چگونه ساختار بازار جهانی انرژی وارد مرحله بی‌ثباتی شد؟
معماری متزلزل انرژی جهان؛

چگونه ساختار بازار جهانی انرژی وارد مرحله بی‌ثباتی شد؟

۱۱ مرداد ۱۴۰۵

سیستم بازار جهانی انرژی وارد فازی شده که شوک‌ها دیگر مانند گذشته با گذشت زمان فروکش نمی‌کنند، بلکه روی یکدیگر انباشته شده و آثار بحران‌های پیشین را به بحران‌های جدید منتقل می‌کنند. در چنین شرایطی، تنش‌های مستمر در خلیج فارس، پیامدهای جنگ اوکراین، اختلال در تجارت گاز طبیعی مایع (LNG)، نااطمینانی در مسیرهای دریایی و افزایش ریسک در گلوگاه‌های راهبردی، ساختاری از بی‌ثباتی ایجاد کرده‌اند که واکنش بازارهای جهانی را نسبت به هر رویداد جدید شدیدتر از گذشته کرده؛ روندی که نشان می‌دهد معماری انرژی جهان توان بازگشت به وضعیت عادی را تا حد زیادی از دست داده است.

به گزارش نماد اقتصاد، ارزیابی تحولات اخیر بازار جهانی انرژی نشان می‌دهد الگوی واکنش این بازار نسبت به شوک‌های ژئوپلیتیکی دستخوش تغییر شده است. اگر در گذشته بحران‌ها پس از مدتی فروکش می‌کردند و بازار فرصت بازسازی تعادل خود را به دست می‌آورد، اکنون هر شوک تازه بر بستری از بحران‌های حل‌نشده وارد می‌شود و آثار آن را تشدید می‌کند.

تحلیلگران این وضعیت را به ساختاری تشبیه می‌کنند که حافظه بحران‌های گذشته را با خود حمل می‌کند؛ به همین دلیل، هر اختلال جدید تنها پیامد همان رویداد را منعکس کرده، بلکه مجموعه‌ای از تنش‌های انباشته‌شده پیشین نیز در واکنش بازارها نقش ایفا می‌کنند. در نتیجه، بازار جهانی انرژی دیگر به رخدادهای منفرد واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه تحت تاثیر مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌پوشان قرار گرفته است.

در این میان، خلیج فارس همچنان مهم‌ترین کانون این بی‌ثباتی محسوب می‌شود؛ منطقه‌ای که علاوه بر جایگاه محوری در انتقال نفت و گاز جهان، سابقه‌ای طولانی از رقابت‌های ژئوپلیتیکی را در خود جای داده است. اکنون پیامدهای جنگ اوکراین نیز با تنش‌های موجود در این منطقه درهم تنیده شده و دامنه فشارها را از دریای کاسپین تا تنگه‌های دانمارک، از لهستان تا مصر و از دریای سیاه تا تنگه داردانل گسترش داده است.

خلیج فارس؛ ثباتی که همواره بر بستر بحران قرار دارد

بررسی تحولات منطقه خاورمیانه نشان می‌دهد آنچه در ظاهر به‌عنوان دوره‌های ثبات در خلیج فارس شناخته می‌شود، در واقع شکلی فشرده از همان بحران‌های دیرینه است. تنگه هرمز، باب‌المندب، پایانه‌های صادرات گاز طبیعی مایع قطر و بنادر عربستان در دریای سرخ، شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته از زیرساخت‌های انرژی را تشکیل می‌دهند که هرگونه حادثه در یکی از آن‌ها می‌تواند آثار گسترده‌ای بر سایر بخش‌های این شبکه بر جای بگذارد.

در ماه‌های اخیر، حملات به زیرساخت‌های عربستان در جیزان و ینبع، ابعاد تازه‌ای به این تنش‌ها افزوده است. هم‌زمان، عربستان سعودی تلاش کرده با تشکیل یک ائتلاف دریایی چندملیتی از امنیت کشتیرانی در دریای سرخ حفاظت کند؛ اقدامی که در واکنش به محاصره دریایی و حملات به نفتکش‌های عبوری از باب‌المندب دنبال شده است.

در چنین فضایی، حتی رویدادهایی با ابعاد محدود نیز می‌توانند واکنش‌های گسترده‌ای در بازارهای جهانی ایجاد کنند. به دلیل آنکه سیستم انرژی جهان پیشاپیش تحت فشار قرار دارد، وقوع کوچک‌ترین حادثه در نزدیکی کشتی‌های تجاری نیز به سرعت بر قیمت‌های جهانی انرژی اثر می‌گذارد.

تنگه هرمز؛ از نقطه پرریسک تا کانون بحران فعال

تحولات اخیر نشان می‌دهد تنگه هرمز نیز وارد مرحله‌ای متفاوت از گذشته شده است. این آبراه راهبردی دیگر صرفا منطقه‌ای با احتمال بروز بحران نیست، بلکه خود به صحنه یک بحران فعال تبدیل شده است.

برآوردها نشان می‌دهد شمار شناورهای عبوری از این مسیر از بیش از یکصد کشتی در روز به کمتر از ۱۰ کشتی کاهش یافته و هزاران دریانورد در منطقه گرفتار شده‌اند. در پی این شرایط، سازمان ملل نیز روند تخلیه خدمه کشتی‌های گرفتار در تنگه را آغاز کرده است.

در عین حال، حتی سناریوهای مربوط به بازگشایی محدود تنگه نیز همچنان با اختلاف‌نظر میان پیشنهادهای ارائه‌شده از سوی ایران و عمان روبه‌رو است؛ موضوعی که نشان می‌دهد آینده این گذرگاه همچنان با ابهام همراه خواهد بود.

جنگ اوکراین؛ بحرانی که دامنه آن فراتر از اروپا گسترش یافت

در شرایطی که بازار جهانی انرژی همچنان از پیامدهای همه‌گیری کرونا، محدودیت عرضه گاز طبیعی مایع و تنش‌های خلیج فارس فاصله نگرفته بود، جنگ اوکراین فشار مضاعفی را بر این ساختار وارد کرد.

قطع بخش بزرگی از جریان گاز خط لوله روسیه به اروپا، کشورهای اروپایی را ناچار کرد برای تامین نیاز خود به بازار جهانی «LNG» روی آورند؛ آن هم در زمانی که کشورهای آسیایی نیز خرید گاز طبیعی مایع را افزایش داده بودند.

هم‌زمانی این دو روند، فشار مضاعفی بر بازار جهانی گاز وارد کرد و شوک ناشی از جنگ اوکراین را با تنش‌های حل‌نشده خلیج فارس پیوند زد؛ ترکیبی که سطح بی‌ثباتی بازار انرژی را بسیار فراتر از مجموع اثرات هر یک از این بحران‌ها افزایش داد.

افزون بر این، تحولات تازه در دریای کاسپین نیز نشان می‌دهد دامنه این بحران در حال گسترش است. بر اساس این گزارش، ایران اوکراین را به حمله به یک شناور ایرانی در دریای خزر متهم کرده است؛ حمله‌ای که به کشته شدن یک ملوان و زخمی شدن یک نفر دیگر انجامید.

در نتیجه، دریای خزر که پیش‌تر تا حد زیادی از تبعات مستقیم جنگ اوکراین مصون مانده بود، اکنون به یکی دیگر از کانون‌های فشار در بازار جهانی انرژی تبدیل شده و پیوند تازه‌ای میان تنش‌های منطقه‌ای و جنگ اروپا ایجاد کرده است.

اختلال در صادرات «LNG» قطر؛ بحرانی فراتر از یک وقفه موقت

در کنار تنش‌های ژئوپلیتیکی، اختلال در صادرات گاز طبیعی مایع قطر نیز لایه تازه‌ای از فشار را بر بازار جهانی انرژی افزوده است. گزارش حاضر این رخداد را نمونه‌ای از ماهیت انباشتی بحران‌ها می‌داند؛ جایی که هر اختلال جدید بر بستر مجموعه‌ای از مشکلات حل‌نشده شکل می‌گیرد و دامنه اثر آن را گسترده‌تر می‌کند.

بر اساس این گزارش، انفجاری در مجتمع راس لفان قطر، ده‌ها نفر را مجروح کرد و به بخشی از بزرگ‌ترین مجموعه تولید گاز طبیعی مایع جهان آسیب رساند. این حادثه پس از حملات موشکی پیشین در جنگ ۴۰ روزه رخ داد؛ حملاتی که پیش‌تر نیز بخشی از ظرفیت مایع‌سازی گاز این کشور را از مدار خارج کرده بود.

در چنین شرایطی، شرکت قطر انرژی وضعیت فورس ماژور را برای چهارمین ماه متوالی تمدید کرده و ده‌ها محموله صادراتی به مقصد خریداران اروپایی را لغو کرده است. به همین دلیل، این وضعیت دیگر یک اختلال موقت در عرضه نیست، بلکه به شوکی ساختاری تبدیل شده که درست در مقطعی رخ داده است که اروپا بیش از هر زمان دیگری به واردات «LNG» وابسته است.

چرا بازارها بیش از گذشته واکنش نشان می‌دهند؟

یکی از مفاهیم محوری این گزارش، پدیده ماندگاری اثر بحران‌ها در ساختار بازار است؛ مفهومی که توضیح می‌دهد چرا واکنش بازار جهانی انرژی نسبت به شوک‌های جدید، بسیار شدیدتر از گذشته شده است.

در همین رابطه، حتی در دوره‌هایی که سطح تنش‌ها کاهش می‌یابد، مسیرهای کشتیرانی همچنان با ازدحام مواجه هستند، هزینه‌های بیمه در سطوح بالا باقی می‌ماند و برداشت فعالان بازار از میزان ریسک به وضعیت پیشین بازنمی‌گردد. در نتیجه، نوسانات بازار نیز تداوم پیدا می‌کند.

نشانه‌های این وضعیت در بازارهای مالی نیز قابل مشاهده است. در همین راستا شاخص اروپایی «TTF» نسبت به شوک‌های روزانه تقریبا دو برابر بیشتر از شاخص آمریکایی «Henry Hub» واکنش نشان می‌دهد.

در هفته‌های اخیر نیز قیمت گاز در بازار «TTF» از حدود ۲۷ یورو به ازای هر مگاوات ساعت تا نزدیک ۵۰ یورو افزایش یافته است؛ جهشی که تحت تاثیر تغییر مسیر محموله‌های«LNG»، افزایش ریسک حمل‌ونقل در خاورمیانه و کاهش سطح ذخایر گاز اروپا رخ داده است.

از نگاه تحلیلگران، بازار تنها به شوک‌های تازه واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه آثار انباشته بحران‌های پیشین نیز در هر نوسان جدید منعکس می‌شود؛ مسئله‌ای که بیانگر از بین رفتن توان سیستم برای بازگشت به شرایط عادی است.

فشارهای جدید بر زیرساخت‌های انرژی اروپا

ارزیابی صورت گرفته نشان می‌‎دهد پیامدهای جنگ اوکراین دیگر به میدان نبرد محدود نیست و مجموعه‌ای از اختلالات ثانویه را در مناطق پیرامونی اروپا ایجاد کرده است؛ مناطقی که پیش از این نیز به دلیل تنش‌های خلیج فارس و آسیب‌پذیری مسیرهای دریایی با فشارهای متعددی روبه‌رو بودند.

در این میان، لهستان به یکی از حساس‌ترین مسیرهای انتقال انرژی و لجستیک اروپا تبدیل شده است. تلاش برای خرابکاری در خطوط لوله و مسیرهای ریلی، ورود پهپادها به نزدیکی مراکز لجستیکی ناتو و حملات سایبری علیه پایانه‌های«LNG»، این کشور را به یکی از نقاط دائمی فشار در معماری انرژی اروپا تبدیل کرده است.

بر همین اساس، هر حادثه جدید در لهستان با خاطره انفجار خطوط لوله نورد استریم و بحران‌های پیشین انتقال گاز در اروپا پیوند می‌خورد و همین مسئله موجب می‌شود حساسیت بازار نسبت به این تحولات افزایش یابد.

تنگه‌های دانمارک؛ گلوگاه جدید انتقال نفت روسیه

در شمال اروپا نیز تنگه‌های دانمارک جایگاه متفاوتی پیدا کرده‌اند. در این مسیر اکنون روزانه نزدیک به دو میلیون بشکه نفت روسیه جابه‌جا می‌شود و به یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی اروپا تبدیل شده است. افزایش حجم تردد نفتکش‌ها، حضور کشتی‌های موسوم به ناوگان سایه که بدون پوشش بیمه‌ای فعالیت می‌کنند و رشد حوادث دریانوردی، موجب شده این منطقه از نگاه کارشناسان بازار به تنگه هرمز شمال اروپا شباهت پیدا کند.

در چنین شرایطی، هرگونه حادثه در این مسیر می‌تواند پیامدهایی فراتر از محدوده جغرافیایی خود ایجاد کند و بر امنیت عرضه انرژی در بخش قابل توجهی از اروپا اثر بگذارد.

مصر؛ فشار مضاعف بر کانال سوئز و صادرات انرژی

در جنوب این زنجیره نیز مصر با پیامدهای مستقیم ناامنی دریای سرخ مواجه شده است. حملات در نزدیکی باب‌المندب بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی را ناچار کرده مسیر خود را از دماغه امید نیک تغییر دهند.

این تغییر مسیر، علاوه بر کاهش درآمدهای کانال سوئز، فشار مالی بیشتری بر اقتصاد مصر وارد کرده و هزینه‌های بیمه، حمل‌ونقل و تاخیر در ارسال محموله‌های گاز طبیعی مایع از پایانه‌های این کشور را افزایش داده است. از نگاه تحلیلگران، مجموعه این عوامل تنها بر تجارت منطقه‌ای اثر نمی‌گذارد، بلکه بخشی از شبکه جهانی انتقال انرژی را نیز با اختلال مواجه می‌کند.

دریای سیاه؛ نظامی‌ترین حوزه انرژی جهان

به اعتقاد برخی تحلیلگران دریای سیاه را می‌توان نظامی‌ترین حوزه انرژی جهان توصیف کرد؛ منطقه‌ای که جنگ اوکراین به شکل مستقیم مسیرهای صادراتی آن را تحت تاثیر قرار داده است.

حملات به بنادر اوکراین، صادرات غلات و دانه‌های روغنی را مختل کرده است. همچنین مین‌های دریایی به صورت غیرقابل پیش‌بینی در آب‌ها شناور هستند و بقایای پهپادها در نزدیکی سکوهای فراساحلی رومانی سقوط می‌کنند. هم‌زمان، محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی ترکیه بر اساس کنوانسیون مونترو نیز بر سطح ابهام راهبردی در این منطقه افزوده و شرایط را برای عبور کشتی‌ها پیچیده‌تر کرده است.

داردانل؛ گلوگاهی که فشار بر آن رو به افزایش است

در ادامه زنجیره بی‌ثباتی، تنگه داردانل نیز با فشارهای فزاینده‌ای روبه‌رو شده است. این گذرگاه باریک که یکی از مسیرهای کلیدی انتقال نفت و غلات در جهان به شمار می‌رود، اکنون با افزایش ترافیک دریایی، طولانی‌تر شدن زمان انتظار کشتی‌ها و رشد ریسک‌های عملیاتی مواجه است.

بر همین اساس، تغییر مسیر صادرات نفت روسیه و قزاقستان موجب شده حجم عبور نفتکش‌ها از این تنگه افزایش یابد و مدت زمان تاخیر کشتی‌ها نسبت به گذشته حدود دو برابر شود. هم‌زمان، افزایش حوادث زیست‌محیطی، احتمال بسته شدن موقت این مسیر را بالا برده و بازرسی‌های دوره‌ای ترکیه از شناورهای روسی نیز در مقاطع مختلف به ایجاد گلوگاه‌های عملیاتی انجامیده است.

همچنین می‎توان به رویدادی اشاره کرد که اگرچه خارج از محدوده مستقیم جنگ رخ داد، اما تصویری روشن از گسترش ریسک‌های امنیتی در حوزه دریایی ارائه می‌دهد. پیدا شدن یک پهپاد دریایی اوکراینی که پیش‌تر مفقود و پنهان شده بود، در جزیره لفکادا در غرب یونان، نشان داد مخاطرات عملیاتی دیگر به مناطق درگیر جنگ محدود نیست و می‌تواند به بخش‌های دورتر مدیترانه نیز سرایت کند.

زنجیره‌ای واحد از دریای کاسپین تا مدیترانه

مجموع این تحولات، از نگاه تحلیلگران، تصویری از یک بحران‌های پراکنده ارائه نمی‌دهد؛ بلکه از شکل‌گیری شبکه‌ای پیوسته از بی‌ثباتی حکایت دارد. دریای کاسپین، دریای سیاه و دریای مدیترانه اکنون در قالب یک حلقه به یکدیگر متصل شده‌اند؛ حلقه‌ای که اروپا و خاورمیانه را در بر گرفته و باعث شده هر تحول در یکی از این مناطق، بر سایر بخش‌های این شبکه نیز اثر بگذارد.

در چنین شرایطی، بازار جهانی انرژی دیگر با مجموعه‌ای از بحران‌های مستقل مواجه نیست، بلکه با سامانه‌ای روبه‌رو است که اجزای آن به شکل فزاینده‌ای به یکدیگر وابسته شده‌اند.

برجی که به یک سو متمایل شده است

به ظور کلی ساختار کنونی بازار جهانی انرژی را می‌توان به برجی تشبیه کرد که بر اثر فشارهای متوالی از حالت تعادل خارج شده است.

بر این اساس، بحران خلیج فارس و جنگ اوکراین دیگر دو رخداد جداگانه نیستند، بلکه دو میدان فشار به‌هم‌پیوسته محسوب می‌شوند. هرچه سطح تنش در خلیج فارس افزایش یابد، حساسیت بازار نسبت به تحولات جنگ اوکراین نیز بیشتر می‌شود و در مقابل، هر اختلال ناشی از جنگ اوکراین نیز واکنش بازارها به تنش‌های خلیج فارس را تشدید می‌کند.

همین الگو در سایر مناطق نیز قابل مشاهده است. فشارهای موجود در لهستان، تنگه‌های دانمارک، مصر، دریای سیاه، داردانل و دریای کاسپین نیز در همین چارچوب عمل می‌کنند و هنگامی که این فشارهای منطقه‌ای هم‌زمان بر ساختار بازار وارد می‌شوند، تعادل کلی سیستم بیش از پیش تضعیف می‌شود.

کارشناسان تاکید می‌کنند هنگامی که این برج انرژی از وضعیت متعادل خارج می‌شود، بازگشت آن به حالت پیشین به‌سادگی امکان‌پذیر نیست و آثار این تغییر شکل به بخشی از ساختار دائمی بازار تبدیل می‌شود.

معماری انرژی جهان توان بازتنظیم خود را از دست داده است

بر اساس این ارزیابی، معماری جهانی انرژی بخش قابل‌توجهی از توان خود برای بازگشت به وضعیت عادی را از دست داده است. تداوم بی‌ثباتی در خلیج فارس، ادامه جنگ اوکراین، اختلال طولانی‌مدت در صادرات «LNG» قطر، نبود چشم‌اندازی قطعی برای حل بحران تنگه هرمز، ورود دریای کاسپین به کانون تنش‌ها، افزایش اهمیت راهبردی تنگه‌های دانمارک و استمرار فشار بر سایر گلوگاه‌های انرژی، همگی بیانگر آن هستند که عوامل بی‌ثبات‌کننده نه‌تنها از میان نرفته‌اند، بلکه به صورت هم‌زمان فعال مانده‌اند.

در چنین فضایی، هر شوک جدید بر ساختاری وارد می‌شود که پیشاپیش تحت تاثیر بحران‌های گذشته قرار دارد؛ موضوعی که ظرفیت واکنش بازار را افزایش داده و احتمال بروز اختلالات گسترده‌تر را تقویت می‌کند.

دهه‌ای با بی‌ثباتی ساختاری

در مجموع فشارهای انباشته ناشی از بحران‌های متعدد، سیستم جهانی انرژی را از وضعیت متعارف خود دور کرده است. این بازار اکنون در شرایطی فعالیت می‌کند که فرصت معناداری برای بازیابی کامل میان بحران‌های متوالی وجود ندارد.

بر همین اساس، بحران‌های هم‌پوشان نه‌تنها به مرور زمان تضعیف نمی‌شوند، بلکه یکدیگر را تقویت می‌کنند و زمینه را برای بروز اختلالات گسترده‌تر در سطح بین‌المللی فراهم می‌سازند؛ به گونه‌ای که حتی رویدادهایی با ابعاد محدود نیز می‌توانند پیامدهایی بسیار فراتر از انتظار در بازار جهانی انرژی ایجاد کنند. از این منظر، نتیجه چنین روندی آن است که بی‌ثباتی دیگر یک وضعیت استثنایی یا مقطعی نیست، بلکه به ویژگی ساختاری نظام جهانی انرژی در دهه پیش‌رو تبدیل شده است.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=69979
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه