تولید صنعتی بخش دفاعی آمریکا در چه وضعیتی قرار دارد؟
قدرت صنعتی یا برتری نظامی؛

تولید صنعتی بخش دفاعی آمریکا در چه وضعیتی قرار دارد؟

۵ مرداد ۱۴۰۵

برتری نظامی دیگر تنها با بودجه‌های نظامی هنگفت یا ساخت پیشرفته‌ترین تسلیحات سنجیده نمی‌شود. تجربه جنگ اوکراین و تشدید رقابت میان قدرت‌های بزرگ نشان می‌دهد توان تولید صنعتی، ظرفیت جایگزینی تجهیزات و پایداری زنجیره تامین به مولفه‌ای تعیین‌کننده در حفظ قدرت ملی تبدیل شده است؛ مسئله‌ای که به باور برخی تحلیلگران، اکنون به یکی از چالش‌های اصلی ایالات متحده در برابر چین بدل شده است.

به گزارش نماد اقتصاد، ایالات متحده همچنان بالاترین بودجه نظامی جهان را در اختیار داشته، پیشرفته‌ترین تجهیزات دفاعی را توسعه داده و گسترده‌ترین شبکه متحدان نظامی را رهبری می‌کند، با این حال، قدرت واقعی یک کشور نه با میزان بودجه مصوب، بلکه با توان تبدیل این منابع مالی به کارخانه‌ها، نیروی انسانی متخصص، زنجیره‌های تامین مقاوم، مواد اولیه راهبردی و ظرفیت تولید صنعتی مستمر تجهیزات نظامی سنجیده می‌شود.

در این چارچوب، پایان جنگ سرد جایگاه بلامنازع آمریکا را در عرصه نظامی و اقتصادی تثبیت کرد اما رشد سریع چین و بازگشت رقابت میان قدرت‌های بزرگ، شرایط جدیدی را رقم زده است؛ دورانی که در آن ظرفیت صنعتی دوباره در کنار فناوری نظامی، به یکی از ارکان اصلی قدرت ملی تبدیل شده است.

بر همین اساس، پرسش اساسی این است که آیا آمریکا همچنان قادر است توان نظامی خود را در مقیاس صنعتی تولید، نگهداری و در صورت لزوم جایگزین کند یا خیر؛ موضوعی که تنها بر نتیجه یک جنگ احتمالی اثر نمی‌گذارد، بلکه آینده جایگاه جهانی این کشور را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.

بودجه دفاعی به تنهایی قدرت‌ساز نیست

بر اساس آمار موسسه بین‌المللی تحقیقات صلح استکهلم (SIPRI)، آمریکا در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۵۴ میلیارد دلار برای بخش دفاع هزینه کرده است؛ رقمی که در مقایسه با ۳۳۶ میلیارد دلار چین و ۱۹۰ میلیارد دلار روسیه فاصله قابل‌توجهی دارد.

با این حال، این منابع مالی تنها صرف ساخت کارخانه‌های نظامی نمی‌شود و بخش‌هایی مانند حقوق کارکنان، عملیات نظامی، تحقیقات، فعالیت‌های اطلاعاتی، تعمیر و نگهداری تجهیزات و استقرار نیروها در خارج از کشور را نیز پوشش می‌دهد.

در همین حال، پیت هگست وزیر جنگ آمریکا، درخواست بودجه بی‌سابقه ۱.۵ تریلیون دلاری را به کنگره ارائه کرده است. با این وجود به نظر می‌رسد حتی چنین بودجه‌هایی نیز نمی‌تواند مانع از کوچک شدن شبکه تامین‌کنندگان، بازنشستگی نیروهای متخصص، تعطیلی کارخانه‌ها و از بین رفتن تدریجی دانش صنعتی شود؛ زیرا صرف تزریق منابع مالی به معنای شکل‌گیری یک زرادخانه تولیدی نیست.

جنگ اوکراین معادلات را تغییر داد

به اعتقاد برخی تحلیلگران، جنگ اوکراین یکی از مهم‌ترین فرضیات دوران پس از جنگ سرد در رابطه با این تصور که فناوری‌های دقیق و هوشمند می‌توانند جایگزین تولید انبوه صنعتی شوند را زیر سوال برد.

