
میادین جنگ به سمت استقرار سامانههای خودکار میروند
جنگ اوکراین و درگیریهای اخیر در خاورمیانه بار دیگر نشان داد که میدانهای نبرد آینده بیش از هر زمان دیگری به فناوریهای خودکار و پهپادها وابسته خواهند بود. در شرایطی که رقابت قدرتهای بزرگ وارد مرحلهای تازه شده است، کارشناسان معتقدند برتری نظامی دیگر تنها به حجم تجهیزات یا شمار نیروها وابسته نیست و سرعت تصمیمگیری، بهرهگیری از هوش مصنوعی و توانایی بهکارگیری سامانههای بدون سرنشین به عوامل تعیینکننده در معادلات جنگ تبدیل شدهاند.
به گزارش نماد اقتصاد، تحولات جنگ در اوکراین و درگیریهای اخیر در منطقه خاورمیانه نشان میدهد ماهیت جنگها با شتابی کمسابقه در حال تغییر است و پهپادها و سامانههای خودکار نقش پررنگتری در عملیاتهای نظامی ایفا میکنند. با این حال، ایده استفاده از تجهیزات رزمی بدون حضور انسان موضوع تازهای نیست. در پایان جنگ جهانی دوم، ژنرال هنری هاپ آرنولد، فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش آمریکا، پیشبینی کرده بود که جنگهای آینده ممکن است با هواپیماهایی انجام شوند که هیچ انسانی در آنها حضور نداشته باشد؛ چشماندازی که اکنون بخش قابلتوجهی از آن به واقعیت نزدیک شده است.
در سالهای اخیر، شاخههای مختلف ارتش آمریکا برنامههای متعددی را برای توسعه سامانههای خودکار دنبال کردهاند. در همین رابطه نیروی دریایی روی شناورهای شناسایی بدون سرنشین، سامانههای ناوبری خودکار و شناورهای بادبانی با قابلیت فعالیت بیش از ۱۰۰ روز بدون حضور انسان سرمایهگذاری کرده است. ارتش نیز توسعه سامانههای زمینی را در اولویت قرار داده تا فاصله میان خطوط مقدم و نیروهای پشتیبانی را که از آن با عنوان سامانههای زمینی تاکتیکی یاد میشود، با ریسک کمتری پوشش دهد. در همین حال، تفنگداران دریایی علاوه بر توسعه خودروهای بدون سرنشین برای ماموریتهای لجستیکی، گروهی تخصصی را برای یکپارچهسازی فناوریهای رباتیک و تدوین استانداردهای آموزشی پهپادهای کوچک تشکیل دادهاند.
نیروی هوایی آمریکا نیز مسیر متفاوتی را برای توسعه قابلیتهای خودکار برگزیده است. هواپیمای آزمایشی «X-62 VISTA» که نسخهای اصلاحشده از جنگنده «F-16» محسوب میشود، به توسعهدهندگان این امکان را میدهد که نرمافزارهای هدایت خودکار را در شرایط واقعی آزمایش کنند. اگرچه در این پروازها همچنان یک خلبان آزمایشی بهعنوان ضامن ایمنی حضور دارد اما کنترل پرواز عملا در اختیار سامانه هوش مصنوعی قرار میگیرد. در ماه می ۲۰۲۴، فرانک کندال، وزیر وقت نیروی هوایی آمریکا، نیز در یکی از این پروازها حضور یافت؛ اقدامی که بیش از آنکه یک آزمایش فنی باشد، تلاشی برای جلب توجه افکار عمومی به موضوع هواپیماهای مجهز به سلاحهای خودکار مرگبار در میدان نبرد تلقی شد.
کندال پس از این تجربه اعلام کرد عملکرد سامانه هوش مصنوعی تا حدی برای او قابل اعتماد بوده که بتواند در آینده درباره شلیک یا عدم شلیک سلاحها نیز تصمیمگیری کند؛ اظهارنظری که بحثهای گستردهای را درباره آینده جنگ و حدود اختیارات هوش مصنوعی در تصمیمهای مرگبار برانگیخت.
