چرا مذاکرات ایران و آمریکا به بن‌بست رسیده است؟
نماد اقتصاد بررسی کرد؛

چرا مذاکرات ایران و آمریکا به بن‌بست رسیده است؟

یگانه بختیاری فردیس
۱۸ خرداد ۱۴۰۵

با وجود آنکه طی هفته‌های اخیر بارها از نزدیک بودن توافقی جدید میان ایران و ایالات متحده سخن گفته شده، واقعیت آن است که شکاف‌های بنیادین میان دو طرف همچنان پابرجاست و همین مسئله چشم‌انداز دستیابی به یک توافق پایدار را با ابهامات جدی مواجه کرده است.

به گزارش نماد اقتصاد، اگرچه زمان آتش‌بس میان تهران و واشنگتن اکنون از دوره جنگ میان این دو نیز طولانی‌تر شده، اما تداوم تنش‌های میدانی در منطقه، به‌ویژه در اطراف تنگه هرمز، نشان می‌دهد که فضای بی‌اعتمادی همچنان بر مذاکرات میان دو کشور سایه افکنده است.

در هفته‌های گذشته بارها گزارش‌ها و گمانه‌زنی‌هایی درباره پیشرفت مذاکرات منتشر شده و مقامات دو طرف نیز در مقاطع مختلف از نزدیک بودن دستیابی به توافق سخن گفته‌اند، با این حال، هر بار این بارقه‌های امید نتیجه ملموسی با خود به همراه نداشته است. دلیل اصلی این وضعیت را باید در تضاد اساسی خواسته‌های تهران و واشنگتن جست‌وجو کرد؛ خواسته‌هایی که در شرایط کنونی امکان اجماع میان آن‌ها بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

یکی از مهم‌ترین محورهای اختلاف، مسئله تنگه هرمز است. ایران که در جریان آغاز درگیری‌ها کنترل عملی این آبراه راهبردی را در اختیار گرفت، تمایلی به بازگشت کامل به شرایط پیشین نشان نمی‌دهد.

در مقابل، آمریکا خواستار احیا وضعیت سابق و تضمین آزادی کامل کشتیرانی در این گذرگاه حیاتی انرژی است. تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال نفت و گاز جهان محسوب می‌شود و هرگونه اختلال در آن می‌تواند تبعات گسترده‌ای برای بازارهای جهانی انرژی به همراه داشته باشد.

موضوع برنامه هسته‌ای ایران نیز همچنان یکی دیگر از گره‌های اصلی مذاکرات است. تهران خواهان بازسازی ظرفیت‌های هسته‌ای خود پس از آسیب‌های گسترده وارد شده در جریان درگیری‌هاست و ظاهرا آمادگی دارد در ازای دریافت منابع مالی به صورت نقدی و کاهش فشارهای اقتصادی، محدودیت‌هایی موقت را بپذیرد.

این چارچوب تا حد زیادی یادآور توافق هسته‌ای دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما است؛ الگویی که پذیرش مجدد آن برای دولت دونالد ترامپ و متحدان جمهوری‌خواه وی در کنگره هزینه سیاسی قابل‌توجهی به همراه خواهد داشت.

از سوی دیگر، واشنگتن همچنان بر خروج ذخایر اورانیوم با غنای بالا از خاک ایران یا قرار گرفتن آن‌ها تحت نظارت سختگیرانه آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای تاکید دارد. با این حال، نشانه‌ای از تمایل فوری تهران برای پذیرش این خواسته مشاهده نمی‌شود و همین موضوع روند مذاکرات را پیچیده‌تر کرده است.

نکته قابل‌توجه در همین رابطه اینکه برخی از موضوعاتی که در آغاز بحران به‌عنوان اهداف اصلی آمریکا مطرح می‌شدند، اکنون تا حد زیادی از دستور کار مذاکرات کنار گذاشته شده‌اند. برنامه موشکی ایران و همچنین حمایت تهران از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای از جمله محورهایی بودند که دولت ترامپ در ابتدای درگیری‌ها بر آن‌ها تاکید ویژه داشت. با این حال، در روند فعلی گفت‌وگوها به نظر می‌رسد این مسائل کمرنگ‌تر شده است.

در همین چارچوب، ایران اخیرا اعلام کرده که آتش‌بس میان تهران و واشنگتن با تحولات جبهه لبنان باید در یک راستا قرار داشته باشد، بدین معناکه لبنان نیز حتما بخشی از این توافق درنظر گرفته شود. مقامات ایرانی اعلام کرده‌اند که در صورت ادامه درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله، امکان توقف یا کند شدن روند مذاکرات وجود خواهد داشت. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که تهران تلاش دارد از اهرم‌های منطقه‌ای خود برای افزایش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات استفاده کند.

رفتار دولت ترامپ نیز طی هفته‌های اخیر مورد توجه بسیاری از تحلیلگران قرار گرفته است. رئیس‌جمهور آمریکا اگرچه در مقاطعی مذاکرات را کم‌اهمیت جلوه داده، اما در عمل تلاش گسترده‌ای برای حفظ روند گفت‌وگوها از خود نشان داده است. برخی ناظران معتقدند نگرانی از واکنش بازارهای مالی و پیامدهای اقتصادی تشدید تنش‌ها، یکی از عوامل اصلی این رویکرد محسوب می‌شود.

در عین حال، منتقدان دولت آمریکا بر این باورند که واشنگتن در موارد متعددی از تهدیدهای اعلام‌شده خود عقب‌نشینی کرده است. به عنوان نمونه، در ابتدای آتش‌بس اعلام شد که ایران در ازای توقف درگیری‌ها مسیر عبور و مرور در تنگه هرمز را باز خواهد کرد، اما این اتفاق رخ نداد و با وجود آن، آتش‌بس ادامه یافت. از آن زمان نیز بارها تهدید به اقدام نظامی یا اعمال فشارهای شدیدتر مطرح شده، اما تاکنون اقدام عملی تعیین‌کننده‌ای در این زمینه مشاهده نشده است.

در چنین شرایطی، نه ایران خود را بازنده این رویارویی می‌داند و نه دولت ترامپ حاضر است شکست سیاسی را بپذیرد. هر دو طرف بر این باورند که گذر زمان می‌تواند شرایط طرف مقابل را دشوارتر کند. آمریکا امیدوار است فشارهای اقتصادی ناشی از محاصره بنادر و محدودیت‌های تجاری، اقتصاد ایران را تحت فشار بیشتری قرار دهد. در مقابل، تهران نیز معتقد است ادامه محدودیت‌ها در تنگه هرمز می‌تواند هزینه‌های قابل‌توجهی را بر اقتصاد جهانی و به‌ویژه بازار انرژی تحمیل کند و در نهایت موضع آمریکا را تضعیف سازد.

همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس تلاش کرده بخشی از صادرات انرژی خود را از مسیرها و خطوط لوله جایگزین انجام دهند و آمریکا نیز با حمایت از برخی مسیرهای دریایی، بخشی از جریان تجارت را حفظ کرده است. از سوی دیگر، ایران نیز همچنان از مسیرهای زمینی و دریای خزر برای تامین بخشی از نیازهای تجاری خود بهره می‌برد. هرچند هیچ‌یک از این راهکارها جایگزین کاملی برای شرایط عادی محسوب نمی‌شوند، اما می‌توانند زمان بیشتری برای طرفین خریداری کنند.

در مجموع، فضای کنونی مذاکرات بیش از آنکه به حل‌وفصل اختلافات نزدیک باشد، یادآور وضعیتی از تحرک بدون پیشرفت و گفت‌وگو بدون نتیجه ملموس است. نه تهران آمادگی عقب‌نشینی از مطالبات اصلی خود را دارد و نه واشنگتن حاضر به پذیرش خواسته‌های ایران است. از سوی دیگر، هیچ‌یک از دو طرف نیز تمایل چندانی برای بازگشت به یک جنگ تمام‌عیار نشان نمی‌دهند. با این حال، تجربه نشان داده است که در منازعات فرسایشی، زمان همواره به سود همه بازیگران عمل نمی‌کند و هرچه روند بن‌بست طولانی‌تر شود، هزینه‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن برای طرفین و حتی اقتصاد جهانی سنگین‌تر خواهد شد.

Author

یگانه بختیاری فردیس

مشاهده دیگر مطالب
لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=64677
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه