
آیا آمار جهش بهرهوری اقتصاد آمریکا واقعی است؟
رشد قابلتوجه بهرهوری اقتصاد آمریکا طی سه سال گذشته، بیش از آنکه حاصل جهش فناوریهای هوش مصنوعی باشد، ممکن است نتیجه اصلاح روند استخدامهای گسترده دوران همهگیری کرونا، کاهش هزینههای عملیاتی و استفاده فشردهتر از نیروی کار و داراییهای موجود باشد. شواهد تازه نشان میدهد هنوز نمیتوان نقش هوش مصنوعی را عامل اصلی این تحول دانست و درباره پایداری این روند نیز ابهامهای جدی وجود دارد.
به گزارش نماد اقتصاد، از سال ۲۰۲۲ تاکنون، نرخ بهرهوری اقتصاد آمریکا در بخش نیروی کار رشد قابلتوجهی داشته است. میزان تولید به ازای هر ساعت کار سالانه حدود ۲.۵ درصد افزایش یافته؛ رقمی که نسبت به میانگین حدود ۱.۵ درصدی دوره ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۹، یک واحد درصد بیشتر است.
در نگاه نخست، بسیاری این جهش را به توسعه سریع هوش مصنوعی نسبت میدهند؛ اما همزمان برخی شاخصهای بازار کار تصویری متفاوت ارائه میکنند. تنها در سال ۲۰۲۵، کارفرمایان آمریکایی از حذف حدود ۱.۲ میلیون فرصت شغلی خبر دادند که بالاترین رقم از سال نخست همهگیری کرونا محسوب میشود.
نمونه شاخص این روند، شرکت متا است که پس از کاهش ۲۲ درصدی نیروی انسانی خود در سال ۲۰۲۳، طی سه سال بعد درآمد به ازای هر کارمند را حدود ۶۳ درصد افزایش داد. همین موضوع این پرسش را مطرح میکند که آیا اقتصاد آمریکا واقعا تولید بیشتری ایجاد کرده یا همان میزان تولید را با نیروی انسانی کمتر و هزینه پایینتر به دست آورده است؛ پرسشی که پاسخ آن میتواند برداشت سیاستگذاران، سرمایهگذاران و فعالان بازار کار از آمارهای اخیر بهرهوری را تغییر دهد.
منشا واقعی افزایش بهرهوری اقتصاد آمریکا چیست؟
بررسیهای مبتنی بر تحلیلهای عمیق که توسط بانک فدرال رزرو شعبه سانفرانسیسکو انجام شده، نشان میدهد بخش عمده افزایش بهرهوری بهرهوری اقتصاد آمریکا به رشد بهرهوری کل عوامل تولید (TFP) مربوط میشود؛ شاخصی که سهم آن در رشد بهرهوری حدود ۰.۸ واحد درصد برآورد شده است، در حالی که نقش افزایش سرمایهگذاری تنها حدود ۰.۳ واحد درصد بوده و کیفیت نیروی کار نیز تقریبا سهمی در این رشد نداشته است.
با این وجود، افزایش بهرهوری کل عوامل تولید الزاما به معنای وقوع یک جهش فناورانه نیست. این شاخص میتواند زمانی نیز رشد کند که شرکتها بدون تغییر فناوری، از همان نیروی انسانی و تجهیزات موجود بهره بیشتری بگیرند.
پژوهشهای جدید فدرال رزرو سانفرانسیسکو نیز از همین فرضیه حمایت میکند. بر اساس این مطالعات، بخش عمده رشد بهرهوری پس از سال ۲۰۲۲ ناشی از افزایش میزان استفاده از ظرفیتهای موجود بوده است؛ به این معنا که شرکتها تحت فشار تقاضای بالا و فضای نامطمئن اقتصادی، نیروی کار و تجهیزات خود را با شدت بیشتری به کار گرفتهاند، نه اینکه الزاما از فناوریهای کاملا جدید بهره برده باشند.
هزینه استخدام در دوران کرونا
این روند حتی پیش از ظهور «ChatGPT» آغاز شده بود. شرکت آمازون بین سالهای ۲۰۱۹ تا سپتامبر ۲۰۲۲ تعداد کارکنان خود را بیش از دو برابر افزایش داد و بیش از نیم میلیون نیروی جدید استخدام کرد. همزمان ظرفیت انبارها نیز با سرعت بالایی توسعه یافت.
شرکت متا نیز بین مارس ۲۰۲۰ تا سال ۲۰۲۲ تقریبا تعداد کارکنان خود را دو برابر کرد و شمار نیروی انسانی این شرکت به ۸۶ هزار و ۴۸۲ نفر رسید؛ ساختاری که بر مبنای تداوم خریدهای اینترنتی، دورکاری گسترده و نیاز دائمی به زیرساختهای دیجیتال شکل گرفته بود.
در عین حال با بازگشت تدریجی فعالیتهای اقتصادی به فروشگاهها و محیطهای کاری حضوری طی سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، بخش مهمی از این ظرفیت دیگر ضرورتی نداشت و روند اصلاح ساختار آغاز شد.
موج تعدیل نیرو ادامه دارد
دادههای بازار کار نشان میدهد شرکتهای فناوری تنها در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۶۰ هزار فرصت شغلی را کنار گذاشتند و این روند در سالهای بعد نیز ادامه یافت.
شرکت آمازون در اواخر سال ۲۰۲۵ حدود ۱۴ هزار موقعیت شغلی اداری را حذف کرد و در ابتدای سال ۲۰۲۶ نیز ۱۶ هزار شغل دیگر را کاهش داد. شرکت «UPS» نیز در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۸ هزار نفر را تعدیل کرد و از برنامه حذف ۳۰ هزار شغل دیگر در سال ۲۰۲۶ خبر داد.
در همین مدت، نرخ بیکاری آمریکا از ۳.۴ درصد در آوریل ۲۰۲۳ به ۴.۳ درصد در مارس ۲۰۲۶ افزایش یافت؛ افزایشی که طی ۳۵ ماه رخ داد. بسیاری از اقتصاددانان این وضعیت را نه نشانه یک بازار کار پررونق، بلکه نمونهای از بازاری با استخدام اندک و اخراج محدود توصیف میکنند؛ بازاری که بیشتر در حال اصلاح انجام استخدامهای بیش از نیاز دوران همهگیری کرونا است.
متا؛ نمونهای روشن از اصلاح ساختار
متا یکی از شفافترین نمونههای این روند به شمار میرود. تعداد کارکنان این شرکت از ۸۶ هزار و ۴۸۲ نفر در سال ۲۰۲۲ به ۶۷ هزار و ۳۱۷ نفر در پایان سال ۲۰۲۳ کاهش یافت که معادل افت ۲۲ درصدی همزمان با اجرای طرح سال بهرهوری این شرکت محسوب میشد.
در همین دوره، درآمد به ازای هر کارمند از ۱.۵۶ میلیون دلار در سال ۲۰۲۲ به حدود دو میلیون دلار در سال ۲۰۲۳ رسید و در سال ۲۰۲۵ به حدود ۲.۵۵ میلیون دلار افزایش یافت. همچنین درآمد کل شرکت از ۱۱۶.۶ میلیارد دلار به حدود ۲۰۱ میلیارد دلار رسید.
این ارقام نشان میدهد رشد درآمد به ازای هر کارمند تنها نتیجه افزایش فروش نبوده، بلکه کاهش تعداد کارکنان نیز نقش مهمی در آن ایفا کرده است؛ الگویی که احتمال دارد در بسیاری از شرکتهای بزرگی که طی دوران همهگیری کرونا بیش از نیاز نیرو جذب کرده بودند، مشاهده شود.
بازگشت به دفاتر و کاهش هزینههای پنهان
اصلاح ساختار تنها به کاهش نیروی انسانی محدود نشد. در همین راستا بسیاری از شرکتها در سیاست دورکاری نیز بازنگری کردند. در سال ۲۰۲۳ تنها حدود پنج درصد از شرکتهای موجود در فهرست «Fortune 100» حضور تماموقت کارکنان در دفتر را الزامی میدانستند اما تا سال ۲۰۲۵ این نسبت به بیش از نیمی از این شرکتها رسید.
به دنبال این تغییر، بسیاری از زیرساختهای مرتبط با دورکاری، مجوزهای نرمافزاری اضافی و هزینههای مربوط به دفاتر خانگی کنار گذاشته شد یا کاربرد خود را از دست داد. مدیران نیز از افزایش بهرهوری ناشی از حضور فیزیکی کارکنان، همکاری نزدیکتر و بهبود فرایند آموزش نیروها سخن گفتند. ترکیب کاهش نیروی انسانی و افت هزینههای مرتبط با دورکاری، به شکلگیری تیمهای کوچکتر با هزینه عملیاتی پایینتر انجامید.
بازار کار چه روایتی ارائه میکند؟
آمار فرصتهای شغلی نیز همین روند را تایید میکند. همزمان با اوج موج استخدامهای دوران کرونا تعداد فرصتهای شغلی آمریکا در مارس ۲۰۲۲ به رکورد ۱۲.۱ میلیون فرصت رسید.
در عین حال تا پایان سال ۲۰۲۵ این رقم به محدوده ۶.۵ تا ۷.۱ میلیون فرصت شغلی کاهش یافت و نسبت فرصتهای شغلی به افراد جویای کار نیز از حدود دو به حدود ۰.۹ تنزل کرد که پایینترین سطح طی سالهای اخیر محسوب میشود.
در عین حال، با وجود افت استخدامها، موج گسترده اخراج کارکنان نیز مشاهده نشد. بسیاری از اقتصاددانان این وضعیت را احتکار نیروی کار مینامند؛ یعنی شرکتها پس از استخدام بیش از حد در دوران همهگیری کرونا، اکنون بیش از آنکه به دنبال جذب نیروی جدید باشند، در حال اصلاح مازاد نیروی انسانی گذشته هستند.
سهم واقعی هوش مصنوعی چقدر است؟
هوش مصنوعی همچنان بخشی از این روایت محسوب میشود اما شواهد موجود نشان میدهد نقش آن هنوز به اندازهای نیست که بتوان جهش بهرهوری اقتصاد آمریکا را عمدتا به آن نسبت داد.
سرمایهگذاریهای گسترده در مراکز داده، تراشهها و زیرساختهای هوش مصنوعی، تقاضا را در بخشهایی از اقتصاد افزایش داده است. همچنین در سال ۲۰۲۶ هزاران شغل به طور مستقیم تحت تاثیر استفاده از هوش مصنوعی، بهویژه در حوزه پشتیبانی مشتری، ویرایش محتوای تکراری و برنامهنویسی روتین، دستخوش تغییر شدهاند.
با این حال، برخی شرکتها ممکن است بخشی از بهبود بهرهوری اقتصاد آمریکا ناشی از تعدیل نیرو، اصلاح ساختار فروش و کاهش استخدامهای مازاد را به استفاده از هوش مصنوعی نسبت داده باشند. افزون بر این، نتایج نظرسنجیهای شرکتی همچنان از دستاوردهای عملی محدود هوش مصنوعی حکایت دارد، هرچند انتظارها نسبت به سال ۲۰۲۶ همچنان بالاست.
آیا این روند پایدار خواهد بود؟
بررسیها نشان میدهد هنوز هیچ توضیح واحدی نمیتواند با اطمینان منشا اصلی جهش بهرهوری اقتصاد آمریکا را مشخص کند. افزایش استفاده از ظرفیتهای موجود، اصلاح روند استخدامهای دوران همهگیری، بازگشت کارکنان به دفاتر و توسعه هوش مصنوعی همگی به طور همزمان بر عملکرد شرکتها اثر گذاشتهاند و تفکیک سهم هر یک در آمارهای کلان اقتصادی آسان نیست.
از سوی دیگر، آمارهای بهرهوری نیز همواره امکان بازنگری دارند و نمیتوانند بهطور دقیق میان افزایش واقعی بهرهوری و حذف موقعیتهای شغلی با سنجش دشوار تمایز قائل شوند. از این رو، نسبت دادن کل این جهش به یک عامل واحد، با شواهد موجود همخوانی ندارد.
برای سیاستگذاران پولی، اگر بخش عمده رشد بهرهوری ناشی از کاهش هزینهها و حذف نیروی کار مازاد باشد، این روند پس از تکمیل اصلاحات ساختاری قابلیت تداوم نخواهد داشت و نباید آن را به منزله افزایش دائمی ظرفیت رشد غیرتورمی اقتصاد آمریکا تلقی کرد.
همچنین برای سرمایهگذاران، رشد درآمد به ازای هر کارمند ممکن است بیش از آنکه نشانه تحول بنیادین در بهرهوری باشد، بازتاب یک تعدیل یکباره در ساختار نیروی انسانی شرکتهایی مانند متا و آمازون باشد؛ اصلاحی که بخش عمده آن پیشتر انجام شده است.
در نهایت، شواهد موجود نشان میدهد کارفرمایان آمریکایی در دوران همهگیری کرونا ظرفیتی فراتر از نیاز واقعی اقتصاد ایجاد کردند و اکنون در حال اصلاح آن هستند. اینکه این عامل بهتنهایی جهش بهرهوری اقتصاد آمریکا را تفسیر میکند یا تنها یکی از چند علت موثر بوده، همچنان پرسشی است که پاسخ نهایی آن به دادههای فصلهای آینده اقتصاد آمریکا وابسته خواهد بود.
اخبار مرتبط

هوش مصنوعی برای مدیریت منابع آب ایران

معادله نرخ بهره فدرال رزرو پیچیدهتر شد

خاموشی چگونه اقتصاد دیجیتال را مختل میکند؟

هوش مصنوعی و بازار کار جوانان ایران؛ آیا میتوان به آینده شغلی خود امیدوار بود؟

هوش مصنوعی به جان مشاغل بخش مالی آمریکا افتاد

 copy.webp)
۰ دیدگاه