فرصتها و مخاطرات جنگ مبتنی بر هوش مصنوعی
ورود هوش مصنوعی به عرصه نظامی، فرصتهای تازهای همچون افزایش سرعت تصمیمگیری، کاهش زمان واکنش و محدود کردن خطرات برای نیروهای انسانی ایجاد کرده است. با این وجود، همین فناوری چالشهای قابلتوجهی نیز به همراه دارد. تجربه سالهای اخیر نشان داده سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی ممکن است در برخی شرایط با خطاهای پیشبینینشده مواجه شوند و انتقال چنین خطاهایی به میدان نبرد میتواند پیامدهایی بسیار سنگین در پی داشته باشد.
در همین چارچوب، فرانک کندال در کتاب تازه خود با عنوان «آینده جنگ و سلاحهای خودکار و مرگبار» تلاش کرده است تصویری از الزامات ورود ارتش آمریکا به عصر جدید جنگ ارائه کند. وی که در دوره ریاستجمهوری باراک اوباما پنج سال سمت معاون وزارت دفاع در حوزه فناوری و تدارکات را بر عهده داشت، معتقد است دو واقعیت طی دو دهه گذشته بیش از هر موضوع دیگری اهمیت یافته است؛ نخست اینکه چین با سرعت بیشتری نسبت به آمریکا در حال نوسازی توان نظامی خود است و دوم اینکه سامانههای خودکار به یکی از ارکان اصلی جنگهای آینده تبدیل خواهند شد.
رقابت با چین؛ محرک اصلی تحول نظامی
کندال بر این باور است که چین طی سالهای اخیر با توسعه گسترده فناوریهای نظامی، در تلاش بوده مزیتهای سنتی آمریکا را کاهش دهد یا حتی از میان ببرد. به گفته وی، از دهه ۱۹۹۰ میلادی هشدارهایی درباره سرعت رشد توان نظامی چین مطرح شده بود و امروز بسیاری از آن پیشبینیها به واقعیت تبدیل شده است.
به اعتقاد وی، آمریکا طی حدود نیمقرن گذشته از برتری قابلتوجهی در استقرار نیروها و انتقال قدرت نظامی در نقاط مختلف جهان از استقرار ناوهای هواپیمابر گرفته تا ایجاد پایگاههای هوایی و شبکههای گسترده پشتیبانی برخوردار بوده است. در عین حال توسعه موشکهای دوربرد، سامانههای ضدکشتی و قابلیتهای تهاجمی چین، این مزیتهای سنتی را با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
مزیت اقتصادی سامانههای خودکار
یکی از مهمترین مزیتهای سامانههای خودکار، کاهش وابستگی به نیروی انسانی است. نیروهای آموزشدیده همواره سرمایهای محدود و پرهزینه محسوب میشوند و استفاده از تجهیزات بدون سرنشین میتواند ضمن کاهش تلفات انسانی، هزینه طراحی و تولید تجهیزات نظامی را نیز کاهش دهد؛ زیرا بخش قابلتوجهی از هزینه ساخت سامانههای سرنشیندار صرف ایجاد شرایط لازم برای حضور انسان میشود.
کندال توسعه پروژه «Collaborative Combat Aircraft» را یکی از موفقترین برنامههای نیروی هوایی آمریکا در این حوزه میداند. این جنگندههای بدون سرنشین قادرند بدون حضور خلبان و بهصورت کاملا خودمختار ماموریتهای عملیاتی را انجام دهند. در ادامه این برنامه، نیروی هوایی آمریکا قرارداد ساخت نخستین ۱۵۰ فروند از این هواگردها را به شرکتهای «Anduril» و «General Atomics» واگذار کرده و همزمان توسعه نرمافزارهای هدایت هوشمند این سامانهها را نیز به چند شرکت دیگر سپرده است.
فناوری بهتنهایی کافی نیست
با وجود پیشرفتهای فناورانه، کندال تاکید میکند موفقیت در توسعه سامانههای خودکار صرفا به تولید تجهیزات جدید وابسته نیست. از نگاه وی، این تحول مستلزم بازنگری در دکترین نظامی، ساختار سازمانی، آموزش، تجهیزات، شیوه فرماندهی، سیاستگذاری و حتی فرهنگ سازمانی نیروهای مسلح است.
وی برای تشریح این رویکرد، ساختار عملیات نظامی را بر سه مولفه اصلی حملکننده، پرتابکننده و پرتابه تقسیم میکند. در این چارچوب، ناو هواپیمابر نقش حملکننده، جنگنده نقش پرتابکننده و موشک یا بمب نقش پرتابه را ایفا میکند. این الگو حتی درباره عملیاتهای نوین نیز کاربرد دارد؛ به عنوان مثال، در عملیات پهپادی اوکراین علیه پایگاههای هوایی روسیه، کامیونهای حامل پهپاد نقش سامانه حمل و پرتاب را بر عهده داشتند و پهپادهای تهاجمی نقش سلاح اصلی عملیات را ایفا کردند.
مانع اصلی؛ فرهنگ سازمانی ارتش
با وجود آنکه توسعه فناوریهای خودکار با سرعت ادامه دارد، کندال معتقد است بزرگترین مانع پیش روی ارتش آمریکا، نه محدودیتهای فنی بلکه مقاومت فرهنگی درون نیروهای مسلح است.
به گفته وی، نیروی دریایی همچنان هویت خود را بر ناوهای جنگی بنا کرده، نیروی هوایی جایگاه فرماندهان آینده را با سابقه خلبانی تعریف میکند و تفنگداران دریایی نیز ساختار سنتی خود را محور پیشرفت حرفهای افسران قرار دادهاند. در چنین شرایطی، تغییر نگرش نسبت به نقش انسان و ماشین در میدان نبرد، فرآیندی زمانبر خواهد بود.
از سوی دیگر، برنامهریزی دفاعی آمریکا نیز همواره میان نیازهای فوری فرماندهان عملیاتی و برنامههای بلندمدت فرماندهان نیروها در نوسان بوده است. در حالی که فرماندهان میدانی باید برای نبردهای احتمالی امروز آماده باشند، فرماندهان نیروها ناچارند ارتشی را پرورش دهند که پاسخگوی تهدیدهای یک یا دو دهه آینده باشد؛ مسئلهای که تصمیمگیری درباره سرمایهگذاریهای نظامی را پیچیدهتر میکند.
جنگ آینده با چه سرعتی فرا میرسد؟
کندال در نهایت تاکید میکند فناوریهای تجاری نوینی همچون هوش مصنوعی، تغییراتی بسیار عمیقتر از آنچه امروز تصور میشود در ساختار جنگ ایجاد خواهند کرد. به باور وی، ویژگیهای جنگ در حال دگرگونی است و پرسش اصلی دیگر این نیست که سامانههای خودکار وارد میدان نبرد خواهند شد یا خیر؛ بلکه مسئله این است که آیا ارتش آمریکا خواهد توانست فرهنگ، ساختار و شیوه تصمیمگیری خود را با سرعتی متناسب با این تحول بنیادین تطبیق دهد یا دیگر کشورها در این زمینه موفقتر عمل خواهند کرد. این پرسش، بیش از هر زمان دیگری آینده موازنه قدرت نظامی در جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

چین حصار دور حوزه فناوری را میشکند

ایران ابتکار عمل میدانی را حفظ کرد

آمریکاییها به پایان زودهنگام جنگ با ایران امیدی ندارند

جنگ آخرین تدبیر است

اقتصاد جهان زیر سایه جنگ

 copy.webp)
۰ دیدگاه