
پیمان مکه زیر ذرهبین؛ اتحاد نظامی یا بیمهنامه امنیتی عربستان؟
امضای پیمان دفاعی سهجانبه عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه، در میانه جنگ پنجماهه ایران و آمریکا، معادلات امنیتی منطقه را وارد مرحله تازهای کرده است.
به گزارش نماد اقتصاد، توافقی که بر اساس آن «حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد»؛ اما هنوز مشخص نیست این عبارت در میدان جنگ دقیقاً چه معنایی خواهد داشت و آیا در صورت حمله به عربستان، آنکارا و اسلامآباد واقعا وارد یک جنگ مستقیم خواهند شد یا حمایت خود را به پدافند هوایی، اطلاعات، تجهیزات و پشتیبانی لجستیکی محدود خواهند کرد.
این پرسش در شرایطی اهمیت دوچندان پیدا میکند که جنگ ایران و آمریکا با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، دیگر به جغرافیای دو طرف محدود نیست.
حملات موشکی ایران به اهداف و پایگاههای آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج فارس، بحران تنگه هرمز، حملات حوثیهای یمن به کشتیها و اهداف مرتبط با عربستان و ورود گروههای عراقی به درگیری، عملاً بخش بزرگی از غرب آسیا را تحت تأثیر قرار داده است.
پیمان مکه دقیقا چه میگوید؟
محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، روز هفتم اوت در مکه «توافق دفاعی مشترک مکه» را امضا کردند.
مهمترین بخش اعلامشده توافق این است که حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همه اعضا تلقی میشود و سه طرف همچنین متعهد به گسترش همکاریهای دفاعی شدهاند. با این حال جزئیاتی درباره اینکه در زمان بحران چه نیرویی، با چه فرماندهی و در چه سطحی وارد عمل خواهد شد، منتشر نشده است. رویترز نیز تاکید کرده که هنوز روشن نیست توافق تا چه اندازه کشورهای عضو را به اقدام نظامی مشخص ملزم میکند.
از همین رو، تعبیرهایی همچون «ناتوی اسلامی» یا «ماده ۵ ناتو» باید با احتیاط به کار برده شوند. شباهت لفظی وجود دارد، اما این توافق از ساختار فرماندهی مشترک، برنامهریزی عملیاتی، استانداردهای نظامی و نهادهای دائمی ناتو برخوردار نیست.
حتی خود ماده ۵ ناتو نیز به معنای ورود خودکار همه اعضا به جنگ با یک نوع واکنش یکسان نیست؛ هر عضو اقدامی را که ضروری بداند انجام میدهد. علاوه بر آن، عضویت ترکیه در ناتو به این معنا نیست که چتر دفاع جمعی ناتو بهطور خودکار به عربستان یا پاکستان گسترش پیدا میکند.
چرا عربستان دقیقاً اکنون به سراغ چنین پیمانی رفت؟
پاسخ را باید در تحولات جنگ ایران و آمریکا جستوجو کرد. ریاض پیش از آغاز جنگ اعلام کرده بود اجازه نخواهد داد خاک و آسمان عربستان برای حمله به ایران مورد استفاده قرار گیرد. حتی محمد بنسلمان در ژانویه ۲۰۲۶ این موضع را مستقیماً به مسعود پزشکیان اعلام کرده بود.
اما با گسترش جنگ، شرایط تغییر کرد. حملات ایران و گروههای همسو با تهران به کشورهای حاشیه خلیج فارس و سپس حملات حوثیها به اهداف سعودی، ریاض را به یکی از بازیگران مستقیم بحران تبدیل کرد. عربستان در اواخر ژوئیه همراه آمریکا به مواضع گروههای نزدیک به ایران در عراق حمله کرد و همزمان با تهدید حملات از یمن و عراق مواجه شد.
در ششم اوت نیز عربستان اعلام کرد حملات حوثیها به منطقه نجران ۱۱ غیرنظامی را زخمی کرده است. ریاض همچنین مدعی شده اطلاعاتی درباره احتمال حملات هماهنگ از شمال توسط گروههای عراقی و از جنوب توسط حوثیها در اختیار دارد.
بنابراین توافق مکه را بیش از آنکه صرفا محصول روابط تاریخی عربستان، پاکستان و ترکیه بدانیم، باید پاسخی به منطقهای شدن جنگ ایران و آمریکا تلقی کرد.
عربستان در حال جایگزین کردن آمریکا نیست
یکی از برداشتها این است که ریاض اعتماد خود به چتر امنیتی آمریکا را از دست داده و در حال ایجاد یک ساختار امنیتی مستقل است.
بخشی از این تحلیل قابل دفاع است. در سالهای اخیر کشورهای خلیج فارس تلاش کردهاند منابع امنیتی خود را متنوع کنند و وابستگی کامل به واشنگتن را کاهش دهند. عربستان نیز اکنون علاوه بر آمریکا، همکاری نظامی گستردهتری با پاکستان و ترکیه ایجاد کرده است. پژوهشگران چتمهاوس این رویکرد را نوعی سیاست موازنه و بیمهسازی همزمان توصیف کردهاند. اما این به معنای خروج عربستان از مدار امنیتی آمریکا نیست.
اتفاقاً روند جنگ نشان داده است که ریاض همچنان در مسائل اطلاعاتی، پدافندی و عملیاتی ارتباط نزدیکی با واشنگتن دارد. بنابراین پیمان مکه احتمالا «جایگزین آمریکا» نیست؛ بلکه لایه دیگری به معماری امنیتی عربستان اضافه میکند. به بیان دیگر، ریاض میخواهد در آینده فقط یک شماره تلفن در واشنگتن برای شرایط اضطراری نداشته باشد.
پاکستان مهمترین ضلع بازدارندگی است، اما نه الزاماً برای جنگ با ایران
پاکستان از نظر نظامی شاید حساسترین عضو این پیمان باشد. این کشور علاوه بر ارتش بزرگ، تنها قدرت هستهای میان سه عضو پیمان است و پیش از این نیز در سپتامبر ۲۰۲۵ یک توافق دفاع متقابل جداگانه با عربستان امضا کرده بود.
با این حال یک واقعیت مهم وجود دارد: پاکستان با وجود توافق دفاعی سال گذشته، در پاسخ به حملات ایران به عربستان وارد جنگ مستقیم نشد. رویترز این موضوع را یکی از نشانههای محدودیت عملی تعهدات دفاعی اسلامآباد میداند.
پاکستان در عین داشتن روابط بسیار نزدیک اقتصادی و نظامی با عربستان، نمیتواند هزینه گشودن یک جبهه مستقیم با ایران را نادیده بگیرد. اسلامآباد همزمان با هند درگیر رقابت راهبردی است، در مرز افغانستان با مشکلات امنیتی روبهرو است و به ثبات مرز طولانی خود با ایران نیاز دارد.
در نتیجه محتملترین نقش پاکستان در صورت حمله گسترده به عربستان میتواند شامل پدافند هوایی، استقرار جنگنده و پهپاد، آموزش، اطلاعات، حفاظت از تأسیسات و نیروهای زمینی دفاعی باشد، نه الزاما مشارکت در حمله مستقیم به خاک ایران.
رویترز گزارش داده است که پاکستان هماکنون نیز هزاران نیروی نظامی و تجهیزاتی از جمله جنگنده، پهپاد و سامانههای پدافندی در عربستان مستقر کرده است.
ترکیه به دنبال نفوذ است، نه یک جنگ تازه
محاسبه ترکیه متفاوت است. آنکارا دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد و صنایع دفاعی آن در سالهای اخیر به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت منطقهای ترکیه تبدیل شده است. عربستان نیز از خریداران مهم پهپادها و تسلیحات ترکیه محسوب میشود.
برای اردوغان، پیمان مکه سه منفعت دارد: افزایش نفوذ ترکیه در جهان اسلام، توسعه بازار صنایع دفاعی و ایجاد یک شبکه امنیتی مکمل در کنار ناتو.
اما ورود مستقیم ترکیه به جنگ ایران و آمریکا هزینههای بسیار بیشتری دارد. ایران همسایه ترکیه است و دو کشور، با وجود رقابت منطقهای، روابط اقتصادی و امنیتی پیچیدهای دارند.
از همین رو احتمال اینکه آنکارا برای هر حمله محدود به عربستان فورا وارد جنگ مستقیم با ایران شود پایینتر از احتمال مشارکت آن در دفاع هوایی، اطلاعات، فروش تسلیحات و حفاظت از زیرساختهای سعودی است.
پیمان مکه چه تأثیری بر جنگ ایران و آمریکا خواهد گذاشت؟
افزایش هزینه حمله به عربستان
مهمترین اثر پیمان، ایجاد «ابهام بازدارنده» است. پیش از این، تهران یا گروههای همسو با ایران هنگام محاسبه هزینه حمله به اهداف سعودی عمدتاً واکنش عربستان و آمریکا را در نظر میگرفتند. اکنون پرسش پاکستان و ترکیه نیز وارد محاسبه میشود.
حتی اگر هیچکدام قصد ورود مستقیم به جنگ را نداشته باشند، تهران نمیتواند با اطمینان کامل فرض کند که چنین اتفاقی نخواهد افتاد. همین عدم اطمینان بخشی از بازدارندگی است.
خطر تبدیل جنگ ایران و آمریکا به یک جنگ چندجانبه
روی دیگر همین معادله، افزایش خطر گسترش جنگ است. اگر یک موشک ایرانی یا حمله منتسب به یک گروه همسو با ایران خسارت سنگینی به عربستان وارد کند و ریاض رسماً پیمان دفاعی را فعال کند، پاکستان و ترکیه تحت فشار سیاسی قرار خواهند گرفت که واکنشی نشان دهند.
این واکنش ممکن است ابتدا دفاعی باشد، اما در شرایط جنگی مرز میان دفاع و حمله به سرعت از بین میرود. بنابراین پیمان مکه در عین افزایش بازدارندگی، یک مکانیسم بالقوه گسترش جنگ نیز ایجاد کرده است.
کاهش انحصار امنیتی آمریکا
برای واشنگتن، این پیمان دو پیام متناقض دارد. از یک سو، ورود ترکیه و پاکستان به ساختار دفاعی عربستان میتواند بخشی از فشار حفاظت از زیرساختهای نفتی و مسیرهای دریایی را از دوش آمریکا بردارد.
اما از سوی دیگر، شکلگیری یک شبکه امنیتی منطقهای مستقل نشان میدهد کشورهای متحد آمریکا دیگر نمیخواهند امنیت خود را فقط به تصمیم واشنگتن وابسته کنند.
در نتیجه آمریکا همچنان قدرت نظامی اصلی منطقه باقی میماند، اما ممکن است دیگر تنها «ضامن امنیت» نباشد.
فشار بیشتر بر تهران در مذاکرات
توافق دقیقا در زمانی امضا شده که مذاکرات غیرمستقیم برای کاهش تنش بر سر تنگه هرمز جریان دارد. تا هفتم اوت، مقامهای آمریکایی از نزدیک بودن توافقی میان ایران و عمان برای تسهیل عبور کشتیها از تنگه هرمز سخن میگفتند؛ توافقی که در صورت اجرا میتواند زمینه کاهش محاصره بنادر ایران و سپس مذاکرات گستردهتر را ایجاد کند.
از این زاویه، پیمان مکه میتواند به عنوان ابزار فشار تلقی شود: پیامی به تهران که ادامه حمله به کشورهای حاشیه خلیج فارس، به جای جدا کردن آنها از آمریکا، ممکن است ائتلافهای تازهای علیه تهدیدهای منطقهای ایجاد کند.
اما نتیجه معکوس نیز ممکن است؛ تهران میتواند این پیمان را نشانه شکلگیری محاصره امنیتی جدید تلقی کرده و مواضع سختتری اتخاذ کند.
انرژی؛ مهمترین میدان واقعی جنگ
جنگ ایران و آمریکا بیش از هر حوزه دیگری بازار انرژی را تحت تأثیر قرار داده است. تنگه هرمز یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان است و همزمان ورود حوثیها به درگیری، مسیر دریای سرخ و بابالمندب را نیز تحت فشار قرار داده است.
آرامکو اعلام کرده اختلال ناشی از جنگ تاکنون معادل حدود ۲.۶ میلیارد بشکه نفت از عرضه معمول بازار جهانی کاسته است. حمله حوثیها به نفتکشهای سعودی نیز در ماه ژوئیه قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار رساند.
به همین دلیل احتمال دارد یکی از کارکردهای عملی پیمان مکه نه عملیات تهاجمی علیه ایران، بلکه ایجاد شبکهای برای حفاظت از تأسیسات نفتی، بنادر، خطوط لوله، نفتکشها و مسیرهای دریایی باشد.
آیا این پیمان علیه ایران است؟
سه کشور رسماً چنین برداشتی را رد کردهاند. مقامهای سعودی و ترکیه تاکید کردهاند توافق علیه کشور مشخصی تنظیم نشده و «ائتلاف فرقهای»، «محور نظامی» یا سازوکاری برای انتقال بازدارندگی هستهای پاکستان نیست.
با این حال نمیتوان زمان امضای آن را از جنگ جاری جدا کرد. حتی بورجو اوزچلیک، پژوهشگر ارشد امنیت خاورمیانه در مؤسسه RUSI، معتقد است این توافق هم به موازنه در برابر قدرت ایران مربوط است و هم میتواند برای ایجاد بازدارندگی در برابر اسرائیل کارکرد داشته باشد؛ بنابراین تقلیل آن به یک «ائتلاف ضدایرانی» تمام واقعیت را توضیح نمیدهد.
به طور کلی پیمان مکه را نمیتوان در شرایط فعلی یک ناتوی جدید دانست؛ همانقدر که نمیتوان آن را صرفا یک برگ کاغذ بیارزش توصیف کرد.
عربستان سرمایه، زیرساخت و موقعیت ژئوپلیتیکی در اختیار دارد؛ پاکستان نیروی انسانی، تجربه نظامی و قدرت هستهای دارد و ترکیه ارتش بزرگ، صنایع دفاعی پیشرفته و تجربه عملیاتی ناتو را به مجموعه اضافه میکند. این ترکیب روی کاغذ قابل توجه است.
اما آزمون واقعی هر پیمان دفاعی زمانی آغاز میشود که یکی از اعضا واقعا مورد حمله قرار گیرد.
بزرگترین ابهام توافق مکه نیز دقیقاً همینجاست: آیا اسلامآباد و آنکارا حاضرند برای دفاع از عربستان، هزینه یک جنگ مستقیم با ایران را بپردازند؟
شواهد موجود هنوز پاسخ قطعی به این سوال نمیدهد.در کوتاهمدت، محتملتر آن است که پیمان مکه به جای تبدیل شدن به «ناتوی اسلامی»، نقش یک بیمهنامه امنیتی چندلایه برای ریاض را بازی کند؛ بیمهنامهای که پدافند پاکستان، فناوری و توان نظامی ترکیه و همچنان قدرت آمریکا را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
با این حال اگر جنگ ایران و آمریکا بار دیگر شدت گیرد و حملات به خاک عربستان افزایش یابد، همین بیمهنامه میتواند به یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده در گسترش یا مهار جنگ تبدیل شود.
 copy.webp)
۰ دیدگاه