
دو بلوک قدرت در نظم جدید منطقهای در حال شکلگیری است
تحولات پس از جنگهای اخیر در خاورمیانه نشان میدهد که منطقه وارد مرحلهای تازه از بازآرایی ژئوپلیتیکی شده است؛ مرحلهای که در آن الگوهای سنتی اتحادها و وابستگیهای امنیتی بهتدریج در حال بازتعریف هستند و نشانههای شکلگیری دو اردوگاه متمایز سیاسی و امنیتی و نظم جدید منطقهای بیش از پیش آشکار شده است. این روند، نه یک تغییر مقطعی، بلکه بازتابی از گذار عمیقتر در نظم منطقهای و حتی در ساختار در حال تحول نظم جهانی است.
به گزارش نماد اقتصاد، برخی تحلیلها از احتمال شکلگیری یک محور همکاری و نظم جدید منطقهای متشکل از قطر، عمان و ایران سخن میگویند؛ مجموعهای که میتواند بر پایه منافع مشترک در حوزههای انرژی، امنیت دریایی و مدیریت بحرانهای منطقهای به یک بلوک هماهنگتر تبدیل شود. در نقطه مقابل، نوعی همگرایی موازی میان عربستان سعودی، مصر و پاکستان در حال شکلگیری است؛ ترکیبی که با تکیه بر ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، جمعیتی و نظامی خود میتواند بهعنوان یک بلوک متمایل به تثبیت موازنه سنتی قدرت در منطقه عمل کند.
این روند در واقع نشانهای از فروپاشی تدریجی الگوی امنیت تک قطبی در خاورمیانه است؛ الگویی که برای دههها بر نقش محوری قدرتهای فرامنطقهای، بهویژه ایالات متحده، در تامین ثبات منطقه استوار بود. تجربه مجموعهای از بحرانهای پیدرپی، از جنگهای نیابتی تا تنشهای مستقیم میان بازیگران اصلی، موجب شده است کشورها بیش از گذشته به سمت تعریف ترتیبات امنیتی مستقلتر و چندلایه حرکت کنند.
در چنین فضایی، مفهوم اتحادهای پایدار و از پیشتعیینشده جای خود را به ائتلافهای انعطافپذیر و مبتنی بر منافع مقطعی داده است. به بیان دیگر، خاورمیانه در حال عبور از یک نظم سلسلهمراتبی به سمت نظمی چندقطبی و شبکهای است؛ نظمی که در آن بازیگران منطقهای نه صرفا بهعنوان دریافتکننده امنیت، بلکه بهعنوان تولیدکننده آن نیز ایفای نقش میکنند.
از منظر اقتصادی و ژئوپلیتیکی، این بازآرایی پیامدهای قابلتوجهی به همراه دارد. مسیرهای انرژی، کریدورهای تجاری و پروژههای اتصال منطقهای به شدت تحت تاثیر این شکاف جدید قرار خواهند گرفت. در عین حال، رقابت میان بلوکهای نوظهور میتواند هم به افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی منجر شود و هم فرصتهایی برای بازتعریف همکاریهای منطقهای بهویژه در حوزههایی مانند امنیت انرژی، ترانزیت کالا و زیرساختهای حملونقل ایجاد کند.
در سطح کلانتر، این تحولات نشاندهنده کاهش تدریجی ظرفیت بازیگران خارجی برای شکلدهی یکجانبه به معادلات منطقه است. در نتیجه، کشورهای خاورمیانه ناگزیر شدهاند راهبردهای سیاست خارجی خود را بر اساس موازنهسازی چندجانبه و تنوعبخشی به روابط تنظیم کنند. همین موضوع باعث شده است که حتی بازیگران سنتی رقیب نیز در برخی حوزهها به همکاریهای محدود و کنترلشده تن دهند.
با وجود این، مسیر پیشرو همچنان با عدم قطعیتهای جدی همراه است. رقابت ژئوپلیتیکی میان بلوکهای در حال شکلگیری، احتمال بروز تنشهای مقطعی را افزایش میدهد و میتواند روند تثبیت یک معماری امنیتی پایدار را کند کند. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که فشارهای ساختاری در نهایت کشورها را به سمت ایجاد سازوکارهای مدیریت بحران، گفتوگوهای منطقهای و حتی شکلگیری ترتیبات امنیت جمعی سوق خواهد داد.
در جمعبندی میتوان گفت خاورمیانه در حال ورود به مرحلهای است که در آن، نه یک نظم واحد و تثبیتشده، بلکه مجموعهای از بلوکهای رقابتی و در عین حال بههمپیوسته شکل میگیرد. این وضعیت اگرچه در کوتاهمدت میتواند به افزایش پیچیدگی و بیثباتی منجر شود، اما در بلندمدت احتمالا زمینهساز شکلگیری نظمی واقعگرایانهتر و متناسب با توزیع واقعی قدرت در منطقه خواهد بود؛ نظمی که در آن کشورها بیش از گذشته ناگزیر به پذیرش مسئولیت مستقیم امنیت و منافع خود خواهند بود.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

استارتاپهای منطقه منا در سایه جنگ شکوفا شدند

در صورت تداوم جنگ در خاورمیانه چه اتفاقی رخ میدهد؟

خاورمیانه همچنان به انرژی هیدروکربنی وابسته است

دیپلماسی زمان برگ برنده رقابت در حوزه انرژی است

جنگ و صلح در خاورمیانه چه تاثیری بر اقتصاد عربستان میگذارد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه