رشد بیسابقه مصرف برق در ایران؛ زنگ خطر برای زیرساختها

به گزارش نماداقتصاد، یگانه بختیاری/ در این گزارش، به ریشههای بحران مصرف برق در ایران میپردازیم و راهکارهایی را برای خروج از این تاریکی بررسی میکنیم. این فقط یک مشکل فنی نیست؛ مسئلهای است که زندگی، اقتصاد و آینده کشور را تحت تاثیر قرار میدهد.
طی یک دهه اخیر، مصرف برق در ایران به صورت بیسابقهای افزایش یافته و هر سال شاهد ثبت رکوردهای جدید در پیک مصرف برق بودهایم.
این روند صعودی به گونهای است که پیک مصرف برق کشور پس از ۳۱ بار رکوردشکنی از مرز ۷۹ هزار مگاوات عبور کرده و این شاخص از بیش از ۱۳۰ کشور جهان، از جمله کشورهای بزرگی مانند برزیل، عربستان، بریتانیا و ترکیه، بالاتر رفته است.
این افزایش بیوقفه مصرف برق، فشار سنگینی بر زیرساختهای تولید و توزیع برق وارد کرده و موجب شده است که ظرفیتهای موجود نتوانند پاسخگوی نیازهای روزافزون کشور باشند.
عوامل موثر در افزایش مصرف برق کدامند؟
یکی از دلایل اصلی این رشد مصرف، استفاده گسترده از وسایل سرمایشی با فناوری قدیمی و راندمان پایین است که بخش قابل توجهی از بار مصرفی را به خود اختصاص دادهاند. همچنین، افزایش جمعیت، توسعه صنعتی و تغییرات اقلیمی که منجر به افزایش دما در فصول گرم سال میشود، مصرف برق را به شدت بالا برده است. این افزایش مصرف در حالی رخ میدهد که ظرفیت اسمی نیروگاهها تنها به میزان اندکی رشد داشته و فاصله میان عرضه و تقاضا روز به روز بیشتر میشود.
پیامدهای بحران افزایش مصرف برق
پیامدهای این وضعیت بسیار گسترده و عمیق است. نخست، خاموشیهای مکرر و برنامهریزی شده که به منظور جلوگیری از فروپاشی شبکه برق اعمال میشوند، زندگی روزمره مردم و فعالیتهای اقتصادی را مختل کردهاند.
این خاموشیها دیگر محدود به فصل تابستان یا بخشهای صنعتی نیست و حتی در بخش خانگی نیز قطعی برق به صورت منظم رخ میدهد که نشاندهنده شدت بحران است. از سوی دیگر، این ناترازی در تولید و مصرف برق، تهدیدی جدی برای امنیت انرژی کشور به شمار میرود و توان کشور را در عرصههای سیاسی و امنیتی کاهش داده است؛ به طوری که ایران به جای تبدیل شدن به قطب برق منطقه، با مشکلات ناترازی و کمبود برق دست به گریبان است.
پیامد افزایش مصرف برق بدون افزایش متناسب در تولید
از منظر اقتصادی، افزایش مصرف برق بدون افزایش متناسب در تولید، بهرهوری صنایع را کاهش داده و هزینههای تولید را بالا برده است. به عنوان مثال، ایران به ازای هر گیگاوات اوج بار مصرف برق حدود ۵ میلیارد دلار کالا تولید میکند، در حالی که کشورهایی مانند ترکیه با همان میزان برق، تولیدی چهار برابر بیشتر دارند. این موضوع نشاندهنده ناکارآمدی در مصرف انرژی و ضعف در بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود است.
کاهش کیفیت زندگی و نارضایتی عمومی
از نظر رفاهی و اجتماعی، قطعی مکرر برق موجب کاهش کیفیت زندگی مردم شده و نارضایتی عمومی را به دنبال داشته است. خدمات حیاتی مانند آموزش و بهداشت نیز به دلیل ناپایداری برق دچار اختلال شدهاند. همچنین، فشار بر نیروگاههای حرارتی و افزایش مصرف سوختهای فسیلی باعث افزایش انتشار گازهای گلخانهای و آلودگی هوا شده که سلامت عمومی و محیطزیست را به خطر انداخته است.
یکی دیگر از نکات قابل توجه، تغییر الگوی مصرف است؛ به گونهای که پیک مصرف برق در روزهای اخیر به بعد از ساعت ۱۶ منتقل شده است، حال آنکه پیش از این اوج مصرف عمدتاً بین ساعت ۱۲ تا ۱۶ رخ میداد. این تغییر الگو نشاندهنده پیچیدگی بیشتر مدیریت شبکه برق و نیاز به بازنگری در سیاستهای مدیریت مصرف است.
از انرژیهای تجدیدپذیر تا مدیریت تقاضا
در نهایت، این وضعیت بحرانی نیازمند اتخاذ راهکارهای جامع و بلندمدت است. توسعه منابع انرژی تجدیدپذیر، ارتقای فناوریهای مصرف بهینه، بهبود زیرساختهای شبکه برق و تدوین سیاستهای مدیریت تقاضا از جمله اقداماتی هستند که میتوانند به کاهش فشار بر شبکه برق کمک کنند و امنیت انرژی، اقتصاد و رفاه اجتماعی کشور را تضمین نمایند.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0