
نسل جدید صنعتگران؛ استارتاپها چگونه وارد کارخانهها شدند؟
در سالهای نهچندان دور، کارخانهها بهعنوان محیطهایی سنتی شناخته میشدند که تغییر در آنها با سرعتی بسیار کند اتفاق میافتاد. مدیران صنعتی برای رفع مشکلات خطوط تولید، بیش از هر چیز به خرید ماشینآلات جدید یا افزایش نیروی انسانی فکر میکردند؛ اما امروز معادله تغییر کرده است.
به گزارش نماد اقتصاد، اکنون نسل تازهای از بازیگران اقتصادی، یعنی شرکتهای دانشبنیان و استارتاپهای صنعتی، در حال ورود به کارخانهها هستند؛ بازیگرانی که نه با تجهیزات سنگین، بلکه با فناوری، نرمافزار، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، تحلیل داده و اتوماسیون، مسیر تحول صنایع را هموار میکنند.
کارشناسان معتقدند رقابتپذیری صنایع در دهه آینده بیش از آنکه وابسته به سرمایهگذاری در تجهیزات باشد، به میزان استفاده از فناوریهای نوین وابسته خواهد بود. به همین دلیل همکاری میان کارخانهها و شرکتهای دانشبنیان به یکی از مهمترین روندهای اقتصاد صنعتی تبدیل شده است.
استارتاپها؛ از فضای دیجیتال تا قلب کارخانهها
در سالهای ابتدایی شکلگیری اکوسیستم استارتاپی، تمرکز بیشتر شرکتهای نوپا بر حوزههایی مانند تجارت الکترونیک، حملونقل، خدمات مالی و سلامت بود؛ اما در سالهای اخیر، حوزه صنعت نیز به یکی از مهمترین بازارهای فعالیت این شرکتها تبدیل شده است.
استارتاپهای صنعتی دیگر تنها تولیدکننده نرمافزار نیستند؛ آنها برای مدیریت مصرف انرژی، پایش تجهیزات، کنترل کیفیت، نگهداری پیشگیرانه ماشینآلات، رباتیک صنعتی، بینایی ماشین، هوش مصنوعی، طراحی قطعات، چاپ سهبعدی و حتی مدیریت زنجیره تأمین راهکار ارائه میکنند.
کارخانههایی که پیشتر برای رفع مشکلات خود ناچار به خرید تجهیزات خارجی بودند، اکنون در بسیاری از موارد میتوانند از خدمات شرکتهای دانشبنیان داخلی استفاده کنند؛ موضوعی که علاوه بر کاهش هزینهها، وابستگی به واردات فناوری را نیز کاهش داده است.
کاهش هزینه نخستین دستاورد همکاری با شرکتهای دانشبنیان
یکی از مهمترین انگیزههای صنایع برای همکاری با استارتاپها، کاهش هزینههای تولید است.
در بسیاری از کارخانهها توقف ناگهانی خطوط تولید به دلیل خرابی تجهیزات، سالانه میلیاردها تومان خسارت ایجاد میکند. شرکتهای دانشبنیان با استفاده از حسگرهای هوشمند و تحلیل دادهها میتوانند زمان احتمالی خرابی تجهیزات را پیشبینی کنند؛ روشی که از آن با عنوان «نگهداری و تعمیرات پیشبینانه» یاد میشود.
در این مدل، تعمیرات پیش از وقوع خرابی انجام میشود و هزینههای ناشی از توقف خط تولید به شکل قابل توجهی کاهش پیدا میکند.
از سوی دیگر، سامانههای هوشمند مدیریت انرژی نیز با تحلیل مصرف برق، گاز و آب، نقاط پرهزینه کارخانه را شناسایی کرده و مصرف انرژی را بهینه میکنند؛ موضوعی که با توجه به افزایش هزینه انرژی، اهمیت دوچندانی پیدا کرده است.
افزایش بهرهوری رمز بقای صنعت
بهرهوری یکی از مهمترین شاخصهای رقابت صنعتی است. بسیاری از کارشناسان معتقدند مشکل اصلی صنایع ایران نه کمبود ظرفیت تولید، بلکه پایین بودن بهرهوری است.
شرکتهای دانشبنیان با استفاده از فناوریهای نوین میتوانند زمان تولید را کاهش داده، ضایعات را کم کنند و کیفیت محصول را افزایش دهند.
به عنوان مثال، استفاده از دوربینهای هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی در خطوط تولید، امکان شناسایی سریع محصولات معیوب را فراهم کرده است. این فناوری علاوه بر افزایش کیفیت، از ورود محصولات دارای نقص به بازار جلوگیری میکند.
همچنین تحلیل دادههای تولید به مدیران کارخانه کمک میکند گلوگاههای تولید را شناسایی کرده و فرآیندها را اصلاح کنند.
هوش مصنوعی مدیر جدید خطوط تولید
شاید تا چند سال پیش استفاده از هوش مصنوعی در کارخانهها بیشتر شبیه یک ایده علمی بود، اما امروز این فناوری به بخشی از صنعت تبدیل شده است.
هوش مصنوعی میتواند حجم عظیمی از اطلاعات تولید را تحلیل کرده و الگوهایی را شناسایی کند که برای انسان قابل تشخیص نیست.
از پیشبینی خرابی تجهیزات گرفته تا تنظیم خودکار ماشینآلات، کنترل کیفیت، مدیریت انبار، پیشبینی میزان تقاضا و برنامهریزی تولید، همگی از کاربردهای هوش مصنوعی در صنایع به شمار میروند.
کارشناسان معتقدند کارخانههایی که در سالهای آینده از هوش مصنوعی استفاده نکنند، در رقابت با تولیدکنندگان هوشمند با چالش جدی مواجه می شوند.
اینترنت اشیا کارخانهای که خودش گزارش میدهد
یکی دیگر از فناوریهایی که توسط استارتاپها وارد صنایع شده، اینترنت اشیا (IoT) است. در این فناوری، ماشینآلات، تجهیزات و خطوط تولید به یکدیگر متصل میشوند و اطلاعات لحظهای خود را در اختیار مدیران قرار میدهند.
به این ترتیب مدیر کارخانه میتواند از طریق یک داشبورد مدیریتی، وضعیت تولید، میزان مصرف انرژی، عملکرد دستگاهها، موجودی مواد اولیه و کیفیت محصولات را بهصورت برخط مشاهده کند. این موضوع سرعت تصمیمگیری را افزایش داده و خطاهای انسانی را کاهش میدهد.
فرصت بزرگ برای بومیسازی فناوری
یکی از مهمترین مزیتهای همکاری صنایع با شرکتهای دانشبنیان، توسعه فناوریهای بومی است. تحریمها طی سالهای گذشته دسترسی بسیاری از صنایع به تجهیزات و نرمافزارهای خارجی را دشوار کرده است. در چنین شرایطی، شرکتهای دانشبنیان توانستهاند بخشی از نیازهای فناوری صنایع را در داخل کشور تأمین کنند.
طراحی نرمافزارهای صنعتی، ساخت تجهیزات هوشمند، تولید حسگرها، سامانههای کنترل و تجهیزات اتوماسیون از جمله حوزههایی است که ظرفیت بالایی برای داخلیسازی دارد.
کارشناسان معتقدند حمایت از این شرکتها علاوه بر کاهش وابستگی خارجی، موجب توسعه فناوری داخلی و ایجاد ارزش افزوده خواهد شد.
چالشهای همکاری میان کارخانهها و استارتاپها
با وجود مزایای فراوان، همکاری میان صنایع سنتی و استارتاپها همچنان با موانعی روبهرو است. نخستین مانع، مقاومت برخی مدیران صنعتی در برابر تغییر است. بسیاری از کارخانهها سالها با روشهای سنتی فعالیت کردهاند و پذیرش فناوریهای جدید برای آنها زمانبر است.
دومین چالش، کمبود سرمایهگذاری در حوزه نوآوری صنعتی است. بسیاری از استارتاپها توان مالی لازم برای توسعه محصولات صنعتی را ندارند و صنایع نیز گاهی حاضر به پذیرش ریسک فناوریهای نو نیستند.
نبود ارتباط مؤثر میان دانشگاه، صنعت و شرکتهای دانشبنیان نیز یکی دیگر از مشکلات موجود به شمار میرود. همچنین پیچیدگی مقررات، طولانی بودن فرآیندهای خرید در صنایع بزرگ و نبود استانداردهای مشترک، سرعت همکاری میان دو بخش را کاهش داده است.
نقش دولت در توسعه صنعت دانشبنیان
کارشناسان معتقدند سیاستگذاری دولت نقش تعیینکنندهای در توسعه همکاری میان صنایع و شرکتهای دانشبنیان دارد.
اعطای تسهیلات مالی، مشوقهای مالیاتی، توسعه صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر، حمایت از تحقیق و توسعه، تسهیل فرآیندهای قانونی و ایجاد بازار برای محصولات فناورانه، از جمله اقداماتی است که میتواند این همکاری را تقویت کند.
همچنین ایجاد مراکز نوآوری در شهرکهای صنعتی، برگزاری رویدادهای اتصال صنعت و فناوری و حمایت از پروژههای مشترک میان کارخانهها و استارتاپها میتواند سرعت تحول صنعتی را افزایش دهد.
تجربه جهانی چه میگوید؟
کشورهای صنعتی جهان طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای بر تحول دیجیتال صنایع انجام دادهاند. در آلمان، مفهوم «صنعت ۴.۰» باعث شده کارخانهها به سمت تولید هوشمند حرکت کنند. در چین نیز هوش مصنوعی، رباتیک و اینترنت اشیا به بخش جداییناپذیر خطوط تولید تبدیل شدهاند. ایالات متحده، کره جنوبی و ژاپن نیز سرمایهگذاری قابل توجهی در توسعه استارتاپهای صنعتی انجام دادهاند.
بررسی تجربه این کشورها نشان میدهد ارتباط مستمر میان دانشگاه، صنعت، سرمایهگذاران و شرکتهای فناور، مهمترین عامل موفقیت در توسعه صنایع هوشمند بوده است.
ورود استارتاپها به صنایع تنها به افزایش بهرهوری محدود نمیشود، بلکه ساختار بازار کار را نیز تغییر داده است. کارخانههای امروز علاوه بر نیروی فنی، به متخصصان داده، برنامهنویسان، تحلیلگران هوش مصنوعی، کارشناسان امنیت سایبری، طراحان سامانههای هوشمند و متخصصان اتوماسیون نیاز دارند.
به همین دلیل، همکاری صنعت و شرکتهای دانشبنیان میتواند زمینه اشتغال نیروهای متخصص و جلوگیری از مهاجرت نخبگان را نیز فراهم کند.
آینده صنعت؛ کارخانههای هوشمند
تحلیلگران اقتصادی معتقدند آینده تولید بدون فناوری قابل تصور نیست. کارخانههایی که امروز سرمایهگذاری در تحول دیجیتال را آغاز کنند، در سالهای آینده از مزیت رقابتی بیشتری برخوردار خواهند بود.
نسل جدید صنعتگران دیگر تنها صاحبان کارخانهها نیستند؛ بلکه شرکتهای دانشبنیان، استارتاپهای صنعتی، متخصصان هوش مصنوعی و پژوهشگران فناوری نیز به بخشی از زنجیره تولید تبدیل شدهاند.
اگرچه مسیر هوشمندسازی صنایع با چالشهایی مانند کمبود سرمایه، مقاومت سازمانی و محدودیتهای فناورانه همراه است، اما روند جهانی نشان میدهد آینده صنعت متعلق به کارخانههایی است که بتوانند دانش، فناوری و نوآوری را در کنار تولید قرار دهند.
در نهایت، همکاری میان صنایع و شرکتهای دانشبنیان را میتوان یکی از مهمترین پیشرانهای تحول اقتصادی دانست؛ همکاریای که نهتنها هزینه تولید را کاهش میدهد و بهرهوری را افزایش میدهد، بلکه میتواند زمینهساز توسعه صادرات، ارتقای کیفیت محصولات ایرانی، افزایش رقابتپذیری و شکلگیری نسل تازهای از صنایع هوشمند در کشور باشد.
 copy.webp)





۰ دیدگاه