
چشمبادامیها معادلات صنعت خودرو جهان را تغییر دادند
چین که تا دو دهه پیش بیشتر به عنوان یک مونتاژکار محصولات خارجی شناخته میشد، به سرعت در حال تبدیل شدن به قدرتمندترین بازیگر صنعت خودرو جهان است.
به گزارش نماد اقتصاد، چین که تا دو دهه پیش بیشتر به عنوان یک مونتاژکار محصولات خارجی شناخته میشد، به سرعت در حال تبدیل شدن به قدرتمندترین بازیگر صنعت خودرو جهان است.
برای بیش از یک قرن، ایالات متحده نماد برتری در صنعت خودرو جهان بود. از خطوط تولید انبوه هنری فورد گرفته تا سلطه جنرال موتورز، فورد و کرایسلر بر بازارهای جهانی، آمریکا نه تنها بزرگترین تولیدکننده خودرو محسوب میشد، بلکه استانداردهای فناوری، بهرهوری و نوآوری را نیز تعیین میکرد.
موفقیت چشمگیر خودروسازان چینی در بازار خودروهای الکتریکی و هوشمند، بحثهای گستردهای را در آمریکا و اروپا درباره آینده رقابت صنعتی ایجاد کرده است. بسیاری از اقتصاددانان و سیاستگذاران آمریکایی اکنون این پرسش را مطرح میکنند که آیا واشنگتن باید برای حفظ رقابتپذیری صنعت خودرو خود از بخشی از الگوی توسعه صنعتی چین الگوبرداری کند یا با ابتکار خود میتواند جریان بازی را به دست بگیرد.
نفوذی که بسیاری آن را دستکم گرفتند
رشد صنعت خودرو چین یک اتفاق ناگهانی نبود. این کشور طی بیش از دو دهه با اجرای مجموعهای از سیاستهای هماهنگ صنعتی، سرمایهگذاری گسترده در فناوریهای نوظهور و حمایت هدفمند از زنجیره تامین، زمینه تبدیل شدن به بزرگترین بازار و تولیدکننده خودرو جهان را فراهم کرد.
در ابتدای دهه ۲۰۰۰ میلادی بسیاری از شرکتهای چینی فاقد برندهای شناختهشده جهانی بودند و عمدتا در قالب مشارکت با خودروسازان خارجی فعالیت میکردند اما دولت چین به تدریج راهبردی بلندمدت برای توسعه فناوریهای بومی تدوین کرد؛ راهبردی که تمرکز اصلی آن بر خودروهای الکتریکی، باتریها، نیمهرساناها و نرمافزارهای قابل نسب بر پلتفرمهای خودروها قرار داشت.
نتیجه این سیاستها امروز به وضوح قابل مشاهده است. برندهایی مانند «BYD»، جیلی، چری و شیائومی نه تنها در بازار داخلی چین، بلکه در بسیاری از بازارهای بینالمللی نیز به رقبایی جدی برای خودروسازان سنتی تبدیل شدهاند.
مهمترین مزیت چین در صنعت خودرو
برای سالها تصور میشد مزیت اصلی چین در دستمزدهای پایین نیروی کار خلاصه میشود اما تجربه صنعت خودرو نشان داد که موفقیت این کشور بسیار فراتر از مزیت هزینهای بوده است. چین موفق شد زنجیره تامین کاملی از مواد اولیه، تولید باتری، ساخت تراشه، توسعه نرمافزار و مونتاژ خودرو را در داخل کشور ایجاد کند. این یکپارچگی زنجیره ارزش باعث کاهش هزینهها، افزایش سرعت نوآوری و بهبود انعطافپذیری تولید شد.
در حالی که بسیاری از خودروسازان غربی هنوز به شبکهای پیچیده از تامینکنندگان جهانی وابسته هستند، شرکتهای چینی توانستهاند بخش بزرگی از نیازهای خود را در داخل کشور تامین کنند. همین موضوع مزیت رقابتی قابلتوجهی برای آنها ایجاد کرده است.
