حداقل حقوق ۱۴۰۵ چند درصد هزینه‌های زندگی را تامین می‌کند؟
نماد اقتصاد گزارش داد:

حداقل حقوق ۱۴۰۵ چند درصد هزینه‌های زندگی را تامین می‌کند؟

محمدرضا طارمی
۱۴ مرداد ۱۴۰۵

بررسی داده‌های موجود نشان می‌دهد که افزایش ۶۰ درصدی حداقل حقوق در سال ۱۴۰۵، اگرچه از نظر اسمی یکی از بزرگ‌ترین افزایش‌های سال‌های اخیر بوده اما به دلیل بالا بودن هزینه‌های زندگی و تورم انباشته هنوز نتوانسته است فاصله میان درآمد و هزینه را به‌ طور کامل از بین ببرد.

به گزارش نماد اقتصاد، حداقل دستمزد، کف قانونی پرداختی به نیروی کار بوده و هدف اصلی آن، تضمین حداقل سطح معیشت و جلوگیری از کاهش شدید رفاه خانوارهای کارگری است. در اغلب کشورهای جهان، تعیین حداقل مزد با دو شاخص اصلی نرخ تورم و هزینه واقعی زندگی انجام می‌شود. در ایران نیز ماده ۴۱ قانون کار به همین دو شاخص اشاره دارد.

با این حال، در بسیاری از سال‌ها رشد دستمزدها از رشد هزینه‌های زندگی عقب مانده است. نتیجه این وضعیت، کاهش قدرت خرید، افزایش اشتغال دوم، کاهش مصرف کالاهای ضروری و افزایش فشار اقتصادی بر خانوارها بوده است.

سال ۱۴۰۵ از این منظر اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا یکی از بزرگ‌ترین افزایش‌های حداقل مزد طی سال‌های اخیر تصویب شد. اما پرسش اصلی این گزارش آن است که:

حداقل حقوق سال ۱۴۰۵

براساس مصوبه شورای عالی کار، مهم‌ترین تغییرات دستمزد سال ۱۴۰۵ شامل حداقل حقوق پایه ۱۶.۶ میلیون تومان، دریافتی کارگر مجرد حدود ۲۲ میلیون تومان و دریافتی کارگر متاهل با یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان است؛ این در حالی بوده که افزایش حداقل مزد نسبت به سال قبل ۶۰ درصد تعیین شده است.

این افزایش در ظاهر رقم قابل‌توجهی است اما برای ارزیابی اثربخشی آن باید با هزینه‌های واقعی زندگی مقایسه شود.

سبد معیشت خانوار چیست؟

سبد معیشت مجموعه‌ای از کالاها و خدمات ضروری است که یک خانوار برای داشتن حداقل استاندارد زندگی به آن نیاز دارد. این سبد معمولا شامل خوراک و مواد غذایی، مسکن، پوشاک، حمل‌ونقل، بهداشت و درمان، آموزش، انرژی، ارتباطات و سایر هزینه‌های ضروری است.

در ایران، کمیته دستمزد هر سال هزینه این سبد را برآورد می‌کند تا مبنایی برای مذاکرات مزدی باشد. در سال ۱۴۰۵، هزینه سبد معیشت خانوار کارگری برابر با ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان در ماه اعلام شده است.

مقایسه درآمد و هزینه زندگی

اکنون می‌توان مقایسه‌ای ساده انجام داد. وقتی سبد معیشت ۴۲.۹ میلیون تومان، حقوق پایه ۱۶.۶ میلیون تومان، دریافتی کارگر مجرد حقوق ۲۲ میلیون تومان و دریافتی کارگر متاهل با یک فرزند حقوق ۲۴ میلیون تومان باشد، بر این اساس اگر نسبت سبد معیشت به حقوق پایه را در نظر بگیریم، حقوق پایه تنها حدود ۳۹ درصد هزینه‌های زندگی را پوشش می‌دهد.

این میزان برای کارگر مجرد حدود ۵۱ درصد است و به عبارتی، مجموع دریافتی با مزایا حدود نیمی از هزینه‌های زندگی را تامین می‌کند. همچنین برای متاهل حدود ۵۶ درصد بوده که در بهترین حالت، حدود ۴۴ درصد هزینه‌های زندگی بدون منبع درآمد باقی می‌ماند.

تحلیل شکاف درآمد و هزینه

براساس آنچه اشاره شد، اگر یک خانوار ماهانه ۴۲.۹ میلیون تومان برای تامین حداقل نیازهای خود احتیاج داشته باشد، با احتساب دریافتی یک کارگر مجرد ۲۲ میلیون تومان و یک کارگر متاهل ۲۴ میلیون تومان، یک خانوار کارگری باید هر ماه حدود ۱۹ تا ۲۱ میلیون تومان از منابع دیگری مانند اضافه‌کاری، شغل دوم، کمک خانواده، وام یا کاهش مصرف کالاهای ضروری تأمین کند.

بیشترین سهم هزینه‌های زندگی

براساس الگوی هزینه خانوارهای شهری، توزیع تقریبی هزینه‌های ضروری شامل مسکن ۴۰ تا ۵۰ درصد، خوراک ۲۵ تا ۳۰ درصد، حمل‌ونقل ۸ تا ۱۰ درصد، درمان ۶ تا ۸ درصد، آموزش ۳ تا ۵ درصد و سایر ۱۰ تا ۱۵ درصد است.

این ارقام نشان می‌دهد که دو قلم مسکن و خوراک، به‌ تنهایی بیش از دو سوم هزینه‌های خانوار را تشکیل می‌دهند. در نتیجه، هرگونه افزایش قیمت در این دو بخش، اثر مستقیمی بر قدرت خرید خانوارهای کم‌درآمد دارد.

روند تغییر حداقل دستمزد طی سال‌های اخیر

برای ارزیابی وضعیت حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۵، باید آن را در بستر چند سال گذشته بررسی کرد. افزایش اسمی حقوق، زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند افزایش هزینه‌های زندگی را جبران کند. در غیر این صورت، حتی اگر رقم حقوق بزرگ‌تر شود، قدرت خرید واقعی خانوار کاهش می‌یابد.

در بازه زمانی ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۵، حداقل افزایش حقوق به ترتیب حدود ۲۷ درصد، حدود ۳۵ درصد، حدود ۴۵ درصد و حدود ۶۰ درصد بوده که ویژگی اصلی آن‌ها کمتر از رشد هزینه‌های زندگی، ادامه کاهش قدرت خرید، بهبود نسبی اما همچنان کمتر از هزینه معیشت و بیشترین افزایش طی چهار سال اخیر بوده است.

اگرچه افزایش ۶۰ درصدی دستمزد طی سال جاری در نگاه نخست چشمگیر به نظر می‌رسد اما باید توجه داشت که این افزایش بر پایه حقوق سال قبل محاسبه شده و در شرایطی رخ داده است که طی سال‌های گذشته، فاصله قابل‌توجهی میان درآمد و هزینه‌های واقعی خانوار ایجاد شده بود. بنابراین بخشی از این افزایش، صرف جبران عقب‌ماندگی سال‌های قبل شده است.

تاثیر تورم بر قدرت خرید

یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده رفاه خانوار، قدرت خرید واقعی است؛ بدین معنا که مقدار کالا و خدماتی که با درآمد خود می‌توان خریداری کرد. بر این اساس اگر فرض کنیم درآمد یک کارگر ۶۰ درصد افزایش یافته باشد اما قیمت کالاهای ضروری نیز در همین دوره رشد قابل‌توجهی داشته باشد، اثر واقعی افزایش حقوق کاهش می‌یابد.

به عنوان مثال، اگر قیمت اجاره‌بها، گوشت و مرغ، لبنیات، برنج، حمل‌ونقل و درمان افزایش یابد، در چنین شرایطی، بخش بزرگی از افزایش حقوق صرف جبران افزایش قیمت‌ها خواهد شد.

سهم هزینه مسکن

مطالعات اقتصادی نشان می‌دهد که مسکن بزرگ‌ترین هزینه خانوارهای ایرانی است؛ به نحوی که در بسیاری از کلان‌شهرها بین ۴۰ تا ۵۵ درصد درآمد خانوار صرف اجاره‌بها یا هزینه مسکن می‌شود و در برخی مناطق حتی این سهم از ۶۰ درصد نیز فراتر می‌رود.

حال اگر یک کارگر حداقل‌بگیر حدود ۲۲ میلیون تومان دریافتی داشته باشد و تنها ۱۵ میلیون تومان بابت اجاره مسکن پرداخت کند، کمتر از هفت میلیون تومان برای سایر هزینه‌های زندگی باقی می‌ماند؛ رقمی که برای خوراک، حمل‌ونقل، درمان، آموزش و سایر نیازهای اساسی کافی نیست.

سهم هزینه خوراک

پس از مسکن، خوراک دومین هزینه بزرگ خانوار است. براساس الگوی مصرف خانوارهای شهری، هزینه مواد غذایی معمولا حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد کل هزینه‌ها را تشکیل می‌دهد. برای یک سبد معیشت ۴۲.۹ میلیون تومانی، هزینه خوراک تقریبا بین ۱۱ تا ۱۳ میلیون تومان برآورد می‌شود.

این موضوع نشان می‌دهد که حتی پس از پرداخت اجاره، تامین غذای مناسب نیز برای بسیاری از خانوارهای کارگری با دشواری همراه است.

هزینه درمان و آموزش

دو بخش مهم دیگر شامل درمان و آموزش است. در سال‌های اخیر، افزایش هزینه‌های خدمات پزشکی، دارو، بیمه‌های تکمیلی و آموزش خصوصی موجب شده است که بسیاری از خانوارها این هزینه‌ها را کاهش دهند یا به تعویق بیندازند.

کاهش هزینه‌های درمان می‌تواند به افت سلامت عمومی منجر شود و کاهش هزینه‌های آموزشی نیز در بلندمدت بر کیفیت سرمایه انسانی و فرصت‌های شغلی نسل آینده اثر منفی خواهد داشت.

استانداردهای بین‌المللی چه می‌گویند؟

در بسیاری از کشورها، حداقل دستمزد به گونه‌ای تعیین می‌شود که بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های زندگی را پوشش دهد؛ هرچند شرایط اقتصادی، نرخ مالیات، نظام تامین اجتماعی و هزینه‌های زندگی در کشورها متفاوت است اما یک اصل مشترک وجود دارد که حداقل مزد باید امکان تامین نیازهای اساسی یک خانوار را فراهم کند.

در کشورهایی که نظام حمایت اجتماعی توسعه‌یافته‌تری دارند، بخشی از هزینه‌های درمان، آموزش، مسکن یا نگهداری از کودکان از طریق دولت یا بیمه‌های عمومی پوشش داده می‌شود. در نتیجه، حتی اگر دستمزد اسمی بالا نباشد، فشار هزینه‌ای بر خانوار کمتر است.

در ایران، اگرچه خدمات عمومی و یارانه‌ها بخشی از هزینه‌ها را کاهش می‌دهند اما رشد قیمت‌ها در سال‌های اخیر باعث شده است که این حمایت‌ها نتوانند به‌ طور کامل فاصله میان درآمد و هزینه را جبران کنند.

پیامدهای اقتصادی شکاف درآمد و هزینه

فاصله میان حداقل دستمزد و هزینه واقعی زندگی، تنها یک مسئله معیشتی نیست؛ بلکه آثار گسترده‌ای بر اقتصاد کلان و بازار کار دارد. زمانی که درآمد از هزینه‌ها عقب می‌ماند، خانوارها مصرف خود را کاهش می‌دهند؛ این کاهش تقاضا می‌تواند بر فروش بنگاه‌ها و رشد اقتصادی نیز اثر منفی بگذارد (کاهش قدرت خرید). بسیاری از کارگران برای جبران کسری درآمد، به شغل دوم یا اضافه‌کاری روی می‌آورند. این وضعیت می‌تواند موجب افزایش ساعات کار، خستگی مزمن و کاهش بهره‌وری شود (افزایش اشتغال دوم).

وقتی بخش عمده درآمد صرف هزینه‌های جاری می‌شود، امکان پس‌انداز برای خرید مسکن، آموزش فرزندان یا سرمایه‌گذاری از بین می‌رود (کاهش پس‌انداز). یکی از پدیده‌های مهم اقتصاد ایران، افزایش تعداد افرادی است که با وجود داشتن شغل رسمی، همچنان زیر فشار شدید معیشتی قرار دارند؛ پدیده‌ای که از آن با عنوان (فقر شاغلان) یاد می‌شود. به علاوه، اگر رشد درآمد با رشد هزینه‌های زندگی همگام نباشد، انگیزه نیروی انسانی برای افزایش بهره‌وری، ارتقای مهارت و ماندگاری در بازار کار کاهش می‌یابد (کاهش انگیزه نیروی کار).

حال جامعه کارگری خوش نیست

بررسی داده‌های موجود نشان می‌دهد که افزایش ۶۰ درصدی حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۵، اگرچه از نظر اسمی یکی از بزرگ‌ترین افزایش‌های سال‌های اخیر بوده اما به دلیل بالا بودن هزینه‌های زندگی و تورم انباشته هنوز نتوانسته است فاصله میان درآمد و هزینه را به‌ طور کامل از بین ببرد.

بر اساس برآورد سبد معیشت حدود ۴۲.۹ میلیون تومان، حداقل حقوق پایه تنها نزدیک به ۳۹ درصد از هزینه‌های ضروری را پوشش می‌دهد و حتی با احتساب مزایا نیز این پوشش به حدود ۵۱ تا ۵۶ درصد می‌رسد؛ این بدان معناست که بخش قابل‌توجهی از خانوارهای کارگری همچنان با کسری بودجه ماهانه روبه‌رو هستند.

از منظر سیاست‌گذاری، کاهش این شکاف تنها از مسیر افزایش دستمزد ممکن نیست. مهار تورم، افزایش عرضه مسکن، تقویت بیمه‌های درمانی، بهبود بهره‌وری بنگاه‌ها، حمایت هدفمند از اقشار کم‌درآمد و ایجاد فرصت‌های شغلی با درآمد پایدار، مجموعه اقداماتی هستند که می‌توانند به بهبود قدرت خرید و رفاه خانوارهای کارگری کمک کنند.

در نهایت، شاخص موفقیت سیاست مزدی صرفا میزان افزایش اسمی حقوق نیست بلکه توانایی خانوار در تامین هزینه‌های اساسی زندگی، حفظ قدرت خرید و دستیابی به یک سطح معیشت شایسته است. تا زمانی که درآمد حداقل‌بگیران فاصله محسوسی با هزینه‌های واقعی زندگی داشته باشد، چالش معیشت همچنان یکی از مهم‌ترین مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور باقی خواهد ماند.

انتهای پیام//

Author

محمدرضا طارمی

مشاهده دیگر مطالب
لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=70184
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه