
قطار رقابت در هوش مصنوعی به ایستگاه تامین برق رسید
گسترش سریع مدلهای هوش مصنوعی و نزدیک شدن سطح عملکرد آنها به یکدیگر، نشان میدهد که این فناوری در حال تبدیل شدن به یک کالای عمومی در بازار جهانی است؛ بهگونهای که در آینده نزدیک، قیمت خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی نه بر اساس منحصربهفرد بودن مدلها، بلکه بر مبنای هزینه تولید آنها تعیین خواهد شد.
به گزارش نماد اقتصاد، رشد فزاینده مدلهای متنباز هوش مصنوعی در چین، معادلات پیشین درباره برتری انحصاری شرکتهای آمریکایی را با چالش مواجه کرده است. از آنجا که انرژی الکتریکی اصلیترین هزینه عملیاتی مراکز داده و سرویسهای هوش مصنوعی محسوب میشود، رقابت میان چین و ایالات متحده آمریکا در حوزه هوش مصنوعی بیش از آنکه نبردی بر سر الگوریتمها باشد، به مسابقهای برای تولید برق ارزان و پایدار تبدیل شده است.
اگرچه فعالان حوزه هوش مصنوعی در ایالات متحده پیشتر معتقد بودند مدلهای متنباز چینی فاصله قابلتوجهی با مدلهای بسته توسعهیافته در آمریکا دارند اما عرضه مدلهایی مانند «DeepSeek» و «Zhipu AI» این شکاف ادراکشده را تا حد زیادی کاهش داده است. در چنین شرایطی، هدف واشنگتن برای تبدیل شدن به بازیگری که جهان را به فناوری هوش مصنوعی آمریکایی وابسته کند و از این طریق درآمدهای قابلتوجهی به دست آورد، با موانع جدی مواجه شده است.
هوش مصنوعی در مسیر کالایی شدن
روند سریع توسعه مدلهای هوش مصنوعی، ماهیت واقعی این فناوری را آشکار کرده است. چه مدلهای بزرگ زبانی (LLM) و چه معماریهایی مانند ترنسفورمرهای مولد از پیش آموزشدیده مانند «ChatGPT»، برخلاف تصور اولیه، دیگر فناوریهایی دستنیافتنی و انحصاری محسوب نمیشوند. افزایش تعداد مدلهای موجود در بازار موجب خواهد شد مالکیت یک مدل خاص، حتی مدلهای پیشرفته، ارزش انحصاری گذشته را نداشته باشد.
با ورود بازیگران جدید به بازار، مدلهای هوش مصنوعی به تدریج مشابه کالاهایی مانند فولاد و آلومینیوم به محصولاتی رقابتی تبدیل خواهند شد که قیمت آنها بیش از هر عامل دیگری تحت تاثیر هزینه تولید قرار میگیرد. در این میان، برق بهعنوان مهمترین مولفه هزینهای مراکز داده، نقشی تعیینکننده در قیمت نهایی خدمات هوش مصنوعی خواهد داشت.
بر همین اساس، رقابت هوش مصنوعی میان چین و آمریکا به رقابتی برای دستیابی به انرژی ارزان، فراوان و قابلاعتماد تبدیل میشود؛ رقابتی که نتیجه آن به توانایی هر کشور در کاهش هزینه تولید برق و افزایش ظرفیت عرضه انرژی بستگی خواهد داشت.
مسیر انرژی چین؛ اتکا به تجدیدپذیرها
راهبرد انرژی چین بر دو محور اصلی خودکفایی و حرکت به سمت کربنزدایی استوار شده است. به همین دلیل، منابع انرژی تجدیدپذیر مانند خورشیدی، بادی و برقآبی جایگاه ویژهای در برنامه توسعه انرژی این کشور پیدا کردهاند. کاهش قابلتوجه هزینه تولید برق خورشیدی و بادی نیز موجب شده این منابع در بسیاری از مناطق بتوانند با سوختهای فسیلی رقابت کنند.
بر اساس برآوردهای انجامشده، هزینه همسطحشده تولید برق خورشیدی در سال ۲۰۲۵ به حدود ۲ سنت به ازای هر کیلوواتساعت کاهش یافت. با توجه به اینکه هزینه انتقال برق از مناطق بیابانی غرب چین به مناطق صنعتی شرق این کشور میتواند هزینه نهایی برق را به میزان قابلتوجهی افزایش دهد، انتقال مراکز داده هوش مصنوعی به نزدیکی نیروگاههای خورشیدی در مناطق غربی چین، یک تصمیم اقتصادی منطقی به شمار میرود.
در همین حال، پیشرفت فناوری ذخیرهسازی انرژی میتواند یکی از مهمترین چالشهای برق خورشیدی یعنی ناپایداری تولید را برطرف کند. باتریهای سدیم یون که توانایی بیش از ۱۰ هزار چرخه شارژ دارند، اکنون در مقیاس صنعتی تولید میشوند و قیمت آنها به کمتر از ۲۰ دلار به ازای هر کیلوواتساعت رسیده است. کاهش هزینه ذخیرهسازی انرژی میتواند در آینده نزدیک این بخش را به یکی از کمهزینهترین اجزای زنجیره تولید برق تبدیل کند.
علاوه بر این، انتظار میرود هزینه سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی همچنان روندی کاهشی را تجربه کند. پنلهای خورشیدی تنها بخشی از هزینه کل پروژهها را تشکیل میدهند و هزینههای مربوط به تجهیزات جانبی، ساختوساز و بهرهبرداری هنوز کاهش چشمگیری را تجربه نکردهاند. استفاده از اتوماسیون، مواد اولیه ارزانتر و مدیریت مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند این هزینهها را تا حدود ۵۰ درصد کاهش دهد. بر همین اساس، برخی برآوردها نشان میدهد هزینه تولید برق خورشیدی ممکن است در آینده به حدود یک سنت به ازای هر کیلوواتساعت برسد.
شرایط مشابهی در بخش انرژی بادی نیز مشاهده میشود. افزایش ظرفیت تولید موجب کاهش هزینههای سرمایهگذاری شده و ترکیب انرژی بادی با خورشیدی میتواند نیاز به ذخیرهسازی گسترده برق را کاهش دهد.
برتری چین در ظرفیت تولید برق
ارزیابی دادههای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد افزایش تولید برق چین عمدتا از محل انرژیهای تجدیدپذیر تامین شده است. تولید برق خورشیدی این کشور حدود ۳۳۴ میلیارد کیلوواتساعت و تولید برق بادی حدود ۱۳۰ میلیارد کیلوواتساعت افزایش یافت؛ رقمی که تقریبا معادل کل رشد تولید برق چین در همان سال بود.
بر اساس برآورد آژانس بینالمللی انرژی، مراکز داده هوش مصنوعی در سراسر جهان طی سال ۲۰۲۴ حدود ۴۱۵ میلیارد کیلوواتساعت برق مصرف کردند و مصرف انرژی این بخش طی چند سال گذشته سالانه حدود ۱۲ درصد رشد داشته است.
در مقابل، تولید برق ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۲۵ حدود ۴.۴۳ تریلیون کیلوواتساعت بود که نسبت به سال ۲۰۱۰ تنها حدود ۷ درصد افزایش را نشان میدهد که معادل کمتر از نیم درصد رشد سالانه است. این روند نشان میدهد ظرفیت آمریکا برای افزایش سریع تولید برق با محدودیتهایی مواجه است.
چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰.۴ تریلیون کیلوواتساعت برق تولید کرد. علاوه بر اختلاف قابلتوجه در ظرفیت تولید، قیمت برق در آمریکا حدود ۲.۵ برابر چین است و انتظار میرود هزینه انرژی در آمریکا روندی افزایشی داشته باشد، در حالی که چین مسیر کاهش هزینه برق را دنبال میکند. بنابراین، ایالات متحده در شرایط فعلی از نظر حجم تولید و هزینه برق، موقعیت دشوارتری برای رقابت با چین دارد.
چالش آمریکا در تامین انرژی هوش مصنوعی
مدیران شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی در آمریکا از این محدودیتها آگاه هستند و به همین دلیل برنامههایی برای توسعه مراکز داده در منطقه خاورمیانه با هدف بهرهگیری از منابع گسترده گاز طبیعی این منطقه مطرح کردهاند.
با این حال، چین در حال حاضر توانایی تولید برق با هزینه حدود دو سنت به ازای هر کیلوواتساعت را دارد و ممکن است طی پنج تا ۱۰ سال آینده این رقم را تا نصف کاهش دهد. حتی اگر کشورهای حوزه خلیج فارس گاز طبیعی را بدون هزینه در اختیار پروژههای هوش مصنوعی آمریکایی قرار دهند، هزینههای سرمایهگذاری اولیه همچنان قیمت نهایی برق را افزایش خواهد داد.
تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه نیز آسیبپذیری این راهبرد را آشکار کرده است. در جریان درگیریهای نظامی اخیر، برخی مراکز داده در منطقه هدف حمله قرار گرفتند؛ مسئلهای که امنیت زیرساختهای حیاتی دیجیتال را با پرسشهای جدی مواجه کرده است. بنابراین تا زمانی که واشنگتن نتواند به یک توافق پایدار سیاسی و امنیتی با ایران دست یابد، تضمین امنیت بلندمدت این مراکز داده برای شرکتهای بزرگ فناوری دشوار خواهد بود.
پایان عصر انحصار مدلهای هوش مصنوعی
کالایی شدن مدلهای هوش مصنوعی، شرکتهای آمریکایی را ناگزیر خواهد کرد بیش از گذشته به سمت مدلهای متنباز حرکت کنند؛ چراکه مدلهای بسته ممکن است در برابر فشار رقابتی بازار توان حفظ جایگاه فعلی خود را از دست بدهند.
این تحول میتواند ارزشگذاریهای بسیار بالای برخی شرکتهای هوش مصنوعی آمریکایی را با چالش مواجه کند. در واقع سرمایههایی که بر پایه انتظار از تداوم انحصار فناوری شکل گرفتهاند، ممکن است در صورت تغییر شرایط بازار با کاهش شدید مواجه شوند؛ موضوعی که پیامدهای آن فراتر از صنعت فناوری خواهد بود و میتواند بر روند رشد اقتصاد جهانی نیز اثرگذار باشد.
در نهایت، نبرد آینده هوش مصنوعی نه صرفا میان آزمایشگاههای تحقیقاتی و شرکتهای فناوری، بلکه میان شبکههای انرژی، ظرفیتهای تولید برق و توانایی کشورها برای تامین ارزانترین زیرساخت محاسباتی جهان شکل خواهد گرفت. برنده این رقابت، کشوری خواهد بود که بتواند هوش مصنوعی را با کمترین هزینه انرژی در مقیاس جهانی عرضه کند.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

هوش مصنوعی به جان مشاغل بخش مالی آمریکا افتاد

آیا بازار کار جهانی میتواند از شکاف مهارتی جان سالم به در ببرد؟

درسی که صنایع دفاعی به اقتصاد ترکیه آموخت

بازدهی سرمایهگذاری هوش مصنوعی در هالهای از ابهام قرار گرفت

راهاندازی دستیار هوش مصنوعی وبسایت ایمپاسکو

 copy.webp)
۰ دیدگاه