انقلاب خودروهای الکتریکی
بخش مهمی از موفقیت چین به سرمایهگذاری زودهنگام در خودروهای الکتریکی نسبت داده شده است. در حالی که بسیاری از خودروسازان غربی تا اواخر دهه ۲۰۱۰ میلادی همچنان بر خودروهای با موتورهای احتراق داخلی تمرکز داشتند، چین توسعه خودروهای الکتریکی را به یک اولویت ملی تبدیل کرد. تخصیص یارانههای دولتی، توسعه زیرساختهای شارژ، حمایت از تولید باتری و ایجاد بازار داخلی گسترده موجب شد خودروسازان چینی فرصت بیسابقهای برای توسعه فناوریهای جدید به دست آورند.
امروز چین بزرگترین بازار خودروهای مبتنی بر انرژیهای نو در جهان است و بخش عمده ظرفیت تولید باتریهای لیتیوم یون جهان را نیز در اختیار دارد. بسیاری از شرکتهای چینی اکنون نه تنها خودرو تولید میکنند، بلکه در زمینه فناوری باتری، سیستمهای مدیریت انرژی و نرمافزارهای هوشمند نیز پیشتاز هستند.
صنعت خودرو در عصر هوش مصنوعی
یکی دیگر از عوامل موفقیت چین، نگاه متفاوت به آینده صنعت خودرو است. در چین خودرو دیگر صرفا یک محصول مکانیکی تلقی نشده؛ بلکه به عنوان یک پلتفرم دیجیتال هوشمند در نظر گرفته میشود.
شرکتهای فناوری بزرگی مانند هواوی، بایدو، تنسنت و شیائومی وارد صنعت خودرو شدهاند و همکاری گستردهای میان خودروسازان و شرکتهای فناوری شکل گرفته است. این همکاری موجب شده توسعه خودروهای هوشمند، خودروهای مجهز به سامانههای خودران و خدمات مبتنی بر داده با سرعت بیشتری انجام شود.
در چنین شرایطی، مزیت رقابتی آینده بیش از آنکه به توانایی ساخت موتور یا گیربکس وابسته باشد، به قدرت پردازش داده، توسعه نرمافزار و هوش مصنوعی مرتبط خواهد بود.
چرا آمریکا نگران شده است؟
موفقیت چین در صنعت خودرو تنها یک موضوع تجاری نیست؛ بلکه به یک مسئله راهبردی برای اقتصاد آمریکا تبدیل شده است. صنعت خودرو یکی از مهمترین بخشهای صنعتی آمریکا محسوب میشود و میلیونها شغل به طور مستقیم و غیرمستقیم به آن وابسته هستند. از دست رفتن مزیت رقابتی در این صنعت میتواند پیامدهای گستردهای برای رشد اقتصادی، اشتغال و امنیت صنعتی آمریکا داشته باشد.
همین نگرانیها موجب شده بحث درباره سیاست صنعتی دوباره در واشنگتن مطرح شود. بسیاری از کارشناسان معتقدند بازار به تنهایی قادر به حفظ برتری فناوری آمریکا در حوزههایی مانند خودروهای الکتریکی، باتری و هوش مصنوعی نیست و دولت باید نقش فعالتری ایفا کند.
آیا الگوی چین قابل تکرار است؟
با وجود موفقیت چین، بسیاری از تحلیلگران معتقدند کپیبرداری کامل از مدل توسعه صنعتی این کشور برای آمریکا امکانپذیر نیست. به اعتقاد آنها ساختار سیاسی، اقتصادی و نهادی دو کشور تفاوتهای بنیادینی با یکدیگر دارد.
اما آنچه توجه سیاستگذاران آمریکایی را جلب کرده، نه لزوما مداخله گسترده دولت، بلکه وجود یک راهبرد صنعتی بلندمدت و هماهنگ در چین است. چین طی دو دهه گذشته اهداف مشخصی را در حوزه خودروهای الکتریکی، باتری، انرژی پاک و فناوریهای پیشرفته دنبال کرده و منابع مالی، آموزشی و صنعتی خود را در راستای این اهداف بسیج کرده است.
برخی اقتصاددانان معتقدند آمریکا نیز برای حفظ رقابتپذیری خود نیازمند رویکردی منسجمتر در حوزه سیاست صنعتی است؛ رویکردی که بتواند میان دولت، دانشگاهها، شرکتهای فناوری و تولیدکنندگان صنعتی هماهنگی بیشتری ایجاد کند.
روند رقابت جدید در قرن بیستویکم
رقابت میان آمریکا و چین در صنعت خودرو بخشی از رقابت بزرگتر میان دو اقتصاد بزرگ جهان است. این رقابت دیگر تنها بر سر حجم تولید یا صادرات نیست، بلکه بر سر تسلط بر فناوریهای آینده شکل گرفته است.
خودروهای الکتریکی، باتریهای پیشرفته، تراشههای هوش مصنوعی، نرمافزارهای خودکارسازی وظایف و زیرساختهای دیجیتال همگی در مرکز این رقابت قرار دارند. کشوری که بتواند در این حوزهها برتری پیدا کند، احتمالا بخش مهمی از ارزشآفرینی صنعتی دهههای آینده را در اختیار خواهد داشت.
از این منظر، صنعت خودرو به میدان آزمایش توانایی کشورها در مدیریت گذار فناوری تبدیل شده است؛ گذاری که میتواند بر ساختار اقتصاد جهانی تاثیر عمیقی بگذارد.
آینده صنعت خودرو از آن چه کسانی خواهد بود؟
آنچه امروز در بازار خودرو مشاهده میشود، تنها تغییر جایگاه چند برند یا جابهجایی سهم بازار نیست. جهان در حال ورود به دورهای است که در آن مرز میان صنعت خودرو، فناوری اطلاعات، انرژی و هوش مصنوعی به سرعت در حال از بین رفتن است.
چین با سرمایهگذاری گسترده و نگاه بلندمدت توانسته جایگاه قدرتمندی در این تحول به دست آورد. در مقابل، آمریکا همچنان از مزیتهای مهمی در حوزه نوآوری، سرمایهگذاری ریسکپذیر، دانشگاهها و فناوریهای پیشرفته برخوردار است.
اما پرسش اصلی این است که کدام کشور خواهد توانست این مزیتها را به برتری صنعتی پایدار تبدیل کند. موفقیت چین نشان داده است که در عصر فناوریهای نوظهور، برتری اقتصادی صرفا نتیجه نوآوری نیست؛ بلکه حاصل ترکیبی از سیاست صنعتی، سرمایهگذاری بلندمدت، توسعه زنجیره تامین و هماهنگی میان بخشهای مختلف اقتصاد است.
از این منظر، بحث درباره الگوی خودرویی چین تنها به صنعت خودرو محدود نمیشود. این بحث در واقع درباره آینده رقابت اقتصادی جهان است؛ رقابتی که نتیجه آن میتواند جایگاه قدرتهای صنعتی قرن بیستویکم را تعیین کند. تجربه چین نشان داده است که آینده صنعت خودرو دیگر در خطوط مونتاژ سنتی رقم نمیخورد؛ بلکه در تقاطع فناوری، انرژی، داده و سیاست صنعتی شکل میگیرد. همین مسئله باعث شده است که واشنگتن بیش از هر زمان دیگری به آنچه در کارخانهها و مراکز فناوری چین میگذرد، توجه کند.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

آیا ورود خودروهای چینی به بازار آمریکا اجتنابناپذیر میشود؟

چه زمانی کابوس وابستگی آمریکا به عناصر نادر خاکی چین تمام میشود؟

خودروسازان به کاهش تنوع تولید خودرو روی میآورند

قطار اقتصاد ژاپن روی ریل بدهی و تورم حرکت میکند

آرامش نسبی بازار نفت تا چه زمانی دوام میآورد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه