
چرا بسیاری از صنایع هنوز صادرکننده واقعی نیستند؟
در حالی که در سالهای اخیر، صادرات غیرنفتی به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده و آمارهای رسمی از رشد ارزش صادرات در برخی بخشها حکایت دارد، بررسیهای میدانی نشان میدهد بخش قابل توجهی از صنایع کشور هنوز نتوانستهاند به «صادرکننده واقعی» تبدیل شوند.
به گزارش نماد اقتصاد، بسیاری از بنگاهها اگرچه در اسناد و برنامهها صادراتمحور معرفی میشوند، اما سهم صادرات آنها از تولید ناچیز است و حضورشان در بازارهای جهانی مقطعی و وابسته به شرایط خاص است.
کارشناسان معتقدند مشکل صادرات ایران تنها به تولید محدود نمیشود؛ بلکه زنجیرهای از موانع بانکی، لجستیکی، استانداردی، بازاریابی و رقابت منطقهای باعث شده است که بسیاری از صنایع، صادرات را نه بهعنوان یک استراتژی پایدار، بلکه بهعنوان راهکاری موقت برای فروش مازاد تولید دنبال کنند.
حلقه گمشده نظام بانکی و انتقال پول است
فعالان اقتصادی معتقدند مهمترین مانع صادرات، دشواری نقلوانتقال مالی است. محدودیتهای بانکی، نبود ارتباط مستقیم با شبکه بانکی بینالمللی و هزینههای بالا نقلوانتقال ارز موجب شده صادرکنندگان ناچار به استفاده از واسطهها شوند.
این موضوع علاوه بر افزایش هزینه مبادلات، ریسک بازگشت ارز را نیز بالا برده است. در چنین شرایطی بسیاری از خریداران خارجی ترجیح میدهند با رقبایی همکاری کنند که امکان پرداخت امن، سریع و کمهزینه را فراهم میکنند.
به اعتقاد کارشناسان، حتی محصولی که از نظر کیفیت توان رقابت دارد، بدون زیرساخت بانکی مناسب در بازار جهانی با مشکل مواجه خواهد شد.
لجستیک هزینهای که مزیت رقابتی را از بین میبرد
هزینه حملونقل یکی دیگر از چالشهای صادرات ایران است. فرسودگی ناوگان حملونقل، محدودیت خطوط کشتیرانی، افزایش هزینه بیمه و زمان طولانی ترخیص کالا، قیمت تمامشده صادرات را افزایش داده است.
در بسیاری از صنایع، هزینه لجستیک بخش قابل توجهی از قیمت نهایی کالا را تشکیل میدهد؛ موضوعی که قدرت رقابت محصولات ایرانی را در بازارهای هدف کاهش میدهد.
در مقابل، کشورهای رقیب با توسعه بنادر، کریدورهای ترانزیتی و شبکههای حملونقل، زمان و هزینه صادرات را به شکل محسوسی کاهش دادهاند.
استاندارد مانعی فراتر از کیفیت
بسیاری تصور میکنند کیفیت محصول برای صادرات کافی است؛ اما کارشناسان میگویند بازارهای جهانی بیش از هر چیز به استانداردها و گواهینامههای بینالمللی توجه دارند.
در صنایع غذایی، دارویی، شیمیایی و حتی مصالح ساختمانی، نبود برخی گواهینامههای معتبر یا دشواری دریافت آنها باعث شده صادرات به بازارهای بزرگ محدود شود.
از سوی دیگر، تغییر مستمر مقررات در کشورهای مقصد نیز نیازمند بهروزرسانی مداوم استانداردهای تولید است؛ موضوعی که برای بسیاری از بنگاههای کوچک و متوسط هزینهبر است.
صادرات بدون بازاریابی فرصتی که از دست میرود
یکی از مهمترین ضعفهای صادرات ایران، نبود بازاریابی حرفهای است. بخش زیادی از صادرات کشور بر پایه ارتباطات سنتی، واسطهها یا سفارشهای مقطعی انجام میشود. بسیاری از شرکتها فاقد برند بینالمللی، شبکه فروش، دفاتر نمایندگی یا خدمات پس از فروش در بازارهای هدف هستند.
کارشناسان معتقدند حضور محدود در نمایشگاههای تخصصی، ضعف در بازاریابی دیجیتال، شناخت ناکافی از نیاز مصرفکنندگان خارجی و نبود تحقیقات بازار، باعث شده محصولات ایرانی حتی در بازارهای همسایه نیز جایگاه پایداری نداشته باشند.
همسایگان در صادرات جلوتر حرکت میکنند
بازار کشورهای همسایه که زمانی مزیت اصلی صادرات ایران محسوب میشد، اکنون با رقابت شدید مواجه است. کشورهایی مانند ترکیه، چین و هند با ارائه تسهیلات صادراتی، قراردادهای تجاری، خدمات مالی و حملونقل منظم، سهم بیشتری از بازارهای منطقه را در اختیار گرفتهاند.
این کشورها علاوه بر قیمت رقابتی، روی طراحی محصول، بستهبندی، خدمات مشتری و تبلیغات نیز سرمایهگذاری کردهاند؛ عواملی که در تصمیم خریداران خارجی نقش تعیینکننده دارد.
بنگاههای کوچک؛ قربانی هزینههای صادرات
اگرچه شرکتهای بزرگ تا حدودی توان مدیریت مشکلات صادرات را دارند، اما بنگاههای کوچک و متوسط بیشترین آسیب را از موانع موجود میبینند.
هزینه دریافت استانداردها، حضور در نمایشگاههای خارجی، بازاریابی، حملونقل و نقلوانتقال پول برای بسیاری از این واحدها سنگین است؛ به همین دلیل صادرات برای آنها صرفه اقتصادی ندارد.
کارشناسان معتقدند توسعه کنسرسیومهای صادراتی و ایجاد شرکتهای مدیریت صادرات میتواند بخشی از این مشکلات را کاهش دهد.
پیشنیاز صادرات چیست؟
فعالان اقتصادی بر این باورند که صادرات نیازمند پیشبینیپذیری است. تغییر مکرر مقررات ارزی، بخشنامههای صادراتی، محدودیتهای مقطعی و تغییر تعرفهها باعث شده برنامهریزی بلندمدت برای حضور در بازارهای جهانی دشوار شود.
در بسیاری از کشورها، صادرکننده میتواند قراردادهای چندساله منعقد کند، اما در ایران تغییرات ناگهانی سیاستها، ریسک فعالیت صادراتی را افزایش داده است.
اقتصاددانان تأکید میکنند که صادرات موفق تنها به افزایش تولید وابسته نیست؛ بلکه نیازمند تکمیل زنجیرهای از زیرساختهای مالی، لجستیکی، حقوقی و بازاریابی است. تا زمانی که این حلقهها تقویت نشود، بسیاری از صنایع همچنان صادرکنندهای روی کاغذ باقی خواهند ماند.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد صادرات پایدار زمانی شکل میگیرد که بنگاهها بتوانند با برند مشخص، شبکه فروش، خدمات پس از فروش، استانداردهای بینالمللی و دسترسی آسان به نظام مالی جهانی در بازارهای هدف حضور مستمر داشته باشند؛ حضوری که فراتر از صادرات مقطعی، به حفظ سهم بازار و ایجاد درآمد ارزی پایدار منجر میشود.
در مجموع، اگرچه ظرفیت تولید در بسیاری از صنایع ایران قابل توجه است، اما فاصله میان «توان تولید» و «توان صادرات» همچنان زیاد است. کاهش موانع بانکی، بهبود زیرساختهای حملونقل، تسهیل اخذ استانداردهای بینالمللی، توسعه بازاریابی حرفهای و ایجاد ثبات در سیاستهای تجاری، پنج پیششرط اصلی تبدیل صنایع کشور به صادرکنندگان واقعی به شمار میرود؛ پیششرطهایی که بدون تحقق آنها، رشد صادرات بیش از آنکه بر پایه حضور پایدار در بازارهای جهانی باشد، به نوسانات مقطعی بازارهای منطقهای وابسته خواهد ماند.
یگانه بختیاری فردیس
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

ذخایر معدنی ایران ورق بازی در جهان را برمیگرداند

نسل جدید صنعتگران؛ استارتاپها چگونه وارد کارخانهها شدند؟

سه ضلع پنهان ناترازی صنعت ایران

صنعت و معدن، رکن اساسی پیشرفت، استقلال اقتصادی و اقتدار ملی ایران

صنایع صادراتمحور از محدودیت انرژی آذر معاف شدند

 copy.webp)
۰ دیدگاه