تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۴ - ۹:۲۵
کد خبر : 52280

اغاز عصر مدیران اقتصادی در وزارت خارجه

اغاز عصر مدیران اقتصادی در وزارت خارجه
هفته گذشته عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، شهرزاد مشیری را به‌عنوان مشاور خود منصوب کرد. برای ناظران بیرونی این انتصاب شاید مشابه بسیاری از انتصاب‌های اداری باشد، اما برای کسانی که مشیری را می‌شناسند، معنای روشن‌تری دارد.

به گزارش نماداقتصاد، اختصاصی/ هفته گذشته عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، شهرزاد مشیری را به‌عنوان مشاور خود منصوب کرد. برای ناظران بیرونی این انتصاب شاید مشابه بسیاری از انتصاب‌های اداری باشد، اما برای کسانی که مشیری را می‌شناسند، معنای روشن‌تری دارد. او یکی از چهره‌های شناخته‌شده نظام بانکی، مدیر برگزیده سال ۱۴۰۳ و از نظر بسیاری از کارشناسان، از متخصصان برجسته حوزه ارزی و بانکداری بین‌الملل است. اهمیت این انتصاب تنها در پیشینه حرفه‌ای مشیری نیست، بلکه در الگوی جدیدی است که در ماه‌های اخیر در وزارت امور خارجه شکل گرفته؛ الگویی که نشان می‌دهد جذب مدیران اقتصادی، مالی و تجاری دیگر تصمیم‌هایی موردی نیست، بلکه بخشی از یک تغییر جهت ساختاری در دیپلماسی اقتصادی کشور است.

دیپلماسی اقتصادی و آغاز یک بازآرایی هدفمند

در پشت صحنه سیاست خارجی ایران، تحولی تدریجی اما معنادار در جریان است؛ تحولی که بیش از همه در معاونت دیپلماسی اقتصادی قابل مشاهده است و نشان می‌دهد دولت چهاردهم قصد دارد این حوزه را از یک پیوست جانبی به ستون اصلی سیاست خارجی تبدیل کند. آنچه اکنون در این معاونت جریان دارد، نوعی پوست‌اندازی آرام و نظام‌مند است؛ تلاشی برای ساختن شبکه‌ای چابک، متخصص و فرصت‌ساز که علاوه بر رفع موانع، بتواند کارخانه تولید فرصت برای اقتصاد ایران باشد و پلی فعال میان ساختار سیاست خارجی و اقتصاد واقعی کشور ایجاد کند.
نشانه‌های این تحول در ترکیب نیروهایی که وارد وزارت خارجه می‌شوند کاملاً مشهود است: اقتصاددانان، تحلیلگران بازارهای منطقه‌ای، متخصصان تجارت بین‌الملل، کارشناسان لجستیک و مدیرانی که تجربه فعالیت در بخش خصوصی و زنجیره‌های ارزش جهانی را دارند. این تغییر آرام‌آرام خطوط عملکردی معاونت را جابه‌جا می‌کند و رویکردی تکنوکراتیک و مسئله‌محور را جایگزین رویکرد سنتی می‌سازد.

ضرورت اتصال سیاست خارجی به اقتصاد واقعی

مبنای این تغییر، یک حقیقت ساده اما تعیین‌کننده است: دیپلماسی اقتصادی بدون ارتباط ارگانیک با نخبگان اقتصادی و فعالان بازار، به سرعت فرساینده و کم‌اثر می‌شود.
این همان چرخه‌ای بود که در سال‌های گذشته بخش اقتصادی سیاست خارجی را گرفتار می‌کرد: جلسات متعدد بدون اثر عملی و تلاش‌هایی که به دلیل عدم هم‌افزایی با اقتصاد واقعی، به نتیجه ملموسی منتهی نمی‌شد.
اکنون تلاش معاونت دیپلماسی اقتصادی، عبور از این چرخه و قرار دادن اقتصاد در متن سیاست خارجی است؛ ساختن مدلی که بتواند منطق بازار، منطق تجارت و منطق دیپلماسی را در یک مسیر واحد هم‌جهت کند. هرچند این روند هنوز در مراحل تثبیت قرار دارد، اما نشانه‌های یک بازتعریف راهبردی در حال آشکار شدن است؛ بازتعریفی که ظرفیت دگرگون‌سازی دیپلماسی اقتصادی ایران را دارد.

پیوند سه‌ضلعی دیپلماسی، دولت و بخش خصوصی

هم‌زمان، وزارت خارجه به‌تدریج به سمت مدل‌های مشارکتی در حال حرکت است؛ مدل‌هایی که سه ضلع دیپلماسی، دولت و بخش خصوصی را در یک زنجیره واحد قرار می‌دهد. حضور چهره‌های جدید در ساختمان وزارت خارجه نشان‌دهنده این تغییر نسل است؛ نسلی که منطق و زبانی متفاوت دارد—زبان بازار، زبان زمان‌بندی، و زبان هزینه‌–فایده.
این نسل با رویکرد حل مسئله وارد میدان شده و تجربه فعالیت در زنجیره‌های ارزش و تجارت میدانی را همراه خود دارد. نتیجه طبیعی این رویکرد، تزریق حساسیت‌های تازه به رگ‌های سیاست خارجی است: حساسیت نسبت به بازدهی، سرعت، کارآمدی، و سنجش‌پذیری اقدامات.
اگر این پیوند جدید به‌درستی نهادینه شود، می‌تواند بسیاری از موانعی را که سال‌ها در تار و پود سیاست خارجی رسوب کرده، برطرف کند. ترکیب عقلانیت اقتصادی با محاسبات ژئوپلیتیک، در تجربه کشورهای موفق، موتور محرک دیپلماسی اقتصادی بوده است.

نسل تازه تکنوکرات‌ها و مأموریت آسیب‌شناسی ساختاری

نسل جدید تکنوکرات‌ها مأموریت دارد نظامی منسجم برای آسیب‌شناسی چالش‌ها و استخراج قواعد عملیاتی ایجاد کند؛ از شناسایی گلوگاه‌های داخلی تا تحلیل رفتار بازیگران منطقه‌ای و فهم سازوکارهای جهانی. تنها با چنین نظامی است که می‌توان از دل شناخت دقیق، مسیرهای عملی برای مانع‌زدایی و فرصت‌سازی استخراج کرد.
موفقیت این مدل، وابسته به شکل‌گیری رابطه‌ای منظم و ارگانیک میان سیاست خارجی و فعالان اقتصادی است—رابطه‌ای که تازه در حال تولد است، اما بازتاب آن اکنون در رفتار و ساختار معاونت دیپلماسی اقتصادی قابل مشاهده است.

نخستین آزمون جدی: حل یکی از گره‌های دیرپای اقتصاد ایران

یکی از برجسته‌ترین نشانه‌های این رویکرد جدید، نحوه مواجهه دولت چهاردهم با مسئله FATF است؛ مسئله‌ای که سال‌ها مسیر مبادلات مالی ایران را محدود کرده و هزینه‌های سنگینی به فعالان اقتصادی تحمیل کرده بود. ترکیب تازه نیروهای اقتصاد–محور در وزارت خارجه موجب شد این موضوع از قاب امنیتی و سیاسی خارج و به‌عنوان یک ضرورت راهبردی برای آینده تجارت ایران تحلیل شود.

در نتیجه، دستگاه‌های اقتصادی کشور—از وزارت اقتصاد تا بانک مرکزی و سازمان برنامه—در روندی هماهنگ قرار گرفتند و نظام تصمیم‌گیری کشور گامی عملی به سمت پذیرش و اجرای استانداردهای FATF برداشت. برای نخستین بار پس از سال‌ها، چشم‌اندازی روشن از خروج قریب‌الوقوع ایران از فهرست سیاه دیده می‌شود؛ مسیری که اگر درست پیش برود، می‌تواند یکی از جدی‌ترین موانع تجارت خارجی را برطرف کند.
احیای رایزنی‌های بازرگانی و بازسازی میدان عمل
هم‌زمان، یکی از معنادارترین تغییرات در ماه‌های اخیر، احیای بخش رایزن‌های بازرگانی در نمایندگی‌های خارجی است؛ بخشی که سال‌ها در سایه بود و اکنون با ترکیبی جدید از دیپلمات‌های کارآزموده و کارشناسان بازار فعال شده است. مأموریت این تیم تازه، بازگرداندن فهم واقعیت‌های اقتصادی به مرکز سیاست خارجی است.
اگرچه این الگو هنوز در مرحله آزمون و اصلاح قرار دارد، اما نشانه‌های اولیه آن امیدبخش است و می‌تواند نقشه تعاملات اقتصادی ایران را در آینده نزدیک بازترسیم کند.

عبور از واکنش به کنشگری فعال

در مجموع می‌توان گفت دیپلماسی اقتصادی ایران در حال عبور از مرحله واکنشی و محافظه‌کارانه به سمت کنشگری فعال است؛ کنشگری که مایل است به‌جای حرکت در سایه محدودیت‌ها، در شکل‌دهی قواعد بازی اقتصادی نقش‌آفرین باشد. این همان نقطه‌ای است که می‌تواند مسیر تازه‌ای برای سیاست خارجی کشور بگشاید—مسیر مبتنی بر پیگیری، عمل‌گرایی و عقلانیت اقتصادی.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.