
چرا کاخ سفید همزمان از توافق و تهدید سخن میگوید؟
در شرایطی که مقامات آمریکایی بار دیگر ادبیات تهدیدآمیز علیه جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار قرار دادهاند، بررسی دقیق تحولات سیاسی، نظامی و اقتصادی ماههای اخیر نشان میدهد واشنگتن بیش از هر زمان دیگری در برابر یک واقعیت راهبردی قرار گرفته است؛ ایران نه تنها از معادلات منطقهای حذف نشده، بلکه به بازیگری تبدیل شده که بسیاری از پروندههای امنیتی و ژئوپلیتیکی غرب آسیا بدون در نظر گرفتن نقش آن قابل مدیریت نیست.
به گزارش نماد اقتصاد، در شرایطی که مقامات آمریکایی بار دیگر ادبیات تهدیدآمیز علیه جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار قرار دادهاند، بررسی دقیق تحولات سیاسی، نظامی و اقتصادی ماههای اخیر نشان میدهد واشنگتن بیش از هر زمان دیگری در برابر یک واقعیت راهبردی قرار گرفته است؛ ایران نه تنها از معادلات منطقهای حذف نشده، بلکه به بازیگری تبدیل شده که بسیاری از پروندههای امنیتی و ژئوپلیتیکی غرب آسیا بدون در نظر گرفتن نقش آن قابل مدیریت نیست.
اظهارات اخیر پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در نشست امنیتی شانگریلا در سنگاپور را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. وی از یک سو بر آمادگی نظامی آمریکا و توانایی ازسرگیری عملیات علیه ایران تأکید میکند و از سوی دیگر از امکان دستیابی به یک توافق «خوب» با تهران سخن میگوید.
این دوگانه ظاهراً متناقض در واقع بازتاب سردرگمی راهبردی واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران است؛ کشوری که نه سیاست فشار حداکثری توانسته آن را به تسلیم وادار کند و نه گزینه نظامی توانسته هزینههای رویارویی با آن را برای آمریکا قابل پذیرش سازد.
ایران مسئلهای که آمریکا نتوانست آن را حل کند
بیش از دو دهه است که پرونده ایران یکی از مهمترین چالشهای سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود. دولتهای مختلف آمریکا از جورج بوش تا باراک اوباما، از دونالد ترامپ تا دولتهای پس از او، هر کدام با رویکردهای متفاوت تلاش کردهاند رفتار ایران را تغییر دهند.
بوش راهبرد تهدید و فشار را دنبال کرد، اوباما به مسیر مذاکره و برجام روی آورد، ترامپ از توافق خارج شد و شدیدترین تحریمهای تاریخ را اعمال کرد، اما نتیجه نهایی برای واشنگتن چندان رضایتبخش نبود.
امروز حتی بسیاری از مراکز مطالعاتی آمریکایی اذعان دارند که سیاست فشار حداکثری نه تنها به فروپاشی ساختار سیاسی ایران منجر نشد، بلکه در برخی حوزهها موجب توسعه ظرفیتهای راهبردی جمهوری اسلامی شد.
این واقعیت موجب شده آمریکا اکنون میان دو گزینه دشوار قرار بگیرد؛ از یک سو تمایلی به ورود به یک جنگ پرهزینه جدید در خاورمیانه ندارد و از سوی دیگر نمیتواند به راحتی از اهداف اعلامی خود درباره برنامه هستهای ایران عقبنشینی کند.
بررسی شرایط فعلی منطقه نشان میدهد احتمال اقدام نظامی گسترده علیه ایران بسیار کمتر از آن چیزی است که در ادبیات سیاسی برخی مقامات آمریکایی مطرح میشود.
جنگهای عراق و افغانستان بیش از هفت تریلیون دلار هزینه مستقیم و غیرمستقیم برای آمریکا به همراه داشت و افکار عمومی این کشور نسبت به ماجراجوییهای نظامی جدید حساسیت بالایی پیدا کرده است. علاوه بر این، ساختار قدرت و توان بازدارندگی ایران با کشورهایی که آمریکا در دهههای گذشته به آنها حمله کرده تفاوت بنیادین دارد.
امروزه ایران شبکهای گسترده از توانمندیهای موشکی، پهپادی و دفاعی در اختیار دارد و در یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان یعنی خلیج فارس و تنگه هرمز قرار گرفته است. هرگونه درگیری مستقیم میتواند امنیت انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد و شوک شدیدی به بازارهای بینالمللی وارد کند.
از همین رو بسیاری از تحلیلگران معتقدند بخش مهمی از تهدیدات اخیر واشنگتن بیش از آنکه مقدمه یک عملیات نظامی باشد، با هدف افزایش اهرم فشار در روند مذاکرات و تأثیرگذاری بر محاسبات سیاسی تهران مطرح میشود.
تنگه هرمز معادلات را تغییر میدهد
یکی از مهمترین عوامل بازدارنده در برابر هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، موقعیت ژئوپلیتیکی منحصر به فرد کشور است. تنگه هرمز همچنان شاهراه اصلی انتقال بخش مهمی از انرژی جهان محسوب میشود.
در ماههای اخیر برخی رسانههای غربی تلاش کردند با انتشار گزارشهایی درباره احتمال مینگذاری این آبراه توسط ایران، فضای امنیتی منطقه را ملتهب جلوه دهند. اما گزارشهای بعدی برخی رسانههای آمریکایی نشان داد که ادعاهای مطرحشده با شواهد قطعی همراه نبوده است.
همین موضوع بار دیگر نشان داد که جنگ روانی و عملیات رسانهای همچنان یکی از ابزارهای مهم غرب برای اعمال فشار بر ایران محسوب میشود. در بسیاری از موارد ابتدا یک تهدید امنیتی بزرگ در رسانهها برجسته میشود و سپس همان روایت به مبنایی برای توجیه فشارهای سیاسی و نظامی تبدیل میگردد.
تحریمهای جدید؛ اعتراف به ناکامی ابزارهای قبلی
اعمال دور تازه تحریمهای آمریکا علیه ایران نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. واشنگتن همچنان تصور میکند میتواند از طریق فشار اقتصادی، امتیازات بیشتری از تهران دریافت کند. اما واقعیت این است که پس از سالها تحریم، اقتصاد ایران به تدریج سازوکارهای جدیدی برای کاهش تاثیر تحریمها ایجاد کرده است.
۶ میلیارد دلار؛ نماد بیاعتمادی عمیق میان دو طرف مذاکره
گزارشهای منتشر شده درباره منابع مالی بلوکهشده ایران در قطر نیز نشاندهنده سطح بالای بیاعتمادی میان دو طرف است. آمریکا تلاش میکند دسترسی ایران به این منابع را با محدودیتهای گسترده همراه سازد و نحوه هزینهکرد آن را کنترل کند. در مقابل، تهران معتقد است این داراییها متعلق به ملت ایران بوده و نباید به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل شوند.
اختلاف بر سر همین موضوعات نشان میدهد حتی در صورت دستیابی به یک توافق موقت یا محدود، مسیر عادیسازی روابط میان دو کشور همچنان طولانی و پیچیده خواهد بود.
در این راستا نیویورک پست به تازگی اعلام کرد؛ آزادسازی منابع ایران مشروط به بازگشایی تنگه هرمز و پاکسازی مینها است و وجوه مسدود شده مستقیما به ایران ارسال نخواهد شد، بلکه برای خرید مواد غذایی و تجهیزات پزشکی استفاده خواهد شد و پرداخت آنها منوط به تعهد تهران به باز کردن تنگه هرمز و پاکسازی مینها خواهد بود.
چین، ایران و نگرانیهای جدید واشنگتن
بخش دیگری از سخنان هگست درباره چین نیز حائز اهمیت است. واقعیت این است که پرونده ایران دیگر صرفاً یک مسئله دوجانبه میان تهران و واشنگتن نیست.
گسترش همکاریهای ایران با چین، روسیه و سایر قدرتهای نوظهور باعث شده آمریکا رقابت با ایران را در چارچوب رقابت بزرگتر قدرتهای جهانی تحلیل کند.
واشنگتن نگران است که تقویت روابط تهران با بلوکهای غیرغربی، بخشی از نظم بینالمللی مورد نظر آمریکا را به چالش بکشد. از همین رو فشار بر ایران در بسیاری موارد تنها به موضوع هستهای محدود نمیشود و ابعاد ژئوپلیتیکی گستردهتری پیدا میکند.
بر اساس این گزارش، مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد سیاست آمریکا در قبال ایران همچنان بر ترکیبی از فشار، تهدید و مذاکره استوار است؛ راهبردی که طی سالهای گذشته بارها آزموده شده اما نتایج مورد انتظار واشنگتن را به همراه نداشته است.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران امروز نه کشوری منزوی و فاقد ابزارهای قدرت، بلکه بازیگری تأثیرگذار در معادلات منطقهای و بینالمللی است. همین جایگاه موجب شده آمریکا در عین تهدید، ناچار به مذاکره باشد و در عین اعمال تحریم، از دستیابی به توافق سخن بگوید.
 copy.webp)
۰ دیدگاه