واقعیت میدان نبرد نشان داده است که جنگ‌های مدرن با سرعتی بسیار بالا مهمات، موشک، پهپاد، موتور، تجهیزات الکترونیکی، قطعات یدکی و سامانه‌های جایگزین را مصرف می‌کنند. هرچند فناوری‌های پیشرفته می‌توانند در مراحل اولیه نبرد برتری ایجاد کنند اما ادامه جنگ به ظرفیت کارخانه‌ها برای تولید مستمر این تجهیزات وابسته است.

از این منظر، فناوری شاید نتیجه نخستین نبرد را تعیین کند اما این توان تولید صنعتی است که سرنوشت جنگ‌های طولانی را رقم می‌زند.

اف-۳۵؛ نماد یک چالش بزرگ‌تر

جنگنده نسل پنجم «F-35» همچنان یکی از پیچیده‌ترین و پیشرفته‌ترین هواپیماهای رزمی جهان به شمار می‌رود و انتظار می‌رود دهه‌های آینده ستون اصلی قدرت هوایی آمریکا باقی بماند. با این حال، این پروژه در عین حال تصویری روشن از چالش‌های صنایع دفاعی آمریکا ارائه می‌دهد.

بر اساس گزارش دفتر حسابرسی دولت آمریکا (GAO)، برآورد اولیه هزینه توسعه و خرید این جنگنده که حدود ۲۳۳ میلیارد دلار بود، اکنون به حدود ۴۴۲ میلیارد دلار افزایش یافته است. همچنین مجموع هزینه‌های توسعه، بهره‌برداری و نگهداری این پروژه تا سال ۲۰۸۸ از دو تریلیون دلار فراتر خواهد رفت.

بخش عمده این افزایش نیز نه به تولید هواپیما، بلکه به هزینه‌های نگهداری و پشتیبانی آن مربوط می‌شود. طبق گزارش دفتر حسابرسی دولت آمریکا، هزینه‌های پیش‌بینی‌شده نگهداری این پروژه از حدود ۱.۱ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۸ به ۱.۵۸ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۳ رسید که رشد ۴۴ درصدی طی تنها پنج سال را نشان می‌دهد.

البته این تجربه به معنای کاهش کیفیت تجهیزات نظامی نیست، بلکه نشان می‌دهد آمریکا اگرچه در طراحی پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاعی جهان موفق عمل کرده اما در ایجاد توازن میان برتری فناوری، هزینه تولید، ظرفیت ساخت انبوه، انعطاف‌پذیری و امکان جایگزینی سریع تجهیزات در جنگ‌های فرسایشی با چالش روبه‌رو است.

ضعفی که در زمان صلح دیده نمی‌شود

به باور برخی کارشناسان، مهم‌ترین خطر در صنایع دفاعی ضعف تولید صنعتی در آن است که در دوران صلح کمتر دیده می‌شود. ذخایر موجود تسلیحاتی ممکن است تصویری مطلوب از توان دفاعی ارائه دهند اما در پس این ظاهر، کاهش ظرفیت تولید کارخانه‌ها، نیروی کار سالخورده، زنجیره‌های تامین آسیب‌پذیر و کاهش مهارت‌های تولیدی پنهان مانده‌اند.

این ضعف زمانی آشکار می‌شود که میزان مصرف تجهیزات از ظرفیت تولید پیشی بگیرد. در چنین شرایطی، پرسش تعیین‌کننده دیگر این نیست که چه کشوری بهترین سلاح را ساخته، بلکه این است که کدام کشور توان ادامه تولید آن را دارد.

مزیت راهبردی چین در کارخانه‌ها نهفته است

تحلیلگران بر این باورند که برتری راهبردی چین تنها به بودجه نظامی این کشور محدود نمی‌شود. پکن طی چند دهه گذشته شبکه‌ای گسترده از صنایع کشتی‌سازی، فولاد، تولید تجهیزات الکترونیکی، باتری، فرآوری مواد معدنی راهبردی، ماشین‌ابزار و صنایع پیشرفته را توسعه داده است؛ مجموعه‌ای که امروز به ستون اصلی توان دفاعی این کشور تبدیل شده است. نمونه بارز این مزیت را می‌توان در زنجیره ارزش عناصر نادر خاکی مشاهده کرد.

آهنرباهای دائمی حاصل از این عناصر در جنگنده‌ها، زیردریایی‌ها، پهپادها، سامانه‌های راداری، موشک‌های هدایت‌شونده، موتورهای الکتریکی و بسیاری دیگر از تجهیزات دفاعی کاربرد دارند.

با این حال، استخراج این عناصر از معادن تنها نخستین مرحله این زنجیره محسوب می‌شود و فرآوری، متالورژی، تولید آلیاژ، ساخت آهنربا، ماشین‌آلات تخصصی و نیروی انسانی ماهر هستند که مواد معدنی را به توان نظامی تبدیل می‌کنند.

ضرورت شکل‌گیری زرادخانه‌های جدید

تحلیلگران معتقدند صنایع دفاعی آمریکا ناچار نیست میان اقتصاد آزاد و مالکیت کامل دولت یکی را انتخاب کند، بلکه به همکاری سازمان‌یافته میان دولت و بخش خصوصی نیاز دارد.

در چنین الگویی، بخش خصوصی همچنان موتور نوآوری و رقابت باقی می‌ماند اما دولت باید از استمرار فعالیت صنایع راهبردی مانند تولید موشک، نیمه‌هادی‌ها، مهمات، فرآوری عناصر نادر خاکی و صنایع پیشرفته اطمینان حاصل کند تا این بخش‌ها صرفا به دلیل کاهش موقت سودآوری از بین نروند.

به اعتقاد آن‌ها، آمریکا بیش از واکنش‌های مقطعی به بحران‌های زنجیره تامین، به یک راهبرد تولید صنعتی بلندمدت نیاز دارد؛ راهبردی که با مشارکت دولت، صنایع، سرمایه‌گذاران و متحدان این کشور دنبال شود و از ابزارهایی مانند قراردادهای بلندمدت خرید، مشوق‌های مالیاتی، سرمایه‌گذاری مشترک، توسعه نیروی انسانی، زیرساخت‌های نوین و حمایت هماهنگ از زنجیره‌های تامین کشورهای هم‌پیمان بهره گیرد.

در این چارچوب، موفقیت چنین سیاستی نباید با میزان بودجه تخصیص‌یافته یا تعداد بیانیه‌های رسمی سنجیده شود، بلکه باید بر اساس شاخص‌هایی مانند حجم مواد فرآوری‌شده، تولید فلزات و آلیاژها، ساخت آهنربا، تولید نیمه‌هادی، تحویل موشک، احداث کارخانه‌ها و تربیت نیروی متخصص و به طور کلی تولید صنعتی ارزیابی شود.

تغییر رویکرد واشنگتن

به گفته شماری از کارشناسان، دولت دوم دونالد ترامپ گام‌هایی در مسیر تقویت زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی، توسعه صنایع نیمه‌هادی، بازگرداندن تولید صنعتی به داخل آمریکا و حمایت از زنجیره از معدن تا آهنربا برداشته است.

در عین حال، این کارشناسان معتقدند مرحله بعدی باید گسترده‌تر باشد و تمام اجزای اکوسیستم صنعتی، از فرآوری و متالورژی گرفته تا تولید آلیاژ، ساخت آهنربا، ماشین‌آلات صنعتی، زیرساخت‌های شیمیایی و همکاری با زنجیره‌های تامین کشورهای متحد را در بر گیرد.

قدرت آینده تولید صنعتی چگونه سنجیده خواهد شد؟

در جمع‌بندی می‌توان گفت که صنایع دفاعی قدرت‌های بزرگ تنها با سلاح‌هایی که در اختیار دارند تعریف نمی‌شوند، بلکه توان آن‌ها برای جایگزینی این تجهیزات پس از مصرف، معیار اصلی قدرت خواهد بود.

به باور تحلیلگران، زرادخانه‌های جدید نه با سخنرانی‌های سیاسی، بودجه‌های کلان یا شعارهای رسمی، بلکه با تعداد کارخانه‌های فعال، ظرفیت تولید فلزات و آلیاژها، ساخت آهنرباهای دائمی، تولید نیمه‌هادی‌ها، تحویل موشک‌ها، ساخت کشتی‌ها و تربیت نیروی کار متخصص و در نهایت یک زنجیره کامل تولید صنعتی سنجیده می‌شود؛ شاخص‌هایی که در عصر جدید رقابت قدرت‌های بزرگ، بیش از هر زمان دیگری تعیین‌کننده جایگاه کشورها در نظام بین‌الملل خواهند بود.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=69604
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه