فرمان بازار جهانی طلا به دست نرخ بهره و دلار افتاد
تغییر ماهیت پناهگاه امن سرمایه‌گذاران؛

فرمان بازار جهانی طلا به دست نرخ بهره و دلار افتاد

حسین امیری
۱۴ تیر ۱۴۰۵

در حالی که همواره طلا نخستین مقصد سرمایه‌ها در دوران بحران‌های ژئوپلیتیکی محسوب می‌شد، تحولات ناشی از جنگ در خاورمیانه نشان داد که معادلات بازار جهانی دیگر به سادگی گذشته نیست. افت بیش از ۲۰ درصدی قیمت طلا پس از آغاز جنگ، این پرسش را مطرح کرده که آیا جایگاه این فلز گران‌بها به عنوان یک دارایی امن در حال تغییر بوده یا تنها قواعد جدیدی بر رفتار آن حاکم شده است؟

به گزارش نماد اقتصاد، کارشناسان معتقدند امروز تصمیم‌های بانک‌های مرکزی، نرخ‌های بهره، ارزش دلار و الگوی جدید تقاضای جهانی بیش از هر زمان دیگری مسیر آینده بازار طلا را تعیین می‌کنند.

بازار جهانی طلا در ماه‌های اخیر رفتاری متفاوت از انتظارات سنتی سرمایه‌گذاران از خود نشان داده است. برخلاف تصور رایج که تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی را عاملی برای جهش قیمت این فلز ارزشمند می‌داند، روند معاملات پس از آغاز جنگ در خاورمیانه نشان داد که طلا دیگر صرفا بر مبنای بحران‌های سیاسی قیمت‌گذاری نمی‌شود و اکنون مجموعه‌ای از متغیرهای اقتصادی و مالی، نقش تعیین‌کننده‌تری در نوسانات آن ایفا می‌کنند.

بر اساس داده‌های منتشر شده، قیمت هر اونس طلا در زمان آغاز جنگ ایران و آمریکا در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ حدود پنج هزار و ۲۷۸ دلار بود و طی هفته‌های نخست در محدوده‌ای نسبتا باثبات معامله شد. با این حال، از آن مقطع تا پایان معاملات روز جمعه ۳ جولای ۲۰۲۶، قیمت این فلز با ثبت افتی بیش از ۲۰ درصد، به چهار هزار و ۱۷۵ دلار و هفت سنت رسید. این کاهش در شرایطی رقم خورد که طلا در ابتدای سال جاری میلادی رکوردهای تاریخی جدیدی را به ثبت رسانده بود و اکنون نیز شدیدترین افت ماهانه خود از زمان بحران مالی سال ۲۰۰۸ را تجربه کرده است.

واکنش طلا دیگر به هر بحران ژئوپلیتیکی صعودی نیست

به اعتقاد تحلیلگران، عملکرد اخیر بازار نشان می‌دهد که تعریف سنتی دارایی امن در حال بازنگری است. در گذشته وقوع جنگ، تنش‌های سیاسی یا بحران‌های اقتصادی معمولا سرمایه‌ها را به سمت طلا هدایت می‌کرد اما اکنون شرایط متفاوت شده است.

نورالدین الحموری، مدیر تحلیل بازار و تعاملات سرمایه‌گذاران در شرکت «Equiti» مستقر در دبی، معتقد است افزایش قیمت طلا اساسا در واکنش به هر جنگ یا شوک سیاسی رخ نخواهد داد. به گفته وی، در کوتاه‌مدت این فلز باید با دارایی‌هایی مانند وجه نقد و اوراق قرضه دولتی رقابت کند. به عقیده وی بازار این فلز گران‌بها به شدت تحت تاثیر ارزش دلار آمریکا و نرخ‌های واقعی بهره بانکی قرار دارد.

وی در ادامه افزود که هرگاه تنش‌های ژئوپلیتیکی موجب افزایش انتظارات تورمی و در نتیجه رشد بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا شود، سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند منابع خود را به سمت این اوراق هدایت کنند؛ موضوعی که فشار نزولی بر بازار طلا وارد می‌کند. به همین دلیل، اگرچه طلا همچنان ابزاری مهم برای پوشش ریسک در بلندمدت محسوب می‌شود اما در کوتاه‌مدت هزینه نگهداری دارایی بدون سودی مانند طلا می‌تواند بر مزیت ناشی از ابهامات سیاسی غلبه کند.

آیا بازگشت طلا به رکوردهای تاریخی امکان‌پذیر است؟

شورای جهانی طلا در گزارش چشم‌انداز جدید خود اعلام کرده است که با وجود افت قیمت اخیر، طلا همچنان یکی از موفق‌ترین دارایی‌های سرمایه‌گذاری در بازه یک‌ساله باقی مانده و بسیاری از بازارهای رقیب هنوز نتوانسته‌اند عملکرد مشابهی ثبت کنند.

این شورا در عین حال تاکید کرده است که نیمه نخست سال جاری میلادی نشان داد بازار طلا همچنان نسبت به تغییرات ناگهانی فضای ژئوپلیتیکی و رفتار سرمایه‌گذاران حساس است. بر همین اساس، تحلیلگران این نهاد احتمال داده‌اند در صورت شکل‌گیری محرک‌های مناسب، قیمت هر اونس طلا بار دیگر به محدوده چهار هزار و ۵۰۰ دلار بازگردد. در مقابل، اگر شرایط فعلی ادامه یابد، نوسان قیمت در محدوده مثبت یا منفی پنج درصد محتمل‌ترین سناریو خواهد بود.

بانک آمریکایی «JPMorgan» نیز پیش‌بینی کرده است قیمت طلا در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ به حدود چهار هزار و ۵۰۰ دلار برسد و در سه‌ماهه سوم همین سال در محدوده چهار هزار و ۳۰۰ دلار معامله شود.

کارشناسان شورای جهانی طلا معتقدند تشدید رکود اقتصادی، بروز شوک‌های جدید ژئوپلیتیکی، افزایش احتمال کاهش نرخ‌های بهره یا ورود گسترده سرمایه‌گذاران برای خرید در کف قیمت می‌تواند بار دیگر روند صعودی بازار را احیا کند. در مقابل، اگر اقتصاد جهانی همچنان مقاوم باقی بماند، نرخ بازده اوراق قرضه افزایش یابد و آرامش به بازارهای مالی بازگردد، احتمال ادامه افت قیمت وجود خواهد داشت؛ هرچند انتظار می‌رود تقاضای ناشی از خرید طلا در قیمت‌های پایین، مانع از کاهش شدیدتر بازار شود.

از واکنش هیجانی به ذخیره راهبردی

به باور بسیاری از فعالان بازار، مهم‌ترین تحول سال‌های اخیر تغییر ماهیت نقش طلا در نظام مالی جهان است. اشیش ویجی، بنیان‌گذار شرکت «Tiara Gems & Jewellery» در دبی معتقد است طلا دیگر صرفا دارایی واکنشی در زمان بحران نیست، بلکه به تدریج به یک ذخیره راهبردی برای سرمایه‌گذاران و دولت‌ها تبدیل شده است.

وی بر این باور است تداوم خریدهای بانک‌های مرکزی، افزایش نگرانی‌ها درباره بدهی دولت‌ها، تورم ساختاری و تلاش کشورها برای متنوع‌سازی ذخایر ارزی، تقاضایی پایدار برای طلا ایجاد کرده که حتی در دوره‌های آرامش سیاسی نیز از بازار حمایت می‌کند.

مذاکرات ایران و آمریکا؛ متغیری تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی

در شرایط کنونی، معامله‌گران علاوه بر سیاست‌های پولی آمریکا، روند مذاکرات صلح میان ایران و آمریکا را نیز با دقت دنبال می‌کنند. هرگونه پیشرفت در این مذاکرات می‌تواند فشار بیشتری بر قیمت جهانی نفت وارد کند؛ بازاری که بخش عمده رشد ناشی از جنگ را از دست داده است.

کاهش قیمت نفت می‌تواند انتظارات تورمی را تعدیل کرده و شرایط متفاوتی را برای بازار طلا رقم بزند. در مقابل، بروز هرگونه مانع در روند مذاکرات یا بازگشت تنش‌ها، ممکن است بار دیگر فضای ابهام را بر بازارهای جهانی حاکم کند.

از سوی دیگر، انتشار شاخص مدیران خرید بخش خدمات آمریکا و همچنین مواضع جدید بانک مرکزی این کشور درباره نرخ‌های بهره، از مهم‌ترین عواملی هستند که می‌توانند مسیر کوتاه‌مدت بازار طلا را مشخص کنند. در صورتی که سیاست‌گذاران پولی به سمت کاهش نرخ بهره حرکت کنند، احتمال افت بازده اوراق قرضه و تقویت مجدد قیمت طلا افزایش خواهد یافت.

بانک‌های مرکزی به مهم‌ترین خریداران طلا تبدیل شده‌اند

یکی از مهم‌ترین روندهای ساختاری بازار جهانی طلا، افزایش مستمر خرید این فلز توسط بانک‌های مرکزی است. شورای جهانی طلا پیش‌بینی کرده است بانک‌های مرکزی طی ۱۲ ماه آینده نیز به افزایش ذخایر طلای خود ادامه خواهند داد تا در برابر شوک‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی از امنیت بیشتری برخوردار شوند.

به گفته نورالدین الحموری، بانک‌های مرکزی دیگر تنها از طریق سیاست‌های پولی بر بازار طلا اثر نمی‌گذارند، بلکه اکنون خود به خریداران مستقیم و راهبردی این دارایی تبدیل شده‌اند. این تحول به‌ویژه برای اقتصادهای نوظهور یک پشتوانه راهبردی محسوب می‌شود؛ کشورهایی که خرید طلا را نه صرفا یک سرمایه‌گذاری، بلکه نوعی بیمه پولی در برابر بحران‌ها می‌دانند. دلیل این رویکرد روشن است: برخلاف اوراق قرضه یا ذخایر ارزی که به اعتبار ناشر آن (ریسک طرف مقابل) وابسته‌اند، طلا یک دارایی فیزیکی و مستقل است. اگر کشوری طلا را در داخل مرزهای خود ذخیره کند، هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند با یک فرمان اجرایی یا از طریق دیجیتالی آن را مسدود یا مصادره کند؛ اتفاقی که در مورد ذخایر دلاری و یورویی سابقه داشته است. این ویژگی، طلا را به سپری در برابر تبدیل دلار به سلاح‌ و تنش‌های ژئوپلیتیک بدل کرده و به اقتصادهای نوظهور اجازه می‌دهد وابستگی ذخایر خود به سیاست‌های پولی ایالات متحده را کاهش دهند.

به اعتقاد وی، خریدهای مستمر بانک‌های مرکزی اکنون به یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد وضعیت کف قیمت در بازار طلا در بلندمدت تبدیل شده است؛ حتی در شرایطی که سرمایه‌گذاران غربی به دلیل افزایش نرخ‌های بهره اقدام به فروش این فلز می‌کنند. بانک سوئیسی «Julius Baer» نیز خرید بانک‌های مرکزی را قدرتمندترین عامل ساختاری حمایت از بازار جهانی طلا ارزیابی کرده است.

انتقال تدریجی مرکز ثقل تقاضای جهانی از غرب به شرق

در کنار افزایش خرید بانک‌های مرکزی، تغییر جغرافیای تقاضای جهانی نیز یکی دیگر از روندهای مهم بازار محسوب می‌شود. اگرچه قیمت مرجع طلا همچنان در بازارهای لندن و نیویورک تعیین می‌شود اما بخش عمده تقاضای فیزیکی اکنون به آسیا و خاورمیانه منتقل شده است.

چین، هند و کشورهای منطقه خاورمیانه در سال‌های اخیر سهم فزاینده‌ای از خرید جهانی طلا را به خود اختصاص داده‌اند. بانک مرکزی چین نیز در ماه می ۲۰۲۶ برای نوزدهمین ماه متوالی ذخایر طلای خود را افزایش داد و همزمان واردات خالص طلای این کشور در سه‌ماهه نخست سال جاری میلادی رشد چشمگیری را تجربه کرد.

تحلیلگران معتقدند تفاوت اصلی میان شرق و غرب در نوع نگاه به طلا نهفته است. سرمایه‌گذاران غربی معمولا این فلز را ابزاری برای معاملات کوتاه‌مدت و مدیریت ریسک مالی تلقی می‌کنند، در حالی که خانوارها و بانک‌های مرکزی آسیایی بیشتر به طلا به عنوان ذخیره بلندمدت ثروت و ابزاری برای تنوع‌بخشی به دارایی‌های ارزی می‌نگرند. از همین رو، اگرچه جریان سرمایه در بازارهای مالی غرب همچنان قیمت‌های کوتاه‌مدت را تعیین می‌کند اما تقاضای فیزیکی شرق به تدریج در حال شکل دادن به روندهای بلندمدت بازار جهانی است.

در مجموع، تحولات ماه‌های اخیر نشان داد واکنش بازار این فلز به بحران‌های ژئوپلیتیکی دیگر تابع یک الگوی ثابت نیست. اکنون سیاست‌های پولی، رفتار بانک‌های مرکزی، تغییر موازنه تقاضا میان شرق و غرب و چشم‌انداز اقتصاد جهانی، بیش از هر زمان دیگری بر مسیر حرکت طلا اثرگذار هستند. به همین دلیل، به نظر می‌رسد نقش این فلز گران‌بها از یک پناهگاه مقطعی در دوران بحران، به یکی از ارکان راهبردی مدیریت ذخایر و حفظ ارزش دارایی‌ها در نظام مالی جهان تغییر یافته است؛ تغییری که می‌تواند جهت‌گیری بازار جهانی طلا را در سال‌های آینده نیز تحت تاثیر قرار دهد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=67641
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه