و جریان نقدی آینده وابسته است. هر عاملی که تحقق ظرفیت تولید را نامطمئنتر کند، دامنه عدمقطعیت در این برآوردها را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، تحلیلگر بازار سرمایه باید علاوه بر ظرفیت اسمی تولید، میزان تولید واقعی، سابقه محدودیت انرژی، دسترسی شرکت به منابع جایگزین برق و برنامههای سرمایهگذاری آن برای کاهش ریسک انرژی را نیز بررسی کند.
به این ترتیب، اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس از یک متغیر عملیاتی به یکی از متغیرهای موثر بر ارزیابی ریسک و ارزشگذاری سهام فولادی تبدیل میشود.
چرا تامین برق اختصاصی اهمیت پیدا کرده است؟
تداوم ناترازی انرژی باعث شده تامین برق پایدار از یک مسئله روزمره به بخشی از استراتژی سرمایهگذاری صنعت فولاد تبدیل شود. توسعه نیروگاه اختصاصی، قراردادهای تامین برق و استفاده از ظرفیتهای بازار انرژی از جمله مسیرهایی هستند که برای کاهش وابستگی به شبکه عمومی دنبال میشوند.
گسترش معاملات برق در بورس انرژی نیز نشان میدهد بازار برق در حال ایفای نقش بیشتری در سازوکار تامین انرژی است. برای نمونه، در یکی از هفتههای فروردین ۱۴۰۵، بیش از ۴۰۸ هزار مگاواتساعت برق در تابلوهای مختلف بورس انرژی معامله شد.
با این حال، تامین برق از مسیرهای جایگزین به معنای حذف هزینه نیست. احداث نیروگاه، خرید برق، تامین سوخت، نگهداری تجهیزات و سرمایهگذاری در زیرساختهای جدید همگی نیازمند منابع مالی هستند.
بنابراین، اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس میتواند در بلندمدت ساختار سرمایهگذاری شرکتها را نیز تغییر دهد؛ فولادسازان برای کاهش ریسک توقف تولید ناچارند بخشی از منابع خود را به زیرساخت انرژی اختصاص دهند.
انرژی خورشیدی؛ راهکار مکمل برای کاهش ریسک
توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیز میتواند بخشی از راهبرد مدیریت ریسک انرژی در صنعت فولاد باشد. با این حال، برای صنایع انرژیبر، مسئله تنها تولید برق نیست؛ بلکه دسترسی پایدار و قابل اتکا به انرژی در زمان مورد نیاز تولید اهمیت دارد.
از این رو، نیروگاههای خورشیدی میتوانند بخشی از سبد تامین انرژی را پوشش دهند، اما بهتنهایی جایگزین کامل برق پایدار مورد نیاز فرآیندهای صنعتی نخواهند بود.
اهمیت این موضوع در مسیر گذار صنعت فولاد به سمت فناوریهای کمکربن نیز بیشتر میشود. آژانس بینالمللی انرژی تاکید کرده است که توسعه فولاد سبز به سرمایهگذاری و زیرساختهای جدید نیاز دارد و مسیر گذار صنعت به فناوریهای کمکربن مستلزم شتاب گرفتن سرمایهگذاری است. بنابراین، تامین انرژی پایدار در صنعت فولاد نهتنها برای تولید فعلی، بلکه برای سرمایهگذاریهای آینده این صنعت نیز اهمیت دارد.
سه مسیر اصلی کاهش سود فولادسازان
بررسی دادهها و گزارشهای منتشرشده نشان میدهد اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس عمدتا از سه مسیر قابل مشاهده است.
مسیر نخست، کاهش مستقیم تولید و فروش است. زمانی که محدودیت انرژی مانع استفاده کامل از ظرفیت تولید میشود، مقدار محصول قابل فروش کاهش مییابد و درآمد بالقوه شرکت از دست میرود. مسیر دوم، افزایش هزینه نسبی تولید است. هزینههای ثابت با کاهش تولید به همان نسبت کاهش نمییابند و در نتیجه فشار بیشتری بر بهای تمامشده و حاشیه سود وارد میشود.
مسیر سوم، افزایش سرمایهگذاری برای تامین انرژی پایدار است. شرکتهایی که برای کاهش وابستگی به شبکه عمومی به سمت نیروگاه اختصاصی یا منابع تجدیدپذیر حرکت میکنند، باید منابع مالی جدیدی برای زیرساخت انرژی اختصاص دهند.
این سه مسیر در کنار یکدیگر نشان میدهند که بحران برق تنها مسئلهای مربوط به چند روز یا چند هفته توقف تولید نیست؛ بلکه میتواند بر ساختار درآمدی، هزینهای و سرمایهگذاری فولادسازان اثر بگذارد.
چشمانداز سودآوری فولادسازان بورسی
تجربه سالهای اخیر نشان میدهد دسترسی به برق پایدار به یکی از متغیرهای مهم عملکرد صنعت فولاد ایران تبدیل شده است. گزارشهای منتشرشده از صنعت، از یک سو کاهش قابل توجه فرصت تولید در دورههای محدودیت انرژی را نشان میدهند و از سوی دیگر، آثار این محدودیتها بر تجهیزات، تعهدات فروش و برنامه تولید را برجسته کردهاند.
در چنین شرایطی، اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس باید در کنار قیمت محصولات، وضعیت تقاضا، هزینه مواد اولیه، نرخ ارز، صادرات و شرایط بازار جهانی بررسی شود.
با این حال، یک نکته برای بازار سرمایه اهمیت بیشتری دارد و آن اینکه ظرفیت اسمی کارخانه بهتنهایی نمیتواند تصویر کاملی از توان سودسازی یک فولادساز ارائه دهد. میزان دسترسی واقعی به انرژی و توان شرکت برای مدیریت ریسک تامین برق نیز باید در تحلیل عملکرد آن لحاظ شود.
در نهایت، محدودیت برق برای صنعت فولاد از یک مسئله عملیاتی به یک متغیر مالی و سرمایهگذاری گستردهتر تبدیل شده است. کاهش تولید و فروش، افزایش هزینههای ثابت، افت بهرهوری، اختلال در زنجیره تولید و نیاز به سرمایهگذاری در زیرساخت انرژی، مجموعه عواملی هستند که میتوانند حاشیه سود و قابلیت پیشبینی عملکرد فولادسازان را تحت فشار قرار دهند.
از این منظر، اثر محدودیت برق بر سود شرکتهای فولادی بورس باید به عنوان یکی از شاخصهای مهم تحلیل بنیادی این صنعت مورد توجه قرار گیرد؛ شاخصی که نهتنها سود تحققیافته دوره جاری، بلکه ظرفیت تولید قابل تحقق، جریان نقدی آینده و نیاز سرمایهای شرکت برای مدیریت ریسک انرژی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
اخبار مرتبط

ناترازی انرژی صنعت فولاد سرمایهگذاران را مردد کرد

هزینه انرژی در اقتصاد دیجیتال ایران؛ بنزین فقط آغاز ماجراست

توقف خاموشیها پایان ناترازی برق نیست

پیشبینی بازارهای ایران در شهریور ۱۴۰۵؛ پنج متغیر تعیینکننده

اروپا با انرژی خورشیدی از گاز فاصله گرفت

 copy.webp)
۰ دیدگاه